پرش به محتوا
خانه
حافظ
سعدی
مولانا
فردوسی
خیام
صائب
عطار
نظامی
پروین اعتصامی
سنایی
خاقانی
منوچهری
ناصرخسرو
رودکی
انوری
وحشی بافقی
عراقی
خواجوی کرمانی
مسعود سعد سلمان
اوحدی
ابوسعید ابوالخیر
باباطاهر
ملکالشعرا بهار
هاتف اصفهانی
جامی
test API
خانه
/
عطار
/
مختارنامه
البته شعر اول و سوم ترکیب بند است و نه ترجیع بند.
باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
باب دوم: در نعت سیدالمرسلین صلّی اللّه علیه و سلّم
باب سوم: در فضیلت صحابه رضی الله عنهم اجمعین
باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
باب پنجم: در بیان توحید به زبان تفرید
باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی
باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود
باب سیزدهم: در ذمِّ مردمِ بیحوصله و معانی كه تعلّق به
باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار
باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم
باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
باب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدن
باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن
باب نوزدهم: در ترك تفرقه گفتن و جمعیت جستن
باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن
باب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدن
باب بیست و دوم: در روی به آخرت آوردن و ترك دنیا كردن
باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست
باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان
باب بیست و ششم: در صفت گریستن
باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن
باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
باب سیام: در فراغت نمودن از معشوق
باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد
باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق
باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق
باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق
باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق
باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق
باب سی و هفتم: در صفت خط و خال معشوق
باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق
باب سی و نهم: در صفتِ میان و قدِ معشوق
باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق
باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق
باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق
باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق
باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد
باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه
باب پنجاهم: در ختم كتاب
مقدمه