رباعی شمارهٔ ۱ : گفتم که به پایان رسد این درد و عنا
رباعی شمارهٔ ۲ : پیوسته حدیث من به گوشت بادا
رباعی شمارهٔ ۳ : نه صبر به گوشهای نشاند ما را
رباعی شمارهٔ ۴ : آورد زری عماد رازی بچه را
رباعی شمارهٔ ۵ : ای هجر مگر نهایتی نیست ترا
رباعی شمارهٔ ۶ : این دل چو شب جوانی و راحت و تاب
رباعی شمارهٔ ۷ : هم طبع ملول گشت از آن شعر چو آب
رباعی شمارهٔ ۸ : زان روی که روز وصل آن در خوشاب
رباعی شمارهٔ ۹ : آن شد که به نزدیک من ای در خوشاب
رباعی شمارهٔ ۱۰ : بوطالب نعمه ای سپهرت طالب
رباعی شمارهٔ ۱۱ : هرچند که بر جزو بود کل غالب
رباعی شمارهٔ ۱۲ : ای گوهر تو بر آفرینش غالب
رباعی شمارهٔ ۱۳ : بس شب که به روز بردم اندر طلبت
رباعی شمارهٔ ۱۴ : دل باز چو بر دام غم عشق آویخت
رباعی شمارهٔ ۱۵ : ای گشته ضمیر چون بهشت از یادت
رباعی شمارهٔ ۱۶ : همواره چو بخت خود جوانی بادت
رباعی شمارهٔ ۱۷ : با بخل بود به غایتی پیوندت
رباعی شمارهٔ ۱۸ : ای سغبهٔ آنانکه نمیجویندت
رباعی شمارهٔ ۱۹ : سیاره به خدمت سپرد خاک درت
رباعی شمارهٔ ۲۰ : در وصل تو عزم دل من روز نخست
رباعی شمارهٔ ۲۱ : آتش به سفال برنهادی ز نخست
رباعی شمارهٔ ۲۲ : دستم که به گوهر قناعت پیوست
رباعی شمارهٔ ۲۳ : جدت ورق زمانه از جور بشست
رباعی شمارهٔ ۲۴ : هجری که به روز غم مبادا دل و دست
رباعی شمارهٔ ۲۵ : جانا به تن شکسته و عزم درست
رباعی شمارهٔ ۲۶ : ای شاه ز قدرتی که در بازوی تست
رباعی شمارهٔ ۲۷ : با موزه به آب در دویدی به نخست
رباعی شمارهٔ ۲۸ : کار تنم از دست دلم رفت ز دست
رباعی شمارهٔ ۲۹ : دل در خم آن زلف معنبر بنشست
رباعی شمارهٔ ۳۰ : بوطالب نعمه ای گشادهدل و دست
رباعی شمارهٔ ۳۱ : ای صبر ز دست دل معشوقهپرست
رباعی شمارهٔ ۳۲ : دی میشد و از شکوفه شاخی در دست
رباعی شمارهٔ ۳۳ : از حادثهای که هرچه زو گویم هست
رباعی شمارهٔ ۳۴ : دی با تو چنان شدم به یک خاست و نشست
رباعی شمارهٔ ۳۵ : گفتند که شعر تو ملک داشت به دست
رباعی شمارهٔ ۳۶ : ای عهد تو عید کامرانی پیوست
رباعی شمارهٔ ۳۷ : گفتند که گل چمن به یکبار آراست
رباعی شمارهٔ ۳۸ : در کوی تو هیچ کار من ناشده راست
رباعی شمارهٔ ۳۹ : عدل تو زمانه را نگهدار بس است
رباعی شمارهٔ ۴۰ : دل بر سر عهد استوار خویش است
رباعی شمارهٔ ۴۱ : عشقی که همه عمر بماند این است
رباعی شمارهٔ ۴۲ : از تو طمعم یکی صراحی باده است
رباعی شمارهٔ ۴۳ : ای شاه جهان ملک جهان حسب تراست
رباعی شمارهٔ ۴۴ : در سایهٔ آن زلف مشوش که تراست
رباعی شمارهٔ ۴۵ : دوشینه شب ارچه جانم از رنج بکاست
رباعی شمارهٔ ۴۶ : کون خر ملک ریش گاو افتادست
رباعی شمارهٔ ۴۷ : تا حادثه قصد آل عمران کردست
رباعی شمارهٔ ۴۸ : زلف تو از آن دم که دلم بربودست
رباعی شمارهٔ ۴۹ : شاها به خدایی که ترا بگزیدست
رباعی شمارهٔ ۵۰ : آن چهره که هرکه وصف او بشنیدست
رباعی شمارهٔ ۵۱ : فرمان تو بر جهان قضای دگرست
رباعی شمارهٔ ۵۲ : چون حسن تو رنج من به عالم سمرست
رباعی شمارهٔ ۵۳ : در هر طرفی اگرچه یاری دگرست
رباعی شمارهٔ ۵۴ : دیدار تو در جهان جهانی دگرست
رباعی شمارهٔ ۵۵ : با رای تو صبح ملک بیگه خیزست
رباعی شمارهٔ ۵۶ : دل در هوس شراب گلرنگ خوشست
رباعی شمارهٔ ۵۷ : آن چیست که مقصود جهانی آنست
رباعی شمارهٔ ۵۸ : با دل گفتم چو یار بی فرمانست
رباعی شمارهٔ ۵۹ : با آنکه دلم در غم هجرت خونست
رباعی شمارهٔ ۶۰ : پایی که ز بند عالمی بیرونست
رباعی شمارهٔ ۶۱ : گر شرح نمیدهم که حالم چونست
رباعی شمارهٔ ۶۲ : تا دست امید ما شکستیم ز دوست
رباعی شمارهٔ ۶۳ : هردم ز تو گر تازه غمی باید هست
رباعی شمارهٔ ۶۴ : تا خرمن آز را دلت پیمانهست
رباعی شمارهٔ ۶۵ : هجران تو دوش چون به من درنگریست
رباعی شمارهٔ ۶۶ : ای شاه نجیب کفشگر دانی کیست
رباعی شمارهٔ ۶۷ : میآمد و از دیدهٔ ما مینگریست
رباعی شمارهٔ ۶۸ : از وصل تو بر کناره میباید زیست
رباعی شمارهٔ ۶۹ : ای دل یارت که سر به سر کبر و منیست
رباعی شمارهٔ ۷۰ : بوطالب نعمه طالب نعمت نیست
رباعی شمارهٔ ۷۱ : پایی که نه در هوای تو در گل نیست
رباعی شمارهٔ ۷۲ : پای تو اگرچه در وفا محکم نیست
رباعی شمارهٔ ۷۳ : تا چند طلب کنم وفای تو که نیست
رباعی شمارهٔ ۷۴ : گر درخور قدر همتم سیمی نیست
رباعی شمارهٔ ۷۵ : محنتزدهای که کلبهای داشت به دشت
رباعی شمارهٔ ۷۶ : گر بنده دو روز خدمتت را بگذاشت
رباعی شمارهٔ ۷۷ : اندوه تو چون دلم به شادی نگذاشت
رباعی شمارهٔ ۷۸ : چون آتش سودای تو جز دود نداشت
رباعی شمارهٔ ۷۹ : اندوه تو چون دلم به شادی انگاشت
رباعی شمارهٔ ۸۰ : عمری که تر و خشک من آن بود گذشت
رباعی شمارهٔ ۸۱ : دلبر ز وفا و مهر یکسر بگذشت
رباعی شمارهٔ ۸۲ : با دل گفتم که آن بتم دوش نهفت
رباعی شمارهٔ ۸۳ : با گل گفتم شکوفه در خاک بخفت
رباعی شمارهٔ ۸۴ : چشمم ز غمت به هر عقیقی که بسفت
رباعی شمارهٔ ۸۵ : از گردش این هفت مخالف بر هفت
رباعی شمارهٔ ۸۶ : سلطان که جهان جواد ازو بیش نیافت
رباعی شمارهٔ ۸۷ : عیشی که نمودم از جوانی همه رفت
رباعی شمارهٔ ۸۸ : معشوق مرا عهد من از یاد برفت
رباعی شمارهٔ ۸۹ : سلطان که جهان به عدل آراست برفت
رباعی شمارهٔ ۹۰ : دلبر چو دلم به عشوه بربود برفت
رباعی شمارهٔ ۹۱ : آن بت که به انصاف نکو بود برفت
رباعی شمارهٔ ۹۲ : حامی جهان ز جور افلاک برفت
رباعی شمارهٔ ۹۳ : آن بت که دلم به زلف چون شست گرفت
رباعی شمارهٔ ۹۴ : از شعلهٔ لاله جهان نور گرفت
رباعی شمارهٔ ۹۵ : چون با غم عشق تو دلم ساز گرفت
رباعی شمارهٔ ۹۶ : ای دل بخر آن زلف که دستت نگرفت
رباعی شمارهٔ ۹۷ : با یار مرا زور و ستم درنگرفت
رباعی شمارهٔ ۹۸ : ای روزی خصم پیش خورد حشمت
رباعی شمارهٔ ۹۹ : تا روز به شب چو سوسنم بیرویت
رباعی شمارهٔ ۱۰۰ : عمری بادت کزو به رشک آید نوح
رباعی شمارهٔ ۱۰۱ : عمری جگرم خورد ز بدخویی چرخ
رباعی شمارهٔ ۱۰۲ : از چرخ که کامی به مرادم ننهاد
رباعی شمارهٔ ۱۰۳ : دادم به امید روزگاری بر باد
رباعی شمارهٔ ۱۰۴ : جوهر که ز ایزدش همی نامد یاد
رباعی شمارهٔ ۱۰۵ : با هرکه زبان چرخ رازی بگشاد
رباعی شمارهٔ ۱۰۶ : با قدر تو آب آسمان ریخته باد
رباعی شمارهٔ ۱۰۷ : در چشمهٔ تیغ بیکفت آب مباد
رباعی شمارهٔ ۱۰۸ : هرگز دلم از وفای تو فرد مباد
رباعی شمارهٔ ۱۰۹ : ای شاه زمین دور زمان بیتو مباد
رباعی شمارهٔ ۱۱۰ : حسن تو مرا ز نیکوان شاهی داد
رباعی شمارهٔ ۱۱۱ : مریخ سلاح چاوشان تو برد
رباعی شمارهٔ ۱۱۲ : چون نیست یقین که شب چه خواهد آورد
رباعی شمارهٔ ۱۱۳ : آن نور که ملک یافت از روی تو فرد
رباعی شمارهٔ ۱۱۴ : عاقل چو به حاصل جهان درنگرد
رباعی شمارهٔ ۱۱۵ : هر تیره شبی که ره به روزی نبرد
رباعی شمارهٔ ۱۱۶ : بوطالب نعمه آن جهانی همه مرد
رباعی شمارهٔ ۱۱۷ : این عمر که سرمایهٔ ملکیست نه خرد
رباعی شمارهٔ ۱۱۸ : صد پرده شبی فلک ز من بردارد
رباعی شمارهٔ ۱۱۹ : خود عهد کسی کسی چنین بگذارد
رباعی شمارهٔ ۱۲۰ : گر یک شبه وصل بتم آواز آرد
رباعی شمارهٔ ۱۲۱ : باد سحری گذر به کویت دارد
رباعی شمارهٔ ۱۲۲ : گر دوست مرا به کام دشمن دارد
رباعی شمارهٔ ۱۲۳ : بیننده که چشم عاقبتبین دارد
رباعی شمارهٔ ۱۲۴ : نه دل ز وصال تو نشانی دارد
رباعی شمارهٔ ۱۲۵ : دل گرچه غمت ز جان نهان میدارد
رباعی شمارهٔ ۱۲۶ : شب رایت مشک رنگ بر کیوان برد
رباعی شمارهٔ ۱۲۷ : با آنکه غم عشق تو از من جان برد
رباعی شمارهٔ ۱۲۸ : دل در غم تو گر به مثل جان نبرد
رباعی شمارهٔ ۱۲۹ : موری که به چاه شست بازی گذرد
رباعی شمارهٔ ۱۳۰ : آن کو به من سوخته خرمن نگرد
رباعی شمارهٔ ۱۳۱ : سی سال درخت بخت من بار آورد
رباعی شمارهٔ ۱۳۲ : در عرصهٔ ملکی که کمی نپذیرد
رباعی شمارهٔ ۱۳۳ : روی تو که شمع لاله زو درگیرد
رباعی شمارهٔ ۱۳۴ : گر دست غم تو دامن من گیرد
رباعی شمارهٔ ۱۳۵ : روی تو به دلبری جهان میگیرد
رباعی شمارهٔ ۱۳۶ : رایت که جهان به پشت پای اندازد
رباعی شمارهٔ ۱۳۷ : خاک قدم تو تاج خورشید ارزد
رباعی شمارهٔ ۱۳۸ : جانا غم تو به هر عطایی ارزد
رباعی شمارهٔ ۱۳۹ : رای تو که صلح روز ملک انگیزد
رباعی شمارهٔ ۱۴۰ : روزی که خرد سرشک رنگین ریزد
رباعی شمارهٔ ۱۴۱ : تشریف هوای تو به هر جان نرسد
رباعی شمارهٔ ۱۴۲ : نه مشکل روزگار حل خواهد شد
رباعی شمارهٔ ۱۴۳ : از عشق تو درجهان سمر خواهم شد
رباعی شمارهٔ ۱۴۴ : رای تو به هیچ رای خرسند نشد
رباعی شمارهٔ ۱۴۵ : آخر دل من به وصل پیروز نشد
رباعی شمارهٔ ۱۴۶ : عدل تو چو سایه بر ممالک پوشد
رباعی شمارهٔ ۱۴۷ : با آنکه زمانه جز بدی نسگالد
رباعی شمارهٔ ۱۴۸ : زلف تو به فتنه باز بیرون آمد
رباعی شمارهٔ ۱۴۹ : رخسار تو چون سوسن آزاد آمد
رباعی شمارهٔ ۱۵۰ : تا رای تو از قدح به شمشیر آمد
رباعی شمارهٔ ۱۵۱ : آنی که کفت ضامن ارزاق آمد
رباعی شمارهٔ ۱۵۲ : رنجی که مرا ز هجر آن ماه آمد
رباعی شمارهٔ ۱۵۳ : چون سایه دویدم از پسش روزی چند
رباعی شمارهٔ ۱۵۴ : ای دل چه کنی به عشوه خود را خرسند
رباعی شمارهٔ ۱۵۵ : پست افکندم غم تو ای سرو بلند
رباعی شمارهٔ ۱۵۶ : آن روز که جان نامهٔ عشق تو بخواند
رباعی شمارهٔ ۱۵۷ : خوی تو ز دوستی چو دامن بفشاند
رباعی شمارهٔ ۱۵۸ : ای دل ز هزار دیده خون میراند
رباعی شمارهٔ ۱۵۹ : با آنکه همه کار جهان او راند
رباعی شمارهٔ ۱۶۰ : چندان که مرا دلبر من رنجاند
رباعی شمارهٔ ۱۶۱ : یکباره مرا بلایت از پای نشاند
رباعی شمارهٔ ۱۶۲ : ای دیده دل آیت بلا میخواند
رباعی شمارهٔ ۱۶۳ : چون روز علم زد به حسامت ماند
رباعی شمارهٔ ۱۶۴ : هم ابر به دست درفشانت ماند
رباعی شمارهٔ ۱۶۵ : خورشید به روشنی رایت ماند
رباعی شمارهٔ ۱۶۶ : با روی تو از عافیت افسانه بماند
رباعی شمارهٔ ۱۶۷ : مسعود سعادت جهان بود نماند
رباعی شمارهٔ ۱۶۸ : ما را به جز از نیاز هیچ چیز نماند
رباعی شمارهٔ ۱۶۹ : تا طارم نه سپهر آراستهاند
رباعی شمارهٔ ۱۷۰ : چشم و دل من که هرچه گویم هستند
رباعی شمارهٔ ۱۷۱ : یاران به جهان چشم چو گل بگشادند
رباعی شمارهٔ ۱۷۲ : زان پس که دل و دیده بر من سپرند
رباعی شمارهٔ ۱۷۳ : بس دور که چرخ و اختران بگذراند
رباعی شمارهٔ ۱۷۴ : در بزمگهی که مطربی کوس کند
رباعی شمارهٔ ۱۷۵ : زلف تو مصاف عنبر تر شکند
رباعی شمارهٔ ۱۷۶ : دلدار دل مرا ز من باز افکند
رباعی شمارهٔ ۱۷۷ : دلبر چو ز من قوت روان باز افکند
رباعی شمارهٔ ۱۷۸ : خوش خوش چو مرا دم تودر دام افکند
رباعی شمارهٔ ۱۷۹ : گردون به خیال سیر نانت نکند
رباعی شمارهٔ ۱۸۰ : شادم به تو گر فلک حزینم نکند
رباعی شمارهٔ ۱۸۱ : شمشیر تو با خصم تو پیمان نکند
رباعی شمارهٔ ۱۸۲ : سلطان غمت بندهنوازی نکند
رباعی شمارهٔ ۱۸۳ : گلها چو به باغ جلوه را ساز کنند
رباعی شمارهٔ ۱۸۴ : این طایفه گر مروت آیین نکنند
رباعی شمارهٔ ۱۸۵ : قومی که در این سفر مرا همراهند
رباعی شمارهٔ ۱۸۶ : گردون چو نشست و خاست تو میبیند
رباعی شمارهٔ ۱۸۷ : چشم تو در آیینه به چشم تو نمود
رباعی شمارهٔ ۱۸۸ : گفت آنکه مرا ره سلامت بنمود
رباعی شمارهٔ ۱۸۹ : دستت به سخا چون ید بیضا بنمود
رباعی شمارهٔ ۱۹۰ : با دل گفتم که عشق چون روی نمود
رباعی شمارهٔ ۱۹۱ : شبها ز غمت ستم کشم باید بود
رباعی شمارهٔ ۱۹۲ : گردون به وصال ما موافق زان بود
رباعی شمارهٔ ۱۹۳ : دوشم ز فراق تو همه شیون بود
رباعی شمارهٔ ۱۹۴ : یک نیم دمم از جهان به دست آمده بود
رباعی شمارهٔ ۱۹۵ : بر عید رخت دلم چو پیروز نبود
رباعی شمارهٔ ۱۹۶ : دل درخور صحبت دلافروز نبود
رباعی شمارهٔ ۱۹۷ : گل یک شبه شد هین که چو گستاخ شود
رباعی شمارهٔ ۱۹۸ : هر کو نه به خدمت تو خرسند شود
رباعی شمارهٔ ۱۹۹ : آخر غم غور از دلم دور شود
رباعی شمارهٔ ۲۰۰ : تسلیم چو بر حادثه پیروز شود
رباعی شمارهٔ ۲۰۱ : آنرا که خرد مصلحتآموز شود
رباعی شمارهٔ ۲۰۲ : با آنکه غم از دلم برون مینشود
رباعی شمارهٔ ۲۰۳ : یک شب مه گردون به رخت مینگرید
رباعی شمارهٔ ۲۰۴ : آن روز که بنده خاک خدمت بوسید
رباعی شمارهٔ ۲۰۵ : بیداد فلک پردهٔ رازم بدرید
رباعی شمارهٔ ۲۰۶ : زان پس که وصال روی در پرده کشید
رباعی شمارهٔ ۲۰۷ : در مستی اگر ببرد خوابم شاید
رباعی شمارهٔ ۲۰۸ : جان یک نفس از درد تو میناساید
رباعی شمارهٔ ۲۰۹ : یک در فلک از امید من نگشاید
رباعی شمارهٔ ۲۱۰ : بس راه که پای همتم پیماید
رباعی شمارهٔ ۲۱۱ : دی قهر تو گفتی که اجل میزاید
رباعی شمارهٔ ۲۱۲ : زلف تو که در فتنه کنون میآید
رباعی شمارهٔ ۲۱۳ : گر بنده ز آب میبترسد شاید
رباعی شمارهٔ ۲۱۴ : تا رای تو از قدح به شمشیر آید
رباعی شمارهٔ ۲۱۵ : لایق به جان شاه جهانی باید
رباعی شمارهٔ ۲۱۶ : هم توسن چرخ زیر زین را شاید
رباعی شمارهٔ ۲۱۷ : وصل تو که از سنگ برون میآید
رباعی شمارهٔ ۲۱۸ : باری بنگر که چشم من چون گرید
رباعی شمارهٔ ۲۱۹ : با گل گفتم ابر چرا میگرید
رباعی شمارهٔ ۲۲۰ : گفتم ز فراق یاسمن میگرید
رباعی شمارهٔ ۲۲۱ : شد عمر و زمانه را جوادی نرسید
رباعی شمارهٔ ۲۲۲ : گویی که میفکن دبه در پای شتر
رباعی شمارهٔ ۲۲۳ : رای تو که آفتاب فضلست و هنر
رباعی شمارهٔ ۲۲۴ : ای عشق به جز غمم رفیقی دگر آر
رباعی شمارهٔ ۲۲۵ : دی ما و می و عیش خوش و روی نگار
رباعی شمارهٔ ۲۲۶ : در دست غمت دلم زبونست این بار
رباعی شمارهٔ ۲۲۷ : دل محنت تازه چاشنی کرد آخر
رباعی شمارهٔ ۲۲۸ : بر من شب هجر تو سرآید آخر
رباعی شمارهٔ ۲۲۹ : ما با این همه غم با که گساریم آخر
رباعی شمارهٔ ۲۳۰ : ای ماه تمام برنیایی آخر
رباعی شمارهٔ ۲۳۱ : دی گر بفزود عز دین عدل عمر
رباعی شمارهٔ ۲۳۲ : خورشید ز رای مقتفی دارد نور
رباعی شمارهٔ ۲۳۳ : ای رای تو آفتاب و ای کلک تو تیر
رباعی شمارهٔ ۲۳۴ : هستم شب و روز و روز و شب در تدبیر
رباعی شمارهٔ ۲۳۵ : منصوریه هر گزت درآمد به ضمیر
رباعی شمارهٔ ۲۳۶ : ای چرخ نفور از جفای تو نفیر
رباعی شمارهٔ ۲۳۷ : ای دل هم از ابتدا دل از جان برگیر
رباعی شمارهٔ ۲۳۸ : از دست تو بنده داستانی شده گیر
رباعی شمارهٔ ۲۳۹ : جز بنده رفیق و عاشق و یار مگیر
رباعی شمارهٔ ۲۴۰ : از آرزوی خیال تو روز دراز
رباعی شمارهٔ ۲۴۱ : ای دست تو در جفا چو زلف تو دراز
رباعی شمارهٔ ۲۴۲ : آن شد که من از عشق تو شبهای دراز
رباعی شمارهٔ ۲۴۳ : زان شب که به روز بردهام با تو به ناز
رباعی شمارهٔ ۲۴۴ : دل شادی روز وصلت ای شمع طراز
رباعی شمارهٔ ۲۴۵ : گر در طلب صحبتم ای شمع طراز
رباعی شمارهٔ ۲۴۶ : ای دل بخریدی دم آن شمع طراز
رباعی شمارهٔ ۲۴۷ : گرمابه به کام انوری بود امروز
رباعی شمارهٔ ۲۴۸ : آن دل که تو دیدهای فکارست هنوز
رباعی شمارهٔ ۲۴۹ : نایی بر من به خانهای شورانگیز
رباعی شمارهٔ ۲۵۰ : بازار قبول گل چو شد خوش خوش تیز
رباعی شمارهٔ ۲۵۱ : ای ماه ز سودای تو در آتش تیز
رباعی شمارهٔ ۲۵۲ : پیروزشه ای خورده سپهر از تو هراس
رباعی شمارهٔ ۲۵۳ : ماییم درین گنبد دیرینه اساس
رباعی شمارهٔ ۲۵۴ : در منزل دل غم تو میآید و بس
رباعی شمارهٔ ۲۵۵ : روزی که کنم هجر ترا بر دل خوش
رباعی شمارهٔ ۲۵۶ : ماییم و دو شیشکک می روشن و خوش
رباعی شمارهٔ ۲۵۷ : چون بندگی شهت نمیآید خوش
رباعی شمارهٔ ۲۵۸ : ای دل تو برو به نزد جانان میباش
رباعی شمارهٔ ۲۵۹ : ای ماه رکاب خسرو گردون رخش
رباعی شمارهٔ ۲۶۰ : گفتم که گهی چند نپرسم خبرش
رباعی شمارهٔ ۲۶۱ : هر تیر جفا که داری اندر ترکش
رباعی شمارهٔ ۲۶۲ : دوش از کف وصل آن بت عشوه فروش
رباعی شمارهٔ ۲۶۳ : از خاک درت ساختهام مفرش خویش
رباعی شمارهٔ ۲۶۴ : یک چند نهان از دل بیحاصل خویش
رباعی شمارهٔ ۲۶۵ : با خاک برابرم ز بیسنگی خویش
رباعی شمارهٔ ۲۶۶ : داری ز جهان زیاده از حصهٔ خویش
رباعی شمارهٔ ۲۶۷ : گل روز دو عرض میدهد مایهٔ خویش
رباعی شمارهٔ ۲۶۸ : تا دست طمع بشستم از عالم خاک
رباعی شمارهٔ ۲۶۹ : ای جاه تو چون سماک و عالم چو سمک
رباعی شمارهٔ ۲۷۰ : زین رنگ برآوردن بر فور فلک
رباعی شمارهٔ ۲۷۱ : در منزل آبگینه هنگام درنگ
رباعی شمارهٔ ۲۷۲ : ای مسند تو قاعدهٔ دولت گل
رباعی شمارهٔ ۲۷۳ : ای گوهر تو خلاصهٔ عالم گل
رباعی شمارهٔ ۲۷۴ : آخر شب دوش بیتو ای شمع چگل
رباعی شمارهٔ ۲۷۵ : آمیختم از بهر تو صد رنگ و حیل
رباعی شمارهٔ ۲۷۶ : ای چشم زمانه کرده روشن به جمال
رباعی شمارهٔ ۲۷۷ : زین عمر به تعجیل دوان سوی زوال
رباعی شمارهٔ ۲۷۸ : در هجر همی بسوزم از شرم خیال
رباعی شمارهٔ ۲۷۹ : منزل دوردست و روز بیگاه ای دل
رباعی شمارهٔ ۲۸۰ : ای دل طمع از وصال جانان بگسل
رباعی شمارهٔ ۲۸۱ : پیراهن گل دریده شد بر تن گل
رباعی شمارهٔ ۲۸۲ : صف زد حشم بهار پیرامن گل
رباعی شمارهٔ ۲۸۳ : تاب رخ یار من نداری ای گل
رباعی شمارهٔ ۲۸۴ : آنم که ندانم نه وجود و نه عدم
رباعی شمارهٔ ۲۸۵ : دردا که فرو شد لب شادی را غم
رباعی شمارهٔ ۲۸۶ : ای گوهر تو اصل طفیل آدم
رباعی شمارهٔ ۲۸۷ : چرخا زحلت نحسترست یا بهرام
رباعی شمارهٔ ۲۸۸ : ای زیر همای همتت چرخ مدام
رباعی شمارهٔ ۲۸۹ : رفتم چو نبود بیش از این جای مقام
رباعی شمارهٔ ۲۹۰ : از مشرق دست گوهر آل نظام
رباعی شمارهٔ ۲۹۱ : دل فرق نمیکند همی دانه ز دام
رباعی شمارهٔ ۲۹۲ : هر مرحلهای که رخت برداشتهام
رباعی شمارهٔ ۲۹۳ : با یاد تو ای ریخته عشقت آبم
رباعی شمارهٔ ۲۹۴ : بختی نه کزو نصیب جز غم یابم
رباعی شمارهٔ ۲۹۵ : من غره به گفتار محال تو شدم
رباعی شمارهٔ ۲۹۶ : دی کرد وداع بر جناح سفرم
رباعی شمارهٔ ۲۹۷ : روزی که به حیلت به شب تیره برم
رباعی شمارهٔ ۲۹۸ : زلف تو دلم برد و به جان در خطرم
رباعی شمارهٔ ۲۹۹ : سودای تو بیرون شده یکسر ز سرم
رباعی شمارهٔ ۳۰۰ : چون روی ندارم که به رویت نگرم
رباعی شمارهٔ ۳۰۱ : ای دل ز فلک چرا نیوشی آزرم
رباعی شمارهٔ ۳۰۲ : آخر ز تو چون روی به خون تر دارم
رباعی شمارهٔ ۳۰۳ : از غم صدف دو دیده پر در دارم
رباعی شمارهٔ ۳۰۴ : در کوی غمت هزار منزل دارم
رباعی شمارهٔ ۳۰۵ : راز تو ز بیم خصم پنهان دارم
رباعی شمارهٔ ۳۰۶ : نه در غم عشق یار یاری دارم
رباعی شمارهٔ ۳۰۷ : ای دل ز وصال تو نشانی دارم
رباعی شمارهٔ ۳۰۸ : من با تو که عشق جاودانی دارم
رباعی شمارهٔ ۳۰۹ : نام تو نویسم ار قلم بردارم
رباعی شمارهٔ ۳۱۰ : در کار تو هر روز گرفتارترم
رباعی شمارهٔ ۳۱۱ : بفروختمت سزد به جان باز خرم
رباعی شمارهٔ ۳۱۲ : من بنده که کمتر سگ کویت باشم
رباعی شمارهٔ ۳۱۳ : بینم دل خویش گر دهانت اندیشم
رباعی شمارهٔ ۳۱۴ : خوار و خجلم خوار و خجل باد دلم
رباعی شمارهٔ ۳۱۵ : بر چرخ رسید از تو دم سرد دلم
رباعی شمارهٔ ۳۱۶ : ای خورده به واجبی چو مردان غم علم
رباعی شمارهٔ ۳۱۷ : پر شد ز شراب عشق جانا جامم
رباعی شمارهٔ ۳۱۸ : در خدمت تست عقل و هوش و جانم
رباعی شمارهٔ ۳۱۹ : ای دل چو به غمهای جهان درمانم
رباعی شمارهٔ ۳۲۰ : شبها چو ز روز وصل او یاد کنم
رباعی شمارهٔ ۳۲۱ : بازیچهٔ دور آسمانم چه کنم
رباعی شمارهٔ ۳۲۲ : چون حرب کنم هیج محابا نکنم
رباعی شمارهٔ ۳۲۳ : می نوش کنم ولیک مستی نکنم
رباعی شمارهٔ ۳۲۴ : کس نیست غم اندوختهتر زین که منم
رباعی شمارهٔ ۳۲۵ : بر آتش هجر عمری ار بنشینم
رباعی شمارهٔ ۳۲۶ : آن دیده ندارم که به خوابت بینم
رباعی شمارهٔ ۳۲۷ : من دل به کسی جز از تو آسان ندهم
رباعی شمارهٔ ۳۲۸ : ای سایهٔ آنک ملک او هست قدیم
رباعی شمارهٔ ۳۲۹ : شکر ایزد را که خسرو هفت اقلیم
رباعی شمارهٔ ۳۳۰ : در موج خطر مرفهی همچو کلیم
رباعی شمارهٔ ۳۳۱ : چون پای همی تحفه برد هر جایم
رباعی شمارهٔ ۳۳۲ : ای عشق در آفاق بسی تاختیم
رباعی شمارهٔ ۳۳۳ : دی یک دو قدح شراب صافی خوردیم
رباعی شمارهٔ ۳۳۴ : سبحانالله غمی به پایان نبریم
رباعی شمارهٔ ۳۳۵ : با گل گفتم چون به چمن برگذریم
رباعی شمارهٔ ۳۳۶ : اندیشهٔ انتقام چون جزم کنیم
رباعی شمارهٔ ۳۳۷ : ای دل چو غم نوت دهد چرخ کهن
رباعی شمارهٔ ۳۳۸ : ماییم و صراحی و شراب روشن
رباعی شمارهٔ ۳۳۹ : باغیست چو نوبهار از رنگ خزان
رباعی شمارهٔ ۳۴۰ : ای دل مگذار عمر چون بیخبران
رباعی شمارهٔ ۳۴۱ : شخصی دارم زنده به جان دگران
رباعی شمارهٔ ۳۴۲ : ای ساخته گشته از تو کار دگران
رباعی شمارهٔ ۳۴۳ : زلفت به رسنهاش برآورد کشان
رباعی شمارهٔ ۳۴۴ : چون روی حیل نبود پایاب جهان
رباعی شمارهٔ ۳۴۵ : آیا گهر وصل تو یارم سفتن
رباعی شمارهٔ ۳۴۶ : ای دل چو نمینهد سپهرت گردن
رباعی شمارهٔ ۳۴۷ : زرق است جهان تو زرق کن از هر فن
رباعی شمارهٔ ۳۴۸ : زین جور اگر گذر توان کرد بکن
رباعی شمارهٔ ۳۴۹ : هرچ از چو تویی نزیبد ای دوست مکن
رباعی شمارهٔ ۳۵۰ : ای دل ز سر نهاد پرواز مکن
رباعی شمارهٔ ۳۵۱ : جانا لبم از شراب غم خشک مکن
رباعی شمارهٔ ۳۵۲ : هستم ز تو دلشکستهای عهد شکن
رباعی شمارهٔ ۳۵۳ : میسوز تو خرمن شکیبایی من
رباعی شمارهٔ ۳۵۴ : در دام غم تو بستهای هست چو من
رباعی شمارهٔ ۳۵۵ : ای گنده دهان چو شیر و چون گرگ حرون
رباعی شمارهٔ ۳۵۶ : چشمم ز همه جهان فرازست اکنون
رباعی شمارهٔ ۳۵۷ : بوطالب نعمت ای همه دولت و دین
رباعی شمارهٔ ۳۵۸ : شاها ز خزانهٔ تو ریحان و سمین
رباعی شمارهٔ ۳۵۹ : شاهان ممالک تو مودود و معین
رباعی شمارهٔ ۳۶۰ : گفتی چه شود کار فراقت یکسو
رباعی شمارهٔ ۳۶۱ : آن ماه که ماه نو سزد یارهٔ او
رباعی شمارهٔ ۳۶۲ : ای راحت آن نفس که جان زد با تو
رباعی شمارهٔ ۳۶۳ : رفتم چو نماند هیچ آبم بر تو
رباعی شمارهٔ ۳۶۴ : دستی نه که گستاخ بکوبد در تو
رباعی شمارهٔ ۳۶۵ : گر هیچ سعادتم رساند بر تو
رباعی شمارهٔ ۳۶۶ : دل هرچه ز بد دید پسندید از تو
رباعی شمارهٔ ۳۶۷ : آن صبر که حامی منست از غم تو
رباعی شمارهٔ ۳۶۸ : دورم ز قرار و خواب از دوری تو
رباعی شمارهٔ ۳۶۹ : جان درد تو یادگار دارد بیتو
رباعی شمارهٔ ۳۷۰ : دست تو که جود در سجود آید ازو
رباعی شمارهٔ ۳۷۱ : آن دل که نشان نیست مرا در بر ازو
رباعی شمارهٔ ۳۷۲ : آن بت که به دست غم گرفتارم ازو
رباعی شمارهٔ ۳۷۳ : کسری که کمان عدل او کرد به زه
رباعی شمارهٔ ۳۷۴ : چون باز کنی ز زلف پرتاب گره
رباعی شمارهٔ ۳۷۵ : ای نحس چو مریخ و زحل بیگه و گاه
رباعی شمارهٔ ۳۷۶ : با روز رخ تو گرچه ای روت چو ماه
رباعی شمارهٔ ۳۷۷ : از بهر هلال عید آن مه ناگاه
رباعی شمارهٔ ۳۷۸ : با من به سخن درآمد امروز پگاه
رباعی شمارهٔ ۳۷۹ : بر من در محنت و بلا باز مخواه
رباعی شمارهٔ ۳۸۰ : ای امر تو ملک را عنان بگرفته
رباعی شمارهٔ ۳۸۱ : ای لشکر تو روی زمین بگرفته
رباعی شمارهٔ ۳۸۲ : دی طوف چمن کرده سه چاری خورده
رباعی شمارهٔ ۳۸۳ : آیا که مرا تو دست گیری یا نه
رباعی شمارهٔ ۳۸۴ : در راه فرید کاتب فرزانه
رباعی شمارهٔ ۳۸۵ : ای فتنهٔ روزگار شبپوش منه
رباعی شمارهٔ ۳۸۶ : مریخ به خنجر تو جوید فتوی
رباعی شمارهٔ ۳۸۷ : پایی که مرا نزد تو بد راهنمای
رباعی شمارهٔ ۳۸۸ : در مرتبه از سپهر پیش آمدهای
رباعی شمارهٔ ۳۸۹ : بر چرخ همیشه همعنان راندهای
رباعی شمارهٔ ۳۹۰ : زان شب که نشستیم به هم با طربی
رباعی شمارهٔ ۳۹۱ : عمزاد و عمزاد خریدند بری
رباعی شمارهٔ ۳۹۲ : دوش ارنه وقارت به زمین پیوستی
رباعی شمارهٔ ۳۹۳ : دوش از سر درد نیستی در مستی
رباعی شمارهٔ ۳۹۴ : گر دل پی یار گیردی نیکستی
رباعی شمارهٔ ۳۹۵ : گر شعر در مراد میبگشادی
رباعی شمارهٔ ۳۹۶ : ای دل تو بسی که از غمش خون خوردی
رباعی شمارهٔ ۳۹۷ : با دل گفتم گرد بلا میگردی
رباعی شمارهٔ ۳۹۸ : در کفر گریزم ار تو ایمان گردی
رباعی شمارهٔ ۳۹۹ : دی در چمن آن زمان که طوفی کردی
رباعی شمارهٔ ۴۰۰ : جانا بر نور شمع دود آوردی
رباعی شمارهٔ ۴۰۱ : دیروز که در سرای عالی بودی
رباعی شمارهٔ ۴۰۲ : گر همت من دل به جهان برنهدی
رباعی شمارهٔ ۴۰۳ : هر شب بت من به وقت باد سحری
رباعی شمارهٔ ۴۰۴ : کویی که درو مست و بهش درگذری
رباعی شمارهٔ ۴۰۵ : ای شب چو ز نالهای من بیخبری
رباعی شمارهٔ ۴۰۶ : دل سیر نگرددت ز بیدادگری
رباعی شمارهٔ ۴۰۷ : با دلبرم از زبان باد سحری
رباعی شمارهٔ ۴۰۸ : ای دل بنشین به عافیت کو داری
رباعی شمارهٔ ۴۰۹ : مسعود قزل مست نهای هشیاری
رباعی شمارهٔ ۴۱۰ : گفتی که به هر قطعه مرا هر باری
رباعی شمارهٔ ۴۱۱ : ای دل به غم عشق بدین دشواری
رباعی شمارهٔ ۴۱۲ : بر سنگ قناعت ار عیاری داری
رباعی شمارهٔ ۴۱۳ : در بنده به دیدهٔ دگر مینگری
رباعی شمارهٔ ۴۱۴ : چون چنگ خودم به عمری ار بنوازی
رباعی شمارهٔ ۴۱۵ : چون صبح درآمد به جهانافروزی
رباعی شمارهٔ ۴۱۶ : بر جان منت نیست دمی دلسوزی
رباعی شمارهٔ ۴۱۷ : هرکو به مواظبت بخواند چیزی
رباعی شمارهٔ ۴۱۸ : ای نوبت تو گذشته از چرخ بسی
رباعی شمارهٔ ۴۱۹ : دی درویشی به راز با همنفسی
رباعی شمارهٔ ۴۲۰ : با دل گفتم کهای همه قلاشی
رباعی شمارهٔ ۴۲۱ : تا چند ز جان مستمند اندیشی
رباعی شمارهٔ ۴۲۲ : ای پیش کفت جود فلک زراقی
رباعی شمارهٔ ۴۲۳ : ای نسبت تو هم به نبی هم به علی
رباعی شمارهٔ ۴۲۴ : کو آنکه ز غم دست به جایی زدمی
رباعی شمارهٔ ۴۲۵ : گر من ز فلک شکایت کنمی
رباعی شمارهٔ ۴۲۶ : گر عقل عزیز را به فرمان شومی
رباعی شمارهٔ ۴۲۷ : صدرا چو تو چشم آسمان بیند نی
رباعی شمارهٔ ۴۲۸ : شاها چو تو مادر زمان زاید نی
رباعی شمارهٔ ۴۲۹ : ای چرخ جز آیت بلا خوانی نی
رباعی شمارهٔ ۴۳۰ : در ملک چنین که وسعتش میدانی
رباعی شمارهٔ ۴۳۱ : ای دل طمعم زان همه سرگردانی
رباعی شمارهٔ ۴۳۲ : ای شاه گر آنچه میتوانی نکنی
رباعی شمارهٔ ۴۳۳ : ای گل گهر ژاله چو در گوش کنی
رباعی شمارهٔ ۴۳۴ : گر در همه عمر یک نکویی بکنی
رباعی شمارهٔ ۴۳۵ : با بوعلی اب ارب هم بنشینی
رباعی شمارهٔ ۴۳۶ : رو رو که تو یار چو منی کم بینی
رباعی شمارهٔ ۴۳۷ : هر روز به نویی ای بت سلسلهموی
رباعی شمارهٔ ۴۳۸ : شب نیست دلا که از غمش خون نشوی
رباعی شمارهٔ ۴۳۹ : گفتم که نثار جان کنم گر آیی
رباعی شمارهٔ ۴۴۰ : چون دیده فرو ریخت به رخ بینایی
رباعی شمارهٔ ۴۴۱ : ای محنت هجر بر دلم سرنایی
رباعی شمارهٔ ۴۴۲ : با دل گفتم گرد بلا میپویی
رباعی شمارهٔ ۴۴۳ : صورتگر فطرت ننگارد چو تویی
رباعی شمارهٔ ۴۴۴ : ای نامتحرک حیوانی که تویی