پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

رباعی شمارهٔ ۱ : با آنکه خوش آید از تو، ای یار، جفا

رباعی شمارهٔ ۲ : عیشی نبود چو عیش لولی و گدا

رباعی شمارهٔ ۳ : ای دوست، به دوستی قرینیم تو را

رباعی شمارهٔ ۴ : ای دوست، فتاد با تو حالی دل را

رباعی شمارهٔ ۵ : سودای تو کرد لاابالی دل را

رباعی شمارهٔ ۶ : تا با توام، از تو جان دهم آدم را

رباعی شمارهٔ ۷ : تا ظن نبری که مشکلی نیست مرا

رباعی شمارهٔ ۸ : دل بر تو نهم، زنم بداندیشان را

رباعی شمارهٔ ۹ : از بادهٔ عشق شد مگر گوهر ما؟

رباعی شمارهٔ ۱۰ : ای روی تو آرزوی دیرینهٔ ما

رباعی شمارهٔ ۱۱ : گل صبح دم از باد برآشفت و بریخت

رباعی شمارهٔ ۱۲ : عشق تو ز دست ساقیان باده بریخت

رباعی شمارهٔ ۱۳ : ای جملهٔ خلق را ز بالا و ز پست

رباعی شمارهٔ ۱۴ : پیری ز خرابات برون آمد مست

رباعی شمارهٔ ۱۵ : گفتم: دل من، گفت که: خون کردهٔ ماست

رباعی شمارهٔ ۱۶ : ماییم که بی‌مایی ما مایهٔ ماست

رباعی شمارهٔ ۱۷ : آن دوستی قدیم ما چون گشته است؟

رباعی شمارهٔ ۱۸ : در دام غمت دلم زبون افتاده است

رباعی شمارهٔ ۱۹ : هرگز بت من روی به کس ننموده است

رباعی شمارهٔ ۲۰ : معشوقه و عشق عاشقان یک نفس است

رباعی شمارهٔ ۲۱ : دل رفت بر کسی که بی‌ماش خوش است

رباعی شمارهٔ ۲۲ : عشق تو، که سرمایهٔ این درویش است

رباعی شمارهٔ ۲۳ : شوقی، که چو گل دل شکفاند، عشق است

رباعی شمارهٔ ۲۴ : بیمار توام، روی توام درمان است

رباعی شمارهٔ ۲۵ : این دورهٔ سالوس، که نتوان دانست

رباعی شمارهٔ ۲۶ : پرسیدم از آن کسی که برهان دانست:

رباعی شمارهٔ ۲۷ : کردیم هر آن حیله که عقل آن دانست

رباعی شمارهٔ ۲۸ : چشمم ز غم عشق تو خون باران است

رباعی شمارهٔ ۲۹ : اول قدم از عشق سر انداختن است

رباعی شمارهٔ ۳۰ : از گلشن جان بی‌خبری، خار این است

رباعی شمارهٔ ۳۱ : با حکم خدایی، که قضایش این است

رباعی شمارهٔ ۳۲ : هر چند که دل را غم عشق آیین است

رباعی شمارهٔ ۳۳ : ایزد، که جهان در کنف قدرت اوست

رباعی شمارهٔ ۳۴ : در دور شراب و جام و ساقی همه اوست

رباعی شمارهٔ ۳۵ : هر چند کباب دل و چشم تر هست

رباعی شمارهٔ ۳۶ : گردنده فلک دلیر و دیر است که هست

رباعی شمارهٔ ۳۷ : بی آنکه دو دیده بر جمالت نگریست

رباعی شمارهٔ ۳۸ : اندر ره عشق دی و کی پیدا نیست

رباعی شمارهٔ ۳۹ : ای دوست بیا، که بی تو آرامم نیست

رباعی شمارهٔ ۴۰ : دل سوختگان را خبر از عشق تو نیست

رباعی شمارهٔ ۴۱ : رخ عرضه کنیم، گوی: این زر سره نیست

رباعی شمارهٔ ۴۲ : عشق تو ز عالم هیولانی نیست

رباعی شمارهٔ ۴۳ : دیشب دل من خیال تو مهمان داشت

رباعی شمارهٔ ۴۴ : افسوس! که ایام جوانی بگذشت

رباعی شمارهٔ ۴۵ : دردا! که دلم خبر ز دلدار نیافت

رباعی شمارهٔ ۴۶ : عالم ز لباس شادیم عریان یافت

رباعی شمارهٔ ۴۷ : زنجیر سر زلف تو تاب از چه گرفت؟

رباعی شمارهٔ ۴۸ : در عشق توام واقعه بسیار افتاد

رباعی شمارهٔ ۴۹ : چون سایهٔ دوست بر زمین می‌افتد

رباعی شمارهٔ ۵۰ : غم گرد دل پر هنران می‌گردد

رباعی شمارهٔ ۵۱ : از بخت به فریادم و از چرخ به درد

رباعی شمارهٔ ۵۲ : گر من روزی ز خدمتت گشتم فرد

رباعی شمارهٔ ۵۳ : نرگس، که ز سیم بر سر افسر دارد

رباعی شمارهٔ ۵۴ : حسنت به ازل نظر چو در کارم کرد

رباعی شمارهٔ ۵۵ : دل در غم تو بسی پریشانی کرد

رباعی شمارهٔ ۵۶ : بازم غم عشق یار در کار آورد

رباعی شمارهٔ ۵۷ : دل در طلبت هر دو جهان می‌بازد

رباعی شمارهٔ ۵۸ : آنجا که تویی عقل کجا در تو رسد؟

رباعی شمارهٔ ۵۹ : مسکین دل من! که بی‌سرانجام بماند

رباعی شمارهٔ ۶۰ : از روز وجودم شفقی بیش نماند

رباعی شمارهٔ ۶۱ : یک عالم از آب و گل بپرداخته‌اند

رباعی شمارهٔ ۶۲ : در سابقه چون قرار عالم دادند

رباعی شمارهٔ ۶۳ : زان پیش که این چرخ معلا کردند

رباعی شمارهٔ ۶۴ : بی روی تو عاشقت رخ گل چه کند؟

رباعی شمارهٔ ۶۵ : هر کتب خرد، که هست، اگر برخوانند

رباعی شمارهٔ ۶۶ : قومی هستند، کز کله موزه کنند

رباعی شمارهٔ ۶۷ : در کوی تو عاشقان درآیند و روند

رباعی شمارهٔ ۶۸ : ملک دو جهان را به طلبکار دهند

رباعی شمارهٔ ۶۹ : دل جز به دو زلف مشکبارش ندهند

رباعی شمارهٔ ۷۰ : در بند گره‌گشای می‌باید بود

رباعی شمارهٔ ۷۱ : مازار کسی، کز تو گزیرش نبود

رباعی شمارهٔ ۷۲ : ای جان من، از دل خبرت نیست، چه سود؟

رباعی شمارهٔ ۷۳ : حاشا! که دل از خاک درت دور شود

رباعی شمارهٔ ۷۴ : دل دیدن رویت به دعا می‌خواهد

رباعی شمارهٔ ۷۵ : ای از کرمت مصلح و مفسد به امید

رباعی شمارهٔ ۷۶ : یاری که نکو بخشد و بد بخشاید

رباعی شمارهٔ ۷۷ : عالم ز لباس شادیم عریان دید

رباعی شمارهٔ ۷۸ : این عمر، که برده‌ای تو بی‌یار بسر

رباعی شمارهٔ ۷۹ : افتاد مرا با سر زلفین تو کار

رباعی شمارهٔ ۸۰ : اندیشهٔ عشقت دم سرد آرد بار

رباعی شمارهٔ ۸۱ : در واقعهٔ مشکل ایام نگر

رباعی شمارهٔ ۸۲ : ای در طلب تو عالمی در شر و شور

رباعی شمارهٔ ۸۳ : اندر همه عمر خود شبی وقت نماز

رباعی شمارهٔ ۸۴ : دل ز آرزوی تو بی‌قرار است هنوز

رباعی شمارهٔ ۸۵ : بیزار شد از من شکسته همه کس

رباعی شمارهٔ ۸۶ : ای دل، سر و کار با کریم است، مترس

رباعی شمارهٔ ۸۷ : ای دل، قلم نقش معما می‌باش

رباعی شمارهٔ ۸۸ : امشب چو جمال داده‌ای خب می‌باش

رباعی شمارهٔ ۸۹ : آمد به سر کوی تو مسکین درویش

رباعی شمارهٔ ۹۰ : در دل همه خار غم شکستیم دریغ!

رباعی شمارهٔ ۹۱ : حاشا! که کند دل به دگر جا منزل

رباعی شمارهٔ ۹۲ : خاک سر کوی آن بت مشکین خال

رباعی شمارهٔ ۹۳ : در کوی خرابات نه نو آمده‌ام

رباعی شمارهٔ ۹۴ : ای جان و جهان، تو را ز جان می‌طلبم

رباعی شمارهٔ ۹۵ : عمری است که در کوی خرابی رفتم

رباعی شمارهٔ ۹۶ : ای یار رخ تو کرده هر دم شادم

رباعی شمارهٔ ۹۷ : آن وصل تو باز، آرزو می‌کندم

رباعی شمارهٔ ۹۸ : بی روی تو، ای دوست، به جان در خطرم

رباعی شمارهٔ ۹۹ : دل نزد تو است، اگر چه دوری ز برم

رباعی شمارهٔ ۱۰۰ : دل پیشکش نرگس مستت آرم

رباعی شمارهٔ ۱۰۱ : امشب نظری به روی ساقی دارم

رباعی شمارهٔ ۱۰۲ : امشب نظری بروی ساقی دارم

رباعی شمارهٔ ۱۰۳ : ای دوست، بیا، که با تو باقی دارم

رباعی شمارهٔ ۱۰۴ : در سر هوس شراب و ساقی دارم

رباعی شمارهٔ ۱۰۵ : جانا، ز دل ار کباب خواهی، دارم

رباعی شمارهٔ ۱۰۶ : اندر غم تو نگار، همچون نارم

رباعی شمارهٔ ۱۰۷ : یارب، به تو در گریختم بپذیرم

رباعی شمارهٔ ۱۰۸ : چون قصهٔ هجران و فراق آغازم

رباعی شمارهٔ ۱۰۹ : بگذار، اگر چه رندم و اوباشم

رباعی شمارهٔ ۱۱۰ : پیوسته صبور و رنج‌کش می‌باشم

رباعی شمارهٔ ۱۱۱ : با نفس خسیس در نبردم، چه کنم؟

رباعی شمارهٔ ۱۱۲ : آوازهٔ حسنت از جهان می‌شنوم

رباعی شمارهٔ ۱۱۳ : آزاده دلی ز خویشتن می‌خواهم

رباعی شمارهٔ ۱۱۴ : در عشق تو زارتر ز موی تو شدیم

رباعی شمارهٔ ۱۱۵ : وقت است که بر لاله خروشی بزنیم

رباعی شمارهٔ ۱۱۶ : امروز به شهر دل پریشان ماییم

رباعی شمارهٔ ۱۱۷ : چون درد نداری، ای دل سرگردان

رباعی شمارهٔ ۱۱۸ : هر دم شب هجران تو، ای جان و جهان

رباعی شمارهٔ ۱۱۹ : هر شب به سر کوی تو آیم به فغان

رباعی شمارهٔ ۱۲۰ : تا چند مرا به دست هجران دادن؟

رباعی شمارهٔ ۱۲۱ : هان! راز دل خستهٔ ما فاش مکن

رباعی شمارهٔ ۱۲۲ : خورشید رخا، ز بنده تحویل مکن

رباعی شمارهٔ ۱۲۳ : ای نفس خسیس، رو تباهی می‌کن

رباعی شمارهٔ ۱۲۴ : آخر بدمد صبح امید از شب من

رباعی شمارهٔ ۱۲۵ : ای یاد تو آفت سکون دل من

رباعی شمارهٔ ۱۲۶ : ای دل، پس زنجیر تو دیوانه نشین

رباعی شمارهٔ ۱۲۷ : گر زانکه بود دل مجاهد با تو

رباعی شمارهٔ ۱۲۸ : ای مایهٔ اصل شادمانی غم تو

رباعی شمارهٔ ۱۲۹ : ای زندگی تو و توانم همه تو

رباعی شمارهٔ ۱۳۰ : آن کیست که بی‌جرم و گنه زیست؟ بگو

رباعی شمارهٔ ۱۳۱ : در عشق تو بی‌تو چون توان زیست؟ بگو

رباعی شمارهٔ ۱۳۲ : دارم دلکی به تیغ هجران خسته

رباعی شمارهٔ ۱۳۳ : چندن که خم باده‌پرست است بده

رباعی شمارهٔ ۱۳۴ : دل در طلب دنیی دون هیچ منه

رباعی شمارهٔ ۱۳۵ : آنم که توام ز خاک برداشته‌ای

رباعی شمارهٔ ۱۳۶ : ای لطف تو دستگیر هر بی‌سر و پای

رباعی شمارهٔ ۱۳۷ : پیری بدر آمد ز خرابات فنای

رباعی شمارهٔ ۱۳۸ : عشقی نبود چو عشق لولی و گدای

رباعی شمارهٔ ۱۳۹ : عیشی نبود چو عیش لولی و گدای

رباعی شمارهٔ ۱۴۰ : نی بر سر کوی تو دلم یافته جای

رباعی شمارهٔ ۱۴۱ : ای کاش! به سوی وصل راهی بودی

رباعی شمارهٔ ۱۴۲ : با یار به بوستان شدم رهگذری

رباعی شمارهٔ ۱۴۳ : نی کرده شبی بر سر کویت گذری

رباعی شمارهٔ ۱۴۴ : بردی دلم، ای ماهرخ بازاری

رباعی شمارهٔ ۱۴۵ : چون در دلت آن بود که گیری یاری

رباعی شمارهٔ ۱۴۶ : ای منزل دوست، خوش هوایی داری

رباعی شمارهٔ ۱۴۷ : در عشق، اگر بسی ملامت ببری

رباعی شمارهٔ ۱۴۸ : از آتش غم چند روانم سوزی؟

رباعی شمارهٔ ۱۴۹ : هر لحظه ز چهره آتشی افروزی

رباعی شمارهٔ ۱۵۰ : هم دل به دلستانت رساند روزی

رباعی شمارهٔ ۱۵۱ : آیا خبرت شود عیانم روزی؟

رباعی شمارهٔ ۱۵۲ : ای کرده به من غم تو بیداد بسی

رباعی شمارهٔ ۱۵۳ : گر شهره شوی به شهر شرالناسی

رباعی شمارهٔ ۱۵۴ : چون خاک زمین اگر عناکش باشی

رباعی شمارهٔ ۱۵۵ : ای کاش! بدانمی که من کیستمی؟

رباعی شمارهٔ ۱۵۶ : گر مونس و همدمی دمی یافتمی

رباعی شمارهٔ ۱۵۷ : گر من به صلاح خویش کوشان بدمی

رباعی شمارهٔ ۱۵۸ : حال من خستهٔ گدا می‌دانی

رباعی شمارهٔ ۱۵۹ : در عشق ببر از همه، گر بتوانی

رباعی شمارهٔ ۱۶۰ : گفتم که: اگر چه آفت جان منی

رباعی شمارهٔ ۱۶۱ : ای کرده غمت با دل من روی به روی

رباعی شمارهٔ ۱۶۲ : تو واقف اسرار من آنگاه شوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۳ : هر بوی که از مشک و قرنفل شنوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۴ : ای لطف تو دستگیر هر رسوایی

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.