پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

رباعی شمارهٔ ۱ : هر ساعتم اندرون بجوشد خون را

رباعی شمارهٔ ۲ : عشاق به درگهت اسیرند بیا

رباعی شمارهٔ ۳ : ای چشم تو مست خواب و سرمست شراب

رباعی شمارهٔ ۴ : چون دل ز هوای دوست نتوان پرداخت

رباعی شمارهٔ ۵ : دل می‌رود و دیده نمی‌شاید دوخت

رباعی شمارهٔ ۶ : روزی گفتی شبی کنم دلشادت

رباعی شمارهٔ ۷ : صد بار بگفتم به غلامان درت

رباعی شمارهٔ ۸ : آن یار که عهد دوستاری بشکست

رباعی شمارهٔ ۹ : شبها گذرد که دیده نتوانم بست

رباعی شمارهٔ ۱۰ : هشیار سری بود ز سودای تو مست

رباعی شمارهٔ ۱۱ : گر زحمت مردمان این کوی از ماست

رباعی شمارهٔ ۱۲ : وه وه که قیامتست این قامت راست

رباعی شمارهٔ ۱۳ : سرو از قدت اندازهٔ بالا بردست

رباعی شمارهٔ ۱۴ : امشب که حضور یار جان افروزست

رباعی شمارهٔ ۱۵ : آن شب که تو در کنار مایی روزست

رباعی شمارهٔ ۱۶ : گویند هوای فصل آزار خوشست

رباعی شمارهٔ ۱۷ : خیزم بروم چو صبر نامحتملست

رباعی شمارهٔ ۱۸ : آن ماه که گفتی ملک رحمانست

رباعی شمارهٔ ۱۹ : آن سست وفا که یار دل سخت منست

رباعی شمارهٔ ۲۰ : از بس که بیازرد دل دشمن و دوست

رباعی شمارهٔ ۲۱ : ای در دل من رفته چو خون در رگ و پوست

رباعی شمارهٔ ۲۲ : چون حال بدم در نظر دوست نکوست

رباعی شمارهٔ ۲۳ : غازی ز پی شهادت اندر تک و پوست

رباعی شمارهٔ ۲۴ : گر دل به کسی دهند باری به تو دوست

رباعی شمارهٔ ۲۵ : گر زخم خورم ز دست چون مرهم دوست

رباعی شمارهٔ ۲۶ : گویند رها کنش که یاری بدخوست

رباعی شمارهٔ ۲۷ : شب نیست که چشمم آرزومند تو نیست

رباعی شمارهٔ ۲۸ : با دوست چنانکه اوست می‌باید داشت

رباعی شمارهٔ ۲۹ : بگذشت و چه گویم که چه بر من بگذشت

رباعی شمارهٔ ۳۰ : روی تو به فال دارم ای حور نژاد

رباعی شمارهٔ ۳۱ : تو هرچه بپوشی به تو زیبا گردد

رباعی شمارهٔ ۳۲ : نوروز که سیل در کمر می‌گردد

رباعی شمارهٔ ۳۳ : کس عهد وفا چنانکه پروانهٔ خرد

رباعی شمارهٔ ۳۴ : دستارچه‌ای کان بت دلبر دارد

رباعی شمارهٔ ۳۵ : گر باد ز گل حسن شبابش ببرد

رباعی شمارهٔ ۳۶ : کس نیست که غم از دل ما داند برد

رباعی شمارهٔ ۳۷ : هر وقت که بر من آن پسر می‌گذرد

رباعی شمارهٔ ۳۸ : خالی که مرا عاجز و محتال بکرد

رباعی شمارهٔ ۳۹ : چون بخت به تدبیر نکو نتوان کرد

رباعی شمارهٔ ۴۰ : شمع ارچه به گریه جانگدازی می‌کرد

رباعی شمارهٔ ۴۱ : ای باد چو عزم آن زمین خواهی کرد

رباعی شمارهٔ ۴۲ : آن دوست که آرام دل ما باشد

رباعی شمارهٔ ۴۳ : آن را که جمال ماه پیکر باشد

رباعی شمارهٔ ۴۴ : آن را که نظر به سوی هر کس باشد

رباعی شمارهٔ ۴۵ : هر سرو که در بسیط عالم باشد

رباعی شمارهٔ ۴۶ : گر دست تو در خون روانم باشد

رباعی شمارهٔ ۴۷ : بیچاره کسی که بر تو مفتون باشد

رباعی شمارهٔ ۴۸ : آهو بره را که شیر در پی باشد

رباعی شمارهٔ ۴۹ : ما را به چه روی از تو صبوری باشد

رباعی شمارهٔ ۵۰ : مشنو که مرا از تو صبوری باشد

رباعی شمارهٔ ۵۱ : آن خال حسن که دیدمی خالی شد

رباعی شمارهٔ ۵۲ : دانی که چرا بر دهنم راز آمد

رباعی شمارهٔ ۵۳ : روزی نظرش بر من درویش آمد

رباعی شمارهٔ ۵۴ : گفتم شب وصل و روز تعطیل آمد

رباعی شمارهٔ ۵۵ : وقت گل و روز شادمانی آمد

رباعی شمارهٔ ۵۶ : در چشم من آمد آن سهی سرو بلند

رباعی شمارهٔ ۵۷ : در خرقهٔ توبه آمدم روزی چند

رباعی شمارهٔ ۵۸ : گویند مرو در پی آن سرو بلند

رباعی شمارهٔ ۵۹ : کس با تو عدو محاربت نتواند

رباعی شمارهٔ ۶۰ : آنان که پریروی و شکر گفتارند

رباعی شمارهٔ ۶۱ : آن کودک لشکری که لشکر شکند

رباعی شمارهٔ ۶۲ : کس عیب نظر باختن ما نکند

رباعی شمارهٔ ۶۳ : مجنون اگر احتمال لیلی نکند

رباعی شمارهٔ ۶۴ : آن درد ندارم که طبیبان دانند

رباعی شمارهٔ ۶۵ : مردان نه بهشت و رنگ و بو می‌خواهند

رباعی شمارهٔ ۶۶ : هر چند که عیبم از قفا می‌گویند

رباعی شمارهٔ ۶۷ : با دوست به گرمابه درم خلوت بود

رباعی شمارهٔ ۶۸ : من دوش قضا یار و قدر پشتم بود

رباعی شمارهٔ ۷۰ : سودای تو از سرم به در می‌نرود

رباعی شمارهٔ ۷۱ : من گر سگکی زان تو باشم چه شود؟

رباعی شمارهٔ ۷۲ : چون صورت خویشتن در آیینه بدید

رباعی شمارهٔ ۷۳ : گر تیر جفای دشمنان می‌آید

رباعی شمارهٔ ۷۴ : من چاکر آنم که دلی برباید

رباعی شمارهٔ ۷۵ : این ریش تو سخت زود برمی‌آید

رباعی شمارهٔ ۷۶ : امشب نه بیاض روز برمی‌آید

رباعی شمارهٔ ۷۷ : هرچند که هست عالم از خوبان پر

رباعی شمارهٔ ۷۸ : بستان رخ تو گلستان آرد بار

رباعی شمارهٔ ۷۹ : از هرچه کنی مرهم ریش اولیتر

رباعی شمارهٔ ۸۰ : ای دست جفای تو چو زلف تو دراز

رباعی شمارهٔ ۸۱ : تا سر نکنم در سرت ای مایهٔ ناز

رباعی شمارهٔ ۸۲ : نامردم اگر زنم سر از مهر تو باز

رباعی شمارهٔ ۸۳ : ای ماه شب‌افروز شبستان‌افروز

رباعی شمارهٔ ۸۴ : یا روی به کنج خلوت آور شب و روز

رباعی شمارهٔ ۸۵ : رویی که نخواستم که بیند همه کس

رباعی شمارهٔ ۸۶ : گر بیخبران و عیبگویان از پس

رباعی شمارهٔ ۸۷ : منعم که به عیش می‌رود روز و شبش

رباعی شمارهٔ ۸۸ : نونیست کشیده عارض موزونش

رباعی شمارهٔ ۸۹ : گویند مرا صوابرایان به هوش

رباعی شمارهٔ ۹۰ : همسایه که میل طبع بینی سویش

رباعی شمارهٔ ۹۱ : یا همچو همای بر من افکن پر خویش

رباعی شمارهٔ ۹۲ : ای بی‌تو فراخای جهان بر ما تنگ

رباعی شمارهٔ ۹۳ : گر دست دهد دولت ایام وصال

رباعی شمارهٔ ۹۴ : خود را به مقام شیر می‌دانستم

رباعی شمارهٔ ۹۵ : خورشید رخا من به کمند تو درم

رباعی شمارهٔ ۹۶ : هر سروقدی که بگذرد در نظرم

رباعی شمارهٔ ۹۷ : شبهای دراز بیشتر بیدارم

رباعی شمارهٔ ۹۸ : از جملهٔ بندگان منش بنده‌ترم

رباعی شمارهٔ ۹۹ : خیزم که نماند بیش ازین تدبیرم

رباعی شمارهٔ ۱۰۰ : گر بر رگ جان ز شستت آید تیرم

رباعی شمارهٔ ۱۰۱ : آن دوست که دیدنش بیارید چشم

رباعی شمارهٔ ۱۰۲ : آن رفته که بود دل بدو مشغولم

رباعی شمارهٔ ۱۰۳ : مندیش که سست عهد و بدپیمانم

رباعی شمارهٔ ۱۰۴ : من بندهٔ بالای تو شمشاد تنم

رباعی شمارهٔ ۱۰۵ : هر گه که نظر بر گل رویت فکنم

رباعی شمارهٔ ۱۰۶ : آرام دل خویش نجویم چه کنم؟

رباعی شمارهٔ ۱۰۷ : گفتم که دگر چشم به دلبر نکنم

رباعی شمارهٔ ۱۰۸ : من با تو سکون نگیرم و خو نکنم

رباعی شمارهٔ ۱۰۹ : خیزم قد و بالای چو حورش بینم

رباعی شمارهٔ ۱۱۰ : می‌آیی و لطف و کرمت می‌بینم

رباعی شمارهٔ ۱۱۱ : چون می‌کشد آن طیرهٔ خورشید و مهم

رباعی شمارهٔ ۱۱۲ : من با دگری دست به پیمان ندهم

رباعی شمارهٔ ۱۱۳ : ما حاصل عمری به دمی بفروشیم

رباعی شمارهٔ ۱۱۴ : بگذشت بر آب چشم همچون جویم

رباعی شمارهٔ ۱۱۵ : یاران به سماع نای و نی جامه‌دران

رباعی شمارهٔ ۱۱۶ : یرلیغ ده ای خسرو خوبان جهان

رباعی شمارهٔ ۱۱۷ : من خاک درش به دیده خواهم رفتن

رباعی شمارهٔ ۱۱۸ : مه را ز فلک به طرف بام آوردن

رباعی شمارهٔ ۱۱۹ : در دیده به جای سرمه سوزن دیدن

رباعی شمارهٔ ۱۲۰ : ای دوست گرفته بر سر ما دشمن

رباعی شمارهٔ ۱۲۱ : ای دست تو آتش زده در خرمن من

رباعی شمارهٔ ۱۲۲ : آن لطف که در شمایل اوست ببین

رباعی شمارهٔ ۱۲۳ : چون جاه و جلال و حسن و رنگ آمد و بو

رباعی شمارهٔ ۱۲۴ : یک روز به اتفاق صحرا من و تو

رباعی شمارهٔ ۱۲۵ : ما را نه ترنج از تو مرادست نه به

رباعی شمارهٔ ۱۲۶ : نه سرو توان گفت و نه خورشید و نه ماه

رباعی شمارهٔ ۱۲۷ : ای کاش نکردمی نگاه از دیده

رباعی شمارهٔ ۱۲۸ : ای بی‌رخ تو چو لاله‌زارم دیده

رباعی شمارهٔ ۱۲۹ : ای مطرب ازان حریف پیغامی ده

رباعی شمارهٔ ۱۳۰ : ای راهروان را گذر از کوی تو نه

رباعی شمارهٔ ۱۳۱ : هرگز بود آدمی بدین زیبایی؟

رباعی شمارهٔ ۱۳۲ : گیرم که به فتوای خردمندی و رای

رباعی شمارهٔ ۱۳۳ : کی دانستم که بیخطا برگردی؟

رباعی شمارهٔ ۱۳۴ : ای کاش که مردم آن صنم دیدندی

رباعی شمارهٔ ۱۳۵ : گفتم بکنم توبه ز صاحبنظری

رباعی شمارهٔ ۱۳۶ : هر روز به شیوه‌ای و لطفی دگری

رباعی شمارهٔ ۱۳۷ : ای بلبل خوش سخن چه شیرین نفسی

رباعی شمارهٔ ۱۳۸ : ای پیش تو لعبتان چینی حبشی

رباعی شمارهٔ ۱۳۹ : ماها همه شیرینی و لطف و نمکی

رباعی شمارهٔ ۱۴۰ : کردیم بسی جام لبالب خالی

رباعی شمارهٔ ۱۴۱ : در وهم نیاید که چه شیرین دهنی

رباعی شمارهٔ ۱۴۲ : گر کام دل از زمانه تصویر کنی

رباعی شمارهٔ ۱۴۳ : ای کودک لشکری که لشکر شکنی

رباعی شمارهٔ ۱۴۴ : ای مایهٔ درمان نفسی ننشینی

رباعی شمارهٔ ۱۴۵ : گر دشمن من به دوستی بگزینی

رباعی شمارهٔ ۱۴۶ : گر دولت و بخت باشد و روزبهی

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.