پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

رباعی شمارهٔ ۱ : برخیز و بیا بتا برای دل ما

رباعی شمارهٔ ۲ : چون عهده نمی‌شود کسی فردا را

رباعی شمارهٔ ۳ : قرآن که مهین کلام خوانند آن را

رباعی شمارهٔ ۴ : گر می نخوری طعنه مزن مستانرا

رباعی شمارهٔ ۵ : هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا

رباعی شمارهٔ ۶ : ماییم و می و مطرب و این کنج خراب

رباعی شمارهٔ ۷ : آن قصر که جمشید در او جام گرفت

رباعی شمارهٔ ۸ : ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست

رباعی شمارهٔ ۹ : اکنون که گل سعادتت پربار است

رباعی شمارهٔ ۱۰ : امروز ترا دسترس فردا نیست

رباعی شمارهٔ ۱۱ : ای آمده از عالم روحانی تفت

رباعی شمارهٔ ۱۲ : ای چرخ فلک خرابی از کینه تست

رباعی شمارهٔ ۱۳ : ای دل چو زمانه می‌کند غمناکت

رباعی شمارهٔ ۱۴ : این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت

رباعی شمارهٔ ۱۵ : این کوزه چو من عاشق زاری بوده است

رباعی شمارهٔ ۱۶ : این کوزه که آبخوارهٔ مزدوریست

رباعی شمارهٔ ۱۷ : این کهنه رباط را که عالم نام است

رباعی شمارهٔ ۱۸ : این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت

رباعی شمارهٔ ۱۹ : بر چهره گل نسیم نوروز خوش است

رباعی شمارهٔ ۲۰ : پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است

رباعی شمارهٔ ۲۱ : تا چند زنم بروی دریاها خشت

رباعی شمارهٔ ۲۲ : ترکیب پیاله‌ای که درهم پیوست

رباعی شمارهٔ ۲۳ : ترکیب طبایع چو به کام تو دمی است

رباعی شمارهٔ ۲۴ : چون ابر به نوروز رخ لاله بشست

رباعی شمارهٔ ۲۵ : چون بلبل مست راه در بستان یافت

رباعی شمارهٔ ۲۶ : چون چرخ بکام یک خردمند نگشت

رباعی شمارهٔ ۲۷ : چون لاله به نوروز قدح گیر بدست

رباعی شمارهٔ ۲۸ : چون نیست حقیقت و یقین اندر دست

رباعی شمارهٔ ۲۹ : چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست

رباعی شمارهٔ ۳۰ : خاکی که به زیر پای هر نادانی است

رباعی شمارهٔ ۳۱ : دارنده چو ترکیب طبایع آراست

رباعی شمارهٔ ۳۲ : در پرده اسرار کسی را ره نیست

رباعی شمارهٔ ۳۳ : در خواب بدم مرا خردمندی گفت

رباعی شمارهٔ ۳۴ : در دایره‌ای که آمد و رفتن ماست

رباعی شمارهٔ ۳۵ : در فصل بهار اگر بتی حور سرشت

رباعی شمارهٔ ۳۶ : دریاب که از روح جدا خواهی رفت

رباعی شمارهٔ ۳۷ : ساقی گل و سبزه بس طربناک شده‌ست

رباعی شمارهٔ ۳۸ : عمریست مرا تیره و کاریست نه راست

رباعی شمارهٔ ۳۹ : فصل گل و طرف جویبار و لب کشت

رباعی شمارهٔ ۴۰ : گر شاخ بقا ز بیخ بختت رست است

رباعی شمارهٔ ۴۱ : گویند کسان بهشت با حور خوش است

رباعی شمارهٔ ۴۲ : گویند مرا که دوزخی باشد مست

رباعی شمارهٔ ۴۳ : من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت

رباعی شمارهٔ ۴۴ : مهتاب به نور دامن شب بشکافت

رباعی شمارهٔ ۴۵ : می خوردن و شاد بودن آیین منست

رباعی شمارهٔ ۴۶ : می لعل مذابست و صراحی کان است

رباعی شمارهٔ ۴۷ : می نوش که عمر جاودانی اینست

رباعی شمارهٔ ۴۸ : نیکی و بدی که در نهاد بشر است

رباعی شمارهٔ ۴۹ : در هر دشتی که لاله‌زاری بوده‌ست

رباعی شمارهٔ ۵۰ : هر ذره که در خاک زمینی بوده است

رباعی شمارهٔ ۵۱ : هر سبزه که برکنار جویی رسته است

رباعی شمارهٔ ۵۲ : یک جرعه می ز ملک کاووس به است

رباعی شمارهٔ ۵۳ : چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ

رباعی شمارهٔ ۵۴ : آنانکه محیط فضل و آداب شدند

رباعی شمارهٔ ۵۵ : آن را که به صحرای علل تاخته‌اند

رباعی شمارهٔ ۵۶ : آنها که کهن شدند و اینها که نوند

رباعی شمارهٔ ۵۷ : آنکس که زمین و چرخ و افلاک نهاد

رباعی شمارهٔ ۵۸ : آرند یکی و دیگری بربایند

رباعی شمارهٔ ۵۹ : اجرام که ساکنان این ایوانند

رباعی شمارهٔ ۶۰ : از آمدنم نبود گردون را سود

رباعی شمارهٔ ۶۱ : از رنج کشیدن آدمی حر گردد

رباعی شمارهٔ ۶۲ : افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد

رباعی شمارهٔ ۶۳ : افسوس که نامه جوانی طی شد

رباعی شمارهٔ ۶۴ : ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود

رباعی شمارهٔ ۶۵ : این عقل که در ره سعادت پوید

رباعی شمارهٔ ۶۶ : این قافله عمر عجب میگذرد

رباعی شمارهٔ ۶۷ : بر پشت من از زمانه تو میاید

رباعی شمارهٔ ۶۸ : بر چرخ فلک هیچ کسی چیر نشد

رباعی شمارهٔ ۶۹ : بر چشم تو عالم ارچه می‌آرایند

رباعی شمارهٔ ۷۰ : بر من قلم قضا چو بی من رانند

رباعی شمارهٔ ۷۱ : تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد

رباعی شمارهٔ ۷۲ : تا راه قلندری نپویی نشود

رباعی شمارهٔ ۷۳ : تا زهره و مه در آسمان گشت پدید

رباعی شمارهٔ ۷۴ : چون روزی و عمر بیش و کم نتوان کرد

رباعی شمارهٔ ۷۵ : حیی که بقدرت سر و رو می‌سازد

رباعی شمارهٔ ۷۶ : در دهر چو آواز گل تازه دهند

رباعی شمارهٔ ۷۷ : در دهر هر آن که نیم نانی دارد

رباعی شمارهٔ ۷۸ : دهقان قضا بسی چو ما کشت و درود

رباعی شمارهٔ ۷۹ : روزی‌ست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد

رباعی شمارهٔ ۸۰ : زان پیش که بر سرت شبیخون آرند

رباعی شمارهٔ ۸۱ : عمرت تا کی به خودپرستی گذرد

رباعی شمارهٔ ۸۲ : کس مشکل اسرار اجل را نگشاد

رباعی شمارهٔ ۸۳ : کم کن طمع از جهان و می‌زی خرسند

رباعی شمارهٔ ۸۴ : گرچه غم و رنج من درازی دارد

رباعی شمارهٔ ۸۵ : گردون ز زمین هیچ گلی برنارد

رباعی شمارهٔ ۸۶ : گر یک نفست ز زندگانی گذرد

رباعی شمارهٔ ۸۷ : گویند بهشت و حورعین خواهد بود

رباعی شمارهٔ ۸۸ : گویند بهشت و حور و کوثر باشد

رباعی شمارهٔ ۸۹ : گویند هر آن کسان که با پرهیزند

رباعی شمارهٔ ۹۰ : می خور که ز دل کثرت و قلت ببرد

رباعی شمارهٔ ۹۱ : هر راز که اندر دل دانا باشد

رباعی شمارهٔ ۹۲ : هر صبح که روی لاله شبنم گیرد

رباعی شمارهٔ ۹۳ : هرگز دل من ز علم محروم نشد

رباعی شمارهٔ ۹۴ : هم دانه امید به خرمن ماند

رباعی شمارهٔ ۹۵ : یاران موافق همه از دست شدند

رباعی شمارهٔ ۹۶ : یک جام شراب صد دل و دین ارزد

رباعی شمارهٔ ۹۷ : یک قطره آب بود با دریا شد

رباعی شمارهٔ ۹۸ : یک نان به دو روز اگر بود حاصل مرد

رباعی شمارهٔ ۹۹ : آن لعل در آبگینه ساده بیار

رباعی شمارهٔ ۱۰۰ : از بودنی ایدوست چه داری تیمار

رباعی شمارهٔ ۱۰۱ : افلاک که جز غم نفزایند دگر

رباعی شمارهٔ ۱۰۲ : ای دل غم این جهان فرسوده مخور

رباعی شمارهٔ ۱۰۳ : ایدل همه اسباب جهان خواسته گیر

رباعی شمارهٔ ۱۰۴ : این اهل قبور خاک گشتند و غبار

رباعی شمارهٔ ۱۰۵ : خشت سر خم ز ملکت جم خوشتر

رباعی شمارهٔ ۱۰۶ : در دایره سپهر ناپیدا غور

رباعی شمارهٔ ۱۰۷ : دی کوزه‌گری بدیدم اندر بازار

رباعی شمارهٔ ۱۰۸ : ز آن می که حیات جاودانیست بخور

رباعی شمارهٔ ۱۰۹ : گر باده خوری تو با خردمندان خور

رباعی شمارهٔ ۱۱۰ : وقت سحر است خیز ای طرفه پسر

رباعی شمارهٔ ۱۱۱ : از جمله رفتگان این راه دراز

رباعی شمارهٔ ۱۱۲ : ای پیر خردمند پگه‌تر برخیز

رباعی شمارهٔ ۱۱۳ : وقت سحر است خیز ای مایه ناز

رباعی شمارهٔ ۱۱۴ : مرغی دیدم نشسته بر باره طوس

رباعی شمارهٔ ۱۱۵ : جامی است که عقل آفرین میزندش

رباعی شمارهٔ ۱۱۶ : خیام اگر ز باده مستی خوش باش

رباعی شمارهٔ ۱۱۷ : در کارگه کوزه‌گری رفتم دوش

رباعی شمارهٔ ۱۱۸ : ایام زمانه از کسی دارد ننگ

رباعی شمارهٔ ۱۱۹ : از جرم گل سیاه تا اوج زحل

رباعی شمارهٔ ۱۲۰ : با سرو قدی تازه‌تر از خرمن گل

رباعی شمارهٔ ۱۲۱ : ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم

رباعی شمارهٔ ۱۲۲ : این چرخ فلک که ما در او حیرانیم

رباعی شمارهٔ ۱۲۳ : برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم

رباعی شمارهٔ ۱۲۴ : برخیزم و عزم باده ناب کنم

رباعی شمارهٔ ۱۲۵ : بر مفرش خاک خفتگان می‌بینم

رباعی شمارهٔ ۱۲۶ : تا چند اسیر عقل هر روزه شویم

رباعی شمارهٔ ۱۲۷ : چون نیست مقام ما در این دهر مقیم

رباعی شمارهٔ ۱۲۸ : خورشید به گل نهفت می‌نتوانم

رباعی شمارهٔ ۱۲۹ : دشمن به غلط گفت که من فلسفیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۰ : مائیم که اصل شادی و کان غمیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۱ : من می نه ز بهر تنگدستی نخورم

رباعی شمارهٔ ۱۳۲ : من بی می ناب زیستن نتوانم

رباعی شمارهٔ ۱۳۳ : هر یک چندی یکی برآید که منم

رباعی شمارهٔ ۱۳۴ : یک چند به کودکی باستاد شدیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۵ : یک روز ز بند عالم آزاد نیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۶ : از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن

رباعی شمارهٔ ۱۳۷ : ای دیده اگر کور نئی گور ببین

رباعی شمارهٔ ۱۳۸ : برخیز و مخور غم جهان گذران

رباعی شمارهٔ ۱۳۹ : چون حاصل آدمی در این شورستان

رباعی شمارهٔ ۱۴۰ : رفتم که در این منزل بیداد بدن

رباعی شمارهٔ ۱۴۱ : رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین

رباعی شمارهٔ ۱۴۲ : قانع به یک استخوان چو کرکس بودن

رباعی شمارهٔ ۱۴۳ : قومی متفکرند اندر ره دین

رباعی شمارهٔ ۱۴۴ : گاویست در آسمان و نامش پروین

رباعی شمارهٔ ۱۴۵ : گر بر فلکم دست بدی چون یزدان

رباعی شمارهٔ ۱۴۶ : مشنو سخن از زمانه ساز آمدگان

رباعی شمارهٔ ۱۴۷ : می خوردن و گرد نیکوان گردیدن

رباعی شمارهٔ ۱۴۸ : نتوان دل شاد را به غم فرسودن

رباعی شمارهٔ ۱۴۹ : آن قصر که با چرخ همیزد پهلو

رباعی شمارهٔ ۱۵۰ : از آمدن و رفتن ما سودی کو

رباعی شمارهٔ ۱۵۱ : از تن چو برفت جان پاک من و تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۲ : می‌خور که فلک بهر هلاک من و تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۳ : از هر چه بجر می است کوتاهی به

رباعی شمارهٔ ۱۵۴ : بنگر ز صبا دامن گل چاک شده

رباعی شمارهٔ ۱۵۵ : تا کی غم آن خورم که دارم یا نه

رباعی شمارهٔ ۱۵۶ : یک جرعه می کهن ز ملکی نو به

رباعی شمارهٔ ۱۵۷ : آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی

رباعی شمارهٔ ۱۵۸ : از آمدن بهار و از رفتن دی

رباعی شمارهٔ ۱۵۹ : از کوزه‌گری کوزه خریدم باری

رباعی شمارهٔ ۱۶۰ : ای آنکه نتیجهٔ چهار و هفتی

رباعی شمارهٔ ۱۶۱ : ایدل تو به اسرار معما نرسی

رباعی شمارهٔ ۱۶۲ : ای دوست حقیقت شنواز من سخنی

رباعی شمارهٔ ۱۶۳ : ای کاش که جای آرمیدن بودی

رباعی شمارهٔ ۱۶۴ : بر سنگ زدم دوش سبوی کاشی

رباعی شمارهٔ ۱۶۵ : بر شاخ امید اگر بری یافتمی

رباعی شمارهٔ ۱۶۶ : بر گیر پیاله و سبو ای دلجوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۷ : پیری دیدم به خانهٔ خماری

رباعی شمارهٔ ۱۶۸ : تا چند حدیث پنج و چار ای ساقی

رباعی شمارهٔ ۱۶۹ : چندان که نگاه می‌کنم هر سویی

رباعی شمارهٔ ۱۷۰ : خوش باش که پخته‌اند سودای تو دی

رباعی شمارهٔ ۱۷۱ : در کارگه کوزه‌گری کردم رای

رباعی شمارهٔ ۱۷۲ : در گوش دلم گفت فلک پنهانی

رباعی شمارهٔ ۱۷۳ : زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرری

رباعی شمارهٔ ۱۷۴ : گر آمدنم بخود بدی نامدمی

رباعی شمارهٔ ۱۷۵ : گر دست دهد ز مغز گندم نانی

رباعی شمارهٔ ۱۷۶ : گر کار فلک به عدل سنجیده بدی

رباعی شمارهٔ ۱۷۷ : هان کوزه‌گرا بپای اگر هشیاری

رباعی شمارهٔ ۱۷۸ : هنگام صبوح ای صنم فرخ پی

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.