پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

شمارهٔ ۱ – در تعریف علم و شان آن : دیدهٔ جان بوعلی سینا

شمارهٔ ۲ : انوری چون خدای راه نمود

شمارهٔ ۳ – موعظه در رفع امل : نزد طبیب عقل مبارک قدم شدم

شمارهٔ ۴ – فی‌الحکمة : نگر تا حلقهٔ اقبال ناممکن نجنبانی

شمارهٔ ۵ – حکیم به دنبال ناصرالدین به منصوریه رفت او رابه بزم‌گاه راه ندادند این قطعه را سروده بار خواست : ای خصم تو پست و قدر والا

شمارهٔ ۶ – در موعظه : هرکه سعی بد کند در حق خلق

شمارهٔ ۷ – در التماس شراب : ایا صدری که از روی بزرگی

شمارهٔ ۸ : سمند فخر دین فاخر ز فخرت مفتخر بادا

شمارهٔ ۹ – در تهدید : آفتاب سخا حمیدالدین

شمارهٔ ۱۰ – در معذرت صاحب : ای بر عقاب کرده تقدم ثواب را

شمارهٔ ۱۱ – عزل خواجه شهاب را خواهد : ای صدر نایبی به ولایت فرست زود

شمارهٔ ۱۲ – وقتی انوری را درد پایی عارض گشته و ناصرالدین طاهر به عیادت وی رفته در شکر آن و عذرخواهی این قطعه گفته است : این فلک پیش طالع نیکت

شمارهٔ ۱۳ – در شکایت زمانه : خطابی با فلک کردم که از راه جفا کشتی

شمارهٔ ۱۴ – در مذمت فرمان‌برداری از زن : کرا عقل باشد زبر دست شهوت

شمارهٔ ۱۵ – صاحب را به داشتن دو فرزند به نام محمود و مسعود تهنیت گوید : چون بهاء الدین اعز را شاخ عزت بارور شد

شمارهٔ ۱۶ – در هزل گوید : گفت با خواجه یکی روز ازین خوش مردی

شمارهٔ ۱۷ – در مدح ملک‌الوزرا بدرالدین طوطی بک‌بن مسعودبن علی : طوطی ای آنکه ز انصاف تو هر نیم‌شبی

شمارهٔ ۱۸ – در هجا گوید : می‌نبینی که روزگار چه کرد

شمارهٔ ۱۹ – در شکایت گوید : به جای بادهٔ نابم تو سرکه دادی ناب

شمارهٔ ۲۰ – شراب خواهد : خدایگانا مهمان بنده بودستند

شمارهٔ ۲۱ – ایضا درخواست شراب کند : ایا دقیق نظر مهتری که گاه سخا

شمارهٔ ۲۲ – فی‌الهجا : گفته بودی که کاه و جو بدهم

شمارهٔ ۲۳ – در طلب شراب گوید : میر حیدر ایا که خیزد جود

شمارهٔ ۲۴ – ایضا شراب خواهد : من و نگار من امروز هر دو رگ زده‌ایم

شمارهٔ ۲۵ – مطایبه : دستار خوان بود ز دو گز کم به روستا

شمارهٔ ۲۶ – در شکایت زمان و حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانی : گرچه در دور تو ای دریادل کان دستگاه

شمارهٔ ۲۷ – در قناعت و صبر گوید : ای بس که جهان جبهٔ درویش گرفته

شمارهٔ ۲۸ – در شکر و قناعت گوید : درین دو روزه توقف که بو که خود نبود

شمارهٔ ۲۹ – در مطایبه گوید : زهی نم کرمت در سخا بهارانگیز

شمارهٔ ۳۰ – در تعریف کتاب مقامات قاضی حمیدالدین : هر سخن کان نیست قرآن با حدیث مصطفی

شمارهٔ ۳۱ – صاحب ناصرالدین را مدح گوید : ای سرافرازی که از یک سعی تو

شمارهٔ ۳۲ – در مدح مجدالدین ابوطالب نعمه : گره عهد آسمان سست است

شمارهٔ ۳۳ – در شرح اشتیاق گوید : به خدایی که از میان دو حرف

شمارهٔ ۳۴ – در هجو صفی محمد تاریخی : صفی محمد تاریخی از خدای بترس

شمارهٔ ۳۵ – در شکایت دنیا : ربع مسکون آدمی را بود دیو و دد گرفت

شمارهٔ ۳۶ – در شکایت گوید و توقع تلطف کند : چون برگهای طوبی طبعم به نام تو

شمارهٔ ۳۷ – در مدح گوید : ای سروری که از گل دل قامت قلم

شمارهٔ ۳۸ – در مدح موئتمن سرخسی : رتبت و تمیکن صدر موئتمن

شمارهٔ ۳۹ – در محمدت صاحب ناصرالدین : قدر می‌خواست تا کار دو عالم

شمارهٔ ۴۰ – فی‌الحکمة : آن شنیدستی که روزی زیرکی با ابلهی

شمارهٔ ۴۱ – در مدح مجدالدین ابوطالب نعمه : آنکه بر سلطان گردون نور رایش غالبست

شمارهٔ ۴۲ : به خدایی که در ولایت غیب

شمارهٔ ۴۳ – شراب خواهد : ای کریمی که در عطا دادن

شمارهٔ ۴۴ – در هجا گوید : رای مجدالملک در ترتیب ملک

شمارهٔ ۴۵ – در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی و شکر نعمت او : از خواص سخای مجد کرم

شمارهٔ ۴۶ – بیگاه به حضرت رفت در عذر آن گوید : تو آن فرزانهٔ آزاد مردی

شمارهٔ ۴۷ – در طلب جو این قطعه فرموده : ای بزرگی که دین یزدان را

شمارهٔ ۴۸ : به خدایی که از کمان قضا

شمارهٔ ۴۹ – شراب خواهد : فریدالدین کاتب دام عزه

شمارهٔ ۵۰ – در شکایت دوری از بزم مخدوم : شاها بدان خدای که بر دست قدرتش

شمارهٔ ۵۱ – در آرزومندی : به خدایی که روز را دامن

شمارهٔ ۵۲ : به خدایی که با بزرگی او

شمارهٔ ۵۳ – قطعهٔ زیر را به خواجه اسحاق پدر خواندهٔ خود فرستاده : مرا مقصود فرزندان آدم

شمارهٔ ۵۴ – در حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانی : آن شد که جهان لاف همی زد که من آنم

شمارهٔ ۵۵ – مطایبه : دوش در خواب من پیمبر را

شمارهٔ ۵۶ – از الب ارغون فرش و اسب و زین و خیمه خواسته : ایا خسروی کز پی جاه خویش

شمارهٔ ۵۷ – اظهار اشتیاق کند : به خدایی که در پرستش خویش

شمارهٔ ۵۸ – حساد او را به تهمتی منسوب کردند قسمیات در نفی تهمت و ذم شاعری و استغفار گوید : بدان خدای که در جست و جوی قدرت او

شمارهٔ ۵۹ : عاقلا از سر جهان برخیز

شمارهٔ ۶۰ – مطایبه در موفق سبعی : از آن سپس که به تعریض یک دوبارم رفت

شمارهٔ ۶۱ : به خدایی که در دوازده میل

شمارهٔ ۶۲ : گشته‌ام بی‌نظیر تا که ترا

شمارهٔ ۶۳ – در مدح سلطان اعظم سنجر : دوش خوابی دیده‌ام گو نیک دیدی نیک باد

شمارهٔ ۶۴ – در مدح اقضی‌القضاة قاضی حمیدالدین : قطعهٔ صدر اجل قاضی قضاة شرق و غرب

شمارهٔ ۶۵ – مطایبه : حاجبت رگ ز دست دانستم

شمارهٔ ۶۶ : تا مشقت ره طاعت نبرد هرگز گفت

شمارهٔ ۶۷ – در شکایت و طلب احسان از مخدوم : ای خداوندی کز غایت احسان و سخا

شمارهٔ ۶۸ – در هجا : شمس را چیزکی است بر گردن

شمارهٔ ۶۹ – در مرثیه : رئیس دولت و دین ای اسیر دست اجل

شمارهٔ ۷۰ – در نصیحت : اعتقادی درست دار چنانک

شمارهٔ ۷۱ – لغزیست که در طلب خربزه گفته : ای کریمی که در زمین امید

شمارهٔ ۷۲ – شراب خواهد : ای بزرگی که جود بحر محیط

شمارهٔ ۷۳ : با خرد گفتم که دستور جهان

شمارهٔ ۷۴ : تو کس خواجه‌ای و هرکه چو تو

شمارهٔ ۷۵ – در حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانی : بوالحسن ای کسی که در احسان

شمارهٔ ۷۶ – لطیفه : ای سروری که کوکبهٔ کبریات را

شمارهٔ ۷۷ – در حضرت مخدوم بار خواهد : ای به همت بر آفتابت دست

شمارهٔ ۷۸ : انوری را ز حرص خدمت تو

شمارهٔ ۷۹ – مطایبه : دی گفت به طنز نجم قوال

شمارهٔ ۸۰ – طلب امداد مهم خود کند : ای بزرگی که در بزرگی و جاه

شمارهٔ ۸۱ – در مدح منصور عامر : هر جمال و شرف که دارد ملک

شمارهٔ ۸۲ – ستایش بزم مخدوم کند : این مجلس خواجهٔ جهانست

شمارهٔ ۸۳ : به خدایی که بذل جان او را

شمارهٔ ۸۴ – در قناعت و آزادگی : آلودهٔ منت کسان کم شو

شمارهٔ ۸۵ – در مدح سعدالدین و کیفیت سقطه و حسب حال خود : ای سعد سپهر دین کجایی

شمارهٔ ۸۶ – در مدح صاحب جمال‌الدین محمد و شکایت از روزگار : کمال دین محمد محمد آنکه برای

شمارهٔ ۸۷ : بهشت را چه کنی عرضه بر قلندریان

شمارهٔ ۸۸ – حکیم در اواخر عمر از ملازمت دربار سلاطین احتراز می‌نموده، وقتی سلطان غور او را طلبید این قطعه را بدو فرستاد : کلبه‌ای کاندرو به روز و به شب

شمارهٔ ۸۹ – ناصرالدین طاهر را درد دندان عارض گشته انوری این قطعه هنگام عیادت او گفته و در هر بیت‌التزام لفظ دندان نموده است : ای به دندان دولت آمده خوش

شمارهٔ ۹۰ – امیر یوسف نام و عدهٔ عطایی کرده و وفا ننموده بود در تهدید او گفته است : میر یوسف سخن دراز مکش

شمارهٔ ۹۱ – در ندامت و شکایت : با آنکه چند سال بدیدم بتجربت

شمارهٔ ۹۲ – در مطایبه : در جهان چندان که گویی بی‌شمار

شمارهٔ ۹۳ – در موعظه و شکایت دهر : با یکی مردک کناس همی گفتم دی

شمارهٔ ۹۴ – لطیفه : صاحبا ماجرای دشمن تو

شمارهٔ ۹۵ – در طلب شراب و گوشت و مزه به طریق لغز گفته : مقلوب لفظ پارس به تصحیف از کفت

شمارهٔ ۹۶ – سکنجبین از کسی به طرز لغز خواسته : بفرستم ای امیر به تعجیل شربتی

شمارهٔ ۹۷ – در قناعت : به خدایی که معول به همه چیز بدوست

شمارهٔ ۹۸ – در مدح موئیدالدین مودودشاه : بازآمد آنکه دولت و دین در پناه اوست

شمارهٔ ۹۹ : بوطیب آنکه سرد و جفا گفت مر مرا

شمارهٔ ۱۰۰ : نیامدست مرا خویشتن دگر مردم

شمارهٔ ۱۰۱ : با فلک دوش به خلوت گله‌ای می‌کردم

شمارهٔ ۱۰۲ – مناظرهٔ بوتهٔ کدو با درخت چنار : نشنیده‌ای که زیر چناری کدو بنی

شمارهٔ ۱۰۳ – در مطایبه : نشوی سرور اندرین گیتی

شمارهٔ ۱۰۴ – در مذمت اصحاب دیوان : خسروا این چه حلم و خاموشیست

شمارهٔ ۱۰۵ – در فضیلت عقل و شرف انسان به خرد : برترین مایه مرد را عقلست

شمارهٔ ۱۰۶ – در شکایت زمانه و مفاخرت خود : عنصری گربه شعر می صله یافت

شمارهٔ ۱۰۷ – از یکی اکابر رنجیده بود حسب حال خود و نکوهش او گوید : ز مردمان مشمر خویش را به هیات و شکل

شمارهٔ ۱۰۸ – این قطعه را فتوحی گفت و به انوری بست و مردم بلخ بر حکیم متغیر شدند سوگندنامه در نفی آن گفت : چار شهرست خراسان را در چارطرف

شمارهٔ ۱۰۹ – در طلب شراب : ای سروری که چون تو به رادی سحاب نیست

شمارهٔ ۱۱۰ : کیمیایی ترا کنم تعلیم

شمارهٔ ۱۱۱ – در مذمت سواری : تو مرا گر پیاده‌ام منکوه

شمارهٔ ۱۱۲ : نیست یک تن در همه روی زمین

شمارهٔ ۱۱۳ – در مذمت زن خواستن : به خدایی که بی‌ارادت او

شمارهٔ ۱۱۴ – در مدح بهاء الدین علی : بهاء الدین علی کز چرخ جودش

شمارهٔ ۱۱۵ – در طلب شراب : ای جوانمردی که هرگز چرخ پیر

شمارهٔ ۱۱۶ – مطایبه : هر کرا ریدنی بگیرد سخت

شمارهٔ ۱۱۷ – در مرثیهٔ مودودشاه و بی‌وفایی جهان : جهان ز رفتن مودود شه موئید دین

شمارهٔ ۱۱۸ : شکلی نهاده‌اند حکیمان روزگار

شمارهٔ ۱۱۹ – در بی ثباتی جهان : جریده‌ایست نهاد سیه سپید جهان

شمارهٔ ۱۲۰ – در تاریخ فوت سلطان سنجر : چاشتگه در شهر مرو آن نامور فخر زمان

شمارهٔ ۱۲۱ – در اشتیاق : به خدایی که از صنایع او

شمارهٔ ۱۲۲ – مدح زین‌الدین عبدالله را گوید و حضور میزبان را خواهد : ای بزرگی کز آب و خاک چو تو

شمارهٔ ۱۲۳ – فی‌الحکمة والنصیحة : در حدود ری یکی دیوانه بود

شمارهٔ ۱۲۴ – در مذمت کسی : سراجی ای ز مقیمان حضرت ترمد

شمارهٔ ۱۲۵ – در مدح : مکرم مفصل سدیدالدین سپهر سروری

شمارهٔ ۱۲۶ : نیز مدح و غزل نخواهم گفت

شمارهٔ ۱۲۷ – در شکر : من به الماس طبع تا بزیم

شمارهٔ ۱۲۸ – در عذر مستی : خسروا گوهر ثنای ترا

شمارهٔ ۱۲۹ – مطایبه در عذر مستی : گفتی اجل شهاب موئید که آن فلان

شمارهٔ ۱۳۰ – ایضاله : ای ز جانم عزیزتر خاکی

شمارهٔ ۱۳۱ – صفی‌الدین موفق هیزمی به انوری وعده کرد و حکیم غلام خود را به طلب آن فرستاد چون به وعده وفا نکرد این قطعه در هجو او گفت : صفی‌الدین موفق را چو بینی

شمارهٔ ۱۳۲ – در هجو خواجه صلاح نامی : گفتم آن تو نیست خواجه صلاح

شمارهٔ ۱۳۳ – در قناعت و شکایت از روزگار : خسروا روزی ز عمرم گر سپهر افزون کند

شمارهٔ ۱۳۴ : ای خواجه رسیدست بلندیت به جایی

شمارهٔ ۱۳۵ – در مدح قاضی حمیدالدین : ای به تو مخصوص اعجاز سخن

شمارهٔ ۱۳۶ – در مدح صاحب ناصرالدین طاهر : صاحبا رای رفیعت که به معیار خرد

شمارهٔ ۱۳۷ : هزار مدح شکر طعم وصف تو گفتم

شمارهٔ ۱۳۸ – در شکایت : اندرین عصر هرکه شعر برد

شمارهٔ ۱۳۹ – از کسی یخ خواهد : ای خداوندی که هر کز خدمتت گردن کشید

شمارهٔ ۱۴۰ – صاحب ناصرالدین دارو خورده بود او را تهنیت گفته : ای ملک پادشه شده ثابت‌قدم به تو

شمارهٔ ۱۴۱ – مخدوم حکیم را در سرای خاص جای داد در شکر آن گوید : ای مقر عز تو از خرمی دارالقرار

شمارهٔ ۱۴۲ – در تهنیت دارو خوردن مجدالدین : مجد دین ای جهان جود و کرم

شمارهٔ ۱۴۳ – ایضا در تهنیت دارو خوردن مجدالدین : ای زمان فرع زندگانی تو

شمارهٔ ۱۴۴ – در مدح ملک نصرةالدین : مبشر آمد و اخبار فتح ختلان داد

شمارهٔ ۱۴۵ – در هجا : آن خداوندی که سال و ماه را

شمارهٔ ۱۴۶ – در ذم طمع : مذلت از طمع خیزد همیشه

شمارهٔ ۱۴۷ : ای ریاحین ملک تازه به تو

شمارهٔ ۱۴۸ – عمادالدین پیروزشاه وقتی به خانهٔ حکیم به عیادت آمده بود انوری در شکر آن گفته : ای خداوندی که بنای جهان یعنی خدای

شمارهٔ ۱۴۹ – در جواب مکتوب عمادالدین پیروزشاه : مثال عالی دستور چون به بنده رسید

شمارهٔ ۱۵۰ : اگر بخت یاری دهد چون منی را

شمارهٔ ۱۵۱ : اگر عالم سراسر ظلم گیرد

شمارهٔ ۱۵۲ – در عذر : تو آن کریمی کز التفات خاطر تو

شمارهٔ ۱۵۳ – در مفارقت دوستی : به خدایی که از شب تیره

شمارهٔ ۱۵۴ – در مذمت خزانه‌دار سلطان گفته و چون با هر گنجی ماریست تعبیر از خزانه‌دار به حیه کرده است : ای شاه جهان حیهٔ صندوق خزانت

شمارهٔ ۱۵۵ – در مدح ترکان خاتون : طاعت پادشاه وقت به وقت

شمارهٔ ۱۵۶ : خدایگانرا از چشم زخم ملک چه باک

شمارهٔ ۱۵۷ – شراب خواهد : ای جهانی پر از مکارم تو

شمارهٔ ۱۵۸ – در عذر تقصیر خدمت : اگر در خدمتت تقصیر کردم

شمارهٔ ۱۵۹ – در مدح نظام‌الملک بدرالدولة والدین خاصبک طوطی‌بن مسعود : درخت دولت شاه عجم سر بر فلک دارد

شمارهٔ ۱۶۰ – در شکایت دهر : جور یکسر جهان چنان بگرفت

شمارهٔ ۱۶۱ – سید مجدالدین بوطالب نعمه را گوید : ای زتو بنهاده کلاه منی

شمارهٔ ۱۶۲ – کتاب و کلاهی نزد بزرگی داشت در تقاضای آن گوید : به کلاهی بزرگ کرد مرا

شمارهٔ ۱۶۳ – خواجه شمس انوری را پوستینی وعده کرده و در فرستادن آن تاخیر نموده بود این قطعه در تهدید وی گفته : شمس بی نور و خواجهٔ بی‌اصل

شمارهٔ ۱۶۴ – در تجدید لقب موئیدالدین مودودشاه : ای برادر نسل آدم را خدی از روی لطف

شمارهٔ ۱۶۵ – در هجا : میر طغرل بمرد و من گفتم

شمارهٔ ۱۶۶ : به خدایی که کوه و دریا را

شمارهٔ ۱۶۷ – در وعظ : شادمانی گزین و نیک خویی

شمارهٔ ۱۶۸ – در حق سنقر خاص گوید : تابش رای سایهٔ یزدان

شمارهٔ ۱۶۹ : به خدایی که آب حکمت او

شمارهٔ ۱۷۰ : به خدایی که درسپهر بلند

شمارهٔ ۱۷۱ : مرکب من که دادهٔ شه بود

شمارهٔ ۱۷۲ – در مدح پیروز شاه : آنکه او دست و دلت را سبب روزی کرد

شمارهٔ ۱۷۳ – در نصیحت : در جهان با مردمان دانی که چون باید گذاشت

شمارهٔ ۱۷۴ – شبی در حال مستی از بامی درافتاد این قطعه را گفت : گرچه شب سقطهٔ من هر که دید

شمارهٔ ۱۷۵ – در هجو : قلتبانی هم به خواهر هم بزن

شمارهٔ ۱۷۶ – مطایبه : جهان گر مضطرب شد گو همی شو

شمارهٔ ۱۷۷ – در صفت کسب کمال ومذمت ابناء عصر : هر که به ورزیدن کمال نهد روی

شمارهٔ ۱۷۸ – در مدح ملک‌الشرق علاء الدین محمد امیر کوه : امیرالجبال آنکه با جاه جودش

شمارهٔ ۱۷۹ – درشکایت دهر : کی بود کین سپهر حادثه زای

شمارهٔ ۱۸۰ : به خدایی که وصف بی چونش

شمارهٔ ۱۸۱ – طبیبی را ذم کند : مقبلی آنکه روز و شب ادبار

شمارهٔ ۱۸۲ – در حکمت و موعظه : روز را رایگان ز دست مده

شمارهٔ ۱۸۳ – در هجا : گر اندک صلتی بخشد امیرت

شمارهٔ ۱۸۴ : شعر تر و خوب بنده گوید

شمارهٔ ۱۸۵ : به خدایی که بی‌شناس مقیم

شمارهٔ ۱۸۶ : غلام توام چون غلامت نباشد

شمارهٔ ۱۸۷ – در حبس مجدالدین ابوالحسن : مدت عالم به آخر می‌رسد بی‌هیچ شک

شمارهٔ ۱۸۸ : دعاگو اسبکی دارد که هر روز

شمارهٔ ۱۸۹ : خداوندا رهی را شاهدی هست

شمارهٔ ۱۹۰ – در طلب احسان : گفتم چو لطف بار خدایم قبول کرد

شمارهٔ ۱۹۱ – در طلب کاغذ گوید : ای خداوندی که درمعراج قدر و منزلت

شمارهٔ ۱۹۲ – در علو همت خود گوید : من واین نفس که با قحبهٔ رعنای جهان

شمارهٔ ۱۹۳ – قاضی حمیدالدین از انوری سوئال کند : اوحدالدین که در سؤال و جواب

شمارهٔ ۱۹۴ – انوری در جواب قاضی گوید : افتخار جهان حمیدالدین

شمارهٔ ۱۹۵ – سلطان سنجر انوری را به مجلس خود خوانده بود در شکر آن گفته : انوری را خدایگان جهان

شمارهٔ ۱۹۶ – مدح شهاب‌الدین ابوالفتح کند و اجازهٔ دخول به مجلس او خواهد : ای آنکه لقب تاش ثاقب تو

شمارهٔ ۱۹۷ – در تقاضای راتبه : خداوندا تو می‌دانی که بنده

شمارهٔ ۱۹۸ – مدح قاضی حمیدالدین : با جلال تو ای حمیدالدین

شمارهٔ ۱۹۹ : بسا سخن که مرا بود وان نگفته بماند

شمارهٔ ۲۰۰ – شکایت از دهر : جفای گنبد گردان به پایه‌ای برسید

شمارهٔ ۲۰۱ – مطایبه : آن بزرگانی که در خاک خراسان خفته‌اند

شمارهٔ ۲۰۲ : ایمنی را و تندرستی را

شمارهٔ ۲۰۳ – در التماس برات انعام گوید که خبر آن بدو رسید و برات نرسیده بود : ای خداوندی که بر درگاه جاهت بنده‌وار

شمارهٔ ۲۰۴ – در عارضهٔ خاتون عصمةالدین رضیةالملوک : گر خداوند عصمةالدین را

شمارهٔ ۲۰۵ – در هجای بخیلی گفته : ممسکی جست مر مرا در بلخ

شمارهٔ ۲۰۶ – در تقصیر ملاقات یاران به یکدیگر گوید : کهتر و مهتر و وضیع و شریف

شمارهٔ ۲۰۷ – شراب خواهد : سرورا از می سخاوت تو

شمارهٔ ۲۰۸ – لغز : یکی و پنج و سی وز بیست نیمی

شمارهٔ ۲۰۹ – در مدیح : صاحبا دین و ملک بی‌تو مباد

شمارهٔ ۲۱۰ : دوستی در سمر کتابی داشت

شمارهٔ ۲۱۱ – شراب خواهد : پنج قالاشیم در بیغوله‌ای

شمارهٔ ۲۱۲ : بیخ دو غماز برانداختند

شمارهٔ ۲۱۳ – در وصل سرای مجدالدین ابوالحسن : ای نمودار آفتاب بلند

شمارهٔ ۲۱۴ : به خدایی که دست قدرت او

شمارهٔ ۲۱۵ – در تهنیت منصب گوید : احکام دین چو از شرف‌الدین شرف گرفت

شمارهٔ ۲۱۶ – در مدح : ای کریمی که رای همت تو

شمارهٔ ۲۱۷ – درخواست روشنایی کند : گنبد پیروزه گون بااختران سیم رنگ

شمارهٔ ۲۱۸ – ممدوح برای حکیم خلعتی فرستاده در شکر آن گوید : ای خداوندی که از دریای دستت روزگار

شمارهٔ ۲۱۹ : دوستی گفت صبر کن ایراک

شمارهٔ ۲۲۰ – شکایت از فلک و مدح صاحب : به خدایی که قدر قدرت او

شمارهٔ ۲۲۱ – مخدوم به انوری جفتی موزه بخشید در شکر آن گوید : ای خداوندی که پیش لطف خاک پای تو

شمارهٔ ۲۲۲ – در هجا : ترا هجا نکند انوری معاذالله

شمارهٔ ۲۲۳ – در شکایت : کامل العصر نیک نیک بدان

شمارهٔ ۲۲۴ – در حبس مجدالذین ابوالحسن عمرانی : بافلک دی نیازمندی گفت

شمارهٔ ۲۲۵ – طلب ادرار و راتبه از مخدوم برای یک نفر از شاگردان خود کند : ای خداوندی که از روی تفاخر بنده‌وار

شمارهٔ ۲۲۶ – شراب خواهد : ای کریمی که از نوال کفت

شمارهٔ ۲۲۷ – ایضا طلب شراب کند : ای بزرگی که کلک وهمت تو

شمارهٔ ۲۲۸ – در هجا : پس دریده بریده پیشی چند

شمارهٔ ۲۲۹ : خدایگانا آنی که دوستدارانت

شمارهٔ ۲۳۰ – در تهدید و هجو قاضی هری : به خشک ریش گری در هری ندیدستی

شمارهٔ ۲۳۱ – در نکوهش فلک : آسمان آن بخیل بدفعلست

شمارهٔ ۲۳۲ : خسروا آب آسمان نشود

شمارهٔ ۲۳۳ – در مذمت زنان : زن چو میغست و مرد چون ماهست

شمارهٔ ۲۳۴ – در التماس موزه : تویی آن صدر که بر پایهٔ قدرت نرسد

شمارهٔ ۲۳۵ – در هجا : چه خیر باشد در خیل و لشکری که درو

شمارهٔ ۲۳۶ – در نکوهش روزگار : یک چند روزگار نه از راه مکرمت

شمارهٔ ۲۳۷ : کسی را که بد مست باشد، قفا

شمارهٔ ۲۳۸ – اجازت خواهد : ای شاه ز نقدها که باشد

شمارهٔ ۲۳۹ : هر که زی خویشتن گران آید

شمارهٔ ۲۴۰ : گفتم ترا مدیح دریغا مدیح من

شمارهٔ ۲۴۱ – در وصف بنا و مدح میر عمید : کرد عالی بنای این مجدود

شمارهٔ ۲۴۲ – از کسی درخواست پنبه کند : زهی صاحب ملک پرور که گیتی

شمارهٔ ۲۴۳ – برای درآمدن به خانهٔ اکفی الکفاة بار خواهد : ای خداوندی که از ایام اگر خواهی بیابی

شمارهٔ ۲۴۴ – شراب خواهد : شاهدی دارم ای بزرگ چنانک

شمارهٔ ۲۴۵ – حضور دوستی را خواهد : جاییست نشسته چاکر تو

شمارهٔ ۲۴۶ – در تقاضای انعامی که حواله شد و نیافت فرماید : مفتی شرع کرم عاقلهٔ ملت جود

شمارهٔ ۲۴۷ – در قضا و قدر : خدای کار چو بر بنده‌ای فرو بندد

شمارهٔ ۲۴۸ – حکیم رنجور بود و دوستی او را عیادت نکرد در شکایت و طلب حضور او گوید : ای بدیع‌الزمان بیا و ببین

شمارهٔ ۲۴۹ – اذن دخول به مجلس صاحب خواهد : ای خاک درت سرمه شده چشم ولی را

شمارهٔ ۲۵۰ – مخدوم به حکیم جام شرابی بخشیده در شکر آن و طلب شراب گوید : ای به جود و به قدر بر ز فلک

شمارهٔ ۲۵۱ – در هجو شخصی که به علی مهتاب مشهور بود : طبع مهتاب را دو خاصیت است

شمارهٔ ۲۵۲ – شراب خواهد : ای بزرگی که رای روشن تو

شمارهٔ ۲۵۳ : بر کار جهان دل منه ایرا که نشاید

شمارهٔ ۲۵۴ – در مرثیه : در مرثیهٔ موئیدالدین

شمارهٔ ۲۵۵ – در مفارقت : خدایگانا نزدیک شد که صبح ظفر

شمارهٔ ۲۵۶ : صاحبا سقطهٔ مبارک تو

شمارهٔ ۲۵۷ – فی الاشتیاق : به خدایی که دست قدرت او

شمارهٔ ۲۵۸ – در عذر : بنده گر درهنر عطارد نیست

شمارهٔ ۲۵۹ – در مذمت اهل سوق : روزی پسری با پدر خویش چنین گفت

شمارهٔ ۲۶۰ : اگر انوری خواهد از روزگار

شمارهٔ ۲۶۱ – اسب پیری را مذمت کند : خسرو از اصطبل معمورت که آن معمور باد

شمارهٔ ۲۶۲ : ای برادر پند من بشنو اگر خواهی صلاح

شمارهٔ ۲۶۳ – قبا از بزرگی خواسته : ای برقد تو راست قبای سخا و جود

شمارهٔ ۲۶۴ : با خار قناعت ار بسازی یکبار

شمارهٔ ۲۶۵ – مطایبه ملکشاه پدر سلطان سنجر با مرد اعرابی : حکایت است به فضل استماع فرمایند

شمارهٔ ۲۶۶ – در عذر تقصیر نرفتن پیش ممدوح : گر بنده به خدمتت نیامد

شمارهٔ ۲۶۷ : آ زاده گر کریم نیابد ورا چه عجب

شمارهٔ ۲۶۸ – از ممدوح التماس کفش به معما کرده است : ای مستفاد لطف تو اقبال آسمان

شمارهٔ ۲۶۹ : من و سه شاعر و شش درزی و چهار دبیر

شمارهٔ ۲۷۰ : با یکی مزاح و دو خنیاگر و سه تا حریف

شمارهٔ ۲۷۱ : دهر و افلاک و انجم و ارکان

شمارهٔ ۲۷۲ – در مدح بدرالدین الغ جاندار بک اینانج بلکا سنقر : خداوندا تو آنی کافرینش

شمارهٔ ۲۷۳ – قاضی هری مبتلا به مرض جرب شده و حکیم به عیادت او رفته و او از خانه بیرون نیامده و این قطعه را درهجو او گفته است : قاضی از من نصیحتی بشنو

شمارهٔ ۲۷۴ – مطایبه با باغبانی که ازو کدوی تر خواسته : بردم به کدوی تر بدو حاجت

شمارهٔ ۲۷۵ – شکایت از روزگار : اندرین دور بی‌کرانه که هست

شمارهٔ ۲۷۶ – نکتهٔ پسندیده : باده خوردن به ساتکینی در

شمارهٔ ۲۷۷ – در طلب شکر و عود : ای هنر از آتش تو بویا همچو عود

شمارهٔ ۲۷۸ – در موعظه : هر که تواند که فرشته شود

شمارهٔ ۲۷۹ – مطایبه : هر کس که جگر خورد و به خردی هنر آموخت

شمارهٔ ۲۸۰ – در اشتیاق : به خدایی که از مشیت او

شمارهٔ ۲۸۱ – در مرثیه : هرگز گمان مبر که کمال‌الزمان بمرد

شمارهٔ ۲۸۲ : اثر خشمش از نوش پدید آرد نیش

شمارهٔ ۲۸۳ – مطایبه : آزرده رفت مانا تاج‌الزمان ز ما

شمارهٔ ۲۸۴ : روزم از روز بهتر است اکنون

شمارهٔ ۲۸۵ : چهار چیز همی خواهم از خدای ترا

شمارهٔ ۲۸۶ – در هجا : دی از کسان خواجه بکردم یکی سؤال

شمارهٔ ۲۸۷ : صاحبا به هر رهی یک قدری می بفرست

شمارهٔ ۲۸۸ : خواهی که بهین کار جهان کار تو باشد

شمارهٔ ۲۸۹ – در تقاضا : ای به اقلیم کبریای تو در

شمارهٔ ۲۹۰ – در مدیح : ای خداوندی که کمتر بنده در فرمان تو

شمارهٔ ۲۹۱ : سر زلفت به جز دست تو حیفست

شمارهٔ ۲۹۲ – در هجو صلاح صالحی : تو در قوادگی ای سرخ کافر

شمارهٔ ۲۹۳ – در ذل سوئال : بودن اندر عذاب چون جرجیس

شمارهٔ ۲۹۴ – در نصیحت نفس : انوری بهر قبول عامه چند از ننگ شعر

شمارهٔ ۲۹۵ : شب سیاه به تاریکی ار نشینم به

شمارهٔ ۲۹۶ – درمرثیه : آن خواجه کز آستین رغبت

شمارهٔ ۲۹۷ – مطایبه به محبوب کند : شعرم به همه جهان رسیدست

شمارهٔ ۲۹۸ : ای کریمی که از سخاوت تو

شمارهٔ ۲۹۹ : دوش دور از تو ای مدبر عقل

شمارهٔ ۳۰۰ : به خدایی که کرد گردون را

شمارهٔ ۳۰۱ – از نجیب‌الدین کاتب سیاهی خواهد : اگر به رنج ندارد اجل نجیب‌الدین

شمارهٔ ۳۰۲ – امیر شجاعی شاعر در قدح انوری گفته : هر بلایی کز آسمان آید

شمارهٔ ۳۰۳ – حکیم در جواب شجاعی گوید : ای شجاعی کز تو بددل‌تر ندیدم در جهان

شمارهٔ ۳۰۴ – در مذمت شعرا : عادت طرح شعر آوردند

شمارهٔ ۳۰۵ – در عذر بدمستی خویش : ای فلک با کمال تو ناقص

شمارهٔ ۳۰۶ : ای فلک پیش قدر تو ناقص

شمارهٔ ۳۰۷ – در منع توزیع با جمال‌الدین مسعود گوید : ای به طالع چو نام خود مسعود

شمارهٔ ۳۰۸ – در شکایت از ممدوح خویش حمیدالدین : دراز گشت حدیث درازدستی ما

شمارهٔ ۳۰۹ – طلب وظیفه کند : ایا کان مروت صدر والا

شمارهٔ ۳۱۰ – در مذمت زنان : مار نون نکاح چو بزدت

شمارهٔ ۳۱۱ : جامهٔ ازرق همی پوشی و نزدیک تو نه

شمارهٔ ۳۱۲ – عزالدین نامی را ستایش کند : ای بزرگی که شد دل و رایت

شمارهٔ ۳۱۳ – در مطایبه : هرکه مخلوق را کند خدمت

شمارهٔ ۳۱۴ – تعریف شراب کند : غذای روح بود بادهٔ رحیق‌الحق

شمارهٔ ۳۱۵ – شراب خواهد : ای خواجهٔ مبارک بر بندگان شفیق

شمارهٔ ۳۱۶ – در هجو : نه نجیب از پی آن شد به فلک بر کورا

شمارهٔ ۳۱۷ – در شکایت : ایا رادی که اندر ناف آهو

شمارهٔ ۳۱۸ – در تمثیل : صاحبا از نیکخواه و بدسگالت یک مثال

شمارهٔ ۳۱۹ – در شکر : منعمی بر پیر دهقانی گذشت اندر دهی

شمارهٔ ۳۲۰ – در تعریف عمارت و مدح صاحب : ای نمودار ارتفاع فلک

شمارهٔ ۳۲۱ – در وصف کوشک و سرای مجدالدین ابوالحسن عمرانی : حبذا کارنامهٔ ارژنگ

شمارهٔ ۳۲۲ – قسم بر بی‌گناهی : مرگ از آن به که مرا از تو خجل باید بود

شمارهٔ ۳۲۳ – در مطایبه : گویند که در طوس گه شدت گرما

شمارهٔ ۳۲۴ – سخن کمالی را ستاید : شعرهای کمالی آن به سخن

شمارهٔ ۳۲۵ – در مطایبه : تا نشست خواجه در گلشن بود

شمارهٔ ۳۲۶ – در بیان حال خود : خاطری چون آتشم هست و زبانی همچو آب

شمارهٔ ۳۲۷ – التماس انعام : ای ترا آفتاب حاجب بار

شمارهٔ ۳۲۸ : تکلف میان دو آزاده مرد

شمارهٔ ۳۲۹ – ستایش ملک‌الشعرا ارشدالدین : هیچ دانی ارشدالدین کز کف و طبع تو دوش

شمارهٔ ۳۳۰ – الب ارغو یکی از ممدوحان حکیم را میل کشیدند در آن باب گفته است : شاها بدیده‌ای که دلم را خدای داد

شمارهٔ ۳۳۱ – از بزرگی درخواست کاغذ سپید کند : زندگانی مجلس سامی در اقبال تمام

شمارهٔ ۳۳۲ – در نقدی که یکی از امرا در مرثیهٔ سیدابوطالب نعمه بدو کرده بود گوید : به نظم مرثیه‌ای در که چون ز موجب آن

شمارهٔ ۳۳۳ – قاضی حمیدالدین در مدح حکیم گفته و بدو فرستاده : اوحدالدین انوری ای من مرید طبع تو

شمارهٔ ۳۳۴ – انوری در جواب این قطعه گفته و او را ستوده است : به حمد و ثنا چون کنم رای نظمی

شمارهٔ ۳۳۵ – به شخصی تکلف فرماید : امیر زنگی چون بامداد باز آید

شمارهٔ ۳۳۶ – از دوستی سیم گرمابه خواهد : دوش در خواب دیو شهوت را

شمارهٔ ۳۳۷ – در تقاضا : شعری بسان دیبهٔ زربفت بافتم

شمارهٔ ۳۳۸ – در عذر غیبت از مجلس مخدوم : من بدعهد را چه می‌گویی

شمارهٔ ۳۳۹ – فی‌الاشتیاق : به خدایی که عقل کلی را

شمارهٔ ۳۴۰ : بجز تو در دو گیتی کس ندیدست

شمارهٔ ۳۴۱ – به مجلس صاحب بار خواهد : خداوندا به فر دولت تو

شمارهٔ ۳۴۲ : در آینه چون نگاه کردم

شمارهٔ ۳۴۳ – در اشتیاق دوستی و طلب مکاتبات ازو : ز روزگار به یک نامهٔ تو خرسندم

شمارهٔ ۳۴۴ – در شکایت : نرسد گرد سر فراز همی

شمارهٔ ۳۴۵ – در حسب حال و وارستگی خویش : امید و بیم دهد خلق را مسخر خویش

شمارهٔ ۳۴۶ – در طلب صاحب : اگر بیایی و من بنده را دهی تشریف

شمارهٔ ۳۴۷ – شکوه از روزگار : خدایگانا سالی مقیم بنشستم

شمارهٔ ۳۴۸ – در مدح تاج الدین ابوالمعالی محمد المستوفی گوید و عرق نسترن خواهد : ایا به عالم عهد از تو نوبهاروفا

شمارهٔ ۳۴۹ – در بیان هنرهای خود و جهل ابناء عصر : گرچه دربستم در مدح و غزل یکبارگی

شمارهٔ ۳۵۰ – در مطایبه : عقل صد مسهل به طبعم بیش دارد

شمارهٔ ۳۵۱ – کیسه‌ای به حکیم وعده کرده‌اند آن را با کاردی طلب می‌کند : ای کمال زمان بیا و ببین

شمارهٔ ۳۵۲ – در شکایت : بزرگوارا دانی کز آفت نقرس

شمارهٔ ۳۵۳ – نکتهٔ موزون : جایی که من نشینم بیکار کی نشینم

شمارهٔ ۳۵۴ – در شکر تشریف : خدایگان وزیران و پادشاه صدور

شمارهٔ ۳۵۵ – وله ایضا : راحت چگونه یابم فضلست مانعم

شمارهٔ ۳۵۶ : مکوش تا بتوانی به جنگ و صلح گزین

شمارهٔ ۳۵۷ : شود زیادت شادی و غم شود نقصان

شمارهٔ ۳۵۸ : ای از برادر و پدر افزون دوبار صد

شمارهٔ ۳۵۹ – در افلاس و رنجوری خود : به خدایی که زنده و باقیست

شمارهٔ ۳۶۰ – در عذر : ای همه سیرت تو هنگ و ثبات

شمارهٔ ۳۶۱ : لنگ خواهی مرا روا باشد

شمارهٔ ۳۶۲ – التماس کفش کند : فخر دین یک التماسست از توام

شمارهٔ ۳۶۳ – در حسب حال : از سخنهای عذب شکر طعم

شمارهٔ ۳۶۴ – در نصیحت : غم به تکلف به سر من مبار

شمارهٔ ۳۶۵ – در اشتیاق : به خدایی که در موجودات

شمارهٔ ۳۶۶ – در عزلت و قناعت و جواب سائلی که از حکیم قصهٔ شعر گفتنش پرسید گوید : دی مرا عاشقکی گفت غزل می‌گویی

شمارهٔ ۳۶۷ : کارها را طلب مکن غایت

شمارهٔ ۳۶۸ : به خدایی که قائمست به ذات

شمارهٔ ۳۶۹ – در ریاضت خاطر : چون من به ره سخن فراز آیم

شمارهٔ ۳۷۰ – مذمت ممدوحی که وعدهٔ صله بدو داده و وفا نکرده : کردگارا مشته رندی ده جهان را خوش تراش

شمارهٔ ۳۷۱ – در مدح : ای غلامت چو شاد بخت فلک

شمارهٔ ۳۷۲ – در اشتیاق : خداوندا همی خواهم که از دل

شمارهٔ ۳۷۳ – از زبان پسران میرداد که یکی طوطی به یک ملقب به ناصرالدین و دیگر عضدالدین است گفته و آنها را ستایش کرده است : گیتی به سر سنان گشادیم

شمارهٔ ۳۷۴ – در تمثیل : خصم تو و قاعدهٔ ملک تو

شمارهٔ ۳۷۵ – معما : علم آصف گنج قارون صبر ایوب رسول

شمارهٔ ۳۷۶ – شراب خواهد : ای ز نور شرابخانهٔ تو

شمارهٔ ۳۷۷ – لغز به اسم سلطان سنجر و بیان آنکه عدد نام سنجر با پیغمبران مرسل یکیست : ای خردمند اگر گوش سوی من داری

شمارهٔ ۳۷۸ – در طلب عفو : بزرگا گر خطایی کرده آمد

شمارهٔ ۳۷۹ – مطایبه : چو غزنینی به محشر زنده گردد

شمارهٔ ۳۸۰ – در اظهار نیک‌نفسی خود گفته است : من توانم که نگویم بد کس در همه عمر

شمارهٔ ۳۸۱ – در غیبت پیروزشاه از بلخ و تهنیت قدوم او : احمد مرسل ز خاک مکه چون هجرت گزید

شمارهٔ ۳۸۲ – در شکایت اهل زمان : روبهی می‌دوید از غم جان

شمارهٔ ۳۸۳ – نصیحت : کم عیالی سعادتیست که مرد

شمارهٔ ۳۸۴ : روی بخت خواجه خرم همچو گل

شمارهٔ ۳۸۵ – در مرثیه : ای جهانت به مهر دل جویان

شمارهٔ ۳۸۶ – در قناعت : ما را برون ز حکمت یونانیان چو هست

شمارهٔ ۳۸۷ – در طلب شراب : خواجه اسفندیار می‌دانی

شمارهٔ ۳۸۸ – طلب پنبه و روغن کند : ایا خورشید و مه در پیش رایت تیره و تاری

شمارهٔ ۳۸۹ – نکتهٔ موزون : نشاید بهر آداب ندیمی

شمارهٔ ۳۹۰ – در علو همت و کمال نفس خود : سگ خشم و خر شهوت که زبون‌گیری نیست

شمارهٔ ۳۹۱ – پیراهن کتان سنبلی از فریدالدین کاتب خواهد : ای پایهٔ دانش از دلت عالی

شمارهٔ ۳۹۲ – در شکایت : من از تاثیر این گردنده گردون

شمارهٔ ۳۹۳ – از بزرگی مسحی و رانین خواهد : حسام دولت و دین ای خدای داده ترا

شمارهٔ ۳۹۴ – در مدح : ای جوان بخت پیر ملت و ملک

شمارهٔ ۳۹۵ – در مذمت دشمنان صاحب : چهار چیز ز ارکان بارگاه تو باد

شمارهٔ ۳۹۶ – فی اقتراح الذهب : ای فلک قدری که در انگشت قدر و همتت

شمارهٔ ۳۹۷ – زین‌الدین عبدالله از استر افتاده و حکیم به عیادت او نرفته بود این قطعه در عذر تقصیر خویش گفته : ای بزرگی که از شمایل و قدر

شمارهٔ ۳۹۸ – در مذمت افلاک : ای پسر تا به فلک ظن سخاوت نبری

شمارهٔ ۳۹۹ – در مدح سلطان ملکشاه ثانی : شادباش ای خسرو عادل عماد دین و داد

شمارهٔ ۴۰۰ – در مدیح : به خدایی که ذات لم یزلش

شمارهٔ ۴۰۱ : ز ابتدا کاندر آمدی به عمل

شمارهٔ ۴۰۲ : پارگکی کاه و نبیذم فرست

شمارهٔ ۴۰۳ – در جواب مکتوب دوستی : هست در دیدهٔ من خوب‌تر از روی سپید

شمارهٔ ۴۰۴ – در قناعت و خویشتن‌داری : ای به دریای عقل کرده شناه

شمارهٔ ۴۰۵ – مطایبه : چند مهتاب بر تو پیماید

شمارهٔ ۴۰۶ – در مذمت شاعری : شعر دور از تو حیض مردانست

شمارهٔ ۴۰۷ – سلطان سنجر را گوید : ای جهان را عدل تو آراسته

شمارهٔ ۴۰۸ – در ذم فتوحی شاعر : ای بر در بامداد پندار

شمارهٔ ۴۰۹ – شراب خواسته : یک دو منک می سه تن به چار جوانب

شمارهٔ ۴۱۰ : وزیر ملک‌پرور صدر دنیی

شمارهٔ ۴۱۱ – حضور دوستی خواهد : ای زمین را ز بهر خدمت تو

شمارهٔ ۴۱۲ – شراب خواهد : بار خدایا به فضل بندهٔ خود را

شمارهٔ ۴۱۳ – در طلب شراب : چاکر ز روی عجز سؤالی همی کند

شمارهٔ ۴۱۴ : شب تاریک و باد سرد و ابر تند و بارنده

شمارهٔ ۴۱۵ – در مرثیهٔ مجدالدین ابوالحسن عمرانی : هیچ می‌دانی که در گیتی ز مرگ بوالحسن

شمارهٔ ۴۱۶ – در مدح پادشاه زمان : ای خدایت به پادشاهی خلق

شمارهٔ ۴۱۷ – در طلب هیزم : ای ز دست تجاسر خادم

شمارهٔ ۴۱۸ : به نزدیک خواجه بدم چند روز

شمارهٔ ۴۱۹ – طلب قبا از مخدوم کند : شهاب دولت و دین ای کسی که هست مدام

شمارهٔ ۴۲۰ – در حسب حال خویش گوید : تو با من نسازی که از صحبت من

شمارهٔ ۴۲۱ – در طلب سرکه و آبکامه : ای حکم ترا قضای یزدان

شمارهٔ ۴۲۲ – در تهنیت تشریف : تو آن سپهر اثر صاحبی که پیک قدر

شمارهٔ ۴۲۳ – معما در مدح رشیدالدین : خرد دوش از من بپرسید و گفتا

شمارهٔ ۴۲۴ – شراب خواهد : ای بر سر سروران یگانه

شمارهٔ ۴۲۵ – لطیفه : مرا دی یاسمن پیغام دادست

شمارهٔ ۴۲۶ – از کریم‌الدین شراب خواهد : منم امروز و شاهدی زیبا

شمارهٔ ۴۲۷ – در نصیحت نفس خود : انوری شعر و حرص دانی چیست

شمارهٔ ۴۲۸ – از لالابک تقاضایی کند : ای جهان را دفین به دست تو در

شمارهٔ ۴۲۹ – شراب خواهد : ای رخ و فرزین نهاده چرخ را در حل و عقد

شمارهٔ ۴۳۰ – در طلب حضور دوستی گوید : ندارد مجلس ما بی‌تو نوری

شمارهٔ ۴۳۱ – در مدح و تهنیت : ای جهان را موسم آزادگی ایام تو

شمارهٔ ۴۳۲ – شراب خواهد : ای مقصد کشور چهارم

شمارهٔ ۴۳۳ – در طلب جو : ای ز قدر تو آسمان در گو

شمارهٔ ۴۳۴ – قطعهٔ زیر از حکیم شجاعی است که به انوری نوشته است : ای انوری تویی که به فضل و هنر سزند

شمارهٔ ۴۳۵ – انوری در جواب شجاع‌الدین خالد بلخی گفته و عذر تقصیر خواسته است : شجاعی ای خط و شعر تو دام و دانهٔ عقل

شمارهٔ ۴۳۶ – ستایش سرای مجدالدین ابوالحسن عمرانی : این همایون در فرخنده‌سرای

شمارهٔ ۴۳۷ – بزرگی به خانهٔ انوری رفت در تهنیت قدوم او گوید : مرحبا مرحبا درآی درآی

شمارهٔ ۴۳۸ : ای آنکه جویبار جهان از نهال جود

شمارهٔ ۴۳۹ : چنان زندگانی کن ای نیک‌رای

شمارهٔ ۴۴۰ : بر آفتاب حوادث بسوزم اولیتر

شمارهٔ ۴۴۱ – در قناعت : یارب بده مرا به دل نعمتی که بود

شمارهٔ ۴۴۲ : سرخس از جور بی‌آبی و آبی

شمارهٔ ۴۴۳ – غرض از این لغز ریواس است : آن چیست کز آن طبق همی تابد

شمارهٔ ۴۴۴ – در هجو کسی گفته : نکنم خواجه را به شعر هجا

شمارهٔ ۴۴۵ : شها چون پیل و فرزین شه پرستم

شمارهٔ ۴۴۶ – در هجو قاضی ناصح : آنکه سایه‌اش کس ندید از غایت ستر و صلاح

شمارهٔ ۴۴۷ – در وصف بزرگی و کرم صاحب ترمد : دی ز من پرسید معروفی ز معروفان بلخ

شمارهٔ ۴۴۸ – در مدح عصمةالدین : خداوند من عصمةالدین همیشه

شمارهٔ ۴۴۹ – در مدح امیر فخرالدین ابوالمفاخر آبی : ای به تدبیر قطب آن گردون

شمارهٔ ۴۵۰ : مرا سعد دین داد پیراهنی

شمارهٔ ۴۵۱ – در نصیحت و موعظه : عادت کن از جهان سه خصلت را

شمارهٔ ۴۵۲ : به خدایی که ذات بی‌چونش

شمارهٔ ۴۵۳ – روزی بدمستی کرده بود در عذر آن گوید : خداوند که داند خواست عذر لطف دوشینت

شمارهٔ ۴۵۴ – فی‌الموعظة : چهار چیزست آیین مردم هنری

شمارهٔ ۴۵۵ – در مدیح : آنی که گر بخواهی از اقبال و سروری

شمارهٔ ۴۵۶ – در شکایت و تقاضای الطاف صاحب : ای صاحبی که صدر وزارت ز جاه تو

شمارهٔ ۴۵۷ – در عذر قی کردن در مجلس شراب گفته : ای برادر گر مزاج از فضله خالی آمدی

شمارهٔ ۴۵۸ – در تقاضا : خداوندا همی دانم که چیزی نیست در دستت

شمارهٔ ۴۵۹ – در مذمت کسی گفته : ز جنس مردمان مشمار خود را

شمارهٔ ۴۶۰ – حسب حال : کسی که مدت سی سال شعر باطل گفت

شمارهٔ ۴۶۱ – در مدح فیروزشاه : ای رفته به فرخی و فیروزی

شمارهٔ ۴۶۲ – در هجا : خون خواجه کعبه است و نان او بیت‌الحرام

شمارهٔ ۴۶۳ : نه تو آنی که دی دل تو نبود

شمارهٔ ۴۶۴ – در تهنیت : ای خداوندی که بر روی زمین فرمان تو

شمارهٔ ۴۶۵ : صبر کن تا زمانه خو نشوی

شمارهٔ ۴۶۶ : ای سر از کبر بر فلک برده

شمارهٔ ۴۶۷ – شراب خواهد : ای کریمی که جرم هفت اختر

شمارهٔ ۴۶۸ – در تقاضا : خداوندا حریفان آمدستند

شمارهٔ ۴۶۹ – در ناخن گرفتن صاحب : سحرگاهی به نزد خواجه رفتم

شمارهٔ ۴۷۰ – قسمت در توبه و انابه : به خدایی که بازگشت بدوست

شمارهٔ ۴۷۱ – شکایت از زمانه : گر نیستی زمانه به جنگ و نبرد خلق

شمارهٔ ۴۷۲ – در هجو سیف‌الدین نامی گفته : تو ای سیف زنگ اجل چون نگیری

شمارهٔ ۴۷۳ – نصیحت : چون ترا روزگار داد به داد

شمارهٔ ۴۷۴ – معما : ای رای ملک شه معظم

شمارهٔ ۴۷۵ – در حسب حال : گویند که چیست حاصل تو

شمارهٔ ۴۷۶ – در موعظه : ای خواجه مکن تا بتوانی طلب علم

شمارهٔ ۴۷۷ – این قطعه در شکایت از ملکشاه و نظام‌الملک گفت و متغیر شدند و فتوحی آنرا جواب گفت : کار کار ملک و دوران دوران وزیر

شمارهٔ ۴۷۸ – فتوحی شاعر بفرمودهٔ شاه و وزیر جواب حکیم را گفت : انوری ای سخن تو به سخا ارزانی

شمارهٔ ۴۷۹ – در موعظه : پیشی ز هنر طلب نه از مال

شمارهٔ ۴۸۰ : هر آنگه که چون من نیایم نخوانی

شمارهٔ ۴۸۱ – ایضا در هجا : گمان مبر که ز بی‌عیبی عمادست آن

شمارهٔ ۴۸۲ – در شکایت : مرا پیام فرستی همی که پرسش تو

شمارهٔ ۴۸۳ – مطایبه : دوش مهمان خواجه‌ای بودم

شمارهٔ ۴۸۴ – در شکایت : تو وزیری و منت مدحت گوی

شمارهٔ ۴۸۵ – صاحب به حکیم اسبی وعده کرد در تقاضای آن این قطعه را گفته : زهی نفاذ تو در سر کارهای ممالک

شمارهٔ ۴۸۶ – مدح سدید فقیهی : جهان را دلم گفت لطفی کن آخر

شمارهٔ ۴۸۷ – در ستایش سخن خود : بزرگوارا با آنکه معرضم ز سخن

شمارهٔ ۴۸۸ – در حکمت و موعظه : صفه‌ای را نقش می‌کردند نقاشان چین

شمارهٔ ۴۸۹ – در قناعت و خویشتن‌داری : مرا دوستی گفت آخر کجایی

شمارهٔ ۴۹۰ – در هجا : در کف خشم و شهوت و خور و خواب

شمارهٔ ۴۹۱ – نصیحت : تو اگر شعر نگویی چه کنی خواجه حکیم

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.