رباعی شمارهٔ ۶۲ : گل شرم چمن به هیچ رویی نبرد
رباعی شمارهٔ ۷۸ : از نوش جهان نصیب من نیش آمد
رباعی شمارهٔ ۶۳ : ما پرتو جوهر روانیم و خرد
رباعی شمارهٔ ۷۹ : مه روی ترا ز مهر مه میداند
رباعی شمارهٔ ۶۴ : خالت که به شیوه کار ده گیسو کرد
رباعی شمارهٔ ۸۰ : صدرا، دل دشمن تو در درد بماند
رباعی شمارهٔ ۶۵ : زلف تو، که صد سینه ز دل خالی کرد
رباعی شمارهٔ ۶۶ : در باغ شدی، سر و سر افشانی کرد
رباعی شمارهٔ ۶۷ : بر ما ستم او چه گذرها که نکرد؟
رباعی شمارهٔ ۶۸ : خالی که رخ تو آشکارش پرورد