رباعی شمارهٔ ۱۰۷ : دی کوزهگری بدیدم اندر بازار
رباعی شمارهٔ ۱۰۸ : ز آن می که حیات جاودانیست بخور
رباعی شمارهٔ ۱۰۹ : گر باده خوری تو با خردمندان خور
رباعی شمارهٔ ۱۱۰ : وقت سحر است خیز ای طرفه پسر
رباعی شمارهٔ ۹۵ : یاران موافق همه از دست شدند
رباعی شمارهٔ ۹۶ : یک جام شراب صد دل و دین ارزد
رباعی شمارهٔ ۸۱ : عمرت تا کی به خودپرستی گذرد
رباعی شمارهٔ ۹۷ : یک قطره آب بود با دریا شد
رباعی شمارهٔ ۸۲ : کس مشکل اسرار اجل را نگشاد
رباعی شمارهٔ ۹۸ : یک نان به دو روز اگر بود حاصل مرد