پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

رباعی شمارهٔ ۱ : گفتم که به پایان رسد این درد و عنا

رباعی شمارهٔ ۲ : پیوسته حدیث من به گوشت بادا

رباعی شمارهٔ ۳ : نه صبر به گوشه‌ای نشاند ما را

رباعی شمارهٔ ۴ : آورد زری عماد رازی بچه را

رباعی شمارهٔ ۵ : ای هجر مگر نهایتی نیست ترا

رباعی شمارهٔ ۶ : این دل چو شب جوانی و راحت و تاب

رباعی شمارهٔ ۷ : هم طبع ملول گشت از آن شعر چو آب

رباعی شمارهٔ ۸ : زان روی که روز وصل آن در خوشاب

رباعی شمارهٔ ۹ : آن شد که به نزدیک من ای در خوشاب

رباعی شمارهٔ ۱۰ : بوطالب نعمه ای سپهرت طالب

رباعی شمارهٔ ۱۱ : هرچند که بر جزو بود کل غالب

رباعی شمارهٔ ۱۲ : ای گوهر تو بر آفرینش غالب

رباعی شمارهٔ ۱۳ : بس شب که به روز بردم اندر طلبت

رباعی شمارهٔ ۱۴ : دل باز چو بر دام غم عشق آویخت

رباعی شمارهٔ ۱۵ : ای گشته ضمیر چون بهشت از یادت

رباعی شمارهٔ ۱۶ : همواره چو بخت خود جوانی بادت

رباعی شمارهٔ ۱۷ : با بخل بود به غایتی پیوندت

رباعی شمارهٔ ۱۸ : ای سغبهٔ آنانکه نمی‌جویندت

رباعی شمارهٔ ۱۹ : سیاره به خدمت سپرد خاک درت

رباعی شمارهٔ ۲۰ : در وصل تو عزم دل من روز نخست

رباعی شمارهٔ ۲۱ : آتش به سفال برنهادی ز نخست

رباعی شمارهٔ ۲۲ : دستم که به گوهر قناعت پیوست

رباعی شمارهٔ ۲۳ : جدت ورق زمانه از جور بشست

رباعی شمارهٔ ۲۴ : هجری که به روز غم مبادا دل و دست

رباعی شمارهٔ ۲۵ : جانا به تن شکسته و عزم درست

رباعی شمارهٔ ۲۶ : ای شاه ز قدرتی که در بازوی تست

رباعی شمارهٔ ۲۷ : با موزه به آب در دویدی به نخست

رباعی شمارهٔ ۲۸ : کار تنم از دست دلم رفت ز دست

رباعی شمارهٔ ۲۹ : دل در خم آن زلف معنبر بنشست

رباعی شمارهٔ ۳۰ : بوطالب نعمه ای گشاده‌دل و دست

رباعی شمارهٔ ۳۱ : ای صبر ز دست دل معشوقه‌پرست

رباعی شمارهٔ ۳۲ : دی می‌شد و از شکوفه شاخی در دست

رباعی شمارهٔ ۳۳ : از حادثه‌ای که هرچه زو گویم هست

رباعی شمارهٔ ۳۴ : دی با تو چنان شدم به یک خاست و نشست

رباعی شمارهٔ ۳۵ : گفتند که شعر تو ملک داشت به دست

رباعی شمارهٔ ۳۶ : ای عهد تو عید کامرانی پیوست

رباعی شمارهٔ ۳۷ : گفتند که گل چمن به یکبار آراست

رباعی شمارهٔ ۳۸ : در کوی تو هیچ کار من ناشده راست

رباعی شمارهٔ ۳۹ : عدل تو زمانه را نگهدار بس است

رباعی شمارهٔ ۴۰ : دل بر سر عهد استوار خویش است

رباعی شمارهٔ ۴۱ : عشقی که همه عمر بماند این است

رباعی شمارهٔ ۴۲ : از تو طمعم یکی صراحی باده است

رباعی شمارهٔ ۴۳ : ای شاه جهان ملک جهان حسب تراست

رباعی شمارهٔ ۴۴ : در سایهٔ آن زلف مشوش که تراست

رباعی شمارهٔ ۴۵ : دوشینه شب ارچه جانم از رنج بکاست

رباعی شمارهٔ ۴۶ : کون خر ملک ریش گاو افتادست

رباعی شمارهٔ ۴۷ : تا حادثه قصد آل عمران کردست

رباعی شمارهٔ ۴۸ : زلف تو از آن دم که دلم بربودست

رباعی شمارهٔ ۴۹ : شاها به خدایی که ترا بگزیدست

رباعی شمارهٔ ۵۰ : آن چهره که هرکه وصف او بشنیدست

رباعی شمارهٔ ۵۱ : فرمان تو بر جهان قضای دگرست

رباعی شمارهٔ ۵۲ : چون حسن تو رنج من به عالم سمرست

رباعی شمارهٔ ۵۳ : در هر طرفی اگرچه یاری دگرست

رباعی شمارهٔ ۵۴ : دیدار تو در جهان جهانی دگرست

رباعی شمارهٔ ۵۵ : با رای تو صبح ملک بی‌گه خیزست

رباعی شمارهٔ ۵۶ : دل در هوس شراب گلرنگ خوشست

رباعی شمارهٔ ۵۷ : آن چیست که مقصود جهانی آنست

رباعی شمارهٔ ۵۸ : با دل گفتم چو یار بی فرمانست

رباعی شمارهٔ ۵۹ : با آنکه دلم در غم هجرت خونست

رباعی شمارهٔ ۶۰ : پایی که ز بند عالمی بیرونست

رباعی شمارهٔ ۶۱ : گر شرح نمی‌دهم که حالم چونست

رباعی شمارهٔ ۶۲ : تا دست امید ما شکستیم ز دوست

رباعی شمارهٔ ۶۳ : هردم ز تو گر تازه غمی باید هست

رباعی شمارهٔ ۶۴ : تا خرمن آز را دلت پیمانه‌ست

رباعی شمارهٔ ۶۵ : هجران تو دوش چون به من درنگریست

رباعی شمارهٔ ۶۶ : ای شاه نجیب کفشگر دانی کیست

رباعی شمارهٔ ۶۷ : می‌آمد و از دیدهٔ ما می‌نگریست

رباعی شمارهٔ ۶۸ : از وصل تو بر کناره می‌باید زیست

رباعی شمارهٔ ۶۹ : ای دل یارت که سر به سر کبر و منیست

رباعی شمارهٔ ۷۰ : بوطالب نعمه طالب نعمت نیست

رباعی شمارهٔ ۷۱ : پایی که نه در هوای تو در گل نیست

رباعی شمارهٔ ۷۲ : پای تو اگرچه در وفا محکم نیست

رباعی شمارهٔ ۷۳ : تا چند طلب کنم وفای تو که نیست

رباعی شمارهٔ ۷۴ : گر درخور قدر همتم سیمی نیست

رباعی شمارهٔ ۷۵ : محنت‌زده‌ای که کلبه‌ای داشت به دشت

رباعی شمارهٔ ۷۶ : گر بنده دو روز خدمتت را بگذاشت

رباعی شمارهٔ ۷۷ : اندوه تو چون دلم به شادی نگذاشت

رباعی شمارهٔ ۷۸ : چون آتش سودای تو جز دود نداشت

رباعی شمارهٔ ۷۹ : اندوه تو چون دلم به شادی انگاشت

رباعی شمارهٔ ۸۰ : عمری که تر و خشک من آن بود گذشت

رباعی شمارهٔ ۸۱ : دلبر ز وفا و مهر یکسر بگذشت

رباعی شمارهٔ ۸۲ : با دل گفتم که آن بتم دوش نهفت

رباعی شمارهٔ ۸۳ : با گل گفتم شکوفه در خاک بخفت

رباعی شمارهٔ ۸۴ : چشمم ز غمت به هر عقیقی که بسفت

رباعی شمارهٔ ۸۵ : از گردش این هفت مخالف بر هفت

رباعی شمارهٔ ۸۶ : سلطان که جهان جواد ازو بیش نیافت

رباعی شمارهٔ ۸۷ : عیشی که نمودم از جوانی همه رفت

رباعی شمارهٔ ۸۸ : معشوق مرا عهد من از یاد برفت

رباعی شمارهٔ ۸۹ : سلطان که جهان به عدل آراست برفت

رباعی شمارهٔ ۹۰ : دلبر چو دلم به عشوه بربود برفت

رباعی شمارهٔ ۹۱ : آن بت که به انصاف نکو بود برفت

رباعی شمارهٔ ۹۲ : حامی جهان ز جور افلاک برفت

رباعی شمارهٔ ۹۳ : آن بت که دلم به زلف چون شست گرفت

رباعی شمارهٔ ۹۴ : از شعلهٔ لاله جهان نور گرفت

رباعی شمارهٔ ۹۵ : چون با غم عشق تو دلم ساز گرفت

رباعی شمارهٔ ۹۶ : ای دل بخر آن زلف که دستت نگرفت

رباعی شمارهٔ ۹۷ : با یار مرا زور و ستم درنگرفت

رباعی شمارهٔ ۹۸ : ای روزی خصم پیش خورد حشمت

رباعی شمارهٔ ۹۹ : تا روز به شب چو سوسنم بی‌رویت

رباعی شمارهٔ ۱۰۰ : عمری بادت کزو به رشک آید نوح

رباعی شمارهٔ ۱۰۱ : عمری جگرم خورد ز بدخویی چرخ

رباعی شمارهٔ ۱۰۲ : از چرخ که کامی به مرادم ننهاد

رباعی شمارهٔ ۱۰۳ : دادم به امید روزگاری بر باد

رباعی شمارهٔ ۱۰۴ : جوهر که ز ایزدش همی نامد یاد

رباعی شمارهٔ ۱۰۵ : با هرکه زبان چرخ رازی بگشاد

رباعی شمارهٔ ۱۰۶ : با قدر تو آب آسمان ریخته باد

رباعی شمارهٔ ۱۰۷ : در چشمهٔ تیغ بی‌کفت آب مباد

رباعی شمارهٔ ۱۰۸ : هرگز دلم از وفای تو فرد مباد

رباعی شمارهٔ ۱۰۹ : ای شاه زمین دور زمان بی‌تو مباد

رباعی شمارهٔ ۱۱۰ : حسن تو مرا ز نیکوان شاهی داد

رباعی شمارهٔ ۱۱۱ : مریخ سلاح چاوشان تو برد

رباعی شمارهٔ ۱۱۲ : چون نیست یقین که شب چه خواهد آورد

رباعی شمارهٔ ۱۱۳ : آن نور که ملک یافت از روی تو فرد

رباعی شمارهٔ ۱۱۴ : عاقل چو به حاصل جهان درنگرد

رباعی شمارهٔ ۱۱۵ : هر تیره شبی که ره به روزی نبرد

رباعی شمارهٔ ۱۱۶ : بوطالب نعمه آن جهانی همه مرد

رباعی شمارهٔ ۱۱۷ : این عمر که سرمایهٔ ملکیست نه خرد

رباعی شمارهٔ ۱۱۸ : صد پرده شبی فلک ز من بردارد

رباعی شمارهٔ ۱۱۹ : خود عهد کسی کسی چنین بگذارد

رباعی شمارهٔ ۱۲۰ : گر یک شبه وصل بتم آواز آرد

رباعی شمارهٔ ۱۲۱ : باد سحری گذر به کویت دارد

رباعی شمارهٔ ۱۲۲ : گر دوست مرا به کام دشمن دارد

رباعی شمارهٔ ۱۲۳ : بیننده که چشم عاقبت‌بین دارد

رباعی شمارهٔ ۱۲۴ : نه دل ز وصال تو نشانی دارد

رباعی شمارهٔ ۱۲۵ : دل گرچه غمت ز جان نهان می‌دارد

رباعی شمارهٔ ۱۲۶ : شب رایت مشک رنگ بر کیوان برد

رباعی شمارهٔ ۱۲۷ : با آنکه غم عشق تو از من جان برد

رباعی شمارهٔ ۱۲۸ : دل در غم تو گر به مثل جان نبرد

رباعی شمارهٔ ۱۲۹ : موری که به چاه شست بازی گذرد

رباعی شمارهٔ ۱۳۰ : آن کو به من سوخته خرمن نگرد

رباعی شمارهٔ ۱۳۱ : سی سال درخت بخت من بار آورد

رباعی شمارهٔ ۱۳۲ : در عرصهٔ ملکی که کمی نپذیرد

رباعی شمارهٔ ۱۳۳ : روی تو که شمع لاله زو درگیرد

رباعی شمارهٔ ۱۳۴ : گر دست غم تو دامن من گیرد

رباعی شمارهٔ ۱۳۵ : روی تو به دلبری جهان می‌گیرد

رباعی شمارهٔ ۱۳۶ : رایت که جهان به پشت پای اندازد

رباعی شمارهٔ ۱۳۷ : خاک قدم تو تاج خورشید ارزد

رباعی شمارهٔ ۱۳۸ : جانا غم تو به هر عطایی ارزد

رباعی شمارهٔ ۱۳۹ : رای تو که صلح روز ملک انگیزد

رباعی شمارهٔ ۱۴۰ : روزی که خرد سرشک رنگین ریزد

رباعی شمارهٔ ۱۴۱ : تشریف هوای تو به هر جان نرسد

رباعی شمارهٔ ۱۴۲ : نه مشکل روزگار حل خواهد شد

رباعی شمارهٔ ۱۴۳ : از عشق تو درجهان سمر خواهم شد

رباعی شمارهٔ ۱۴۴ : رای تو به هیچ رای خرسند نشد

رباعی شمارهٔ ۱۴۵ : آخر دل من به وصل پیروز نشد

رباعی شمارهٔ ۱۴۶ : عدل تو چو سایه بر ممالک پوشد

رباعی شمارهٔ ۱۴۷ : با آنکه زمانه جز بدی نسگالد

رباعی شمارهٔ ۱۴۸ : زلف تو به فتنه باز بیرون آمد

رباعی شمارهٔ ۱۴۹ : رخسار تو چون سوسن آزاد آمد

رباعی شمارهٔ ۱۵۰ : تا رای تو از قدح به شمشیر آمد

رباعی شمارهٔ ۱۵۱ : آنی که کفت ضامن ارزاق آمد

رباعی شمارهٔ ۱۵۲ : رنجی که مرا ز هجر آن ماه آمد

رباعی شمارهٔ ۱۵۳ : چون سایه دویدم از پسش روزی چند

رباعی شمارهٔ ۱۵۴ : ای دل چه کنی به عشوه خود را خرسند

رباعی شمارهٔ ۱۵۵ : پست افکندم غم تو ای سرو بلند

رباعی شمارهٔ ۱۵۶ : آن روز که جان نامهٔ عشق تو بخواند

رباعی شمارهٔ ۱۵۷ : خوی تو ز دوستی چو دامن بفشاند

رباعی شمارهٔ ۱۵۸ : ای دل ز هزار دیده خون می‌راند

رباعی شمارهٔ ۱۵۹ : با آنکه همه کار جهان او راند

رباعی شمارهٔ ۱۶۰ : چندان که مرا دلبر من رنجاند

رباعی شمارهٔ ۱۶۱ : یکباره مرا بلایت از پای نشاند

رباعی شمارهٔ ۱۶۲ : ای دیده دل آیت بلا می‌خواند

رباعی شمارهٔ ۱۶۳ : چون روز علم زد به حسامت ماند

رباعی شمارهٔ ۱۶۴ : هم ابر به دست درفشانت ماند

رباعی شمارهٔ ۱۶۵ : خورشید به روشنی رایت ماند

رباعی شمارهٔ ۱۶۶ : با روی تو از عافیت افسانه بماند

رباعی شمارهٔ ۱۶۷ : مسعود سعادت جهان بود نماند

رباعی شمارهٔ ۱۶۸ : ما را به جز از نیاز هیچ چیز نماند

رباعی شمارهٔ ۱۶۹ : تا طارم نه سپهر آراسته‌اند

رباعی شمارهٔ ۱۷۰ : چشم و دل من که هرچه گویم هستند

رباعی شمارهٔ ۱۷۱ : یاران به جهان چشم چو گل بگشادند

رباعی شمارهٔ ۱۷۲ : زان پس که دل و دیده بر من سپرند

رباعی شمارهٔ ۱۷۳ : بس دور که چرخ و اختران بگذراند

رباعی شمارهٔ ۱۷۴ : در بزمگهی که مطربی کوس کند

رباعی شمارهٔ ۱۷۵ : زلف تو مصاف عنبر تر شکند

رباعی شمارهٔ ۱۷۶ : دلدار دل مرا ز من باز افکند

رباعی شمارهٔ ۱۷۷ : دلبر چو ز من قوت روان باز افکند

رباعی شمارهٔ ۱۷۸ : خوش خوش چو مرا دم تودر دام افکند

رباعی شمارهٔ ۱۷۹ : گردون به خیال سیر نانت نکند

رباعی شمارهٔ ۱۸۰ : شادم به تو گر فلک حزینم نکند

رباعی شمارهٔ ۱۸۱ : شمشیر تو با خصم تو پیمان نکند

رباعی شمارهٔ ۱۸۲ : سلطان غمت بنده‌نوازی نکند

رباعی شمارهٔ ۱۸۳ : گلها چو به باغ جلوه را ساز کنند

رباعی شمارهٔ ۱۸۴ : این طایفه گر مروت آیین نکنند

رباعی شمارهٔ ۱۸۵ : قومی که در این سفر مرا همراهند

رباعی شمارهٔ ۱۸۶ : گردون چو نشست و خاست تو می‌بیند

رباعی شمارهٔ ۱۸۷ : چشم تو در آیینه به چشم تو نمود

رباعی شمارهٔ ۱۸۸ : گفت آنکه مرا ره سلامت بنمود

رباعی شمارهٔ ۱۸۹ : دستت به سخا چون ید بیضا بنمود

رباعی شمارهٔ ۱۹۰ : با دل گفتم که عشق چون روی نمود

رباعی شمارهٔ ۱۹۱ : شبها ز غمت ستم کشم باید بود

رباعی شمارهٔ ۱۹۲ : گردون به وصال ما موافق زان بود

رباعی شمارهٔ ۱۹۳ : دوشم ز فراق تو همه شیون بود

رباعی شمارهٔ ۱۹۴ : یک نیم دمم از جهان به دست آمده بود

رباعی شمارهٔ ۱۹۵ : بر عید رخت دلم چو پیروز نبود

رباعی شمارهٔ ۱۹۶ : دل درخور صحبت دل‌افروز نبود

رباعی شمارهٔ ۱۹۷ : گل یک شبه شد هین که چو گستاخ شود

رباعی شمارهٔ ۱۹۸ : هر کو نه به خدمت تو خرسند شود

رباعی شمارهٔ ۱۹۹ : آخر غم غور از دلم دور شود

رباعی شمارهٔ ۲۰۰ : تسلیم چو بر حادثه پیروز شود

رباعی شمارهٔ ۲۰۱ : آنرا که خرد مصلحت‌آموز شود

رباعی شمارهٔ ۲۰۲ : با آنکه غم از دلم برون می‌نشود

رباعی شمارهٔ ۲۰۳ : یک شب مه گردون به رخت می‌نگرید

رباعی شمارهٔ ۲۰۴ : آن روز که بنده خاک خدمت بوسید

رباعی شمارهٔ ۲۰۵ : بیداد فلک پردهٔ رازم بدرید

رباعی شمارهٔ ۲۰۶ : زان پس که وصال روی در پرده کشید

رباعی شمارهٔ ۲۰۷ : در مستی اگر ببرد خوابم شاید

رباعی شمارهٔ ۲۰۸ : جان یک نفس از درد تو می‌ناساید

رباعی شمارهٔ ۲۰۹ : یک در فلک از امید من نگشاید

رباعی شمارهٔ ۲۱۰ : بس راه که پای همتم پیماید

رباعی شمارهٔ ۲۱۱ : دی قهر تو گفتی که اجل می‌زاید

رباعی شمارهٔ ۲۱۲ : زلف تو که در فتنه کنون می‌آید

رباعی شمارهٔ ۲۱۳ : گر بنده ز آب می‌بترسد شاید

رباعی شمارهٔ ۲۱۴ : تا رای تو از قدح به شمشیر آید

رباعی شمارهٔ ۲۱۵ : لایق به جان شاه جهانی باید

رباعی شمارهٔ ۲۱۶ : هم توسن چرخ زیر زین را شاید

رباعی شمارهٔ ۲۱۷ : وصل تو که از سنگ برون می‌آید

رباعی شمارهٔ ۲۱۸ : باری بنگر که چشم من چون گرید

رباعی شمارهٔ ۲۱۹ : با گل گفتم ابر چرا می‌گرید

رباعی شمارهٔ ۲۲۰ : گفتم ز فراق یاسمن می‌گرید

رباعی شمارهٔ ۲۲۱ : شد عمر و زمانه را جوادی نرسید

رباعی شمارهٔ ۲۲۲ : گویی که میفکن دبه در پای شتر

رباعی شمارهٔ ۲۲۳ : رای تو که آفتاب فضلست و هنر

رباعی شمارهٔ ۲۲۴ : ای عشق به جز غمم رفیقی دگر آر

رباعی شمارهٔ ۲۲۵ : دی ما و می و عیش خوش و روی نگار

رباعی شمارهٔ ۲۲۶ : در دست غمت دلم زبونست این بار

رباعی شمارهٔ ۲۲۷ : دل محنت تازه چاشنی کرد آخر

رباعی شمارهٔ ۲۲۸ : بر من شب هجر تو سرآید آخر

رباعی شمارهٔ ۲۲۹ : ما با این همه غم با که گساریم آخر

رباعی شمارهٔ ۲۳۰ : ای ماه تمام برنیایی آخر

رباعی شمارهٔ ۲۳۱ : دی گر بفزود عز دین عدل عمر

رباعی شمارهٔ ۲۳۲ : خورشید ز رای مقتفی دارد نور

رباعی شمارهٔ ۲۳۳ : ای رای تو آفتاب و ای کلک تو تیر

رباعی شمارهٔ ۲۳۴ : هستم شب و روز و روز و شب در تدبیر

رباعی شمارهٔ ۲۳۵ : منصوریه هر گزت درآمد به ضمیر

رباعی شمارهٔ ۲۳۶ : ای چرخ نفور از جفای تو نفیر

رباعی شمارهٔ ۲۳۷ : ای دل هم از ابتدا دل از جان برگیر

رباعی شمارهٔ ۲۳۸ : از دست تو بنده داستانی شده گیر

رباعی شمارهٔ ۲۳۹ : جز بنده رفیق و عاشق و یار مگیر

رباعی شمارهٔ ۲۴۰ : از آرزوی خیال تو روز دراز

رباعی شمارهٔ ۲۴۱ : ای دست تو در جفا چو زلف تو دراز

رباعی شمارهٔ ۲۴۲ : آن شد که من از عشق تو شبهای دراز

رباعی شمارهٔ ۲۴۳ : زان شب که به روز برده‌ام با تو به ناز

رباعی شمارهٔ ۲۴۴ : دل شادی روز وصلت ای شمع طراز

رباعی شمارهٔ ۲۴۵ : گر در طلب صحبتم ای شمع طراز

رباعی شمارهٔ ۲۴۶ : ای دل بخریدی دم آن شمع طراز

رباعی شمارهٔ ۲۴۷ : گرمابه به کام انوری بود امروز

رباعی شمارهٔ ۲۴۸ : آن دل که تو دیده‌ای فکارست هنوز

رباعی شمارهٔ ۲۴۹ : نایی بر من به خانه‌ای شورانگیز

رباعی شمارهٔ ۲۵۰ : بازار قبول گل چو شد خوش خوش تیز

رباعی شمارهٔ ۲۵۱ : ای ماه ز سودای تو در آتش تیز

رباعی شمارهٔ ۲۵۲ : پیروزشه ای خورده سپهر از تو هراس

رباعی شمارهٔ ۲۵۳ : ماییم درین گنبد دیرینه اساس

رباعی شمارهٔ ۲۵۴ : در منزل دل غم تو می‌آید و بس

رباعی شمارهٔ ۲۵۵ : روزی که کنم هجر ترا بر دل خوش

رباعی شمارهٔ ۲۵۶ : ماییم و دو شیشکک می روشن و خوش

رباعی شمارهٔ ۲۵۷ : چون بندگی شهت نمی‌آید خوش

رباعی شمارهٔ ۲۵۸ : ای دل تو برو به نزد جانان می‌باش

رباعی شمارهٔ ۲۵۹ : ای ماه رکاب خسرو گردون رخش

رباعی شمارهٔ ۲۶۰ : گفتم که گهی چند نپرسم خبرش

رباعی شمارهٔ ۲۶۱ : هر تیر جفا که داری اندر ترکش

رباعی شمارهٔ ۲۶۲ : دوش از کف وصل آن بت عشوه فروش

رباعی شمارهٔ ۲۶۳ : از خاک درت ساخته‌ام مفرش خویش

رباعی شمارهٔ ۲۶۴ : یک چند نهان از دل بی‌حاصل خویش

رباعی شمارهٔ ۲۶۵ : با خاک برابرم ز بی‌سنگی خویش

رباعی شمارهٔ ۲۶۶ : داری ز جهان زیاده از حصهٔ خویش

رباعی شمارهٔ ۲۶۷ : گل روز دو عرض می‌دهد مایهٔ خویش

رباعی شمارهٔ ۲۶۸ : تا دست طمع بشستم از عالم خاک

رباعی شمارهٔ ۲۶۹ : ای جاه تو چون سماک و عالم چو سمک

رباعی شمارهٔ ۲۷۰ : زین رنگ برآوردن بر فور فلک

رباعی شمارهٔ ۲۷۱ : در منزل آبگینه هنگام درنگ

رباعی شمارهٔ ۲۷۲ : ای مسند تو قاعدهٔ دولت گل

رباعی شمارهٔ ۲۷۳ : ای گوهر تو خلاصهٔ عالم گل

رباعی شمارهٔ ۲۷۴ : آخر شب دوش بی‌تو ای شمع چگل

رباعی شمارهٔ ۲۷۵ : آمیختم از بهر تو صد رنگ و حیل

رباعی شمارهٔ ۲۷۶ : ای چشم زمانه کرده روشن به جمال

رباعی شمارهٔ ۲۷۷ : زین عمر به تعجیل دوان سوی زوال

رباعی شمارهٔ ۲۷۸ : در هجر همی بسوزم از شرم خیال

رباعی شمارهٔ ۲۷۹ : منزل دوردست و روز بی‌گاه ای دل

رباعی شمارهٔ ۲۸۰ : ای دل طمع از وصال جانان بگسل

رباعی شمارهٔ ۲۸۱ : پیراهن گل دریده شد بر تن گل

رباعی شمارهٔ ۲۸۲ : صف زد حشم بهار پیرامن گل

رباعی شمارهٔ ۲۸۳ : تاب رخ یار من نداری ای گل

رباعی شمارهٔ ۲۸۴ : آنم که ندانم نه وجود و نه عدم

رباعی شمارهٔ ۲۸۵ : دردا که فرو شد لب شادی را غم

رباعی شمارهٔ ۲۸۶ : ای گوهر تو اصل طفیل آدم

رباعی شمارهٔ ۲۸۷ : چرخا زحلت نحس‌ترست یا بهرام

رباعی شمارهٔ ۲۸۸ : ای زیر همای همتت چرخ مدام

رباعی شمارهٔ ۲۸۹ : رفتم چو نبود بیش از این جای مقام

رباعی شمارهٔ ۲۹۰ : از مشرق دست گوهر آل نظام

رباعی شمارهٔ ۲۹۱ : دل فرق نمی‌کند همی دانه ز دام

رباعی شمارهٔ ۲۹۲ : هر مرحله‌ای که رخت برداشته‌ام

رباعی شمارهٔ ۲۹۳ : با یاد تو ای ریخته عشقت آبم

رباعی شمارهٔ ۲۹۴ : بختی نه کزو نصیب جز غم یابم

رباعی شمارهٔ ۲۹۵ : من غره به گفتار محال تو شدم

رباعی شمارهٔ ۲۹۶ : دی کرد وداع بر جناح سفرم

رباعی شمارهٔ ۲۹۷ : روزی که به حیلت به شب تیره برم

رباعی شمارهٔ ۲۹۸ : زلف تو دلم برد و به جان در خطرم

رباعی شمارهٔ ۲۹۹ : سودای تو بیرون شده یکسر ز سرم

رباعی شمارهٔ ۳۰۰ : چون روی ندارم که به رویت نگرم

رباعی شمارهٔ ۳۰۱ : ای دل ز فلک چرا نیوشی آزرم

رباعی شمارهٔ ۳۰۲ : آخر ز تو چون روی به خون تر دارم

رباعی شمارهٔ ۳۰۳ : از غم صدف دو دیده پر در دارم

رباعی شمارهٔ ۳۰۴ : در کوی غمت هزار منزل دارم

رباعی شمارهٔ ۳۰۵ : راز تو ز بیم خصم پنهان دارم

رباعی شمارهٔ ۳۰۶ : نه در غم عشق یار یاری دارم

رباعی شمارهٔ ۳۰۷ : ای دل ز وصال تو نشانی دارم

رباعی شمارهٔ ۳۰۸ : من با تو که عشق جاودانی دارم

رباعی شمارهٔ ۳۰۹ : نام تو نویسم ار قلم بردارم

رباعی شمارهٔ ۳۱۰ : در کار تو هر روز گرفتارترم

رباعی شمارهٔ ۳۱۱ : بفروختمت سزد به جان باز خرم

رباعی شمارهٔ ۳۱۲ : من بنده که کمتر سگ کویت باشم

رباعی شمارهٔ ۳۱۳ : بینم دل خویش گر دهانت اندیشم

رباعی شمارهٔ ۳۱۴ : خوار و خجلم خوار و خجل باد دلم

رباعی شمارهٔ ۳۱۵ : بر چرخ رسید از تو دم سرد دلم

رباعی شمارهٔ ۳۱۶ : ای خورده به واجبی چو مردان غم علم

رباعی شمارهٔ ۳۱۷ : پر شد ز شراب عشق جانا جامم

رباعی شمارهٔ ۳۱۸ : در خدمت تست عقل و هوش و جانم

رباعی شمارهٔ ۳۱۹ : ای دل چو به غمهای جهان درمانم

رباعی شمارهٔ ۳۲۰ : شبها چو ز روز وصل او یاد کنم

رباعی شمارهٔ ۳۲۱ : بازیچهٔ دور آسمانم چه کنم

رباعی شمارهٔ ۳۲۲ : چون حرب کنم هیج محابا نکنم

رباعی شمارهٔ ۳۲۳ : می نوش کنم ولیک مستی نکنم

رباعی شمارهٔ ۳۲۴ : کس نیست غم اندوخته‌تر زین که منم

رباعی شمارهٔ ۳۲۵ : بر آتش هجر عمری ار بنشینم

رباعی شمارهٔ ۳۲۶ : آن دیده ندارم که به خوابت بینم

رباعی شمارهٔ ۳۲۷ : من دل به کسی جز از تو آسان ندهم

رباعی شمارهٔ ۳۲۸ : ای سایهٔ آنک ملک او هست قدیم

رباعی شمارهٔ ۳۲۹ : شکر ایزد را که خسرو هفت اقلیم

رباعی شمارهٔ ۳۳۰ : در موج خطر مرفهی همچو کلیم

رباعی شمارهٔ ۳۳۱ : چون پای همی تحفه برد هر جایم

رباعی شمارهٔ ۳۳۲ : ای عشق در آفاق بسی تاختیم

رباعی شمارهٔ ۳۳۳ : دی یک دو قدح شراب صافی خوردیم

رباعی شمارهٔ ۳۳۴ : سبحان‌الله غمی به پایان نبریم

رباعی شمارهٔ ۳۳۵ : با گل گفتم چون به چمن برگذریم

رباعی شمارهٔ ۳۳۶ : اندیشهٔ انتقام چون جزم کنیم

رباعی شمارهٔ ۳۳۷ : ای دل چو غم نوت دهد چرخ کهن

رباعی شمارهٔ ۳۳۸ : ماییم و صراحی و شراب روشن

رباعی شمارهٔ ۳۳۹ : باغیست چو نوبهار از رنگ خزان

رباعی شمارهٔ ۳۴۰ : ای دل مگذار عمر چون بی‌خبران

رباعی شمارهٔ ۳۴۱ : شخصی دارم زنده به جان دگران

رباعی شمارهٔ ۳۴۲ : ای ساخته گشته از تو کار دگران

رباعی شمارهٔ ۳۴۳ : زلفت به رسنهاش برآورد کشان

رباعی شمارهٔ ۳۴۴ : چون روی حیل نبود پایاب جهان

رباعی شمارهٔ ۳۴۵ : آیا گهر وصل تو یارم سفتن

رباعی شمارهٔ ۳۴۶ : ای دل چو نمی‌نهد سپهرت گردن

رباعی شمارهٔ ۳۴۷ : زرق است جهان تو زرق کن از هر فن

رباعی شمارهٔ ۳۴۸ : زین جور اگر گذر توان کرد بکن

رباعی شمارهٔ ۳۴۹ : هرچ از چو تویی نزیبد ای دوست مکن

رباعی شمارهٔ ۳۵۰ : ای دل ز سر نهاد پرواز مکن

رباعی شمارهٔ ۳۵۱ : جانا لبم از شراب غم خشک مکن

رباعی شمارهٔ ۳۵۲ : هستم ز تو دلشکسته‌ای عهد شکن

رباعی شمارهٔ ۳۵۳ : می‌سوز تو خرمن شکیبایی من

رباعی شمارهٔ ۳۵۴ : در دام غم تو بسته‌ای هست چو من

رباعی شمارهٔ ۳۵۵ : ای گنده دهان چو شیر و چون گرگ حرون

رباعی شمارهٔ ۳۵۶ : چشمم ز همه جهان فرازست اکنون

رباعی شمارهٔ ۳۵۷ : بوطالب نعمت ای همه دولت و دین

رباعی شمارهٔ ۳۵۸ : شاها ز خزانهٔ تو ریحان و سمین

رباعی شمارهٔ ۳۵۹ : شاهان ممالک تو مودود و معین

رباعی شمارهٔ ۳۶۰ : گفتی چه شود کار فراقت یک‌سو

رباعی شمارهٔ ۳۶۱ : آن ماه که ماه نو سزد یارهٔ او

رباعی شمارهٔ ۳۶۲ : ای راحت آن نفس که جان زد با تو

رباعی شمارهٔ ۳۶۳ : رفتم چو نماند هیچ آبم بر تو

رباعی شمارهٔ ۳۶۴ : دستی نه که گستاخ بکوبد در تو

رباعی شمارهٔ ۳۶۵ : گر هیچ سعادتم رساند بر تو

رباعی شمارهٔ ۳۶۶ : دل هرچه ز بد دید پسندید از تو

رباعی شمارهٔ ۳۶۷ : آن صبر که حامی منست از غم تو

رباعی شمارهٔ ۳۶۸ : دورم ز قرار و خواب از دوری تو

رباعی شمارهٔ ۳۶۹ : جان درد تو یادگار دارد بی‌تو

رباعی شمارهٔ ۳۷۰ : دست تو که جود در سجود آید ازو

رباعی شمارهٔ ۳۷۱ : آن دل که نشان نیست مرا در بر ازو

رباعی شمارهٔ ۳۷۲ : آن بت که به دست غم گرفتارم ازو

رباعی شمارهٔ ۳۷۳ : کسری که کمان عدل او کرد به زه

رباعی شمارهٔ ۳۷۴ : چون باز کنی ز زلف پرتاب گره

رباعی شمارهٔ ۳۷۵ : ای نحس چو مریخ و زحل بی‌گه و گاه

رباعی شمارهٔ ۳۷۶ : با روز رخ تو گرچه ای روت چو ماه

رباعی شمارهٔ ۳۷۷ : از بهر هلال عید آن مه ناگاه

رباعی شمارهٔ ۳۷۸ : با من به سخن درآمد امروز پگاه

رباعی شمارهٔ ۳۷۹ : بر من در محنت و بلا باز مخواه

رباعی شمارهٔ ۳۸۰ : ای امر تو ملک را عنان بگرفته

رباعی شمارهٔ ۳۸۱ : ای لشکر تو روی زمین بگرفته

رباعی شمارهٔ ۳۸۲ : دی طوف چمن کرده سه چاری خورده

رباعی شمارهٔ ۳۸۳ : آیا که مرا تو دست گیری یا نه

رباعی شمارهٔ ۳۸۴ : در راه فرید کاتب فرزانه

رباعی شمارهٔ ۳۸۵ : ای فتنهٔ روزگار شب‌پوش منه

رباعی شمارهٔ ۳۸۶ : مریخ به خنجر تو جوید فتوی

رباعی شمارهٔ ۳۸۷ : پایی که مرا نزد تو بد راهنمای

رباعی شمارهٔ ۳۸۸ : در مرتبه از سپهر پیش آمده‌ای

رباعی شمارهٔ ۳۸۹ : بر چرخ همیشه هم‌عنان رانده‌ای

رباعی شمارهٔ ۳۹۰ : زان شب که نشستیم به هم با طربی

رباعی شمارهٔ ۳۹۱ : عمزاد و عمزاد خریدند بری

رباعی شمارهٔ ۳۹۲ : دوش ارنه وقارت به زمین پیوستی

رباعی شمارهٔ ۳۹۳ : دوش از سر درد نیستی در مستی

رباعی شمارهٔ ۳۹۴ : گر دل پی یار گیردی نیکستی

رباعی شمارهٔ ۳۹۵ : گر شعر در مراد می‌بگشادی

رباعی شمارهٔ ۳۹۶ : ای دل تو بسی که از غمش خون خوردی

رباعی شمارهٔ ۳۹۷ : با دل گفتم گرد بلا می‌گردی

رباعی شمارهٔ ۳۹۸ : در کفر گریزم ار تو ایمان گردی

رباعی شمارهٔ ۳۹۹ : دی در چمن آن زمان که طوفی کردی

رباعی شمارهٔ ۴۰۰ : جانا بر نور شمع دود آوردی

رباعی شمارهٔ ۴۰۱ : دیروز که در سرای عالی بودی

رباعی شمارهٔ ۴۰۲ : گر همت من دل به جهان برنهدی

رباعی شمارهٔ ۴۰۳ : هر شب بت من به وقت باد سحری

رباعی شمارهٔ ۴۰۴ : کویی که درو مست و بهش درگذری

رباعی شمارهٔ ۴۰۵ : ای شب چو ز نالهای من بی‌خبری

رباعی شمارهٔ ۴۰۶ : دل سیر نگرددت ز بیدادگری

رباعی شمارهٔ ۴۰۷ : با دلبرم از زبان باد سحری

رباعی شمارهٔ ۴۰۸ : ای دل بنشین به عافیت کو داری

رباعی شمارهٔ ۴۰۹ : مسعود قزل مست نه‌ای هشیاری

رباعی شمارهٔ ۴۱۰ : گفتی که به هر قطعه مرا هر باری

رباعی شمارهٔ ۴۱۱ : ای دل به غم عشق بدین دشواری

رباعی شمارهٔ ۴۱۲ : بر سنگ قناعت ار عیاری داری

رباعی شمارهٔ ۴۱۳ : در بنده به دیدهٔ دگر می‌نگری

رباعی شمارهٔ ۴۱۴ : چون چنگ خودم به عمری ار بنوازی

رباعی شمارهٔ ۴۱۵ : چون صبح درآمد به جهان‌افروزی

رباعی شمارهٔ ۴۱۶ : بر جان منت نیست دمی دلسوزی

رباعی شمارهٔ ۴۱۷ : هرکو به مواظبت بخواند چیزی

رباعی شمارهٔ ۴۱۸ : ای نوبت تو گذشته از چرخ بسی

رباعی شمارهٔ ۴۱۹ : دی درویشی به راز با همنفسی

رباعی شمارهٔ ۴۲۰ : با دل گفتم که‌ای همه قلاشی

رباعی شمارهٔ ۴۲۱ : تا چند ز جان مستمند اندیشی

رباعی شمارهٔ ۴۲۲ : ای پیش کفت جود فلک زراقی

رباعی شمارهٔ ۴۲۳ : ای نسبت تو هم به نبی هم به علی

رباعی شمارهٔ ۴۲۴ : کو آنکه ز غم دست به جایی زدمی

رباعی شمارهٔ ۴۲۵ : گر من ز فلک شکایت کنمی

رباعی شمارهٔ ۴۲۶ : گر عقل عزیز را به فرمان شومی

رباعی شمارهٔ ۴۲۷ : صدرا چو تو چشم آسمان بیند نی

رباعی شمارهٔ ۴۲۸ : شاها چو تو مادر زمان زاید نی

رباعی شمارهٔ ۴۲۹ : ای چرخ جز آیت بلا خوانی نی

رباعی شمارهٔ ۴۳۰ : در ملک چنین که وسعتش می‌دانی

رباعی شمارهٔ ۴۳۱ : ای دل طمعم زان همه سرگردانی

رباعی شمارهٔ ۴۳۲ : ای شاه گر آنچه می‌توانی نکنی

رباعی شمارهٔ ۴۳۳ : ای گل گهر ژاله چو در گوش کنی

رباعی شمارهٔ ۴۳۴ : گر در همه عمر یک نکویی بکنی

رباعی شمارهٔ ۴۳۵ : با بوعلی اب ارب هم بنشینی

رباعی شمارهٔ ۴۳۶ : رو رو که تو یار چو منی کم بینی

رباعی شمارهٔ ۴۳۷ : هر روز به نویی ای بت سلسله‌موی

رباعی شمارهٔ ۴۳۸ : شب نیست دلا که از غمش خون نشوی

رباعی شمارهٔ ۴۳۹ : گفتم که نثار جان کنم گر آیی

رباعی شمارهٔ ۴۴۰ : چون دیده فرو ریخت به رخ بینایی

رباعی شمارهٔ ۴۴۱ : ای محنت هجر بر دلم سرنایی

رباعی شمارهٔ ۴۴۲ : با دل گفتم گرد بلا می‌پویی

رباعی شمارهٔ ۴۴۳ : صورت‌گر فطرت ننگارد چو تویی

رباعی شمارهٔ ۴۴۴ : ای نامتحرک حیوانی که تویی

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.