رباعی شمارهٔ ۱ : بی زحمت تو با تو وصالی است مرا
رباعی شمارهٔ ۲ : غم کرد ریاض جان مه و سال مرا
رباعی شمارهٔ ۳ : دل خاص تو و من تن تنها اینجا
رباعی شمارهٔ ۴ : ای دوست غم تو سربه سر سوخت مرا
رباعی شمارهٔ ۵ : عشق تو بکشت عالم و عامی را
رباعی شمارهٔ ۶ : میساخت چو صبح لالهگون رنگ هوا
رباعی شمارهٔ ۷ : عیسی لب و آفتاب روئی پسرا
رباعی شمارهٔ ۸ : ای تیر هنر صهیل و برجیس لقا
رباعی شمارهٔ ۹ : پذرفت سه بوس از لب شیرین ما را
رباعی شمارهٔ ۱۰ : ای دوست اگر صاحب فقری و فنا
رباعی شمارهٔ ۱۱ : از من شب هجر میبپرسید حباب
رباعی شمارهٔ ۱۲ : سنگ اندر بر بسی دویدیم چو آب
رباعی شمارهٔ ۱۳ : بختی دارم چو چشم خسرو همه خواب
رباعی شمارهٔ ۱۴ : بختی دارم چو چشم خسرو همه خواب
رباعی شمارهٔ ۱۵ : ای تیغ تو آب روشن و آتش ناب
رباعی شمارهٔ ۱۶ : خاقانی را ز بس که بوسید آن لب
رباعی شمارهٔ ۱۷ : طوطی دم دینار نشان است آن لب
رباعی شمارهٔ ۱۸ : گر من به وفای عشق آن حور نسب
رباعی شمارهٔ ۱۹ : از عشق بهار و بلبل و جام طرب
رباعی شمارهٔ ۲۰ : آمد به چمن مرغ صراحی به شغب
رباعی شمارهٔ ۲۱ : خاقانی اگرچه در سخن مردوش است
رباعی شمارهٔ ۲۲ : خاقانی اگر ز راحتت رنگی نیست
رباعی شمارهٔ ۲۳ : گم شد دل خاقانی و جان بر دو یکی است
رباعی شمارهٔ ۲۴ : آب جگرم به آتش غم برخاست
رباعی شمارهٔ ۲۵ : خاقانی اگر نقش دلت داغ یکی است
رباعی شمارهٔ ۲۶ : ای گوهر گم بوده کجا جوئیمت
رباعی شمارهٔ ۲۷ : کس از رخ چون ماه تو بر برنگرفت
رباعی شمارهٔ ۲۸ : دستی که گرفتی سر آن زلف چو شست
رباعی شمارهٔ ۲۹ : خاقانی از آن ریزش همت که توراست
رباعی شمارهٔ ۳۰ : کرمی که چو زاهدان خورد برگ درخت
رباعی شمارهٔ ۳۱ : چه آتش و چه خیانت از روی صفات
رباعی شمارهٔ ۳۲ : از فیض خیالت چمن سینه شکفت
رباعی شمارهٔ ۳۳ : گر عهد جوانی چو فلک سرکش نیست
رباعی شمارهٔ ۳۴ : زنار خطی عید مسیحا رویت
رباعی شمارهٔ ۳۵ : در غصه مرا جمله جوانی بگذشت
رباعی شمارهٔ ۳۶ : در ظاهر اگر دست نظر کوتاه است
رباعی شمارهٔ ۳۷ : گردون حشمی ز پایهٔ زفعت اوست
رباعی شمارهٔ ۳۸ : مسکین دلم از خلق وفائی میجست
رباعی شمارهٔ ۳۹ : از هر نظری بولهبی در پیش است
رباعی شمارهٔ ۴۰ : مسکین تن شمع از دل ناپاک بسوخت
رباعی شمارهٔ ۴۱ : خاقانی را دل تف از درد بسوخت
رباعی شمارهٔ ۴۲ : خاکی دلم ای بت ز نهان بازفرست
رباعی شمارهٔ ۴۳ : داغم به دل از دو گوهر نایاب است
رباعی شمارهٔ ۴۴ : بر جان من از بار بلا چیست که نیست
رباعی شمارهٔ ۴۵ : گر سایهٔ من گران بود در نظرت
رباعی شمارهٔ ۴۶ : سلطان ز در قونیه فرمان رانده است
رباعی شمارهٔ ۴۷ : بینی کله شاه که مه قوقهٔ اوست
رباعی شمارهٔ ۴۸ : چون سقف تو سایه نکند قاعده چیست
رباعی شمارهٔ ۴۹ : خاقانی را شکسته دیدی به درست
رباعی شمارهٔ ۵۰ : نونو دلم از درد کهن ایمن نیست
رباعی شمارهٔ ۵۱ : صبح شب برنائی من بوالعجب است
رباعی شمارهٔ ۵۲ : خاقانی اگر خرد سر ترا یار است
رباعی شمارهٔ ۵۳ : ملاح که بهر ماه من مهد آراست
رباعی شمارهٔ ۵۴ : تندی کنی و خیره کشیت آئین است
رباعی شمارهٔ ۵۵ : آن دل که ز دیده اشک خون راند رفت
رباعی شمارهٔ ۵۶ : در پیش رخ تو ماه را تاب کجاست
رباعی شمارهٔ ۵۷ : مرغی که نوای درد راند عشق است
رباعی شمارهٔ ۵۸ : عشق آمد و عقل رفت و منزل بگذاشت
رباعی شمارهٔ ۵۹ : با یار سر انداختنم سود نداشت
رباعی شمارهٔ ۶۰ : از عشق لب تو بیش تیمارم نیست
رباعی شمارهٔ ۶۱ : گرچه صنما همدم عیسی است دمت
رباعی شمارهٔ ۶۲ : از خوی تو خستهایم و از هجرانت
رباعی شمارهٔ ۶۳ : ناوک زن سینهها شود مژگانت
رباعی شمارهٔ ۶۴ : تشویر بتان از رخ رخشان تو خاست
رباعی شمارهٔ ۶۵ : تب کرد اثر در گل عنبر بارت
رباعی شمارهٔ ۶۶ : خاقانی را گلی به چنگ افتاده است
رباعی شمارهٔ ۶۷ : در بخشش حسن آن رخ و زلفی که توراست
رباعی شمارهٔ ۶۸ : چون سوی تو نامهای نویسم ز نخست
رباعی شمارهٔ ۶۹ : نور رخ تو طلسم خورشید شکست
رباعی شمارهٔ ۷۰ : آن ماه دو هفته کرده عمدا هر هفت
رباعی شمارهٔ ۷۱ : عشقی که ز من دود برآورد این است
رباعی شمارهٔ ۷۲ : از کوههٔ چرخ مملکت مه در گشت
رباعی شمارهٔ ۷۳ : تب داشتهام دو هفته ای ماه دو هفت
رباعی شمارهٔ ۷۴ : از دست غم انفصال میجویی، نیست
رباعی شمارهٔ ۷۵ : آفاق به پای آه ما فرسنگی است
رباعی شمارهٔ ۷۶ : بپذیر دلی را که پراکندهٔ توست
رباعی شمارهٔ ۷۷ : خاقانی اگرچه عقل دست خوش توست
رباعی شمارهٔ ۷۸ : آن غصه که او تکیهگه سلطان است
رباعی شمارهٔ ۷۹ : رخسار تو را که ماه و گل بندهٔ اوست
رباعی شمارهٔ ۸۰ : شب چون حلی ستاره درهم پیوست
رباعی شمارهٔ ۸۱ : آن نرگس مخمور تو گلگون چون است
رباعی شمارهٔ ۸۲ : خاقانی اسیر یار زرگر نسب است
رباعی شمارهٔ ۸۳ : تا یار عنان به باد و کشتی داده است
رباعی شمارهٔ ۸۴ : از غدر فلک طعن خسان صعبتر است
رباعی شمارهٔ ۸۵ : خاقانی از آن شاه بتان طمع گسست
رباعی شمارهٔ ۸۶ : غم بر دل خاقانی ترسان بنشست
رباعی شمارهٔ ۸۷ : آن بت که ز عشق او سرم پر سود است
رباعی شمارهٔ ۸۸ : آن گل که به رنگ طعنه در می کرده است
رباعی شمارهٔ ۸۹ : ای صید شده مرغ دلم در دامت
رباعی شمارهٔ ۹۰ : غار سپید است پناهی دهدت
رباعی شمارهٔ ۹۱ : قالب نقش بندی لاهوت است
رباعی شمارهٔ ۹۲ : دانی ز جهان چه طرف بربستم هیچ
رباعی شمارهٔ ۹۳ : هیچ است وجود و زندگانی هم هیچ
رباعی شمارهٔ ۹۴ : خاقانی اساس عمر غم خواهد بود
رباعی شمارهٔ ۹۵ : استاد علی خمره به جوئی دارد
رباعی شمارهٔ ۹۶ : هر روز فلک کین من از سر گیرد
رباعی شمارهٔ ۹۷ : خاقانی وام غم نتوزد چه کند
رباعی شمارهٔ ۹۸ : خاقانی را جور فلک یاد آید
رباعی شمارهٔ ۹۹ : خاقانی را که آسمان بستاید
رباعی شمارهٔ ۱۰۰ : چون قهر الهی امتحان تو کند
رباعی شمارهٔ ۱۰۱ : درویش که اخلاق الهی دارد
رباعی شمارهٔ ۱۰۲ : این چرخ بدآئین نه نکو میگردد
رباعی شمارهٔ ۱۰۳ : روزی فلکم بخت اگر بازآرد
رباعی شمارهٔ ۱۰۴ : خواهند جماعتی که تزویر کنند
رباعی شمارهٔ ۱۰۵ : والا ملکی که داد سلطانی داد
رباعی شمارهٔ ۱۰۶ : تا در لب تو شهد سخنور باشد
رباعی شمارهٔ ۱۰۷ : خواهی شرفت هردمی اعلا باشد
رباعی شمارهٔ ۱۰۸ : معشوق ز لب آب حیات انگیزد
رباعی شمارهٔ ۱۰۹ : در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
رباعی شمارهٔ ۱۱۰ : این رافضیان که امت شیطانند
رباعی شمارهٔ ۱۱۱ : پیغام غمت سوی دلم میآید
رباعی شمارهٔ ۱۱۲ : خواهی شرف مردم دانا باشد
رباعی شمارهٔ ۱۱۳ : توفیق رفیق اهل تصدیق شود
رباعی شمارهٔ ۱۱۴ : این بند که بر دلم کنون افکندند
رباعی شمارهٔ ۱۱۵ : آنجا که قضا رهزن حال تو شود
رباعی شمارهٔ ۱۱۶ : درد سر مردم همه از سر خیزد
رباعی شمارهٔ ۱۱۷ : ساقی رخ من رنگ نمیگرداند
رباعی شمارهٔ ۱۱۸ : هرگز لبم از ذکر تو خاموش نشد
رباعی شمارهٔ ۱۱۹ : ای صاحب رای کامل و بخت بلند
رباعی شمارهٔ ۱۲۰ : کو آنکه به پرهیز و به توفیق و سداد
رباعی شمارهٔ ۱۲۱ : دردی است مرا به دل دوایم بکنید
رباعی شمارهٔ ۱۲۲ : دیدی که نسیم نوبهاری بوزید
رباعی شمارهٔ ۱۲۳ : کس همچو من غریب بییار مباد
رباعی شمارهٔ ۱۲۴ : دریاب که دل برفت و تن هم بنماند
رباعی شمارهٔ ۱۲۵ : آن تن که حساب وصل میراند نماند
رباعی شمارهٔ ۱۲۶ : هرچند که از خسان جهان سیر آمد
رباعی شمارهٔ ۱۲۷ : جانان شد و دل به دست هجرانم داد
رباعی شمارهٔ ۱۲۸ : تا عشق به پروانه درآموختهاند
رباعی شمارهٔ ۱۲۹ : در راه تو گوشم از خبر باز افتاد
رباعی شمارهٔ ۱۳۰ : هرکس که ز ارباب عبادت باشد
رباعی شمارهٔ ۱۳۱ : لعلت چو شکوفه عقد پروین دارد
رباعی شمارهٔ ۱۳۲ : در باغچهٔ عمر من غم پرورد
رباعی شمارهٔ ۱۳۳ : چون درد تو بر دلم شبیخون آورد
رباعی شمارهٔ ۱۳۴ : بخت ار به تو راه دادنم نتواند
رباعی شمارهٔ ۱۳۵ : بخت ار به مراد با توام بنشاند
رباعی شمارهٔ ۱۳۶ : روزی فلکم بخت بد ار باز آرد
رباعی شمارهٔ ۱۳۷ : معشوقه ز لب آب حیات انگیزد
رباعی شمارهٔ ۱۳۸ : زلف تو بنفشه ار غلامی فرمود
رباعی شمارهٔ ۱۳۹ : چون نامهٔ تو نزد من آمد شب بود
رباعی شمارهٔ ۱۴۰ : خاقانی از آن کام که یارت ندهد
رباعی شمارهٔ ۱۴۱ : امشب نه به کام روزگار است آن مرد
رباعی شمارهٔ ۱۴۲ : در باغ شعیب و خضر و موسی نگرید
رباعی شمارهٔ ۱۴۳ : گر بد دارد و گر نکو او داند
رباعی شمارهٔ ۱۴۴ : گردی لبت از لبم به بوسی آزرد
رباعی شمارهٔ ۱۴۵ : دندان من ار دوش لبت رنجان کرد
رباعی شمارهٔ ۱۴۶ : رخسار تو را که ماه و گل بنده بود
رباعی شمارهٔ ۱۴۷ : غم شحنهٔ عشق است و بلا انگیزد
رباعی شمارهٔ ۱۴۸ : صد باره وجود را فرو ریختهاند
رباعی شمارهٔ ۱۴۹ : آهو بودی پلنگ ب دساز مگرد
رباعی شمارهٔ ۱۵۰ : ای کشته مرا لعل تو مانند بسد
رباعی شمارهٔ ۱۵۱ : خاقانی امید بر تو بیشی نکند
رباعی شمارهٔ ۱۵۲ : تا چشم رهی چشم تو را چشمک داد
رباعی شمارهٔ ۱۵۳ : دری که شب افروزتر از اختر بود
رباعی شمارهٔ ۱۵۴ : خاقانی را جور فلک یاد آید
رباعی شمارهٔ ۱۵۵ : رخسارهٔ عاشقان مزعفر باید
رباعی شمارهٔ ۱۵۶ : دلها همه در خدمت ابروی تو اند
رباعی شمارهٔ ۱۵۷ : تا زخم مصیبت دل خاقانی آزرد
رباعی شمارهٔ ۱۵۸ : چون زاغ سر زلف تو پرواز کند
رباعی شمارهٔ ۱۵۹ : ای از دل دردناک خاقانی شاد
رباعی شمارهٔ ۱۶۰ : ای بت علم سیه ز شب صبح ربود
رباعی شمارهٔ ۱۶۱ : خاقانی هر شبت شبستان نرسد
رباعی شمارهٔ ۱۶۲ : آن شب که دلم نزد تو مهمان باشد
رباعی شمارهٔ ۱۶۳ : چون رایت حسن تو بر افلاک زنند
رباعی شمارهٔ ۱۶۴ : خاقانی ازین خانه و خوان غدار
رباعی شمارهٔ ۱۶۵ : چرخ استر توسن جل سبز اندر بر
رباعی شمارهٔ ۱۶۶ : خاقانی را آنکه بود سلطان هنر
رباعی شمارهٔ ۱۶۷ : خاقانی اگر یار نماید رخسار
رباعی شمارهٔ ۱۶۸ : خاقانی را ذم کنی ای دمنهٔ عصر
رباعی شمارهٔ ۱۶۹ : خاقانی ازین مختصران دست بدار
رباعی شمارهٔ ۱۷۰ : ای داده تو را دست سپهر و دل دهر
رباعی شمارهٔ ۱۷۱ : دانی ز چه یک نام حق آمد غفار
رباعی شمارهٔ ۱۷۲ : دل کوفتهام چو تخمکان ز آتش قهر
رباعی شمارهٔ ۱۷۳ : خاکی دل من به آتش آگنده مدار
رباعی شمارهٔ ۱۷۴ : گفتم به دل ار چو نی ببرندم سر
رباعی شمارهٔ ۱۷۵ : ای چرخ مهم را ز سفر باز آور
رباعی شمارهٔ ۱۷۶ : ای نام تو در شهر به خوبی مشهور
رباعی شمارهٔ ۱۷۷ : هرکس که شود به مال دنیا فیروز
رباعی شمارهٔ ۱۷۸ : دود تو برون شود ز روزن یک روز
رباعی شمارهٔ ۱۷۹ : ای چشم تو فتنهٔ فلک را قلوز
رباعی شمارهٔ ۱۸۰ : ای نیش به دل زین فلک سفله نواز
رباعی شمارهٔ ۱۸۱ : ای زلف بتم به شب سیاهی ده باز
رباعی شمارهٔ ۱۸۲ : ای ماه شب است پردهٔ وصل بساز
رباعی شمارهٔ ۱۸۳ : دل سغبهٔ عشق توست با تن مستیز
رباعی شمارهٔ ۱۸۴ : آن کعبهٔ دل گرفته رنگ است هنوز
رباعی شمارهٔ ۱۸۵ : خاقانی رو چو سیر عریان وش باش
رباعی شمارهٔ ۱۸۶ : در طبع بهیمه سار مردم خو باش
رباعی شمارهٔ ۱۸۷ : ای گشته به نور معرفت ناظر خویش
رباعی شمارهٔ ۱۸۸ : او رفت و دلم باز نیامد ز برش
رباعی شمارهٔ ۱۸۹ : خود را مپسند دل پسند همه باش
رباعی شمارهٔ ۱۹۰ : خاقانی اگر نه خس نهادی خوش باش
رباعی شمارهٔ ۱۹۱ : ماند به بهشت آن رخ گندم گونش
رباعی شمارهٔ ۱۹۲ : خاقانی اگرچه خاک توست ای مهوش
رباعی شمارهٔ ۱۹۳ : خاقانی اسیر توست مازار و مکش
رباعی شمارهٔ ۱۹۴ : ای گشته خجل ز آن رخ گلگون گل و شمع
رباعی شمارهٔ ۱۹۵ : برداشت فلک به خون خاقانی تیغ
رباعی شمارهٔ ۱۹۶ : از بخل کسی که میکند وعده دروغ
رباعی شمارهٔ ۱۹۷ : خاقانی را طعنه مزن زهر آمیغ
رباعی شمارهٔ ۱۹۸ : خاقانی را دلی است چون پیکر تیغ
رباعی شمارهٔ ۱۹۹ : از صحبت همدمان این دور خلاف
رباعی شمارهٔ ۲۰۰ : در عشق تو شد موی زبانم به گزاف
رباعی شمارهٔ ۲۰۱ : نه خاک توام به آدمی کردهٔ عشق
رباعی شمارهٔ ۲۰۲ : ای درد چو بیدرد ز حالم غافل
رباعی شمارهٔ ۲۰۳ : زرین چکنم قدح گلین آر ای دل
رباعی شمارهٔ ۲۰۴ : یارت نکند به مهر تمکین ای دل
رباعی شمارهٔ ۲۰۵ : از آتش عشق آب دهانم همه سال
رباعی شمارهٔ ۲۰۶ : بنمود بهار تازه رخسار ای دل
رباعی شمارهٔ ۲۰۷ : ای بدر همال قدر خورشید جمال
رباعی شمارهٔ ۲۰۸ : سوزی که در آسمان نگنجد دارم
رباعی شمارهٔ ۲۰۹ : من میوهٔ خام سایه پرورد نیم
رباعی شمارهٔ ۲۱۰ : احکام شریعت است چون شارع عام
رباعی شمارهٔ ۲۱۱ : از کوی تو ای نگار زاری بردیم
رباعی شمارهٔ ۲۱۲ : کو زهر؟ که نام دوستکانیش نهم
رباعی شمارهٔ ۲۱۳ : ز آن نوش کند زهره شراب سخنم
رباعی شمارهٔ ۲۱۴ : در زان لب لعل نوش خوردت چینم
رباعی شمارهٔ ۲۱۵ : ای پیش تو مهر و ماه و تیر و بهرام
رباعی شمارهٔ ۲۱۶ : ما ژنده سلب شدیم در خز نخزیم
رباعی شمارهٔ ۲۱۷ : چون از چشم بتان فسون ساز کنم
رباعی شمارهٔ ۲۱۸ : از عشق تو کشتهٔ شمشیر شوم
رباعی شمارهٔ ۲۱۹ : در مدرسهها درس غلط فهمیدیم
رباعی شمارهٔ ۲۲۰ : اکنون که شب آمدبرود جانانم
رباعی شمارهٔ ۲۲۱ : افغان که ز دل برای سوز آوردم
رباعی شمارهٔ ۲۲۲ : خاقانی را ز آن رخ و زلفین به خم
رباعی شمارهٔ ۲۲۳ : امروز که خورشید سمای سخنم
رباعی شمارهٔ ۲۲۴ : آن ماه به کشتی در و من در خطرم
رباعی شمارهٔ ۲۲۵ : آزار کنی و جور فرمائی هم
رباعی شمارهٔ ۲۲۶ : تو گلبن و من بلبل عشق آرایم
رباعی شمارهٔ ۲۲۷ : بر فرق من آتش تو فشانی و دلم
رباعی شمارهٔ ۲۲۸ : مهر تو برون آستان اندازم
رباعی شمارهٔ ۲۲۹ : سروی است سیاه چرده آن ماه تمام
رباعی شمارهٔ ۲۳۰ : با آنکه به هیچ جرم رای آوردم
رباعی شمارهٔ ۲۳۱ : من دست به شاخ مه مثالی زدهام
رباعی شمارهٔ ۲۳۲ : در عشق شکسته بسته دانی چونم
رباعی شمارهٔ ۲۳۳ : چون پای غم ار ز مجلست بیرونم
رباعی شمارهٔ ۲۳۴ : بیآنکه بدی بجای آن مه کردم
رباعی شمارهٔ ۲۳۵ : کشتند مرا کز تو پاکنده شوم
رباعی شمارهٔ ۲۳۶ : دل دل طلبید از پی ره دلجویم
رباعی شمارهٔ ۲۳۷ : خورشیدی و نیلوفر نازنده منم
رباعی شمارهٔ ۲۳۸ : نونو غم آن راحت جان من دارم
رباعی شمارهٔ ۲۳۹ : از حلقهٔ زلف تو سر افکندهترم
رباعی شمارهٔ ۲۴۰ : چون سایه اگر باز به کنجی تازم
رباعی شمارهٔ ۲۴۱ : غمخوار توام غمان من من دانم
رباعی شمارهٔ ۲۴۲ : دیوانهٔ چنبری هلال تو منم
رباعی شمارهٔ ۲۴۳ : در خواب شوم روی تو تصویر کنم
رباعی شمارهٔ ۲۴۴ : دود افکن را بگو که بس نالانم
رباعی شمارهٔ ۲۴۵ : ای کرده تن و جان مرا مسکن غم
رباعی شمارهٔ ۲۴۶ : روز از پی هجر تو بفرسود دلم
رباعی شمارهٔ ۲۴۷ : هر روز در آب دیدهاش مییابم
رباعی شمارهٔ ۲۴۸ : گردون قفسی است سبز پرچشمه چو دام
رباعی شمارهٔ ۲۴۹ : گر هیچ به بندگیت درخور باشم
رباعی شمارهٔ ۲۵۰ : گفتی بروم، مرو به غم منشانم
رباعی شمارهٔ ۲۵۱ : ای سلسلهٔ زلف تو یکسر جنبان
رباعی شمارهٔ ۲۵۲ : تا بر هدف فلک زدم تیر سخن
رباعی شمارهٔ ۲۵۳ : خاقانی را که هست سلطان سخن
رباعی شمارهٔ ۲۵۴ : خاقانی اگر ز خود نهی گام برون
رباعی شمارهٔ ۲۵۵ : بیداد براین تنگدل آخر بس کن
رباعی شمارهٔ ۲۵۶ : بس کور دل است این فلک بیسر و بن
رباعی شمارهٔ ۲۵۷ : خاقانی ازین چرخ سیه کاسهٔ دون
رباعی شمارهٔ ۲۵۸ : ای دوست به ماتم چه نشینی چندین
رباعی شمارهٔ ۲۵۹ : گاهی که کنی عهد و وفا با یاران
رباعی شمارهٔ ۲۶۰ : ای دل چو فسردهای غمی پیدا کن
رباعی شمارهٔ ۲۶۱ : دل خون شد و آتش زده دارم ز درون
رباعی شمارهٔ ۲۶۲ : تا گشت سر کوی مغان منزل من
رباعی شمارهٔ ۲۶۳ : در کوی تو خاطری ندیدم محزون
رباعی شمارهٔ ۲۶۴ : شد باغ ز شمع گل رعنا روشن
رباعی شمارهٔ ۲۶۵ : تا بشنودم کاهوی شیرافکن من
رباعی شمارهٔ ۲۶۶ : تا رخت بیفکند به صحرا دل من
رباعی شمارهٔ ۲۶۷ : خاقانی اگر توئی ز صافی نفسان
رباعی شمارهٔ ۲۶۸ : ای روی تو محراب دل غمناکان
رباعی شمارهٔ ۲۶۹ : خاقانی از اول که دمی داشت فزون
رباعی شمارهٔ ۲۷۰ : مجلس ز می دو ساله گردد روشن
رباعی شمارهٔ ۲۷۱ : ماها دلم از وصال پر نور بکن
رباعی شمارهٔ ۲۷۲ : پیداست که سودای تو دارم ز نهان
رباعی شمارهٔ ۲۷۳ : تیغ از تو و لبیک نهانی از من
رباعی شمارهٔ ۲۷۴ : گر خاک ز من به اشک خون پالودن
رباعی شمارهٔ ۲۷۵ : چون زندگی آفت است جانم گم کن
رباعی شمارهٔ ۲۷۶ : خاقانی اگرچه دارد از درد نهان
رباعی شمارهٔ ۲۷۷ : امروز به حالی است ز سودا دل من
رباعی شمارهٔ ۲۷۸ : خاقانی را غم نو و درد کهن
رباعی شمارهٔ ۲۷۹ : خاقانی اگر کسی جفا دارد خو
رباعی شمارهٔ ۲۸۰ : خاقانی ازین کوچهٔ بیداد برو
رباعی شمارهٔ ۲۸۱ : کو آن می دیرسال زودافکن تو
رباعی شمارهٔ ۲۸۲ : خود را به سفر بیازمودم بیتو
رباعی شمارهٔ ۲۸۳ : ای راحت سینه، سینه رنجور از تو
رباعی شمارهٔ ۲۸۴ : ای شاه بتان، بتان چون من بندهٔ تو
رباعی شمارهٔ ۲۸۵ : کردم به قمار دل دو عالم به گرو
رباعی شمارهٔ ۲۸۶ : ای چشم بد آمده میان من و تو
رباعی شمارهٔ ۲۸۷ : دل هرچه کند عشق فزون آید از او
رباعی شمارهٔ ۲۸۸ : تب کرد اثر در رخ و در غبغب تو
رباعی شمارهٔ ۲۸۹ : کو عمر؟ که داد عیش بستانم از او
رباعی شمارهٔ ۲۹۰ : صد ساله ره است از طلب من تا تو
رباعی شمارهٔ ۲۹۱ : هر روز بود تو را جفایی نو نو
رباعی شمارهٔ ۲۹۲ : چشمم به گل است و مرغ دستان زن تو
رباعی شمارهٔ ۲۹۳ : گفتی که تو را شوم مدار اندیشه
رباعی شمارهٔ ۲۹۴ : صبح است شراب صبح پرتو در ده
رباعی شمارهٔ ۲۹۵ : خاقانی عمر گم شد، آوازش ده
رباعی شمارهٔ ۲۹۶ : خاقانی را خون دل رز در ده
رباعی شمارهٔ ۲۹۷ : ای کرده ز نور رای تو دریوزه
رباعی شمارهٔ ۲۹۸ : خاقانی و روی دل به دیوار سیاه
رباعی شمارهٔ ۲۹۹ : خواهی که شود دل تو چون آئینه
رباعی شمارهٔ ۳۰۰ : خاقانی را بیقلم کاتب شاه
رباعی شمارهٔ ۳۰۱ : یاران جهان را همه از که تا مه
رباعی شمارهٔ ۳۰۲ : دیدم به ره آن مه خود و عید سپاه
رباعی شمارهٔ ۳۰۳ : در تیرگی حال من روشن به
رباعی شمارهٔ ۳۰۴ : ای از پری و ماه نکوتر صد ره
رباعی شمارهٔ ۳۰۵ : دی صبح دمان چو رفت سیاره به راه
رباعی شمارهٔ ۳۰۶ : گفتم پس از آن روز وصال ای دلخواه
رباعی شمارهٔ ۳۰۷ : تا زلف تو بر بست به رخ پیرایه
رباعی شمارهٔ ۳۰۸ : ای گشته دلم در غم تو صد پاره
رباعی شمارهٔ ۳۰۹ : ای با تو مرا دوستی سی روزه
رباعی شمارهٔ ۳۱۰ : تا آتش عشق را برافروختهای
رباعی شمارهٔ ۳۱۱ : خاقانی اگر به آرزو داری رای
رباعی شمارهٔ ۳۱۲ : چون مرغ دلت پرید ناگه تو کهای؟
رباعی شمارهٔ ۳۱۳ : بر سر کنم از عشق تو خاک همه کوی
رباعی شمارهٔ ۳۱۴ : خاقانی اگر در کف همت گروی
رباعی شمارهٔ ۳۱۵ : یک نیمه ز عمر شد به هر تیماری
رباعی شمارهٔ ۳۱۶ : نفسم جنب غرامت است ای دلجوی
رباعی شمارهٔ ۳۱۷ : ای یافته از فضل خدا تمکینی
رباعی شمارهٔ ۳۱۸ : خاک ار ز رخت نور برد گه گاهی
رباعی شمارهٔ ۳۱۹ : از کبر مدار در دل خود هوسی
رباعی شمارهٔ ۳۲۰ : خاقانی اگر پند حکیمان خواندی
رباعی شمارهٔ ۳۲۱ : چون مجلس عیش سازی استاد علی
رباعی شمارهٔ ۳۲۲ : تا بود جوانی آتش جان افزای
رباعی شمارهٔ ۳۲۳ : خاقانی اگر بسیج رفتن داری
رباعی شمارهٔ ۳۲۴ : ترسا صنمی کز پی هر غمخواری
رباعی شمارهٔ ۳۲۵ : عمرم همه ناکام شد از بیکاری
رباعی شمارهٔ ۳۲۶ : تا کی به هوس چون سگ تازی تازی
رباعی شمارهٔ ۳۲۷ : آن سنگدلی و سیم دندان که بدی
رباعی شمارهٔ ۳۲۸ : خاقانی را طعنه زنی هرگاهی
رباعی شمارهٔ ۳۲۹ : گر یک دو نفس بدزدم اندر ماهی
رباعی شمارهٔ ۳۳۰ : از بلبل گل پرست خوش سازتری
رباعی شمارهٔ ۳۳۱ : من بودم و آن نگار روحانی روی
رباعی شمارهٔ ۳۳۲ : از گردون بر نتابم این بیآبی
رباعی شمارهٔ ۳۳۳ : از عشق صلیب موی رومی رویی
رباعی شمارهٔ ۳۳۴ : خاقانی اگر شیوهٔ عشق آغازی
رباعی شمارهٔ ۳۳۵ : تیمار جهان غصه خوری ارزد؟ نی
رباعی شمارهٔ ۳۳۶ : گر کشتنیم چنان کش از بهر خدای
رباعی شمارهٔ ۳۳۷ : هر نیمه شبم تبم مرتب بینی
رباعی شمارهٔ ۳۳۸ : بیدل نیمی گر به رخت بنگرمی
رباعی شمارهٔ ۳۳۹ : سیمرغ وصالی ای بت عالی رای
رباعی شمارهٔ ۳۴۰ : خاک شومی گرنه چنین خون خوریی
رباعی شمارهٔ ۳۴۱ : خاقانی را همیشه بیغاره زنی
رباعی شمارهٔ ۳۴۲ : امروز به خشک جان تو مهمان منی
رباعی شمارهٔ ۳۴۳ : از شهر تو رفت خواهم ای شهرآرای
رباعی شمارهٔ ۳۴۴ : روزی که سر زلف چو چوگان داری
رباعی شمارهٔ ۳۴۵ : شبهای سده زلف مغانفش داری
رباعی شمارهٔ ۳۴۶ : ای زلف بتم عقرب مه جولانی
رباعی شمارهٔ ۳۴۷ : راهی که در او خنگ فلک لنگ شدی
رباعی شمارهٔ ۳۴۸ : خاقانی اگر سر زدهٔ یار آیی
رباعی شمارهٔ ۳۴۹ : در مجلس باده گر مرا یاد کنی
رباعی شمارهٔ ۳۵۰ : سلطانی و طغرای تو نیکو رویی
رباعی شمارهٔ ۳۵۱ : گر من نه به دل داغ برافکندهامی
رباعی شمارهٔ ۳۵۲ : دود تو برون شود ز روزن روزی