رباعی شمارهٔ ۱ : آن دل که شد او قابل انوار خدا
رباعی شمارهٔ ۲ : آن شمع رخ تو لگنی نیست بیا
رباعی شمارهٔ ۳ : آن کس که ترا نقش کند او تنها
رباعی شمارهٔ ۴ : آن لعل سخن که جان دهد مرجان را
رباعی شمارهٔ ۵ : آن وقت که بحر کل شود ذات مرا
رباعی شمارهٔ ۶ : آواز ترا طبع دل ما بادا
رباعی شمارهٔ ۷ : از آتش عشق در جهان گرمیها
رباعی شمارهٔ ۸ : از بادهٔ لعل ناب شد گوهر ما
رباعی شمارهٔ ۹ : از حال ندیده تیره ایامان را
رباعی شمارهٔ ۱۰ : از ذکر بسی نور فزاید مه را
رباعی شمارهٔ ۱۱ : افسوس که بیگاه شد و ما تنها
رباعی شمارهٔ ۱۲ : انجیرفروش را چه بهتر جانا
رباعی شمارهٔ ۱۳ : اول به هزار لطف بنواخت مرا
رباعی شمارهٔ ۱۴ : ای آنکه چو آفتاب فرداست بیا
رباعی شمارهٔ ۱۵ : ای آنکه نیافت ماه شب گرد ترا
رباعی شمارهٔ ۱۶ : ای اشک روان بگو دلافزای مرا
رباعی شمارهٔ ۱۷ : ای باد سحر خبر بده مر ما را
رباعی شمارهٔ ۱۸ : ای چرخ فلک به مکر و بدسازیها
رباعی شمارهٔ ۱۹ : ای خواجه به خواب درنبینی ما را
رباعی شمارهٔ ۲۰ : ای داده بنان گوهر ایمانی را
رباعی شمارهٔ ۲۱ : ای در سر زلف تو پریشانیها
رباعی شمارهٔ ۲۲ : ای دریا دل تو گوهر و مرجان را
رباعی شمارهٔ ۲۳ : ای دل بچه زهره خواستی یاری را
رباعی شمارهٔ ۲۴ : ای دوست به دوستی قرینیم ترا
رباعی شمارهٔ ۲۵ : ای سبزی هر درخت و هر باغ و گیا
رباعی شمارهٔ ۲۶ : ای شب شادی همیشه بادی شادا
رباعی شمارهٔ ۲۷ : این آتش عشق میپزاند ما را
رباعی شمارهٔ ۲۸ : این روزه چو غربال به بیزد جان را
رباعی شمارهٔ ۲۹ : ای آنکه گرفت شربت از مشرب ما
رباعی شمارهٔ ۳۰ : با عشق روان شد از عدم مرکب ما
رباعی شمارهٔ ۳۱ : بر رهگذر بلا نهادم دل را
رباعی شمارهٔ ۳۲ : پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرا
رباعی شمارهٔ ۳۳ : بیگاه شده است لیک مر سیران را
رباعی شمارهٔ ۳۴ : تا از تو جدا شده است آغوش مرا
رباعی شمارهٔ ۳۵ : تا با تو بوم نخسبم از یاریها
رباعی شمارهٔ ۳۶ : تا چند از این غرور بسیار ترا
رباعی شمارهٔ ۳۷ : تا عشق ترا است این شکرخائیها
رباعی شمارهٔ ۳۸ : تا کی باشی ز دور نظارهٔ ما
رباعی شمارهٔ ۳۹ : تا نقش خیال دوست با ماست دلا
رباعی شمارهٔ ۴۰ : جانا به هلاک بنده مستیز و بیا
رباعی شمارهٔ ۴۱ : جز عشق نبود هیچ دمساز مرا
رباعی شمارهٔ ۴۲ : چو نزود نبشته بود حق فرقت ما
رباعی شمارهٔ ۴۳ : خود را به خیل درافکنم مست آنجا
رباعی شمارهٔ ۴۴ : در جای تو جا نیست به جز آن جان را
رباعی شمارهٔ ۴۵ : در چشم ببین دو چشم آن مفتون را
رباعی شمارهٔ ۴۶ : در سر دارم ز می پریشانیها
رباعی شمارهٔ ۴۷ : دستان کسی دست زنان کرد مرا
رباعی شمارهٔ ۴۸ : دل گفت به جان کای خلف هر دو سرا
رباعی شمارهٔ ۴۹ : دود دل ما نشان سوداست دلا
رباعی شمارهٔ ۵۰ : دیدم در خواب ساقی زیبا را
رباعی شمارهٔ ۵۱ : زنهار دلا به خود مده ره غم را
رباعی شمارهٔ ۵۲ : طنبور چو تن تن برآرد به نوا
رباعی شمارهٔ ۵۳ : عاشق شب خلوت از پی پی گم را
رباعی شمارهٔ ۵۴ : عاشق همه سال مست و رسوا بادا
رباعی شمارهٔ ۵۵ : عشق تو بکشت ترکی و تازی را
رباعی شمارهٔ ۵۶ : عشقست طریق و راه پیغمبر ما
رباعی شمارهٔ ۵۷ : عمریست ندیدهایم گلزار ترا
رباعی شمارهٔ ۵۸ : غم خود که بود که یاد آریم او را
رباعی شمارهٔ ۵۹ : گر بوی نمیبری در این کوی میا
رباعی شمارهٔ ۶۰ : گر جان داری بیا و جان باز آنجا
رباعی شمارهٔ ۶۱ : گر در طلب خودی ز خود بیرونآ
رباعی شمارهٔ ۶۲ : گر عمر بشد عمر دگر داد خدا
رباعی شمارهٔ ۶۳ : گر من میرم مرا بیارید شما
رباعی شمارهٔ ۶۴ : کوتاه کند زمانه این دمدمه را
رباعی شمارهٔ ۶۵ : گویم که کیست روحافزا مرا
رباعی شمارهٔ ۶۶ : گه میگفتم که من امیرم خود را
رباعی شمارهٔ ۶۷ : لاحول ولا دور کند آن غم را
رباعی شمارهٔ ۶۸ : ما اطیب ما الذما احلانا
رباعی شمارهٔ ۶۹ : من تجربه کردم صنم خوشخو را
رباعی شمارهٔ ۷۰ : من ذره و خورشید لقائی تو مرا
رباعی شمارهٔ ۷۱ : منصور بدآن خواجه که در راه خدا
رباعی شمارهٔ ۷۲ : مولای اناالتائب مما سلفا
رباعی شمارهٔ ۷۳ : میآمد یار مست و تنها تنها
رباعی شمارهٔ ۷۴ : نور فلکست این تن خاکی ما
رباعی شمارهٔ ۷۵ : هان ای سفری عزم کجایست کجا
رباعی شمارهٔ ۷۶ : یک چند به تقلید گزیدم خود را
رباعی شمارهٔ ۷۷ : یک طرفه عصاست موسی این رمه را
رباعی شمارهٔ ۷۸ : آن لقمه که در دهان نگنجد به طلب
رباعی شمارهٔ ۷۹ : آنی که فلک با تو درآید به طرب
رباعی شمارهٔ ۸۰ : از بانگ سرافیل دمیده است رباب
رباعی شمارهٔ ۸۱ : امروز چو هر روز خرابیم خراب
رباعی شمارهٔ ۸۲ : امشب ز برای دل اصحاب مخسب
رباعی شمارهٔ ۸۳ : اندیشه مکن بکن تو خود را در خواب
رباعی شمارهٔ ۸۴ : اندیشه و غم را نبود هستی و تاب
رباعی شمارهٔ ۸۵ : ای آنکه تو دیر آمدهای در کتاب
رباعی شمارهٔ ۸۶ : ای آنکه تو یوسف منی من یعقوب
رباعی شمارهٔ ۸۷ : ای دل دو سه شام تا سحرگاه مخسب
رباعی شمارهٔ ۸۸ : ای روی ترا غلام گلنار مخسپ
رباعی شمارهٔ ۸۹ : ای ماه چنین شبی تو مهوار مخسب
رباعی شمارهٔ ۹۰ : این باد سحر محرم رازست مخسب
رباعی شمارهٔ ۹۱ : ای یار که نیست همچو تو یار مخسب
رباعی شمارهٔ ۹۲ : بردار حجابها به یکبار امشب
رباعی شمارهٔ ۹۳ : بیجام در این دور شرابست شراب
رباعی شمارهٔ ۹۴ : بیطاعت دین بهشت رحمان مطلب
رباعی شمارهٔ ۹۵ : بیکار مشین درآ درآمیز شتاب
رباعی شمارهٔ ۹۶ : حاجت نبود مستی ما را به شراب
رباعی شمارهٔ ۹۷ : خواب آمد و در چشم نبد موضع خواب
رباعی شمارهٔ ۹۸ : دانیکه چه میگوید این بانگ رباب
رباعی شمارهٔ ۹۹ : در چشم آمد خیال آن در خوشاب
رباعی شمارهٔ ۱۰۰ : دل در هوس تو چون ربابست رباب
رباعی شمارهٔ ۱۰۱ : ساقی در ده برای دیدار صواب
رباعی شمارهٔ ۱۰۲ : سبحانالله من و تو ای در خوشاب
رباعی شمارهٔ ۱۰۳ : شب گردم گرد شهر چون باد و چو آب
رباعی شمارهٔ ۱۰۴ : شب گشت درین سینه چه سوز است عجب
رباعی شمارهٔ ۱۰۵ : علمی که ترا گره گشاید به طلب
رباعی شمارهٔ ۱۰۶ : گر آب حیات خوشگواری ای خواب
رباعی شمارهٔ ۱۰۷ : گرم آمد عاشقانه و چست شتاب
رباعی شمارهٔ ۱۰۸ : گر میخواهی بقا و پیروز مخسب
رباعی شمارهٔ ۱۰۹ : مستند مجردان اسرار امشب
رباعی شمارهٔ ۱۱۰ : هستم به وصال دوست دلشاد امشب
رباعی شمارهٔ ۱۱۱ : یارب یارب به حق تسبیح رباب
رباعی شمارهٔ ۱۱۲ : یاری کن و یار باش ای یار مخسب
رباعی شمارهٔ ۱۱۳ : آب حیوان در آب و گل پیدا نیست
رباعی شمارهٔ ۱۱۴ : آری صنما بهانه خود کم بودت
رباعی شمارهٔ ۱۱۵ : آسوده کسی که در کم و بیشی نیست
رباعی شمارهٔ ۱۱۶ : آمد بر من چو در کفم زر پنداشت
رباعی شمارهٔ ۱۱۷ : آن آتش ساده که ترا خورد و بکاست
رباعی شمارهٔ ۱۱۸ : آن بت که جمال و زینت مجلس ماست
رباعی شمارهٔ ۱۱۹ : آن پیش روی که جان او پیش صف است
رباعی شمارهٔ ۱۲۰ : آن تلخ سخنها که چنان دل شکن است
رباعی شمارهٔ ۱۲۱ : آنجا که توئی همه غم و جنگ و جفاست
رباعی شمارهٔ ۱۲۲ : آن جان که از او دلبر ما شادانست
رباعی شمارهٔ ۱۲۳ : آن جاه و جمالی که جهانافروز است
رباعی شمارهٔ ۱۲۴ : آن چشم فراز از پی تاب شده است
رباعی شمارهٔ ۱۲۵ : آن چشم که خون گشت غم او را جفت است
رباعی شمارهٔ ۱۲۶ : آن چیست کز او سماعها را شرف است
رباعی شمارهٔ ۱۲۷ : آن چیست که لذتست از او در صورت
رباعی شمارهٔ ۱۲۸ : آن خواجه که بار او همه قند تر است
رباعی شمارهٔ ۱۲۹ : آن دم که مرا بگرد تو دورانست
رباعی شمارهٔ ۱۳۰ : آن را که بود کار نه زین یارانست
رباعی شمارهٔ ۱۳۱ : آن را که خدای چون تو یاری داده است
رباعی شمارهٔ ۱۳۲ : آن را که غمی باشد و بتواند گفت
رباعی شمارهٔ ۱۳۳ : آن روح که بسته بود در نقش صفات
رباعی شمارهٔ ۱۳۴ : آن روی ترش نیست چنینش فعل است
رباعی شمارهٔ ۱۳۵ : آن سایهٔ تو جایگه و خانهٔ ما است
رباعی شمارهٔ ۱۳۶ : آن شاه که خاک پای او تاج سر است
رباعی شمارهٔ ۱۳۷ : آن شب که ترا به خواب بینم پیداست
رباعی شمارهٔ ۱۳۸ : آن شه که ز چاکران بدخو نگریخت
رباعی شمارهٔ ۱۳۹ : آن عشق مجرد سوی صحرا میتاخت
رباعی شمارهٔ ۱۴۰ : آن قاضی ما چو دیگران قاضی نیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۱ : آنکس که امید یاری غم داده است
رباعی شمارهٔ ۱۴۲ : آنکس که بروی خواب او رشک پریست
رباعی شمارهٔ ۱۴۳ : آنکس که ترا به چشم ظاهر دیده است
رباعی شمارهٔ ۱۴۴ : آنکس که درون سینه را دل پنداشت
رباعی شمارهٔ ۱۴۵ : آنکس که ز سر عاشقی باخبر است
رباعی شمارهٔ ۱۴۶ : آنکس که سرت برید غمخوار تو اوست
رباعی شمارهٔ ۱۴۷ : آنکو ز نهال هوست شبخیزانست
رباعی شمارهٔ ۱۴۸ : آن نور مبین که در جبین ما هست
رباعی شمارهٔ ۱۴۹ : آواز تو ارمغان نفخ صور است
رباعی شمارهٔ ۱۵۰ : از بسکه دل تو دام حیلت افراخت
رباعی شمارهٔ ۱۵۱ : از بییاری ظریفتر یاری نیست
رباعی شمارهٔ ۱۵۲ : از جمله طمع بریدنم آسانست
رباعی شمارهٔ ۱۵۳ : از حلقهٔ گوش از دلم باخبر است
رباعی شمارهٔ ۱۵۴ : از دوستی دوست نگنجم در پوست
رباعی شمارهٔ ۱۵۵ : از دیدن اغیار چو ما را مدد است
رباعی شمارهٔ ۱۵۶ : از عهد مگو که او نه بر پای منست
رباعی شمارهٔ ۱۵۷ : از کفر و ز اسلام برون صحرائیست
رباعی شمارهٔ ۱۵۸ : از نوح سفینه ایست میراث نجات
رباعی شمارهٔ ۱۵۹ : العین لفقدکم کثیرالعبرات
رباعی شمارهٔ ۱۶۰ : افغان کردم بر آن فغانم میسوخت
رباعی شمارهٔ ۱۶۱ : افکند مرا دلم به غوغا و گریخت
رباعی شمارهٔ ۱۶۲ : امروز چه روز است که خورشید دوتاست
رباعی شمارهٔ ۱۶۳ : امروز در این خانه کسی رقصانست
رباعی شمارهٔ ۱۶۴ : امروز من و جام صبوحی در دست
رباعی شمارهٔ ۱۶۵ : امروز مهم دست زنان آمده است
رباعی شمارهٔ ۱۶۶ : امشب آمد خیال آن دلبر چست
رباعی شمارهٔ ۱۶۷ : امشب شب آن دولت بیپایانست
رباعی شمارهٔ ۱۶۸ : امشب شب آنست که جان شبهاست
رباعی شمارهٔ ۱۶۹ : امشب شب من بسی ضعیف و زار است
رباعی شمارهٔ ۱۷۰ : امشب منم و طواف کاشانهٔ دوست
رباعی شمارهٔ ۱۷۱ : امشب هردل که همچو مه در طلب است
رباعی شمارهٔ ۱۷۲ : اندر دل من درون و بیرون همه او است
رباعی شمارهٔ ۱۷۳ : اندر سر ما همت کاری دگر است
رباعی شمارهٔ ۱۷۴ : انصاف بده که عشق نیکوکار است
رباعی شمارهٔ ۱۷۵ : او پاک شده است و خام ار در حرم است
رباعی شمارهٔ ۱۷۶ : ای آب حیات قطره از آب رخت
رباعی شمارهٔ ۱۷۷ : ای آمده بامداد شوریده و مست
رباعی شمارهٔ ۱۷۸ : ای آنکه درینجهان چو تو پاکی نیست
رباعی شمارهٔ ۱۷۹ : ای بنده بدانکه خواجهٔ شرق اینست
رباعی شمارهٔ ۱۸۰ : ای بیخبر از مغز شده غره بپوست
رباعی شمارهٔ ۱۸۱ : ای تن تو نمیری که چنان جان با تست
رباعی شمارهٔ ۱۸۲ : ای جان جهان جان و جهان باقی نیست
رباعی شمارهٔ ۱۸۳ : ای جان خبرت هست که جانان تو کیست
رباعی شمارهٔ ۱۸۴ : ای جان ز دل تو بر دل من راهست
رباعی شمارهٔ ۱۸۵ : ای حسرت خوبان جهان روی خوشت
رباعی شمارهٔ ۱۸۶ : ای خرمنت از سنبلهٔ آب حیات
رباعی شمارهٔ ۱۸۷ : ای خواجه ترا غم جمال و جاهست
رباعی شمارهٔ ۱۸۸ : ای در دل من نشسته شد وقت نشست
رباعی شمارهٔ ۱۸۹ : ای دل تا ریش و خسته میدارندت
رباعی شمارهٔ ۱۹۰ : ای دل تو و درد او که درمان اینست
رباعی شمارهٔ ۱۹۱ : ای دوست مکن که روزها را فرداست
رباعی شمارهٔ ۱۹۲ : ای ذکر تو مانع تماشای تو دوست
رباعی شمارهٔ ۱۹۳ : ای ساقی اگر سعادتی هست تراست
رباعی شمارهٔ ۱۹۴ : ای ساقی جان مطرب ما را چه شده است
رباعی شمارهٔ ۱۹۵ : ای شب چه شبی که روزها چاکر تست
رباعی شمارهٔ ۱۹۶ : ای شب ز می تو مر مرا مستی نیست
رباعی شمارهٔ ۱۹۷ : ای طالب اگر ترا سر این راهست
رباعی شمارهٔ ۱۹۸ : ای عقل برو که عاقل اینجا نیست
رباعی شمارهٔ ۱۹۹ : ای فکر تو بر بسته نه پایت باز است
رباعی شمارهٔ ۲۰۰ : ای کز تو دلم پر سمن و یاسمنست
رباعی شمارهٔ ۲۰۱ : ای لعل و عقیق و در و دریا و درست
رباعی شمارهٔ ۲۰۲ : این بانگ خوش از جانب کیوان منست
رباعی شمارهٔ ۲۰۳ : این چرخ غلام طبع خود رایهٔ ماست
رباعی شمارهٔ ۲۰۴ : این چرخ و فلکها که حد بینش ماست
رباعی شمارهٔ ۲۰۵ : این جمله شرابهای بیجام کراست
رباعی شمارهٔ ۲۰۶ : این جو که تراست هر کسی جویان نیست
رباعی شمارهٔ ۲۰۷ : این سینهٔ پرمشغله از مکتب اوست
رباعی شمارهٔ ۲۰۸ : این شکل سفالین تنم جام دلست
رباعی شمارهٔ ۲۰۹ : این عشق شهست و رایتش پیدا نیست
رباعی شمارهٔ ۲۱۰ : این غمزه که میرنی ز نوری دگر است
رباعی شمارهٔ ۲۱۱ : این فتنه که اندر دل تنگ است ز چیست
رباعی شمارهٔ ۲۱۲ : این فصل بهار نیست فصلی دگر است
رباعی شمارهٔ ۲۱۳ : این گرمابه که خانهٔ دیوانست
رباعی شمارهٔ ۲۱۴ : این مستی من ز بادهٔ حمرا نیست
رباعی شمارهٔ ۲۱۵ : این من نه منم آنکه منم گوئی کیست
رباعی شمارهٔ ۲۱۶ : این نعره عاشقان ز شمع طرب است
رباعی شمارهٔ ۲۱۷ : این همدم اندرون که دم میدهدت
رباعی شمارهٔ ۲۱۸ : ای هر بیدار با خبرهای تو خفت
رباعی شمارهٔ ۲۱۹ : ای هرچه صدف بستهٔ دریای لبت
رباعی شمارهٔ ۲۲۰ : ای همچو خر و گاو که و جو طلبت
رباعی شمارهٔ ۲۲۱ : با تو سخنان بیزبان خواهم گفت
رباعی شمارهٔ ۲۲۲ : با جان دو روزه تو چنان گشتی جفت
رباعی شمارهٔ ۲۲۳ : باد آمد و گل بر سر میخواران ریخت
رباعی شمارهٔ ۲۲۴ : با دشمن تو چو یار بسیار نشست
رباعی شمارهٔ ۲۲۵ : با دل گفتم که دل از او جیحونست
رباعی شمارهٔ ۲۲۶ : باران به سر گرم دلی بر میریخت
رباعی شمارهٔ ۲۲۷ : با روز بجنگیم که چون روز گذشت
رباعی شمارهٔ ۲۲۸ : بازآی که یار بر سر پیمانست
رباعی شمارهٔ ۲۲۹ : با شاه هر آنکسی که در خرگاهست
رباعی شمارهٔ ۲۳۰ : با شب گفتم گر بمهت ایمانست
رباعی شمارهٔ ۲۳۱ : تا شب میگو که روز ما را شب نیست
رباعی شمارهٔ ۲۳۲ : با عشق کلاه بر کمر دوز خوش است
رباعی شمارهٔ ۲۳۳ : با عشق نشین که گوهر کان تو است
رباعی شمارهٔ ۲۳۴ : با ما ز ازل رفته قراری دگر است
رباعی شمارهٔ ۲۳۵ : با نی گفتم که بر تو بیداد ز کیست
رباعی شمارهٔ ۲۳۶ : با هرکه نشستی و نشد جمع دلت
رباعی شمارهٔ ۲۳۷ : با هستی و نیستیم بیگانگی است
رباعی شمارهٔ ۲۳۸ : پای تو گرفتهام ندارم ز تو دست
رباعی شمارهٔ ۲۳۹ : پائی که همی رفت به شبستان سر مست
رباعی شمارهٔ ۲۴۰ : برجه که سماع روح برپای شده است
رباعی شمارهٔ ۲۴۱ : برخیز و طواف کن بر آن قطب نجات
رباعی شمارهٔ ۲۴۲ : برکان شکر چند مگس را غوغاست
رباعی شمارهٔ ۲۴۳ : بر ما رقم خطا پرستی همه هست
رباعی شمارهٔ ۲۴۴ : بر من در وصل بسته میدارد دوست
رباعی شمارهٔ ۲۴۵ : پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرا
رباعی شمارهٔ ۲۴۶ : بر هر جائیکه سرنهم مسجود او است
رباعی شمارهٔ ۲۴۷ : بر جزوم نشان معشوق منست
رباعی شمارهٔ ۲۴۸ : بستم سر خم باده و بوی برفت
رباعی شمارهٔ ۲۴۹ : بگذشت سوار غیب و گردی برخاست
رباعی شمارهٔ ۲۵۰ : بگرفت دلت زانکه ترا دل نگرفت
رباعی شمارهٔ ۲۵۱ : پس بر به جهانی که چو خون در رگ ماست
رباعی شمارهٔ ۲۵۲ : بیچارهتر از عاشق بیصبر کجاست
رباعی شمارهٔ ۲۵۳ : بیدیده اگر راه روی عین خطاست
رباعی شمارهٔ ۲۵۴ : بیرون ز تن و جان و روان درویش است
رباعی شمارهٔ ۲۵۵ : بیرون ز جهان کفر و ایمان جائیست
رباعی شمارهٔ ۲۵۶ : بیرون ز جهان و جان یکی دایهٔ ماست
رباعی شمارهٔ ۲۵۷ : بییار نماند هرکه با یار بساخت
رباعی شمارهٔ ۲۵۸ : تا این فلک آینهگون بر کار است
رباعی شمارهٔ ۲۵۹ : تا با تو ز هستی تو هستی باقیست
رباعی شمارهٔ ۲۶۰ : تا چهرهٔ آفتاب جان رخشانست
رباعی شمارهٔ ۲۶۱ : تا حاصل دردم سبب درمان گشت
رباعی شمارهٔ ۲۶۲ : تا در دل من صورت آن رشک پریست
رباعی شمارهٔ ۲۶۳ : تا تن نبری دور زمانم کشته است
رباعی شمارهٔ ۲۶۴ : تا ظن نبری که این زمین بیهوشست
رباعی شمارهٔ ۲۶۵ : تا عرش ز سودای رخش ولولههاست
رباعی شمارهٔ ۲۶۶ : تا من بزیم پیشه و کارم اینست
رباعی شمارهٔ ۲۶۷ : تا مهر نگار باوفایم بگرفت
رباعی شمارهٔ ۲۶۸ : تنها نه همین خنده و سیماش خوشست
رباعی شمارهٔ ۲۶۹ : توبه چکنم که توبهام سایهٔ تست
رباعی شمارهٔ ۲۷۰ : توبه کردم که تا جانم برجاست
رباعی شمارهٔ ۲۷۱ : توبه که دل خویش چو آهن کرده است
رباعی شمارهٔ ۲۷۲ : تو سیر شدی من نشدم درمان چیست
رباعی شمارهٔ ۲۷۳ : تو کان جهانی و جهان نیم جو است
رباعی شمارهٔ ۲۷۴ : تهدید عدو چه بشنود عاشق راست
رباعی شمارهٔ ۲۷۵ : جانا غم تو ز هرچه گویی بتر است
رباعی شمارهٔ ۲۷۶ : جانم بر آن جان جهان رو کرده است
رباعی شمارهٔ ۲۷۷ : جان و سر آن یار که او پردهدر است
رباعی شمارهٔ ۲۷۸ : جانی که به راه عشق تو در خطر است
رباعی شمارهٔ ۲۷۹ : جانی که حریف بود بیگانه شده است
رباعی شمارهٔ ۲۸۰ : جانی که شراب عشق ز آن سو خورده است
رباعی شمارهٔ ۲۸۱ : جانی و جهانی و جهان با تو خوش است
رباعی شمارهٔ ۲۸۲ : حسنت که همه جهان فسونش بگرفت
رباعی شمارهٔ ۲۸۳ : چشم تو ز روزگار خونریزتر است
رباعی شمارهٔ ۲۸۴ : چشمی دارم همه پر از صورت دوست
رباعی شمارهٔ ۲۸۵ : چنگی صنمی که ساز چنگش بنواست
رباعی شمارهٔ ۲۸۶ : چون دانستم که عشق پیوست منست
رباعی شمارهٔ ۲۸۷ : خون دلبر من میان دلداران نیست
رباعی شمارهٔ ۲۸۸ : چون دید مرا مست بهم برزد دست
رباعی شمارهٔ ۲۸۹ : چونی که ترش مگر شکربارت نیست
رباعی شمارهٔ ۲۹۰ : چیزیست که در تو بیتو جویان ویست
رباعی شمارهٔ ۲۹۱ : حاشا که به عالم از تو خوشتر یاریست
رباعی شمارهٔ ۲۹۲ : حاشا که دلم ز شبنشینی سیر است
رباعی شمارهٔ ۲۹۳ : خاک قدمت سعادت جان من است
رباعی شمارهٔ ۲۹۴ : خواهی که ترا کشف شود هستی دوست
رباعی شمارهٔ ۲۹۵ : خویی به جهان خوبتر از خوی تو نیست
رباعی شمارهٔ ۲۹۶ : خورشید رخت ز آسمان بیرونست
رباعی شمارهٔ ۲۹۷ : خورشید و ستارگان و بدرما اوست
رباعی شمارهٔ ۲۹۸ : خیزید که آن یار سعادت برخاست
رباعی شمارهٔ ۲۹۹ : دایم ز ولایت علی برخواهم گفت
رباعی شمارهٔ ۳۰۰ : در باغ من ار سرو و اگر گلزار است
رباعی شمارهٔ ۳۰۱ : در بتکده تا خیال معشوهٔ ما است
رباعی شمارهٔ ۳۰۲ : در خواب مهی دوش روانم دیده است
رباعی شمارهٔ ۳۰۳ : در دایرهٔ وجود موجود علیست
رباعی شمارهٔ ۳۰۴ : در دیدهٔ صورت ار ترا دامی هست
رباعی شمارهٔ ۳۰۵ : در راه طلب عاقل و دیوانه یکیست
رباعی شمارهٔ ۳۰۶ : در صورت تست آنچه معنا همه اوست
رباعی شمارهٔ ۳۰۷ : در ظاهر و باطن آنچه خیر است و شر است
رباعی شمارهٔ ۳۰۸ : در عشق اگرچه که قدم بر قدم است
رباعی شمارهٔ ۳۰۹ : در عشق تو هر حیله که کردم هیچست
رباعی شمارهٔ ۳۱۰ : در عشق که جز می بقا خوردن نیست
رباعی شمارهٔ ۳۱۱ : در عهد و وفا چنانکه دلدار منست
رباعی شمارهٔ ۳۱۲ : در کوی غم تو صبر بیفرمانست
رباعی شمارهٔ ۳۱۳ : در مجلس عشاق قراری دگر است
رباعی شمارهٔ ۳۱۴ : در مرگ حیات اهل داد و دین است
رباعی شمارهٔ ۳۱۵ : در من غم شبکور چرا پیچیده است
رباعی شمارهٔ ۳۱۶ : درنه قدم ار چه راه بیپایانست
رباعی شمارهٔ ۳۱۷ : درنه قدمی که چشمه حیوانست
رباعی شمارهٔ ۳۱۸ : در وصل جمالش گل خندان منست
رباعی شمارهٔ ۳۱۹ : درویشی و عاشقی به هم سلطانیست
رباعی شمارهٔ ۳۲۰ : دستت دو و پایت دو و چشمت دو رواست
رباعی شمارهٔ ۳۲۱ : دلتنگم و دیدار تو درمان منست
رباعی شمارهٔ ۳۲۲ : دلدار اگر مرا بدراند پوست
رباعی شمارهٔ ۳۲۳ : دلدار ز پردهای کز آن سوسو نیست
رباعی شمارهٔ ۳۲۴ : دلدار ظریف است و گناهنش اینست
رباعی شمارهٔ ۳۲۵ : دلدارم گفت کان فلان زنده ز چیست
رباعی شمارهٔ ۳۲۶ : دل در بر من زنده برای غم تست
رباعی شمارهٔ ۳۲۷ : دل در بر هر که هست از دلبر ماست
رباعی شمارهٔ ۳۲۸ : دل رفت بر کسیکه بیماش خوش است
رباعی شمارهٔ ۳۲۹ : دل رفت و سر راه دل استان بگرفت
رباعی شمارهٔ ۳۳۰ : دل یاد تو کرد چون به عشرت بنشست
رباعی شمارهٔ ۳۳۱ : دل یاد تو کرد چون طرب می انگیخت
رباعی شمارهٔ ۳۳۲ : دور است ز تو نظر بهانه اینست
رباعی شمارهٔ ۳۳۳ : دوش از سر لطف یار در من نگریست
رباعی شمارهٔ ۳۳۴ : دی آنکه ز سوی بام بر ما نگریست
رباعی شمارهٔ ۳۳۵ : دیوانه شدم خواب ز دیوانه خطا است
رباعی شمارهٔ ۳۳۶ : راهی ز زبان ما بدل پیوسته است
رباعی شمارهٔ ۳۳۷ : روزی ترش است و دیدهٔ ابرتر است
رباعی شمارهٔ ۳۳۸ : روزی که ترا ببینم آدینهٔ ماست
رباعی شمارهٔ ۳۳۹ : روزیکه مرا به نزد تو دورانست
رباعی شمارهٔ ۳۴۰ : زانروز که چشم من برویت نگریست
رباعی شمارهٔ ۳۴۱ : زان روی که دل بستهٔ آنزنجیر است
رباعی شمارهٔ ۳۴۲ : زان رونق هر سماع آواز دف است
رباعی شمارهٔ ۳۴۳ : زان می خوردم که روح پیمانه اوست
رباعی شمارهٔ ۳۴۴ : زان می مستم که نقش جامش عشق است
رباعی شمارهٔ ۳۴۵ : سرسبز بود خاک که آتش یار است
رباعی شمارهٔ ۳۴۶ : سر سخن دوست نمیرم گفت
رباعی شمارهٔ ۳۴۷ : سرگشته چو آسیای گردان کنمت
رباعی شمارهٔ ۳۴۸ : سرگشته دلا به دوست از جان راهست
رباعی شمارهٔ ۳۴۹ : سرمایهٔ عقل سر دیوانگیست
رباعی شمارهٔ ۳۵۰ : سلطان ملاحت مه موزون منست
رباعی شمارهٔ ۳۵۱ : سنبل چو سر عقاب زلف تو نداشت
رباعی شمارهٔ ۳۵۲ : شاگرد توست دل که عشق آموز است
رباعی شمارهٔ ۳۵۳ : شاهی که شفیع هر گنه بود برفت
رباعی شمارهٔ ۳۵۴ : شب رو که شبت راهبر اسرار است
رباعی شمارهٔ ۳۵۵ : شمشیر ازل بدست مردان خداست
رباعی شمارهٔ ۳۵۶ : شمعی که در اینخانه بدی خانه کجاست
رباعی شمارهٔ ۳۵۷ : صدربار بگفتمت چه هشیار و چه مست
رباعی شمارهٔ ۳۵۸ : عاشق نبود آنکه سبک چون جان نیست
رباعی شمارهٔ ۳۵۹ : عشق آمد و توبه را چو شیشه بشکست
رباعی شمارهٔ ۳۶۰ : عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
رباعی شمارهٔ ۳۶۱ : عشقت به دلم درآمد و شاد برفت
رباعی شمارهٔ ۳۶۲ : عشق تو چنین حکیم و استاد چراست
رباعی شمارهٔ ۳۶۳ : عشق تو در اطراف گیائی میتاخت
رباعی شمارهٔ ۳۶۴ : عشقی که از او وجود بیجان میزیست
رباعی شمارهٔ ۳۶۵ : عشقی نه به اندازهٔ ما در سر ماست
رباعی شمارهٔ ۳۶۶ : عقل آمد و پند عاشقان پیش گرفت
رباعی شمارهٔ ۳۶۷ : عمریست که جان بنده بیخویشتن است
رباعی شمارهٔ ۳۶۸ : قومی غمگین و خود مدان غم ز کجاست
رباعی شمارهٔ ۳۶۹ : گر آتش دل نیست پس این دود چراست
رباعی شمارهٔ ۳۷۰ : گر آه کنم آه بدین قانع نیست
رباعی شمارهٔ ۳۷۱ : گر باد بر آن زلف پریشان زندت
رباعی شمارهٔ ۳۷۲ : گر بر سر شهوت و هوا خواهی رفت
رباعی شمارهٔ ۳۷۳ : گر جملهٔ آفاق همه غم بگرفت
رباعی شمارهٔ ۳۷۴ : گر دامن وصل تو کشم جنگی نیست
رباعی شمارهٔ ۳۷۵ : گر در وصلی بهشت یا باغ اینست
رباعی شمارهٔ ۳۷۶ : گر دف نبود نیشکر او دف ماست
رباعی شمارهٔ ۳۷۷ : گر شرم همی از آن و این باید داشت
رباعی شمارهٔ ۳۷۸ : گرمای تموز از دل پردرد شماست
رباعی شمارهٔ ۳۷۹ : گر حلقهٔ آن زلف چو شستت نگرفت
رباعی شمارهٔ ۳۸۰ : کس دل ندهد بدو که خونخوار منست
رباعی شمارهٔ ۳۸۱ : کس نیست که اندر هوسی شیدا نیست
رباعی شمارهٔ ۳۸۲ : گفتار تو زر و فعلت ارزیزین است
رباعی شمارهٔ ۳۸۳ : گفتا که بیا سماع در کار شدهاست
رباعی شمارهٔ ۳۸۴ : گفتا که شکست توبه بازآمد مست
رباعی شمارهٔ ۳۸۵ : گفتا بجهم همچو کبوتر ز کفت
رباعی شمارهٔ ۳۸۶ : گفتم چشمم که هست خاک کویت
رباعی شمارهٔ ۳۸۷ : گفتم دلم از تو بوسهای خواهانست
رباعی شمارهٔ ۳۸۸ : گفتم عشقت قرابت و خویش منست
رباعی شمارهٔ ۳۸۹ : گفتم که بیا بچشم من درنگریست
رباعی شمارهٔ ۳۹۰ : گفتند که دل دگر هوائی میپخت
رباعی شمارهٔ ۳۹۱ : گفتم که دلم آلت و انگاز مست
رباعی شمارهٔ ۳۹۲ : گفتند که شش جهت همه نور خداست
رباعی شمارهٔ ۳۹۳ : گفتی چونی بنده چنانست که هست
رباعی شمارهٔ ۳۹۴ : گفتی گشتم ملول و سودام گرفت
رباعی شمارهٔ ۳۹۵ : گم باد سریکه سروران را پا نیست
رباعی شمارهٔ ۳۹۶ : کوچک بودن بزرگ را کوچک نیست
رباعی شمارهٔ ۳۹۷ : گویند بیا به باغ کانجا لاغ است
رباعی شمارهٔ ۳۹۸ : گویند که صاحب فنون عقل کل است
رباعی شمارهٔ ۳۹۹ : گویند که عشق عاقبت تسکین است
رباعی شمارهٔ ۴۰۰ : گویند مرا که این همه درد چراست
رباعی شمارهٔ ۴۰۱ : لطف تو جهانی و قرانی افراشت
رباعی شمارهٔ ۴۰۲ : ما را به جز این زبان زبانی دگر است
رباعی شمارهٔ ۴۰۳ : ما را بدم پیر نگه نتوان داشت
رباعی شمارهٔ ۴۰۴ : ما عاشق عشقیم که عشق است نجات
رباعی شمارهٔ ۴۰۵ : ما عاشق عشقیم و مسلمان دگر است
رباعی شمارهٔ ۴۰۶ : ماه عید است و خلق زیر و زبر است
رباعی شمارهٔ ۴۰۷ : ماهی تو که فتنهای نداری ز تو دست
رباعی شمارهٔ ۴۰۸ : ماهی که نه زیر و نی به بالاست کجاست
رباعی شمارهٔ ۴۰۹ : مرغ جان را میل سوی بالا نیست
رباعی شمارهٔ ۴۱۰ : مرغ دل من چو ترک این دانه گرفت
رباعی شمارهٔ ۴۱۱ : مر وصل ترا هزار صاحب هوس است
رباعی شمارهٔ ۴۱۲ : مست است دو چشم از دو چشم مستت
رباعی شمارهٔ ۴۱۳ : مستم ز خمار عبهر جادویت
رباعی شمارهٔ ۴۱۴ : مستی ز ره آمد و بما در پیوست
رباعی شمارهٔ ۴۱۵ : معشوق شرابخوار و بیسامانست
رباعی شمارهٔ ۴۱۶ : من آن توام کام منت باید جست
رباعی شمارهٔ ۴۱۷ : من بندهٔ آن کسم که بیماش خوش است
رباعی شمارهٔ ۴۱۸ : من زان جانم که جانها را جانست
رباعی شمارهٔ ۴۱۹ : منصور حلاجی که اناالحق میگفت
رباعی شمارهٔ ۴۲۰ : من کوهم و قال من صدای یار است
رباعی شمارهٔ ۴۲۱ : من محو خدایم و خدا آن منست
رباعی شمارهٔ ۴۲۲ : میدان که در درون تو مثال غاریست
رباعی شمارهٔ ۴۲۳ : میگرییم زار و یار گوید زرقست
رباعی شمارهٔ ۴۲۴ : میگفت یکی پری که او ناپیداست
رباعی شمارهٔ ۴۲۵ : مینال که آن ناله شنو همسایه است
رباعی شمارهٔ ۴۲۶ : ناگاه بروئید یکی شاخ نبات
رباعی شمارهٔ ۴۲۷ : ناگه ز درم درآمد آن دلبر مست
رباعی شمارهٔ ۴۲۸ : نه چرخ غلام طبع خود رایهٔ ماست
رباعی شمارهٔ ۴۲۹ : نی با تو دمی نشستنم سامانست
رباعی شمارهٔ ۴۳۰ : نی بیزر و زور شه سپه بتوان داشت
رباعی شمارهٔ ۴۳۱ : هان ای دل خسته روز مردانگیست
رباعی شمارهٔ ۴۳۲ : هجران خواهی طریق عشاقانست
رباعی شمارهٔ ۴۳۳ : هر جان عزیز کو شناسای رهست
رباعی شمارهٔ ۴۳۴ : هر جان که از او دلبر ما شادانست
رباعی شمارهٔ ۴۳۵ : هر چند به حلم یار ما جورکش است
رباعی شمارهٔ ۴۳۶ : هرچند شکر لذت جان و جگر است
رباعی شمارهٔ ۴۳۷ : هرچند فراق پشت امید شکست
رباعی شمارهٔ ۴۳۸ : هرچند که بار آن شترها شکر است
رباعی شمارهٔ ۴۳۹ : هر درویشی که در شکست خویش است
رباعی شمارهٔ ۴۴۰ : هر ذره که چون گرسنه بر خوان خداست
رباعی شمارهٔ ۴۴۱ : هر ذره که در هوا و در کیوانست
رباعی شمارهٔ ۴۴۲ : هر ذره که در هوا و در هامونست
رباعی شمارهٔ ۴۴۳ : هر ذره و هر خیال چون بیداریست
رباعی شمارهٔ ۴۴۴ : هر روز به نو برآید آن دلبر مست
رباعی شمارهٔ ۴۴۵ : هر روز حجاب بیقراران بیش است
رباعی شمارهٔ ۴۴۶ : هر روز دلم در غم تو زارتر است
رباعی شمارهٔ ۴۴۷ : هر روز دل مرا سماع و طربیست
رباعی شمارهٔ ۴۴۸ : هر صورت کاید به از او امکان هست
رباعی شمارهٔ ۴۴۹ : هر کز ز دماغ بنده بوی تو نرفت
رباعی شمارهٔ ۴۵۰ : هشیار اگر زر و گر زرین است
رباعی شمارهٔ ۴۵۱ : هم عابد و هم زاهد و هم خونریز است
رباعی شمارهٔ ۴۵۲ : یاری که به حسن از صفت افزونست
رباعی شمارهٔ ۴۵۳ : یاری که به نزد او گل و خار یکیست
رباعی شمارهٔ ۴۵۴ : یاری که غمش دوای هر بیمار است
رباعی شمارهٔ ۴۵۵ : یکبار به مردم و مرا کس نگریست
رباعی شمارهٔ ۴۵۶ : یک چشم من از روز جدائی بگریست
رباعی شمارهٔ ۴۵۷ : ای آنکه کنی کون و مکانرا محدث
رباعی شمارهٔ ۴۵۸ : ما را چو ز عشق میشود راست مزاج
رباعی شمارهٔ ۴۵۹ : اندر سر من نبود جز رای صلاح
رباعی شمارهٔ ۴۶۰ : آبی که از این دیده چو خون میریزد
رباعی شمارهٔ ۴۶۱ : آنان که محققان این درگاهند
رباعی شمارهٔ ۴۶۲ : آن تازه تنی که در بلای تو بود
رباعی شمارهٔ ۴۶۳ : آنجا بنشین که همنشین مردانند
رباعی شمارهٔ ۴۶۴ : آنجا که بهر سخن دل ما گردد
رباعی شمارهٔ ۴۶۵ : آن خوبانی که فتنهٔ بتکدهاند
رباعی شمارهٔ ۴۶۶ : آن دشمن دوست روی دیدی که چه کرد
رباعی شمارهٔ ۴۶۷ : آن دل که به شاهد نهان درنگرد
رباعی شمارهٔ ۴۶۸ : آندم که ز افلاک گهر ریز کند
رباعی شمارهٔ ۴۶۹ : آن ذره که جز همدم خورشید نشد
رباعی شمارهٔ ۴۷۰ : آن راحت جان گرد دلم میگردد
رباعی شمارهٔ ۴۷۱ : آنرا که به ضاعت قناعت باشد
رباعی شمارهٔ ۴۷۲ : آن را که به علم و عقل افراشتهاند
رباعی شمارهٔ ۴۷۳ : آن را که خدای ناف بر عشق برید
رباعی شمارهٔ ۴۷۴ : آنرا که ز عشق دوست بیداد رسد
رباعی شمارهٔ ۴۷۵ : آن را منگر که ذوفنون آید مرد
رباعی شمارهٔ ۴۷۶ : آن رفت که بودمی من از عشق تو شاد
رباعی شمارهٔ ۴۷۷ : آن روز که جان خرقهٔ قالب پوشید
رباعی شمارهٔ ۴۷۸ : آن روز که جانم ره کیوان گیرد
رباعی شمارهٔ ۴۷۹ : آن روز که چشم تو ز من برگردد
رباعی شمارهٔ ۴۸۰ : آن روز که روز ابر و باران باشد
رباعی شمارهٔ ۴۸۱ : آن روز که عشق با دلم بستیزد
رباعی شمارهٔ ۴۸۲ : آن روز که کار وصل را ساز آید
رباعی شمارهٔ ۴۸۳ : آن روز که مهرگان گردون زدهاند
رباعی شمارهٔ ۴۸۴ : آن سر که بود بیخبر از وی خسبد
رباعی شمارهٔ ۴۸۵ : آن طرفه جماعتی که جانشان بکشد
رباعی شمارهٔ ۴۸۶ : آن عشق که برق و بوش تا فرق رسید
رباعی شمارهٔ ۴۸۷ : آن کان نبات و تنگ شکر نامد
رباعی شمارهٔ ۴۸۸ : آن کز تو خدای این گدا میخواهد
رباعی شمارهٔ ۴۸۹ : آن کس که بر آتش جهانم بنهاد
رباعی شمارهٔ ۴۹۰ : آن کس که ترا بیند و خندان نشود
رباعی شمارهٔ ۴۹۱ : آن کس که ترا شناخت جان را چه کند
رباعی شمارهٔ ۴۹۲ : آن کس که از آب و گل نگاری دارد
رباعی شمارهٔ ۴۹۳ : آن کس که ز چرخ نیم نانی دارد
رباعی شمارهٔ ۴۹۴ : آن کس که ز دل دم اناالحق میزد
رباعی شمارهٔ ۴۹۵ : آن کس که مرا به صدق اقرار کند
رباعی شمارهٔ ۴۹۶ : آن کیست که بیرون درون مینگرد
رباعی شمارهٔ ۴۹۷ : آن لحظه که آن سرو روانم برسید
رباعی شمارهٔ ۴۹۸ : آن لحظه که از پیرهنت بوی رسد
رباعی شمارهٔ ۴۹۹ : آن نزدیکی که دلستان را باشد
رباعی شمارهٔ ۵۰۰ : آن وسوسهای که شرمها را ببرد
رباعی شمارهٔ ۵۰۱ : آنها که بتش خزان سوختهاند
رباعی شمارهٔ ۵۰۲ : آنها که به کوی عارفان افتادند
رباعی شمارهٔ ۵۰۳ : آنها که چو آب صافی و ساده روند
رباعی شمارهٔ ۵۰۴ : آنها که دل از الست مست آوردند
رباعی شمارهٔ ۵۰۵ : آنها که شب و روز ترا بر اثرند
رباعی شمارهٔ ۵۰۶ : آن یار که از طبیب دل برباید
رباعی شمارهٔ ۵۰۷ : آن یار که عقلها شکارش میشد
رباعی شمارهٔ ۵۰۸ : آهو بدود چو در پیش سگ بیند
رباعی شمارهٔ ۵۰۹ : اجری ده ارواحی و سلطان ابد
رباعی شمارهٔ ۵۱۰ : از آب حیات دوست بیمار نماند
رباعی شمارهٔ ۵۱۱ : از آتش سودای توام تابی بود
رباعی شمارهٔ ۵۱۲ : از آتش عشق تو جوانی خیزد
رباعی شمارهٔ ۵۱۳ : از آتش عشق دوست تفها بزنید
رباعی شمارهٔ ۵۱۴ : از آتش عشق سردها گرم شود
رباعی شمارهٔ ۵۱۵ : از آدمیی دمی بجائی ارزد
رباعی شمارهٔ ۵۱۶ : از تاب تو نی یار و عدو میماند
رباعی شمارهٔ ۵۱۷ : از خاک کف پات سران حیرانند
رباعی شمارهٔ ۵۱۸ : از درد چو جان تو به فریاد آید
رباعی شمارهٔ ۵۱۹ : از دیدن روئیکه ترا دیده بود
رباعی شمارهٔ ۵۲۰ : از شبنم عشق خاک آدم گل شد
رباعی شمارهٔ ۵۲۱ : از شربت سودای تو هر جان که مزید
رباعی شمارهٔ ۵۲۲ : از عشق تو دریا همه شور انگیزد
رباعی شمارهٔ ۵۲۳ : از عشق خدا نه بر زیان خواهی شد
رباعی شمارهٔ ۵۲۴ : از لشکر صبرم علمی بیش نماند
رباعی شمارهٔ ۵۲۵ : از لطف تو هیچ بنده نومید نشد
رباعی شمارهٔ ۵۲۶ : از ما بت عیار گریزان باشد
رباعی شمارهٔ ۵۲۷ : از نیکی تو طبع بداندیش نماند
رباعی شمارهٔ ۵۲۸ : از یاد خدای مرد مطلق خیزد
رباعی شمارهٔ ۵۲۹ : افسوس که طبع دلفروزیت نبود
رباعی شمارهٔ ۵۳۰ : اکنون که رخت جان جهانی بربود
رباعی شمارهٔ ۵۳۱ : امروز خوش است هر که او جان دارد
رباعی شمارهٔ ۵۳۲ : امروز ما یار جنون میخواهد
رباعی شمارهٔ ۵۳۳ : امشب چه لطیف و با نوا میگردد
رباعی شمارهٔ ۵۳۴ : امشب ساقی به مشک می گردان کرد
رباعی شمارهٔ ۵۳۵ : امشب شب آن نیست که از خانه روند
رباعی شمارهٔ ۵۳۶ : اندر دل بیوفا غم و ماتم باد
رباعی شمارهٔ ۵۳۷ : اندر رمضان خاک تو زر میگردد
رباعی شمارهٔ ۵۳۸ : اندر ره فقر دیده نادیده کنند
رباعی شمارهٔ ۵۳۹ : اندر طلب آن قوم که بشتافتهاند
رباعی شمارهٔ ۵۴۰ : اندیشهٔ هشیار تو هشیار کشد
رباعی شمارهٔ ۵۴۱ : انوار صلاح دین برانگیخته باد
رباعی شمارهٔ ۵۴۲ : اول که رخم زرد و دلم پرخون بود
رباعی شمارهٔ ۵۴۳ : ای آنکه ز تو مشکلم آسان گردد
رباعی شمارهٔ ۵۴۴ : ای آنکه نخست بر سحر چشم تو زد
رباعی شمارهٔ ۵۴۵ : ای از قدمت خاک زمین خرم و شاد
رباعی شمارهٔ ۵۴۶ : ای اطلس دعوی ترا معنی برد
رباعی شمارهٔ ۵۴۷ : ایام وصال یار گوئی که نبود
رباعی شمارهٔ ۵۴۸ : ای اهل صفا که در جهان گردانید
رباعی شمارهٔ ۵۴۹ : ای اهل مناجات که در محرابید
رباعی شمارهٔ ۵۵۰ : ای دل اثر صبح گه شام که دید
رباعی شمارهٔ ۵۵۱ : ای دل اگرت رضای دلبر باید
رباعی شمارهٔ ۵۵۲ : ای دل این ره به قیل و قالت ندهند
رباعی شمارهٔ ۵۵۳ : ای دل سر آرزو به پای اندر بند
رباعی شمارهٔ ۵۵۴ : ای دوست مگو تو بندهای یا آزاد
رباعی شمارهٔ ۵۵۵ : ای روز برآ که ذرهها رقص کنند
رباعی شمارهٔ ۵۵۶ : ای سر روان باد خزانت مرساد
رباعی شمارهٔ ۵۵۷ : ای عشق ترا پری و انسان دانند
رباعی شمارهٔ ۵۵۸ : ای عشق توم ان عذابی لشدید
رباعی شمارهٔ ۵۵۹ : ای عشق که جانها اثر جان تواند
رباعی شمارهٔ ۵۶۰ : ای قوم که برتر از مه و مهتابید
رباعی شمارهٔ ۵۶۱ : ای لشکر عشق اگرچه بس جبارید
رباعی شمارهٔ ۵۶۲ : ای مرغ عجب که صید تو شیرانند
رباعی شمارهٔ ۵۶۳ : این پردهٔ دل دگر مکن تا نرود
رباعی شمارهٔ ۵۶۴ : این تنهائی هزار جان بیش ارزد
رباعی شمارهٔ ۵۶۵ : ای نرم دلانیکه وفا میکارید
رباعی شمارهٔ ۵۶۶ : این سر که در این سینهٔ ما میگردد
رباعی شمارهٔ ۵۶۷ : این صورت آدمی که درهم بستند
رباعی شمارهٔ ۵۶۸ : این طرفه که یار در دامن گنجد
رباعی شمارهٔ ۵۶۹ : این عشق به جانب دلیران گردد
رباعی شمارهٔ ۵۷۰ : این مست به بادهای دگر میگردد
رباعی شمارهٔ ۵۷۱ : این واقعه را سخت بگیری شاید
رباعی شمارهٔ ۵۷۲ : بار دگر این خسته جگر باز آمد
رباعی شمارهٔ ۵۷۳ : با روی تو هیچکس ز باغ اندیشد
رباعی شمارهٔ ۵۷۴ : با سود وصال تو زیانت نرسد
رباعی شمارهٔ ۵۷۵ : با هرکه دمی عشق تو آمیخته شد
رباعی شمارهٔ ۵۷۶ : بخشای بر آن بنده که خوابش نبود
رباعی شمارهٔ ۵۷۷ : بر بنده بخند تا ثوابت باشد
رباعی شمارهٔ ۵۷۸ : بر خاک نظر کند چو بر ما گذرد
رباعی شمارهٔ ۵۷۹ : پرسیدم از آن کسی که برهان داند
رباعی شمارهٔ ۵۸۰ : پرسید مهم که چشم تو مه را دید
رباعی شمارهٔ ۵۸۱ : برقی که ز میغ آن جهان روی نمود
رباعی شمارهٔ ۵۸۲ : بر گور من آن کو گذرد مست شود
رباعی شمارهٔ ۵۸۳ : بر یار نظر کنم خجل میگردد
رباعی شمارهٔ ۵۸۴ : بس درمانها کان مدد درد شود
رباعی شمارهٔ ۵۸۵ : بسیار ترا خسته روان باید شد
رباعی شمارهٔ ۵۸۶ : بشنو اگرت تاب شنیدن باشد
رباعی شمارهٔ ۵۸۷ : بعضی به صفات حیدر کرارند
رباعی شمارهٔ ۵۸۸ : بویت آمد گریز را روی نماند
رباعی شمارهٔ ۵۸۹ : بوی دم مقبلان چو گل خوش باشد
رباعی شمارهٔ ۵۹۰ : بیبحر صفا گوهر ما سنگ آمد
رباعی شمارهٔ ۵۹۱ : بیتو جانا قرار نتوانم کرد
رباعی شمارهٔ ۵۹۲ : بیت و غزل و شعر مرا آب ببرد
رباعی شمارهٔ ۵۹۳ : بیدار شو ای دل که جهان میگذرد
رباعی شمارهٔ ۵۹۴ : پیران خرابات غمت بسیارند
رباعی شمارهٔ ۵۹۵ : بیزارم از آن آب که آتش نشود
رباعی شمارهٔ ۵۹۶ : بیزارم از آن لعل که پیروزه بود
رباعی شمارهٔ ۵۹۷ : بیعشق نشاط و طرب افزون نشود
رباعی شمارهٔ ۵۹۸ : بیمارم و غم در امتحانم دارد
رباعی شمارهٔ ۵۹۹ : بیمن به زبان من سخن میآید
رباعی شمارهٔ ۶۰۰ : پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد
رباعی شمارهٔ ۶۰۱ : بییاری تو دل بسوی یار نشد
رباعی شمارهٔ ۶۰۲ : تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
رباعی شمارهٔ ۶۰۳ : تا بنده ز خود فانی مطلق نشود
رباعی شمارهٔ ۶۰۴ : تا تو بخودی ترا به خود ره ندهد
رباعی شمارهٔ ۶۰۵ : تا در دل من عشق تو اندوخته شد
رباعی شمارهٔ ۶۰۶ : تا در طلب مات همی کام بود
رباعی شمارهٔ ۶۰۷ : تا رهبر تو طبع بدآموز بود
رباعی شمارهٔ ۶۰۸ : تا سر نشود یقین که سرکش نشود
رباعی شمارهٔ ۶۰۹ : تا گوهر جان در این طبایع افتاد
رباعی شمارهٔ ۶۱۰ : تا مدرسه و مناره ویران نشود
رباعی شمارهٔ ۶۱۱ : نایی ببرید از نیستان استاد
رباعی شمارهٔ ۶۱۲ : بانگ مستی ز آسمان میآید
رباعی شمارهٔ ۶۱۳ : تنها بمرو که رهزنان بسیارند
رباعی شمارهٔ ۶۱۴ : تو جانی و هر زنده غم جان بکشد
رباعی شمارهٔ ۶۱۵ : تو هیچ نهای و هیچ توبه ز وجود
رباعی شمارهٔ ۶۱۶ : تیری ز کمانچهٔ ربابی بجهید
رباعی شمارهٔ ۶۱۷ : جامی که بگیرم میش انوار بود
رباعی شمارهٔ ۶۱۸ : جانا تبش عشق به غایت برسید
رباعی شمارهٔ ۶۱۹ : جان باز که وصل او به دستان ندهند
رباعی شمارهٔ ۶۲۰ : جان چو سمندرم نگاری دارد
رباعی شمارهٔ ۶۲۱ : جان را جستم ببحر مرجان آمد
رباعی شمارهٔ ۶۲۲ : جان روی به عالم همایون آورد
رباعی شمارهٔ ۶۲۳ : جان کیست که او بدیده کار تو کند
رباعی شمارهٔ ۶۲۴ : جان محرم درگاه همی باید برد
رباعی شمارهٔ ۶۲۵ : جانم ز هواهای تو یادی دارد
رباعی شمارهٔ ۶۲۶ : جانیکه در او از تو خیالی باشد
رباعی شمارهٔ ۶۲۷ : جائیکه در او چون نگاری باشد
رباعی شمارهٔ ۶۲۸ : جز دمدمهٔ عشق تو در گوش نماند
رباعی شمارهٔ ۶۲۹ : جز صحبت عاشقان و مستان مپسند
رباعی شمارهٔ ۶۳۰ : چشمت صنما هزار دلدار کشد
رباعی شمارهٔ ۶۳۱ : چشم تو هزار سحر مطلق دارد
رباعی شمارهٔ ۶۳۲ : چشمی که نظر بدان گل و لاله کند
رباعی شمارهٔ ۶۳۳ : جودت همه آن کند که دریا نکند
رباعی شمارهٔ ۶۳۴ : جوزی که درونش مغز شیرین باشد
رباعی شمارهٔ ۶۳۵ : چون بدنامی بروزگاری افتد
رباعی شمارهٔ ۶۳۶ : چون خمر تو در ساغر ما در ریزند
رباعی شمارهٔ ۶۳۷ : چون دیده بر آن عارض چون سیم افتاد
رباعی شمارهٔ ۶۳۸ : چون دیده برفت توتیای تو چه سود
رباعی شمارهٔ ۶۳۹ : چون روز وصال یار ما نیست پدید
رباعی شمارهٔ ۶۴۰ : چون زیر افکند در عراق آمیزد
رباعی شمارهٔ ۶۴۱ : چون شاهد پوشیده خرامان گردد
رباعی شمارهٔ ۶۴۲ : چون صبح ولای حق دمیدن گیرد
رباعی شمارهٔ ۶۴۳ : چون صورت تو در دل ما بازآید
رباعی شمارهٔ ۶۴۴ : چون نیستی تو محض اقرار بود
رباعی شمارهٔ ۶۴۵ : حاشا که دل از عشق جهانرا نگرد
رباعی شمارهٔ ۶۴۶ : خاک توام و خدای حق میداند
رباعی شمارهٔ ۶۴۷ : خاموش مراز گفت و گفتار تو کرد
رباعی شمارهٔ ۶۴۸ : خوابم ز خیال روی تو پشت بداد
رباعی شمارهٔ ۶۴۹ : خواهم گردی که از هوای تو رسد
رباعی شمارهٔ ۶۵۰ : خواهم که دلم با غم همخو باشد
رباعی شمارهٔ ۶۵۱ : خورشید که باشد که بروی تو رسد
رباعی شمارهٔ ۶۵۲ : خورشید که در خانه بقا می نکند
رباعی شمارهٔ ۶۵۳ : خورشید مگر بسته به پیشت میرد
رباعی شمارهٔ ۶۵۴ : خوش عادت خوش خو که محمد دارد
رباعی شمارهٔ ۶۵۵ : خون دل عاشقان چو جیحون گردد
رباعی شمارهٔ ۶۵۶ : دامان جلال تو ز دستم نشود
رباعی شمارهٔ ۶۵۷ : دانی صوفی بهر چه بسیار خورد
رباعی شمارهٔ ۶۵۸ : در باغ آیید و سبز پوشان نگرید
رباعی شمارهٔ ۶۵۹ : در باغ هزار شاهد مهرو بود
رباعی شمارهٔ ۶۶۰ : در بندم از آن دو زلف بند اندر بند
رباعی شمارهٔ ۶۶۱ : در حضرت حق ستوده درویشانند
رباعی شمارهٔ ۶۶۲ : در خدمتت ای جان چو بدن میافتد
رباعی شمارهٔ ۶۶۳ : درد و زخم ار زلف تو در چنگ آید
رباعی شمارهٔ ۶۶۴ : در راه طلب رسیدهای میباید
رباعی شمارهٔ ۶۶۵ : در سلسلهات هر آنکه پا بست شود
رباعی شمارهٔ ۶۶۶ : در سینهٔ هر که ذرهای دل باشد
رباعی شمارهٔ ۶۶۷ : در صحبت حق خموش میباید بود
رباعی شمارهٔ ۶۶۸ : در عشق اگرچه خرده بینم کردند
رباعی شمارهٔ ۶۶۹ : در عشق توام نصیحت و پند چه سود
رباعی شمارهٔ ۶۷۰ : در عشق توام وفا قرین میباید
رباعی شمارهٔ ۶۷۱ : در عشق تو عقل ذوفنون میخسبد
رباعی شمارهٔ ۶۷۲ : در عشق اگر دمی قرارت باشد
رباعی شمارهٔ ۶۷۳ : در عشق نه پستی نه بلندی باشد
رباعی شمارهٔ ۶۷۴ : در عشق هزار جان و دل بس نکند
رباعی شمارهٔ ۶۷۵ : در کام دل آنچه بود نفسم همه راند
رباعی شمارهٔ ۶۷۶ : در گریهٔ خون مرا شکر خند تو کرد
رباعی شمارهٔ ۶۷۷ : در کوی خرابات تکبر نخرند
رباعی شمارهٔ ۶۷۸ : در لشکر عشق چونکه خونریز کنند
رباعی شمارهٔ ۶۷۹ : در مدرسهٔ عشق اگر قال بود
رباعی شمارهٔ ۶۸۰ : در میطلبی ز چشمه در بر ناید
رباعی شمارهٔ ۶۸۱ : در معنی هست و در عیان نیست که دید
رباعی شمارهٔ ۶۸۲ : در مغز فلک چو عشق تو جا گیرد
رباعی شمارهٔ ۶۸۳ : ای دل، اثر صبح، گه شام که دید
رباعی شمارهٔ ۶۸۴ : در نفی تو عقل را امان نتوان دید
رباعی شمارهٔ ۶۸۵ : درویش که اسرار جهان میبخشد
رباعی شمارهٔ ۶۸۶ : در عشق توم وفا قرین میباید
رباعی شمارهٔ ۶۸۷ : دریا نکند سیر مرا جو چه کند
رباعی شمارهٔ ۶۸۸ : دردی داری که بحر را پر دارد
رباعی شمارهٔ ۶۸۹ : دست تو به جود طعنه بر میغ زند
رباعی شمارهٔ ۶۹۰ : دشنام که از لب تو مهوش باشد
رباعی شمارهٔ ۶۹۱ : دل با هوس تو زاد و بودی دارد
رباعی شمارهٔ ۶۹۲ : دلتنگ مشو که دلگشائی آمد
رباعی شمارهٔ ۶۹۳ : دل جمله حکایت از بهار تو کند
رباعی شمارهٔ ۶۹۴ : دل داد مرا که دلستان را بزدم
رباعی شمارهٔ ۶۹۵ : دلدار ابد گرد دلم میگردد
رباعی شمارهٔ ۶۹۶ : دل در پی دلدار بسی تاخت و نشد
رباعی شمارهٔ ۶۹۷ : دل دوش در این عشق حریف ما بود
رباعی شمارهٔ ۶۹۸ : دل را بدهم پند که عمدا نرود
رباعی شمارهٔ ۶۹۹ : دلها به سماع بیقرار افتادند
رباعی شمارهٔ ۷۰۰ : دل هرچه در آشکار و پنهان گوید
رباعی شمارهٔ ۷۰۱ : دوش آن بت من همچو مه گردون بود
رباعی شمارهٔ ۷۰۲ : دوش از قمر تو آسمان مینوشید
رباعی شمارهٔ ۷۰۳ : دو کون خیال خانهای بیش نبود
رباعی شمارهٔ ۷۰۴ : دی باغ ز وی شکر سلامت میکرد
رباعی شمارهٔ ۷۰۵ : دی بنده بر آن قمر جانی شد
رباعی شمارهٔ ۷۰۶ : دی چشم تو رای سحر مطلق میزد
رباعی شمارهٔ ۷۰۷ : دیدم رخت از غم سر موئیم نماند
رباعی شمارهٔ ۷۰۸ : دی میرفتی بر تو تو نظر میکردند
رباعی شمارهٔ ۷۰۹ : دیوانه میان خلق پیدا باشد
رباعی شمارهٔ ۷۱۰ : رفتم بدر خانهٔ آنخوش پیوند
رباعی شمارهٔ ۷۱۱ : رو دیده بدوز تا دلت دیده شود
رباعی شمارهٔ ۷۱۲ : روز آمد و غوغای تو در بردارد
رباعی شمارهٔ ۷۱۳ : روز شادیست غم چرا باید خورد
رباعی شمارهٔ ۷۱۴ : روز محک محتشم و دون آمد
رباعی شمارهٔ ۷۱۵ : روزیکه بود دلت ز جان پر از درد
رباعی شمارهٔ ۷۱۶ : روزی که جمال آن صنم دیده شود
رباعی شمارهٔ ۷۱۷ : روزی که خیال دلستان رقص کند
رباعی شمارهٔ ۷۱۸ : روزی که ز کار کمترک میآید
رباعی شمارهٔ ۷۱۹ : روزیکه مرا عشق تو دیوانه کند
رباعی شمارهٔ ۷۲۰ : روزیکه وجودها تولد گیرد
رباعی شمارهٔ ۷۲۱ : رو نیکی کن که دهر نیکی داند
رباعی شمارهٔ ۷۲۲ : زان آب که چرخ از آن بسر میگردد
رباعی شمارهٔ ۷۲۳ : زان مقصد صنع تو یکی نی ببرید
رباعی شمارهٔ ۷۲۴ : ز اول که مرا عشق نگارم بربود
رباعی شمارهٔ ۷۲۵ : زلفت چو بر آن لعل شکرخای زند
رباعی شمارهٔ ۷۲۶ : زلف تو به حسن ذوفنونها برزد
رباعی شمارهٔ ۷۲۷ : زندان تو از نجات خوشتر باشد
رباعی شمارهٔ ۷۲۸ : زنهار مگو که رهروان نیز نیند
رباعی شمارهٔ ۷۲۹ : سر دل عاشقان ز مطرب شنوید
رباعی شمارهٔ ۷۳۰ : سر مستان را ز محتسب ترسانند
رباعی شمارهٔ ۷۳۱ : سرویکه ز باغ پاکبازان باشد
رباعی شمارهٔ ۷۳۲ : سرهای درختان گل تر میچینند
رباعی شمارهٔ ۷۳۳ : سرهای درختان گل رعنا چیدند
رباعی شمارهٔ ۷۳۴ : سودای ترا بهانهای بس باشد
رباعی شمارهٔ ۷۳۵ : سوز دل عاشقان شررها دارد
رباعی شمارهٔ ۷۳۶ : شاد آنکه جمال ماهتابش ببرد
رباعی شمارهٔ ۷۳۷ : شاد آنکه ز دور ما یار ما بنماید
رباعی شمارهٔ ۷۳۸ : شادی همه طالبان که مطلوب رسید
رباعی شمارهٔ ۷۳۹ : شادم که غم تو در دل من گنجد
رباعی شمارهٔ ۷۴۰ : شادی زمانه با غمم برنامد
رباعی شمارهٔ ۷۴۱ : شاهیست که تو هرچه بپوشی داند
رباعی شمارهٔ ۷۴۲ : شب چون دل عاشقان پر از سودا شد
رباعی شمارهٔ ۷۴۳ : شب رفت کجا رفت همانجای که بود
رباعی شمارهٔ ۷۴۴ : شب گشت که خلقان همه در خواب روند
رباعی شمارهٔ ۷۴۵ : شور آوردم که گاو گردون نکشد
رباعی شمارهٔ ۷۴۶ : شور عجبی در سر ما میگردد
رباعی شمارهٔ ۷۴۷ : شیرین سخنی در دل ما میخندد
رباعی شمارهٔ ۷۴۸ : صافی صفت و پاک نظر باید بود
رباعی شمارهٔ ۷۴۹ : صبح آمد و وقت روشنائی آمد
رباعی شمارهٔ ۷۵۰ : صبح است و صبا مشک فشان میگذرد
رباعی شمارهٔ ۷۵۱ : صد بار ز سر برفت عقلم و آمد
رباعی شمارهٔ ۷۵۲ : صد سال بقای آن بت مهوش باد
رباعی شمارهٔ ۷۵۳ : صد مرحله زانسوی خرد خواهم شد
رباعی شمارهٔ ۷۵۴ : طاوس نهای که بر جمالت نگرند
رباعی شمارهٔ ۷۵۵ : عارف چو گل و جز گل خندان نبود
رباعی شمارهٔ ۷۵۶ : هر دل که درو مهر تو پنهان نبود
رباعی شمارهٔ ۷۵۷ : عاشق تو یقین دان که مسلمان نبود
رباعی شمارهٔ ۷۵۸ : عاشق که بناز و ناز کی فرد بود
رباعی شمارهٔ ۷۵۹ : عاشق که تواضع ننماید چکند
رباعی شمارهٔ ۷۶۰ : عشاق به یک دم دو جهان در بازند
رباعی شمارهٔ ۷۶۱ : عشق آن باشد که خلق را دارد شاد
رباعی شمارهٔ ۷۶۲ : عشق آن خوشتر کز او بلاها خیزد
رباعی شمارهٔ ۷۶۳ : عشق از ازلست و تا ابد خواهد بود
رباعی شمارهٔ ۷۶۴ : عشق تو بهر صومعه مستی دارد
رباعی شمارهٔ ۷۶۵ : عشق تو خوشی چو قصد خونریز کند
رباعی شمارهٔ ۷۶۶ : عشق تو سلامت ز جهان میببرد
رباعی شمارهٔ ۷۶۷ : عشقی آمد که عشقها سودا شد
رباعی شمارهٔ ۷۶۸ : عقل و دل من چه عیشها میداند
رباعی شمارهٔ ۷۶۹ : علم فقها ز شرع و سنت باشد
رباعی شمارهٔ ۷۷۰ : عید آمده کز تو عید عیدانه برد
رباعی شمارهٔ ۷۷۱ : غم را بر او گزیده میباید کرد
رباعی شمارهٔ ۷۷۲ : غم کیست که گرد دل مردان گردد
رباعی شمارهٔ ۷۷۳ : فردا که به محشر اندر آید زن و مرد
رباعی شمارهٔ ۷۷۴ : قاصد پی اینکه بنده خندان نشود
رباعی شمارهٔ ۷۷۵ : قد الفم ز مشق چون جیم افتاد
رباعی شمارهٔ ۷۷۶ : قومی به خرابات تو اندر بندند
رباعی شمارهٔ ۷۷۷ : کاری ز درون جان میباید
رباعی شمارهٔ ۷۷۸ : کامل صفتی راه فنا میپیمود
رباعی شمارهٔ ۷۷۹ : گر با دل و دنده هیچ کارم افتد
رباعی شمارهٔ ۷۸۰ : گر چرخ ترا خدمت پیوست کند
رباعی شمارهٔ ۷۸۱ : گر خواب ترا خواجه گرفتار کند
رباعی شمارهٔ ۷۸۲ : گر در طلبی ز چشمه در بر ناید
رباعی شمارهٔ ۷۸۳ : گر دریا را همه نهنگان گیرند
رباعی شمارهٔ ۷۸۴ : گر صبر کنم جامعهٔ جان میسوزد
رباعی شمارهٔ ۷۸۵ : گر صبر کنم دل از غمت تنگ آید
رباعی شمارهٔ ۷۸۶ : اگر عاشق را فنا و مردن باشد
رباعی شمارهٔ ۷۸۷ : گر ما نه همه تنور سوزان باشد
رباعی شمارهٔ ۷۸۸ : گر مرده شود تن بر خود جاش کنند
رباعی شمارهٔ ۷۸۹ : گر نگریزی ز ما بنازی چه شود
رباعی شمارهٔ ۷۹۰ : گر هر دو جهان ز خار غم پر باشد
رباعی شمارهٔ ۷۹۱ : کس از خم چوگان تو گوئی نبرد
رباعی شمارهٔ ۷۹۲ : کس واقف آن حضرت شاهانه نشد
رباعی شمارهٔ ۷۹۳ : کشتی چو به دریای روان میگذرد
رباعی شمارهٔ ۷۹۴ : گفتم بیتی نگار از من رنجید
رباعی شمارهٔ ۷۹۵ : گفتم جانی به ترک جان نتوان کرد
رباعی شمارهٔ ۷۹۶ : گفتم که به من رسید دردت بمزید
رباعی شمارهٔ ۷۹۷ : گفتم که ز خردی دل من نیست پدید
رباعی شمارهٔ ۷۹۸ : گفتی که بگو زبان چه محرم باشد
رباعی شمارهٔ ۷۹۹ : کو پای که او باغ و چمن را شاید
رباعی شمارهٔ ۸۰۰ : گوید چونی خوشی و در خنده شود
رباعی شمارهٔ ۸۰۱ : گویند که فردوس برین خواهد بود
رباعی شمارهٔ ۸۰۲ : کی باشد کین نبش بنوش تو رسد
رباعی شمارهٔ ۸۰۳ : کی غم خورد آنکه با تو خرم باشد
رباعی شمارهٔ ۸۰۴ : کی غم خورد آنکه شاد مطلق باشد
رباعی شمارهٔ ۸۰۵ : کی گفت که آن زندهٔ جاوید بمرد
رباعی شمارهٔ ۸۰۶ : لبهای تو آنگه که با ستیز بود
رباعی شمارهٔ ۸۰۷ : لعلیست که او شکر فروشی داند
رباعی شمارهٔ ۸۰۸ : ما بسته بدیم بند دیگر آمد
رباعی شمارهٔ ۸۰۹ : هر لحظه میی به جان سرمست دهد
رباعی شمارهٔ ۸۱۰ : ما میخواهیم و دیگران میخواهند
رباعی شمارهٔ ۸۱۱ : ماهی که کمر گرد قمر میبندد
رباعی شمارهٔ ۸۱۲ : مائیم ز عشق یافته مرهم خود
رباعی شمارهٔ ۸۱۳ : مردان رهت که سر معنی دانند
رباعی شمارهٔ ۸۱۴ : مردان رهش زنده به جان دگرند
رباعی شمارهٔ ۸۱۵ : مردیکه بهست و نیست قانع گردد
رباعی شمارهٔ ۸۱۶ : مرغ دل من ز بسکه پرواز آورد
رباعی شمارهٔ ۸۱۷ : مرغی که ز باغ پاکبازان باشد
رباعی شمارهٔ ۸۱۸ : مرغی ملکی زانسوی گردون بپرد
رباعی شمارهٔ ۸۱۹ : مستان غمت بار دگر شوریدند
رباعی شمارهٔ ۸۲۰ : مشکین رسنت چو پردهٔ ماه شود
رباعی شمارهٔ ۸۲۱ : مطرب خواهم که عاشق مست بود
رباعی شمارهٔ ۸۲۲ : معشوقه چو آفتاب تابان گردد
رباعی شمارهٔ ۸۲۳ : معشوقه خانگی بکاری ناید
رباعی شمارهٔ ۸۲۴ : مگذار که غصه در میانت گیرد
رباعی شمارهٔ ۸۲۵ : مگذار که وسوسه زبونت گیرد
رباعی شمارهٔ ۸۲۶ : من بندهٔ آن قوم که خود را دانند
رباعی شمارهٔ ۸۲۷ : من بندهٔ یاری که ملالش نبود
رباعی شمارهٔ ۸۲۸ : من بیخبرم خدای خود میداند
رباعی شمارهٔ ۸۲۹ : من چوب گرفتم به کفم عود آمد
رباعی شمارهٔ ۸۳۰ : مه را طرفی بماه رو میماند
رباعی شمارهٔ ۸۳۱ : مهرویان را یکان یکان برشمرید
رباعی شمارهٔ ۸۳۲ : میآ ید یار و چون شکر میخندد
رباعی شمارهٔ ۸۳۳ : میجوشد دل که تا به جوش تو رسد
رباعی شمارهٔ ۸۳۴ : میگوید عشق هرکه جان پیش کشد
رباعی شمارهٔ ۸۳۵ : نی آب روان ز ماهیان سیر شود
رباعی شمارهٔ ۸۳۶ : گر راه روی راه برت بگشایند
رباعی شمارهٔ ۸۳۷ : و هو معکم از او خبر میآید
رباعی شمارهٔ ۸۳۸ : هان ای دل خسته وقت مرهم آمد
رباعی شمارهٔ ۸۳۹ : هر جا به جهان تخم وفا برکارند
رباعی شمارهٔ ۸۴۰ : هر چند دلم رضا او میجوید
رباعی شمارهٔ ۸۴۱ : هرچیز که بسیار شود خوار شود
رباعی شمارهٔ ۸۴۲ : هر دل که بسوی دلربائی نرود
رباعی شمارهٔ ۸۴۳ : هر روز دلم نو شکری نوش کند
رباعی شمارهٔ ۸۴۴ : هر شب که دل سپهر گلشن گردد
رباعی شمارهٔ ۸۴۵ : هر شب که ز سودای تو نوبت بزنند
رباعی شمارهٔ ۸۴۸ : هر قبض اثر علت اولی باشد
رباعی شمارهٔ ۸۴۹ : هرگز حق صحبت قدیمت نبود
رباعی شمارهٔ ۸۵۰ : هر کو بگشاده گرهی میبندد
رباعی شمارهٔ ۸۵۱ : هر لحظه همی خوانمش از راه بعید
رباعی شمارهٔ ۸۵۲ : هر لقمهٔ خوش که بر دهان میگردد
رباعی شمارهٔ ۸۵۳ : هر موی زلف او یکی جان دارد
رباعی شمارهٔ ۸۵۴ : هستی اثری ز نرگس مست تو بود
رباعی شمارهٔ ۸۵۵ : هشدار که فضل حق بناگاه آید
رباعی شمارهٔ ۸۵۶ : هل تا برود سرش به دیوار آید
رباعی شمارهٔ ۸۵۷ : هم کفرم و هم دینم و هم صافم و درد
رباعی شمارهٔ ۸۵۸ : همواره خوشی و دلکشی نامیزد
رباعی شمارهٔ ۸۵۹ : یاد تو کنم دلم تپیدن گیرد
رباعی شمارهٔ ۸۶۰ : یاران یاران ز هم جدائی مکنید
رباعی شمارهٔ ۸۶۱ : یار خواهم که فتنهانگیز بود
رباعی شمارهٔ ۸۶۲ : یاریکه مرا در غم خود میبندد
رباعی شمارهٔ ۸۶۳ : یک سو مشکوة امر پیغام نهاد
رباعی شمارهٔ ۸۶۴ : یک لحظه اگر نفس تو محکوم شود
رباعی شمارهٔ ۸۶۵ : آن جمع کن جان پراکنده بیار
رباعی شمارهٔ ۸۶۶ : آن زلف سیاه و قد رعناش نگر
رباعی شمارهٔ ۸۶۷ : آن ساقی روح دردهد جام آخر
رباعی شمارهٔ ۸۶۸ : آن کس که ترا دیده بود ای دلبر
رباعی شمارهٔ ۸۶۹ : از عاشق بدنام بیا ننگ مدار
رباعی شمارهٔ ۸۷۰ : امروز من از تشنه دهانی و خمار
رباعی شمارهٔ ۸۷۱ : اندیشهٔ دهرت ز چه بگداخت جگر
رباعی شمارهٔ ۸۷۲ : ای آمده ز آسمان درین عالم دیر
رباعی شمارهٔ ۸۷۳ : ای آنکه دلت باید در وی منگر
رباعی شمارهٔ ۸۷۴ : ای بوده سماع آسمانرا ره و در
رباعی شمارهٔ ۸۷۵ : ای خاک درت ز آب کوثر خوشتر
رباعی شمارهٔ ۸۷۶ : ای دلبر عیار دل نیکوفر
رباعی شمارهٔ ۸۷۷ : ای دل بگذر ز عشق و معشوق و دیار
رباعی شمارهٔ ۸۷۸ : ای زادهٔ ساقی هله از غم بگذر
رباعی شمارهٔ ۸۷۹ : ای ظل تو از سایهٔ طوبی خوشتر
رباعی شمارهٔ ۸۸۰ : ای عشق خوشی چه خوش که از خوش خوشتر
رباعی شمارهٔ ۸۸۱ : ای مرد سماع معده را خالی دار
رباعی شمارهٔ ۸۸۲ : این صورت باغست و در او نیست ثمر
رباعی شمارهٔ ۸۸۳ : بالا بنگر دو چشم را بالا دار
رباعی شمارهٔ ۸۸۴ : بالا منشین که هست پستی خوشتر
رباعی شمارهٔ ۸۸۵ : با همت باز باش و یا هیبت شیر
رباعی شمارهٔ ۸۸۶ : بسیار بخواندهام دستان و سمر
رباعی شمارهٔ ۸۸۷ : تا بتوانی مدام میباش به ذکر
رباعی شمارهٔ ۸۸۸ : تا چند کشی سخرهٔ نفس بیکار
رباعی شمارهٔ ۸۸۹ : چون از رخ یار دور گشتم به بهار
رباعی شمارهٔ ۸۹۰ : چون بت رخ تست بتپرستی خوشتر
رباعی شمارهٔ ۸۹۱ : چون دید رخ زرد من آن شهره نگار
رباعی شمارهٔ ۸۹۲ : خواهی بستان حلقهٔ مستان بنگر
رباعی شمارهٔ ۸۹۳ : خورشید همی زرد شود بر دیوار
رباعی شمارهٔ ۸۹۴ : در باغ در نیامدم گرد آور
رباعی شمارهٔ ۸۹۵ : در خاک در وفای آن سیمین بر
رباعی شمارهٔ ۸۹۶ : در مصطبهها گر دو خرابات نگر
رباعی شمارهٔ ۸۹۷ : در نوبت عشق چشم باشد در بار
رباعی شمارهٔ ۸۹۸ : دست و دل ما هرچه تهیتر خوشتر
رباعی شمارهٔ ۸۹۹ : دوری ز برادر منافق بهتر
رباعی شمارهٔ ۹۰۰ : رفتم به سر گور کریم دلدار
رباعی شمارهٔ ۹۰۱ : روی چو مهت پیش چراغ اولیتر
رباعی شمارهٔ ۹۰۲ : زان ابروی چون کمانت ای بدر منیر
رباعی شمارهٔ ۹۰۳ : ساقی گفتم ترا می ساده بیار
رباعی شمارهٔ ۹۰۴ : سیلاب گرفت گرد ویرانهٔ عمر
رباعی شمارهٔ ۹۰۵ : طبعم چو حیات یافت از جلوهٔ فکر
رباعی شمارهٔ ۹۰۶ : فرمود خدا به وحی کای پیغمبر
رباعی شمارهٔ ۹۰۷ : گر جان داری بیار جان باز آخر
رباعی شمارهٔ ۹۰۸ : گر در سر و چشم عقل داری و صبر
رباعی شمارهٔ ۹۰۹ : گر گل کارم بیتو نروید جز خار
رباعی شمارهٔ ۹۱۰ : گفتم بنما که چون کنم بمیر
رباعی شمارهٔ ۹۱۱ : گفتم چشمم گفت سحابی کم گیر
رباعی شمارهٔ ۹۱۲ : گر رنگ خزان دارم و گر رنگ بهار
رباعی شمارهٔ ۹۱۳ : گفتی که: بیا که باغ خندید و بهار
رباعی شمارهٔ ۹۱۴ : گوش ما را بیدم اسرار مدار
رباعی شمارهٔ ۹۱۵ : ای بسته حجاب، پردها را بردار
رباعی شمارهٔ ۹۱۶ : مائیم چو حال عاشقان زیر و زبر
رباعی شمارهٔ ۹۱۷ : مجموع تن و قالب خود را بنگر
رباعی شمارهٔ ۹۱۸ : مجنون و پریشان توام دستم گیر
رباعی شمارهٔ ۹۱۹ : من دم نزنم از این جهان دمگیر
رباعی شمارهٔ ۹۲۰ : من رنگ خزان دارم و تو رنگ بهار
رباعی شمارهٔ ۹۲۱ : من مسخرهٔ تو نیسستم ای فاجر
رباعی شمارهٔ ۹۲۲ : میآید گرگ نزد ما وقت سحر
رباعی شمارهٔ ۹۲۳ : هر دم دل جمع را برنجاند یار
رباعی شمارهٔ ۹۲۴ : هر دم دل خستهام برنجاند یار
رباعی شمارهٔ ۹۲۵ : هین وقت صبوحست می ناب بیار
رباعی شمارهٔ ۹۲۶ : آمد آمد آنکه نرفت او هرگز
رباعی شمارهٔ ۹۲۷ : آمد بر من دوش نگاری سر تیز
رباعی شمارهٔ ۹۲۸ : آمد دی دیوانه و شبهای دراز
رباعی شمارهٔ ۹۲۹ : آن تاب که من دانم و تو ای دل سوز
رباعی شمارهٔ ۹۳۰ : آن یار نهان کشید باز دستم امروز
رباعی شمارهٔ ۹۳۱ : ای تنگ شکر از ترشان چشم بدوز
رباعی شمارهٔ ۹۳۲ : ای جان سماع و روزه و حج و نماز
رباعی شمارهٔ ۹۳۳ : ای جان لطیف بیغم عشق مساز
رباعی شمارهٔ ۹۳۴ : ای دل ز جفای دلستانان مگریز
رباعی شمارهٔ ۹۳۵ : ای دل همه رخت را در این کوی انداز
رباعی شمارهٔ ۹۳۶ : ای ذره ز خورشید توانی بگریز
رباعی شمارهٔ ۹۳۷ : ای صلح تو با بنده همه جنگ آمیز
رباعی شمارهٔ ۹۳۸ : ای عشق تو داده باز جان را پرواز
رباعی شمارهٔ ۹۳۹ : ای عشق نخسبی و نخفتی هرگز
رباعی شمارهٔ ۹۴۰ : ای کرده ز نقش آدمی چنگی ساز
رباعی شمارهٔ ۹۴۱ : ای لاله بیا و از رخم رنگ آموز
رباعی شمارهٔ ۹۴۲ : امروز خوشم به جان تو فردا نیز
رباعی شمارهٔ ۹۴۳ : امروز مرو از برم ای یار بساز
رباعی شمارهٔ ۹۴۴ : امشب که گشاده است صنم با ما راز
رباعی شمارهٔ ۹۴۵ : بازآمدم اینک که زنم آتش نیز
رباعی شمارهٔ ۹۴۶ : بازی بودم پریده از عالم راز
رباعی شمارهٔ ۹۴۷ : بنمای بمن رخ ای شمع طراز
رباعی شمارهٔ ۹۴۸ : جهدی بکن ار پند پذیری دو سه روز
رباعی شمارهٔ ۹۴۹ : زنها مشو غره به بیباکی باز
رباعی شمارهٔ ۹۵۰ : درد تو علاج کس پذیرد هرگز
رباعی شمارهٔ ۹۵۱ : در سر هوس عشق تو دارم همه روز
رباعی شمارهٔ ۹۵۲ : دل آمد و گفت هست سوداش دراز
رباعی شمارهٔ ۹۵۳ : دل بر سر تو بدل نجوید هرگز
رباعی شمارهٔ ۹۵۴ : زین سنگدلان نشد دلی نرم هنوز
رباعی شمارهٔ ۹۵۵ : شب گشت و خبر نیست مرا از شب و روز
رباعی شمارهٔ ۹۵۶ : صد بار بگفتمت ز مستان مگریز
رباعی شمارهٔ ۹۵۷ : صد بار بگفت یار هرجا مگریز
رباعی شمارهٔ ۹۵۸ : گر بکشندم نگردم از عشق توباز
رباعی شمارهٔ ۹۵۹ : گر در ره عشق او نباشی سرباز
رباعی شمارهٔ ۹۶۰ : گر گوهر طاعتی نسفتم هرگز
رباعی شمارهٔ ۹۶۱ : مائیم و توئی و خانه خالی برخیز
رباعی شمارهٔ ۹۶۲ : مائیم و دمی کوته و سودای دراز
رباعی شمارهٔ ۹۶۳ : مائیم و هوای یار مه رو شب و روز
رباعی شمارهٔ ۹۶۴ : مردانه بیا که نیست کار تو مجاز
رباعی شمارهٔ ۹۶۵ : معشوقهٔ ما کران نگیرد هرگز
رباعی شمارهٔ ۹۶۶ : من بودم و دوش آن بت بنده نواز
رباعی شمارهٔ ۹۶۷ : من سیر نگشتهام ز تو یار هنوز
رباعی شمارهٔ ۹۶۸ : من همتیم کجا بود چون من باز
رباعی شمارهٔ ۹۶۹ : میگوید مرمرا نگار دلسوز
رباعی شمارهٔ ۹۷۰ : نی چارهٔ آنکه با تو باشم همراز
رباعی شمارهٔ ۹۷۱ : هین وقت صبوحست میان شب و روز
رباعی شمارهٔ ۹۷۲ : یاری خواهی ز یار با یار بساز
رباعی شمارهٔ ۹۷۳ : یک شب چو ستاره گر نخسبی تا روز
رباعی شمارهٔ ۹۷۴ : آمد آمد ترش ترش یعنی بس
رباعی شمارهٔ ۹۷۵ : احوال دلم هر سحر از باد بپرس
رباعی شمارهٔ ۹۷۶ : از حادثهٔ جهان زاینده مترس
رباعی شمارهٔ ۹۷۷ : از روز قیامت جهانسوز بترس
رباعی شمارهٔ ۹۷۸ : ای یوسف جان ز حال یعقوب بپرس
رباعی شمارهٔ ۹۷۹ : جانا صفت قدم ز ابروت بپرس
رباعی شمارهٔ ۹۸۰ : چون روبه من شدی تو از شیر مترس
رباعی شمارهٔ ۹۸۱ : دارد به قدح می حرامی که مپرس
رباعی شمارهٔ ۹۸۲ : دلدار چنان مشوش آمد که مپرس
رباعی شمارهٔ ۹۸۳ : رو در صف بندگان ما باش و مترس
رباعی شمارهٔ ۹۸۴ : رو مرکب عشق را قوی ران و مترس
رباعی شمارهٔ ۹۸۵ : رویم چو زر زمانه میبین و مپرس
رباعی شمارهٔ ۹۸۶ : زین عشق پر از فعل جهانسوز بترس
رباعی شمارهٔ ۹۸۷ : عاشق چو نمیشوی برو پشم بریس
رباعی شمارهٔ ۹۸۸ : مر تشنهٔ عشق را شرابیست مترس
رباعی شمارهٔ ۹۸۹ : هستم ز غمش چنان پریشان که مپرس
رباعی شمارهٔ ۹۹۰ : آتش در زن بگیر پا در کویش
رباعی شمارهٔ ۹۹۱ : آن دل که من آن خویش پنداشتمش
رباعی شمارهٔ ۹۹۲ : آن دم که حق بندهگزاری همه خوش
رباعی شمارهٔ ۹۹۳ : آندیده که هست عاشق گلزارش
رباعی شمارهٔ ۹۹۴ : آنرا که رسول دوست پنداشتمش
رباعی شمارهٔ ۹۹۵ : آن رند و قلندر نهان آمد فاش
رباعی شمارهٔ ۹۹۶ : آنکس که نظر کند به چشم مستش
رباعی شمارهٔ ۹۹۷ : از آتش تو فتاده جانم در جوش
رباعی شمارهٔ ۹۹۸ : امروز حریف عشق بانگی زد فاش
رباعی شمارهٔ ۹۹۹ : اندر بر خویشم بفشاری همه خوش
رباعی شمارهٔ ۱۰۰۰ : ای باد صبا به کوی آن دلبر کش
رباعی شمارهٔ ۱۰۰۱ : ای جان جهان و روشنائی همه خوش
رباعی شمارهٔ ۱۰۰۲ : ای چشم بیا دامن خود در خون کش
رباعی شمارهٔ ۱۰۰۳ : گفتی چونی بیا که چون روزم خوش
رباعی شمارهٔ ۱۰۰۴ : گه باده لقب نهادم و گه جامش
رباعی شمارهٔ ۱۰۰۵ : مرغان رفتند بر سلیمان بخروش
رباعی شمارهٔ ۱۰۰۶ : من شیشه زنم بر آن دل سنگ خوشش
رباعی شمارهٔ ۱۰۰۷ : ناگه بزدم دست بسوی جیبش
رباعی شمارهٔ ۱۰۰۸ : نیمی دف من به موش دادی همه خوش
رباعی شمارهٔ ۱۰۰۹ : هان ای دل تشنه جوی را جویان باش
رباعی شمارهٔ ۱۰۱۰ : هرچند ملولی نفسی با ما باش
رباعی شمارهٔ ۱۰۱۱ : ای دل برو از عاقبت اندیشان باش
رباعی شمارهٔ ۱۰۱۲ : ای روز نشاط روشنی وقت تو خوش
رباعی شمارهٔ ۱۰۱۳ : ای روی چو آفتاب تو شادی کش
رباعی شمارهٔ ۱۰۱۴ : ای زلف پر از مشک تتاری همه خوش
رباعی شمارهٔ ۱۰۱۵ : ای سودائی برو پی سودا باش
رباعی شمارهٔ ۱۰۱۶ : ای عشق بیا به تلخ خویان خو بخش
رباعی شمارهٔ ۱۰۱۷ : ای کرده به پنج شمع روشن هر شش
رباعی شمارهٔ ۱۰۱۸ : ای گنج بیا زود به ویرانهٔ خویش
رباعی شمارهٔ ۱۰۱۹ : ای یار مرا موافقی وقتت خوش
رباعی شمارهٔ ۱۰۲۰ : با دل گفتم ز دیگران بیش مباش
رباعی شمارهٔ ۱۰۲۱ : با پیر خرد نهفته میگویم دوش
رباعی شمارهٔ ۱۰۲۲ : با ما چه نهای مشو رفیق اوباش
رباعی شمارهٔ ۱۰۲۳ : بر جان و دل و دیده سواری همه خوش
رباعی شمارهٔ ۱۰۲۴ : بر دل چو شکفته گشت اسرار غمش
رباعی شمارهٔ ۱۰۲۵ : بر من بگریست نرگس خمارش
رباعی شمارهٔ ۱۰۲۶ : بیچاره دل سوختهٔ محنت کش
رباعی شمارهٔ ۱۰۲۷ : پیوسته مرید حق شو و باقی باش
رباعی شمارهٔ ۱۰۲۸ : تا بتوانی تو جامهٔ عشق مپوش
رباعی شمارهٔ ۱۰۲۹ : تا در نزنی بهر چه داری آتش
رباعی شمارهٔ ۱۰۳۰ : جان جانی بیا میان جان باش
رباعی شمارهٔ ۱۰۳۱ : چون رنگ بدزدید گل از رخسارش
رباعی شمارهٔ ۱۰۳۲ : خائیدن آن لب که چشیدی شکرش
رباعی شمارهٔ ۱۰۳۳ : دانم که برای ما نخفتی همه دوش
رباعی شمارهٔ ۱۰۳۴ : در انجمنی نشسته دیدم دوشش
رباعی شمارهٔ ۱۰۳۵ : در حلقهٔ مستان تو ای دلبر دوش
رباعی شمارهٔ ۱۰۳۶ : در مجلس سلطان بشکستم جامش
رباعی شمارهٔ ۱۰۳۷ : دلدار مرا وعده دهد نشنومش
رباعی شمارهٔ ۱۰۳۸ : دل یاد تو آرد برود هوش ز هوش
رباعی شمارهٔ ۱۰۳۹ : رفت آنکه نبود کس به خوبی یارش
رباعی شمارهٔ ۱۰۴۰ : سودای توام در جنون میزد دوش
رباعی شمارهٔ ۱۰۴۱ : سوگند بدان دل که شده است او پستش
رباعی شمارهٔ ۱۰۴۲ : شب چیست برای ما زمان نالش
رباعی شمارهٔ ۱۰۴۳ : کاری کردم نگاه نکردم پس و پیش
رباعی شمارهٔ ۱۰۴۴ : گر میکشدم غم تو هر دم مکش
رباعی شمارهٔ ۱۰۴۵ : گر ناله کنم گوید یعقوب مباش
رباعی شمارهٔ ۱۰۴۶ : گفتم چشمم گفت که جیحون کنمش
رباعی شمارهٔ ۱۰۴۷ : الجوهر فقر و سوی الفقر عرض
رباعی شمارهٔ ۱۰۴۸ : امروز سماعست و سماعست و سماع
رباعی شمارهٔ ۱۰۴۹ : عشقست زهر چه آن نشاید مانع
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۰ : عاشق گردد بگرد اطلال و ربوع
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۱ : مهمان توایم ما و مهمان سماع
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۲ : هر روز بیاید آن سپهدار سماع
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۳ : ای بندهٔ سردی به زمستان چون زاغ
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۴ : بلبل آمد به باغ و رستیم ز زاغ
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۵ : گر با دیگری مجلس میسازم و لاغ
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۶ : گفتی مگری چو ابر در فرقت باغ
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۷ : گویند که عشق بانگ و نامست دروغ
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۸ : گویند که یار را وفا نیست دروغ
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۹ : از دل سوی دلدار شکافست شکاف
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۰ : امروز طوافست طوافست طواف
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۱ : با زنگی امشب چو شدستی به مصاف
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۲ : در فقر فقیر باش و در صفوت صاف
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۳ : گویند مرا چند بخندی ز گزاف
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۴ : مهمان تو نیست دو سه روز و گزاف
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۵ : آن تاق که نیست جفتش اندر آفاق
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۶ : آنکس که ترا بدید ای خوب اخلاق
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۷ : ای داروی فربهی و جان عاشق
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۸ : تمکین و قرار من که دارد در عشق
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۹ : لو کان اقل هذه الاشواق
رباعی شمارهٔ ۱۰۷۰ : هر دل که طواف کرد گرد در عشق
رباعی شمارهٔ ۱۰۷۱ : هر روز بنو برآید آن دلبر عشق
رباعی شمارهٔ ۱۰۷۲ : چون گشت طلسم جسم آدم چالاک
رباعی شمارهٔ ۱۰۷۳ : حاشا که شود سینهٔ عاشق غمناک
رباعی شمارهٔ ۱۰۷۴ : خندید فرح تا بزنی انگشتک
رباعی شمارهٔ ۱۰۷۵ : در بحر صفا گداختم همچو نمک
رباعی شمارهٔ ۱۰۷۶ : آنجا که عنایتست چه صلح و چه جنگ
رباعی شمارهٔ ۱۰۷۷ : با همت بازباش و با کبر پلنگ
رباعی شمارهٔ ۱۰۷۸ : برزن به سبوی صحبت نادان سنگ
رباعی شمارهٔ ۱۰۷۹ : چون چنگ خودت بگیرم اندر بر تنگ
رباعی شمارهٔ ۱۰۸۰ : میگردد این روی جهان رنگ به رنگ
رباعی شمارهٔ ۱۰۸۱ : یک چند میان خلق کردیم درنگ
رباعی شمارهٔ ۱۰۸۲ : آنکس که ترا دید و نخندید چو گل
رباعی شمارهٔ ۱۰۸۳ : آن می که گشود مرغ جان را پر و بال
رباعی شمارهٔ ۱۰۸۴ : آواز گرفته است خروشان مینال
رباعی شمارهٔ ۱۰۸۵ : از عقل دلیل آید و از عشق خلیل
رباعی شمارهٔ ۱۰۸۶ : از من زر و دل خواستی ای مهر گسل
رباعی شمارهٔ ۱۰۸۷ : اسرار حقیقت نشود حل به سال
رباعی شمارهٔ ۱۰۸۸ : این عشق کمالست و کمالست و کمال
رباعی شمارهٔ ۱۰۸۹ : این نکته شنو ز بنده ای نقش چگل
رباعی شمارهٔ ۱۰۹۰ : پر از عیسی است این جهان مالامال
رباعی شمارهٔ ۱۰۹۱ : جانی دارم لجوج و سرمست و فضول
رباعی شمارهٔ ۱۰۹۲ : چون آمدهای در این بیابان حاصل
رباعی شمارهٔ ۱۰۹۳ : چون دم زدی از مهر رخ یار ای دل
رباعی شمارهٔ ۱۰۹۴ : حاشا که کند دل به دگر جا منزل
رباعی شمارهٔ ۱۰۹۵ : الخمر و منالزق ینادیک تعال
رباعی شمارهٔ ۱۰۹۶ : در خاموشی چرا شوی کند و ملول
رباعی شمارهٔ ۱۰۹۷ : در عشق نوا جزو زند آنگه کل
رباعی شمارهٔ ۱۰۹۸ : عشقی به کمال و دلربائی به جمال
رباعی شمارهٔ ۱۰۹۹ : عشقی دارم پاکتر از آب زلال
رباعی شمارهٔ ۱۱۰۰ : عمری به هوس در تک و تاز آمد دل
رباعی شمارهٔ ۱۱۰۱ : عندی جمل و من اشتیاق و فضول
رباعی شمارهٔ ۱۱۰۲ : مردا منشین جز که به پهلوی رجال
رباعی شمارهٔ ۱۱۰۳ : ممکن ز تو چون نیست که بردارم دل
رباعی شمارهٔ ۱۱۰۴ : نومید مشو امید میدار ای دل
رباعی شمارهٔ ۱۱۰۵ : هم شاهد دیدهای و هم شاهد دل
رباعی شمارهٔ ۱۱۰۶ : کاچی سازی که روز برفست و وحل
رباعی شمارهٔ ۱۱۰۷ : یا من هوب سیدی و اعلی و اجل
رباعی شمارهٔ ۱۱۰۸ : آمد بت خوش عربدهٔ میکشیم
رباعی شمارهٔ ۱۱۰۹ : آمد شد خود به کوی تو میبینم
رباعی شمارهٔ ۱۱۱۰ : آن باده که بر جسم حرامست حرام
رباعی شمارهٔ ۱۱۱۱ : آن خوش سخنان که ما بگفتیم به هم
رباعی شمارهٔ ۱۱۱۲ : آنکس که به آب دیدهاش میجویم
رباعی شمارهٔ ۱۱۱۳ : آن کس که ببست خواب ما را بستم
رباعی شمارهٔ ۱۱۱۴ : آنم که چو غمخوار شوم من شادم
رباعی شمارهٔ ۱۱۱۵ : آن وقت آمد که ما به تو پردازیم
رباعی شمارهٔ ۱۱۱۶ : آنها که به پیش دلستان میکردم
رباعی شمارهٔ ۱۱۱۷ : آواز تو بشنوم خوش آوازه شوم
رباعی شمارهٔ ۱۱۱۸ : آواز سرافیل طرب میرسدم
رباعی شمارهٔ ۱۱۱۹ : از باد همه پیام او میشنوم
رباعی شمارهٔ ۱۱۲۰ : از بسکه به نزدیک توام من دورم
رباعی شمارهٔ ۱۱۲۱ : از بلبل سرمست نوائی شنوم
رباعی شمارهٔ ۱۱۲۲ : از بهر تو صد بار ملامت بکشم
رباعی شمارهٔ ۱۱۲۳ : از بهر تو گر جان بدهم خوش میرم
رباعی شمارهٔ ۱۱۲۴ : از ثور فلک شیر وفا میدوشم
رباعی شمارهٔ ۱۱۲۵ : از چشم تو سحر مطلق آموختهام
رباعی شمارهٔ ۱۱۲۶ : از جوی خوشاب دوست آبی خوردم
رباعی شمارهٔ ۱۱۲۷ : از خاک در تو چون جدا میباشم
رباعی شمارهٔ ۱۱۲۸ : از خویشتن بجستن آرزو میکندم
رباعی شمارهٔ ۱۱۲۹ : از خویش خوشم نی نباشد خوشیم
رباعی شمارهٔ ۱۱۳۰ : از درد همیشه من دوا میبینم
رباعی شمارهٔ ۱۱۳۱ : از روی تو من همیشه گلشن بودم
رباعی شمارهٔ ۱۱۳۲ : از سوز غم تو آتش میطلبم
رباعی شمارهٔ ۱۱۳۳ : از شور و جنون رشک جنان را بزدم
رباعی شمارهٔ ۱۱۳۴ : از صنع برآیم بر صانع باشم
رباعی شمارهٔ ۱۱۳۵ : از طبع ملول دوست ما میدانیم
رباعی شمارهٔ ۱۱۳۶ : از عشق تو گشتم ارغنون عالم
رباعی شمارهٔ ۱۱۳۷ : از عشق تو من بلند قد میگردم
رباعی شمارهٔ ۱۱۳۸ : از مطبخ غمهاش بلا میرسدم
رباعی شمارهٔ ۱۱۳۹ : از هرچه که آن خوشست نهی است مدام
رباعی شمارهٔ ۱۱۴۰ : اسرار ز دست دادمی نتوانم
رباعی شمارهٔ ۱۱۴۱ : افتاده مرا عجب شکاری چکنم
رباعی شمارهٔ ۱۱۴۲ : المنةالله که به تو پیوستم
رباعی شمارهٔ ۱۱۴۳ : امروز چو حلقه مانده بیرون دریم
رباعی شمارهٔ ۱۱۴۴ : امروز همه روز به پیش نظرم
رباعی شمارهٔ ۱۱۴۵ : امروز یکی گردش مستانه کنم
رباعی شمارهٔ ۱۱۴۶ : امشب که حریف دلبر دلداریم
رباعی شمارهٔ ۱۱۴۷ : امشب که حریف مشتری و ماهم
رباعی شمارهٔ ۱۱۴۸ : امشب که شراب جان مدامست مدام
رباعی شمارهٔ ۱۱۴۹ : امشب که غم عشق مدامست مدام
رباعی شمارهٔ ۱۱۵۰ : امشب که مه عشق تمامست تمام
رباعی شمارهٔ ۱۱۵۱ : امشب که همی رسد ز دلدار سلام
رباعی شمارهٔ ۱۱۵۲ : امشب همه شب نشسته اندر حزنم
رباعی شمارهٔ ۱۱۵۳ : اندر طلب دوست همی بشتابم
رباعی شمارهٔ ۱۱۵۴ : انگورم و در زیر لگد میگردم
رباعی شمارهٔ ۱۱۵۵ : از دوستیت خون جگر را بخورم
رباعی شمارهٔ ۱۱۵۶ : ای از تو برون ز خانهها جای دلم
رباعی شمارهٔ ۱۱۵۷ : ای بانگ رباب از تو تابی دارم
رباعی شمارهٔ ۱۱۵۸ : ای جان و جهان، جان و جهان گم کردم
رباعی شمارهٔ ۱۱۵۹ : ای دوست شکارم و شکاری دارم
رباعی شمارهٔ ۱۱۶۰ : ای دل چو بهر خسی نشینی چکنم
رباعی شمارهٔ ۱۱۶۱ : ای دل ز جهانپان چرا داری بیم
رباعی شمارهٔ ۱۱۶۲ : ای راحت و آرامگه پیوستم
رباعی شمارهٔ ۱۱۶۳ : ای عشق که هستی به یقین معشوقم
رباعی شمارهٔ ۱۱۶۴ : ای نرگس پر خواب ربودی خوابم
رباعی شمارهٔ ۱۱۶۵ : این گردش را ز جان خود دزدیدم
رباعی شمارهٔ ۱۱۶۶ : با تو قصص درد و فغان میگویم
رباعی شمارهٔ ۱۱۶۷ : با درد بساز چون دوای تو منم
رباعی شمارهٔ ۱۱۶۸ : باز آمدم و برابرت بنشستم
رباعی شمارهٔ ۱۱۶۹ : بازآمد و بازآمد ره بگشائیم
رباعی شمارهٔ ۱۱۷۰ : با سرکشی عشق اگر سرد آرم
رباعی شمارهٔ ۱۱۷۱ : باغی که من از بهار او بشکفتم
رباعی شمارهٔ ۱۱۷۲ : بالای سر ار دست زند دو دستم
رباعی شمارهٔ ۱۱۷۳ : با ملک غمت چرا تکبر نکنم
رباعی شمارهٔ ۱۱۷۴ : بخروشیدم گفت خموشت خواهم
رباعی شمارهٔ ۱۱۷۵ : بر بوی تو هر کجا گلی دیدستم
رباعی شمارهٔ ۱۱۷۶ : بر بوی وفا دست زنانت باشم
رباعی شمارهٔ ۱۱۷۷ : بر زلف تو گر دست درازی کردم
رباعی شمارهٔ ۱۱۷۸ : بر شاه حبش زنیم و بر قیصر روم
رباعی شمارهٔ ۱۱۷۹ : بر میکده وقف است دلم سرمستم
رباعی شمارهٔ ۱۱۸۰ : بر یاد لبت لعل نگین میبوسم
رباعی شمارهٔ ۱۱۸۱ : بوی دهن تو از چمن میشنوم
رباعی شمارهٔ ۱۱۸۲ : بهر تو زنم نوا چو نی برگیرم
رباعی شمارهٔ ۱۱۸۳ : بیدف بر ما میا که ما در سوریم
رباعی شمارهٔ ۱۱۸۴ : بیرون ز دو کون من مرادی دارم
رباعی شمارهٔ ۱۱۸۵ : بیکار شدم ای غم عشقت کارم
رباعی شمارهٔ ۱۱۸۶ : بیگانه مگیرید مرا زین کویم
رباعی شمارهٔ ۱۱۸۷ : بیگاه شد وز بیگهی من شادم
رباعی شمارهٔ ۱۱۸۸ : تا آتش و آب عشق بشناختهام
رباعی شمارهٔ ۱۱۸۹ : تا ترک دل خویش نگیری ندهم
رباعی شمارهٔ ۱۱۹۰ : تا جان دارم بندهٔ مرجان توام
رباعی شمارهٔ ۱۱۹۱ : تا چند بهر زه چون غباری گردم
رباعی شمارهٔ ۱۱۹۲ : تا چند چو دف دست ستمهات خورم
رباعی شمارهٔ ۱۱۹۳ : تا خواستهام از تو ترا خواستهام
رباعی شمارهٔ ۱۱۹۴ : تا روی تو دیدم از جهان سیر شدم
رباعی شمارهٔ ۱۱۹۵ : تا زلف ترا به جان و دل بنده شدیم
رباعی شمارهٔ ۱۱۹۶ : تا شمع تو افروخت پروانه شدم
رباعی شمارهٔ ۱۱۹۷ : تا ظن نبری که از تو بگریختهام
رباعی شمارهٔ ۱۱۹۸ : تا ظن نبری که از غمانت رستم
رباعی شمارهٔ ۱۱۹۹ : تا ظن نبری که من دوئی میبینم
رباعی شمارهٔ ۱۲۰۰ : تا ظن نبری که من کمت میبینم
رباعی شمارهٔ ۱۲۰۱ : تا کاسهٔ دوغ خویش باشد پیشم
رباعی شمارهٔ ۱۲۰۲ : تا پردهٔ عاشقانه بشناختهایم
رباعی شمارهٔ ۱۲۰۳ : تا میرود آن نگار ما میرانیم
رباعی شمارهٔ ۱۲۰۴ : تو بحر لطافتی و ما همچو کفیم
رباعی شمارهٔ ۱۲۰۵ : جانرا که در این خانه وثاقش دادم
رباعی شمارهٔ ۱۲۰۶ : جانی که در او دو صد جهان میدانم
رباعی شمارهٔ ۱۲۰۷ : چندانکه به کار خود فرو میبینم
رباعی شمارهٔ ۱۲۰۸ : چون تاج منی ز فرق خود افکندیم
رباعی شمارهٔ ۱۲۰۹ : چون مار ز افسون کسی میپیچم
رباعی شمارهٔ ۱۲۱۰ : چون میدانی که از نکوئی دورم
رباعی شمارهٔ ۱۲۱۱ : حاشا که ز زخم تیر و خنجر ترسیم
رباعی شمارهٔ ۱۲۱۲ : خواهم که به عشق تو ز جان برخیزم
رباعی شمارهٔ ۱۲۱۳ : خود راز چنین لطف چه مانع باشیم
رباعی شمارهٔ ۱۲۱۴ : خیزید که تا بر شب مهتاب زنیم
رباعی شمارهٔ ۱۲۱۵ : در آتش خویش چون دمی جوش کنم
رباعی شمارهٔ ۱۲۱۶ : در باغ شدم صبوح و گل میچیدم
رباعی شمارهٔ ۱۲۱۷ : در بحر خیال غرقهٔ گردابم
رباعی شمارهٔ ۱۲۱۸ : در چنگ توام بتا در آن چنگ خوشم
رباعی شمارهٔ ۱۲۱۹ : در دور سپهر و مهر ساقی مائیم
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۰ : در چشمهٔ دل مهی بدیدیم به چشم
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۱ : در عالم گل گنج نهانی مائیم
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۲ : در عشق تو گر دل بدهم جان ببرم
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۳ : در عشق تو معرفت خطا دانستیم
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۴ : در کوی خرابات گذر میکردم
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۵ : در کوی خرابات نگاری دیدم
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۶ : در هر فلکی مردمکی میبینم
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۷ : دستارم و جبه و سرم هر سه به هم
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۸ : دشنامم ده که مست دشنام توام
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۹ : دلدار چو دید خسته و غمگینم
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۰ : دل زار وثاق سینه آواره کنم
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۱ : دل میگوید که نقد این باغ دریم
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۲ : دوش آمده بود از سر لطفی یارم
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۳ : دوش از سر مستی بخراشید رخم
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۴ : دوش از طربی بسوی اصحاب شدیم
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۵ : دوش ارچه هزار نام بر ننگ زدم
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۶ : دل داد مرا که دلستان را بزدم
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۷ : دیوانهام نیم ولیک همی خوانندم
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۸ : ذات تو ز عیبها جدا دانستم
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۹ : رازیکه بگفتی ای بت بدخویم
رباعی شمارهٔ ۱۲۴۰ : رفتی و ز رفتن تو من خون گریم
رباعی شمارهٔ ۱۲۴۱ : روزت بستودم و نمیدانستم
رباعی شمارهٔ ۱۲۴۲ : روزی به خرابات تو می میخوردم
رباعی شمارهٔ ۱۲۴۳ : رویت بینم بدر من آن را دانم
رباعی شمارهٔ ۱۲۴۴ : زان دم که ترا به عشق بشناختهام
رباعی شمارهٔ ۱۲۴۵ : ز اول که حدیث عاشقی بشنودم
رباعی شمارهٔ ۱۲۴۶ : زاهد بودی ترانه گویت کردم
رباعی شمارهٔ ۱۲۴۷ : زنبور نیم که من بدودی بروم
رباعی شمارهٔ ۱۲۴۸ : زین پیش اگر دم از جنون میزدهام
رباعی شمارهٔ ۱۲۴۹ : زینگونه که من به نیستی خرسندم
رباعی شمارهٔ ۱۲۵۰ : ساقی امروز در خمارت بودم
رباعی شمارهٔ ۱۲۵۱ : ساقی چو دهد بادهٔ حمرا چکنم
رباعی شمارهٔ ۱۲۵۲ : سر در خاک آستان تو نهم
رباعی شمارهٔ ۱۲۵۳ : شادم که ز شادی جهان آزادم
رباعی شمارهٔ ۱۲۵۴ : شادی کردم چو آن گهر شد جفتم
رباعی شمارهٔ ۱۲۵۵ : شاعر نیم و ز شاعری نان نخورم
رباعی شمارهٔ ۱۲۵۶ : شب رفت و هنوز ما به خمار خودیم
رباعی شمارهٔ ۱۲۵۷ : شب گوید من انیس میخوارانم
رباعی شمارهٔ ۱۲۵۸ : شد گلشن روی تو تماشای دلم
رباعی شمارهٔ ۱۲۵۹ : صد نام زیاد دوست بر ننگ زدیم
رباعی شمارهٔ ۱۲۶۰ : عالم جسم است و نور جانی مائیم
رباعی شمارهٔ ۱۲۶۱ : عشق آمد و گفت تا بر او باشم
رباعی شمارهٔ ۱۲۶۲ : عشق از بنه بیبنست و بحریست عظیم
رباعی شمارهٔ ۱۲۶۳ : عشق است صبوح و من بدو بیدارم
رباعی شمارهٔ ۱۲۶۴ : عشق است قدح وز قدحش خوشحالم
رباعی شمارهٔ ۱۲۶۵ : عشق تو گرفته آستین میکشدم
رباعی شمارهٔ ۱۲۶۶ : عمری رخ یکدگر بدیدم به چشم
رباعی شمارهٔ ۱۲۶۷ : فانی شدم و برید اجزای تنم
رباعی شمارهٔ ۱۲۶۸ : فرمود که دست و پا بکاری بزنیم
رباعی شمارهٔ ۱۲۶۹ : قد صبحنا اللله به عیش و مدام
رباعی شمارهٔ ۱۲۷۰ : قاشانیم و لاابالی حالیم
رباعی شمارهٔ ۱۲۷۱ : قومیکه چو آفتاب دارند قدوم
رباعی شمارهٔ ۱۲۷۲ : گاه از غم دلبران بر آتش باشم
رباعی شمارهٔ ۱۲۷۳ : گاهی ز هوس دست زنان میباشم
رباعی شمارهٔ ۱۲۷۴ : گر باده نهان کنیم بو را چه کنیم
رباعی شمارهٔ ۱۲۷۵ : گر چرخ پر از ناله کنم معذورم
رباعی شمارهٔ ۱۲۷۶ : گر چرخ زنم گرد تو خورشید زنم
رباعی شمارهٔ ۱۲۷۷ : گر جنگ کند به جای چنگش گیرم
رباعی شمارهٔ ۱۲۷۸ : گر خوب کنی روی مرا خوب توام
رباعی شمارهٔ ۱۲۷۹ : گردان به هوای یار چون گردونیم
رباعی شمارهٔ ۱۲۸۰ : گر دریائی ماهی دریای توام
رباعی شمارهٔ ۱۲۸۱ : گر دل دهم و از سر جان برخیزم
رباعی شمارهٔ ۱۲۸۲ : گر دل طلبم در خم مویت بینم
رباعی شمارهٔ ۱۲۸۳ : کردیم قبول و من زرد میترسم
رباعی شمارهٔ ۱۲۸۴ : گر رنج دهد بجای بختش گیرم
رباعی شمارهٔ ۱۲۸۵ : گر شاد ببینمت بر این دیده نهم
رباعی شمارهٔ ۱۲۸۶ : گر صبر کنی پردهٔ صبرت بدریم
رباعی شمارهٔ ۱۲۸۷ : گر کبر بخوردهام که سرمست توام
رباعی شمارهٔ ۱۲۸۸ : گر ماه شوی بر آسمان کم نگرم
رباعی شمارهٔ ۱۲۸۹ : گر من بدر سرای تو کم گذری
رباعی شمارهٔ ۱۲۹۰ : گر یار کنی خصم تواش گردانیم
رباعی شمارهٔ ۱۲۹۱ : گفتم به فراق مدتی بگزارم
رباعی شمارهٔ ۱۲۹۲ : گویی تو که من ز هر هنر باخبرم
رباعی شمارهٔ ۱۲۹۳ : گفتم دل و دین بر سر کارت کردم
رباعی شمارهٔ ۱۲۹۴ : گفتم سگ نفس را مگر پیر کنم
رباعی شمارهٔ ۱۲۹۵ : گفتم که دل از تو برکنم نتوانم
رباعی شمارهٔ ۱۲۹۶ : گفتم که ز چشم خلق با دردسریم
رباعی شمارهٔ ۱۲۹۷ : گفتم که مگر غمت بود درمانم
رباعی شمارهٔ ۱۲۹۸ : گنجینهٔ اسرار الهی مائیم
رباعی شمارهٔ ۱۲۹۹ : گوئیکه به تن دور و به دل با یارم
رباعی شمارهٔ ۱۳۰۰ : گه در طلب وصل مشوش باشیم
رباعی شمارهٔ ۱۳۰۱ : لا الفجر بقینة و لا شرب مدام
رباعی شمارهٔ ۱۳۰۲ : لب بستم و صد نکته خموشت گفتم
رباعی شمارهٔ ۱۳۰۳ : لیلم که نهاری نکند من چکنم
رباعی شمارهٔ ۱۳۰۴ : ما از دو صفت ز کار بیکار شویم
رباعی شمارهٔ ۱۳۰۵ : ما بادهٔ ز خون دل خود مینوشیم
رباعی شمارهٔ ۱۳۰۶ : ما باده ز یار دلفروز آوردیم
رباعی شمارهٔ ۱۳۰۷ : ما برزگران این کهن دشت نویم
رباعی شمارهٔ ۱۳۰۸ : ما جان لطیفیم و نظر در نائیم
رباعی شمارهٔ ۱۳۰۹ : ما خاک ترا به آب زمزم ندهیم
رباعی شمارهٔ ۱۳۱۰ : ما خواجهٔ ده نهایم ما قلاشیم
رباعی شمارهٔ ۱۳۱۱ : ما را بس و ما را بس و ما بس کردیم
رباعی شمارهٔ ۱۳۱۲ : ما رخت وجود بر عدم بربندیم
رباعی شمارهٔ ۱۳۱۳ : ما عاشق خود را به عدو بسپاریم
رباعی شمارهٔ ۱۳۱۴ : ما کار و دکان و پیشه را سوختهایم
رباعی شمارهٔ ۱۳۱۵ : ما مذهب چشم شوخ مستش داریم
رباعی شمارهٔ ۱۳۱۶ : مانند قلم سپید کار سیهم
رباعی شمارهٔ ۱۳۱۷ : ماهی فارغ ز چارده میبینم
رباعی شمارهٔ ۱۳۱۸ : مائیم که از بادهٔ بیجام خوشیم
رباعی شمارهٔ ۱۳۱۹ : مائیم که پوستین بگازر دادیم
رباعی شمارهٔ ۱۳۲۰ : مائیم که بیقماش و بیسیم خوشیم
رباعی شمارهٔ ۱۳۲۱ : مائیم که تا مهر تو آموختهایم
رباعی شمارهٔ ۱۳۲۲ : مائیم که دل ز جسم و جوهر کندیم
رباعی شمارهٔ ۱۳۲۳ : مائیم که دوست خویش دشمن داریم
رباعی شمارهٔ ۱۳۲۴ : مائیم که گه نهان و گه پیدائیم
رباعی شمارهٔ ۱۳۲۵ : مردم رغم عشق دمی در من دم
رباعی شمارهٔ ۱۳۲۶ : مصنوع حقیم و صید صانع باشیم
رباعی شمارهٔ ۱۳۲۷ : مگریز ز من که من خریدار توام
رباعی شمارهٔ ۱۳۲۸ : من بحر تمامم و یکی قطره نیم
رباعی شمارهٔ ۱۳۲۹ : من بر سر کویت آستین گردانم
رباعی شمارهٔ ۱۳۳۰ : من بندهٔ قرآنم اگر جان دارم
رباعی شمارهٔ ۱۳۳۱ : من پیر شدم پیر نه ز ایام شدم
رباعی شمارهٔ ۱۳۳۲ : من چشم ترا بسته به کین میبینم
رباعی شمارهٔ ۱۳۳۳ : من خاک ترا به چرخ اعظم ندهم
رباعی شمارهٔ ۱۳۳۴ : من درد ترا ز دست آسان ندهم
رباعی شمارهٔ ۱۳۳۵ : من دوش فراق را جفا میگفتم
رباعی شمارهٔ ۱۳۳۶ : من زخم ترا به هیچ مرهم ندهم
رباعی شمارهٔ ۱۳۳۷ : من سر بنهم در رهت ای کان کرم
رباعی شمارهٔ ۱۳۳۸ : من سیر نیم سیر نیم سیر نیم
رباعی شمارهٔ ۱۳۳۹ : من سیر نیم ولی ز سیران سیرم
رباعی شمارهٔ ۱۳۴۰ : من عادت و خوی آن صنم میدانم
رباعی شمارهٔ ۱۳۴۱ : من عاشق روی تو نگارم چکنم
رباعی شمارهٔ ۱۳۴۲ : من عاشقی از کمال تو آموزم
رباعی شمارهٔ ۱۳۴۳ : من عشق ترا به جای ایمان دارم
رباعی شمارهٔ ۱۳۴۴ : من عهد شکسته بر شکستی بزنم
رباعی شمارهٔ ۱۳۴۵ : من غیر ترا گزین ندارم چکنم
رباعی شمارهٔ ۱۳۴۶ : من قاعدهٔ درد و دوا میشکنم
رباعی شمارهٔ ۱۳۴۷ : من کاستهٔ وفای آن مهرویم
رباعی شمارهٔ ۱۳۴۸ : من گردانم مطرب گردان خواهم
رباعی شمارهٔ ۱۳۴۹ : من گرسنهام نشاط سیری دارم
رباعی شمارهٔ ۱۳۵۰ : من مالک ملک لامکانی شدهام
رباعی شمارهٔ ۱۳۵۱ : من مهر تو بر تارک افلاک نهم
رباعی شمارهٔ ۱۳۵۲ : من نای توام از لب تو مینوشم
رباعی شمارهٔ ۱۳۵۳ : من نیز چو تو عاقل و هشیار بدم
رباعی شمارهٔ ۱۳۵۴ : من همچو کسی نشسته بر اسب خام
رباعی شمارهٔ ۱۳۵۵ : من یک جانم که صد هزار است تنم
رباعی شمارهٔ ۱۳۵۶ : مهتاب بلند گشت و ما پست شدیم
رباعی شمارهٔ ۱۳۵۷ : میپنداری که از غمانت رستم
رباعی شمارهٔ ۱۳۵۸ : میپنداری که من به فرمان خودم
رباعی شمارهٔ ۱۳۵۹ : میگوید دف که هان بزن بر رویم
رباعی شمارهٔ ۱۳۶۰ : ناساز از آنیم که سازی داریم
رباعی شمارهٔ ۱۳۶۱ : نی از پی کسب سوی بازار شویم
رباعی شمارهٔ ۱۳۶۲ : نی دست که در مصاف خونریز کنم
رباعی شمارهٔ ۱۳۶۳ : نی سخرهٔ آسمان پیروزه شوم
رباعی شمارهٔ ۱۳۶۴ : هر گه که دل از خلق جدا میبینم
رباعی شمارهٔ ۱۳۶۵ : همچون سر زلف تو پریشان توایم
رباعی شمارهٔ ۱۳۶۶ : هم خوان توایم و نیز مهمان توایم
رباعی شمارهٔ ۱۳۶۷ : هم مستم و هم بادهٔ مستان توام
رباعی شمارهٔ ۱۳۶۸ : هم منزل عشق و هم رهت میبینم
رباعی شمارهٔ ۱۳۶۹ : هوش عاشق کجا بود سوی نسیم
رباعی شمارهٔ ۱۳۷۰ : یار آمده یار آمده ره بگشائیم
رباعی شمارهٔ ۱۳۷۱ : یا صورت خودنمای تا نقش کنیم
رباعی شمارهٔ ۱۳۷۲ : یرغوش بک و قیر بک و سالارم
رباعی شمارهٔ ۱۳۷۳ : یک بار دگر قبول کن بندگیم
رباعی شمارهٔ ۱۳۷۴ : یک جرعه ز جام تو تمامست تمام
رباعی شمارهٔ ۱۳۷۵ : یک چند به کودکی به استاد شدیم
رباعی شمارهٔ ۱۳۷۶ : یک دم که ز دیدار تو یک سو افتم
رباعی شمارهٔ ۱۳۷۷ : آشفته همی روی بکوئی ای جان
رباعی شمارهٔ ۱۳۷۸ : آمد دل من بهر نشانم گفتن
رباعی شمارهٔ ۱۳۷۹ : آمد شب و غمهای تو همچون عسسان
رباعی شمارهٔ ۱۳۸۰ : آن حلوائی که کم رسد زو به دهن
رباعی شمارهٔ ۱۳۸۱ : آن صورت غیبی که شندیش دشمن
رباعی شمارهٔ ۱۳۸۲ : آن کس که نساخت با لقای یاران
رباعی شمارهٔ ۱۳۸۳ : آنکو طمع وفا برد بر شکران
رباعی شمارهٔ ۱۳۸۴ : آن کیست کز این تیر نشد همچو کمان
رباعی شمارهٔ ۱۳۸۵ : احرام درش گیرد لافرمان کن
رباعی شمارهٔ ۱۳۸۶ : از بسکه برآورد غمت آه از من
رباعی شمارهٔ ۱۳۸۷ : از بسکه فساد و ابلهی زاد از من
رباعی شمارهٔ ۱۳۸۸ : از حاصل کار این جهانی کردن
رباعی شمارهٔ ۱۳۸۹ : از روز شریفتر شد از وی شب من
رباعی شمارهٔ ۱۳۹۰ : از عمر که پربار شود هردم من
رباعی شمارهٔ ۱۳۹۱ : اسرار مرا نهانی اندر جان کن
رباعی شمارهٔ ۱۳۹۲ : امروز مراست روز میدان منشین
رباعی شمارهٔ ۱۳۹۳ : امشب منم و هزار صوفی پنهان
رباعی شمارهٔ ۱۳۹۴ : ای آنکه گرفتهای به دستان دستان
رباعی شمارهٔ ۱۳۹۵ : ای بیتو حرام زندگانی ای جان
رباعی شمارهٔ ۱۳۹۶ : ای بیتو حرام زندگانی کردن
رباعی شمارهٔ ۱۳۹۷ : ای جانب عشاق به خیره نگران
رباعی شمارهٔ ۱۳۹۸ : ای جان منزه ز غم پالودن
رباعی شمارهٔ ۱۳۹۹ : ای جمله جهان بروی خوبت نگران
رباعی شمارهٔ ۱۴۰۰ : ای خورده مرا جگر برای دگران
رباعی شمارهٔ ۱۴۰۱ : ای خوی تو در جهان می و شیر ای جان
رباعی شمارهٔ ۱۴۰۲ : ای داد که هست جمله بیدار از من
رباعی شمارهٔ ۱۴۰۳ : ای در دو جهان یگانه تعجیل مکن
رباعی شمارهٔ ۱۴۰۴ : ای دف تو بخوان ز دفتر مشتاقان
رباعی شمارهٔ ۱۴۰۵ : ای دل تو در این واقعه دمسازی کن
رباعی شمارهٔ ۱۴۰۶ : ای دل چه شدی ز دست دستی میزن
رباعی شمارهٔ ۱۴۰۷ : ای دوست قبولم کن و جانم بستان
رباعی شمارهٔ ۱۴۰۸ : ای رفته ز یاران تو به یک گوشه کران
رباعی شمارهٔ ۱۴۰۹ : ای روی تو باغ و چمن هر دو جهان
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۰ : ای روی تو کعبهٔ دل و قبلهٔ جان
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۱ : ای زخم تو خوشتر از دوای دگران
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۲ : ای زخم زننده بر رباب دل من
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۳ : ای سنگ ز سودای لبت آبستان
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۴ : ای شاه تو مات گشته را مات مکن
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۵ : ای عادت تو خشم و جفا ورزیدن
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۶ : ای عادت عشق عین ایمان خوردن
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۷ : ای عاشق گفتار و تفاصیل سخن
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۸ : ای عالم دل از تو شده قابل جان
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۹ : ای عشق تو در جان کسی و آن کس من
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۰ : ای کرده ز گل دستک من پایک من
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۱ : ای گرسنهٔ وصل تو سیران جهان
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۲ : ای لعل لبت معدن شکر چیدن
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۳ : ای ماه لطیف جانفزا خرمن من
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۴ : ای مجمع دل راه پراکنده مزن
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۵ : ای مفخر و سلطان همه دلداران
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۶ : ای مونس روزگار چونی بی من
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۷ : ای نالهٔ عشق تو رباب دل من
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۸ : این بنده مراعات نداند کردن
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۹ : این دیدهٔ من کز نگرد دور از من
رباعی شمارهٔ ۱۴۳۰ : ای یار به انکار سوی ما نگران
رباعی شمارهٔ ۱۴۳۱ : ای یار بیا و بر دلم بر میزان
رباعی شمارهٔ ۱۴۳۲ : ای یک قدح از درد تو دریای جهان
رباعی شمارهٔ ۱۴۳۳ : با دل گفتم اگر بود جای سخن
رباعی شمارهٔ ۱۴۳۴ : با دل گفتم عشق تو آغاز مکن
رباعی شمارهٔ ۱۴۳۵ : باغست و بهار و سر و عالی ای جان
رباعی شمارهٔ ۱۴۳۶ : بیدل من و بیدل تو و بیدل تو و من
رباعی شمارهٔ ۱۴۳۷ : با هر دو جهان چو رنگ باید بودن
رباعی شمارهٔ ۱۴۳۸ : بر خسته دلان راه ملامت میزن
رباعی شمارهٔ ۱۴۳۹ : بر گرد جهان این دل آوارهٔ من
رباعی شمارهٔ ۱۴۴۰ : بر گردن ما بهانهای خواهی بستن
رباعی شمارهٔ ۱۴۴۱ : بسیار علاقهها بباید ای جان
رباعی شمارهٔ ۱۴۴۲ : پالوده شوی در طلب پالودن
رباعی شمارهٔ ۱۴۴۳ : پیموده شدم ز راه تو پیمودن
رباعی شمارهٔ ۱۴۴۴ : تا با خودی دوری ارچه هستی با من
رباعی شمارهٔ ۱۴۴۵ : تا روی تو قبلهام شد ای جان جهان
رباعی شمارهٔ ۱۴۴۶ : توبه کردم ز توبه کردن ای جان
رباعی شمارهٔ ۱۴۴۷ : تو شاه دل منی و شاهی میکن
رباعی شمارهٔ ۱۴۴۸ : جانم بر آن قوم که جانند ایشان
رباعی شمارهٔ ۱۴۴۹ : جانهاست همه جانوران را جز جان
رباعی شمارهٔ ۱۴۵۰ : جز بادهٔ لعل لامکان یاد مکن
رباعی شمارهٔ ۱۴۵۱ : جز جام جلالت اجل نوش مکن
رباعی شمارهٔ ۱۴۵۲ : چون شاه جهان نیست کسی در دو جهان
رباعی شمارهٔ ۱۴۵۳ : چندین به تو بر مهر و وفا بستهٔ من
رباعی شمارهٔ ۱۴۵۴ : چون آتش میشود عذارش به سخن
رباعی شمارهٔ ۱۴۵۵ : چون بنده نهای ندای شاهی میزن
رباعی شمارهٔ ۱۴۵۶ : چون جوشش خنب عشق دیدم ز تو من
رباعی شمارهٔ ۱۴۵۷ : حرص و حسد و کینه ز دل بیرون کن
رباعی شمارهٔ ۱۴۵۸ : چون زرد و نزار دید او رو یک من
رباعی شمارهٔ ۱۴۵۹ : خود حال دلی بود پریشانتر از این
رباعی شمارهٔ ۱۴۶۰ : در بادهکشی تو خویش را ریشه مکن
رباعی شمارهٔ ۱۴۶۱ : در بحر کرم حرص و حسد پیمودن
رباعی شمارهٔ ۱۴۶۲ : در پوش سلاح وقت جنگ است ای جان
رباعی شمارهٔ ۱۴۶۳ : در چشم منست ابروی همچو کمان
رباعی شمارهٔ ۱۴۶۴ : در حضرت توحید پس و پیش مدان
رباعی شمارهٔ ۱۴۶۵ : در دیدهٔ ما نگر جمال حق بین
رباعی شمارهٔ ۱۴۶۶ : در راه نیاز فرد باید بودن
رباعی شمارهٔ ۱۴۶۷ : در عشق تو شوخ و شنگ باید بودن
رباعی شمارهٔ ۱۴۶۸ : دل از طلب خوبی بیچون گشتن
رباعی شمارهٔ ۱۴۶۹ : دل باغ نهانست و درختان پنهان
رباعی شمارهٔ ۱۴۷۰ : دل برد ز من دوش به صد عشق و فسون
رباعی شمارهٔ ۱۴۷۱ : دل گرسنهٔ عید تو شد چون رمضان
رباعی شمارهٔ ۱۴۷۲ : دلها مثل رباب و عشق تو کمان
رباعی شمارهٔ ۱۴۷۳ : دوش آنچه برفت در میان تو و من
رباعی شمارهٔ ۱۴۷۴ : دوشست دیدم یار جدائی جویان
رباعی شمارهٔ ۱۴۷۵ : دی از تو چنان بدم که گل در بستان
رباعی شمارهٔ ۱۴۷۶ : دیدم رویت بتا تو روپوش مکن
رباعی شمارهٔ ۱۴۷۷ : رفتم به طبیب و گفتم ای زینالدین
رباعی شمارهٔ ۱۴۷۸ : رفتی و نرفت ای بت بگزیدهٔ من
رباعی شمارهٔ ۱۴۷۹ : رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین
رباعی شمارهٔ ۱۴۸۰ : رو درد گزین درد گزین درد گزین
رباعی شمارهٔ ۱۴۸۱ : روزیکه گذر کنی به خر پشتهٔ من
رباعی شمارهٔ ۱۴۸۲ : زان خسرو جان تو مهر شاهی بستان
رباعی شمارهٔ ۱۴۸۳ : سرمست توام نه از می و نز افیون
رباعی شمارهٔ ۱۴۸۴ : سرمست شدم در هوس سرمستان
رباعی شمارهٔ ۱۴۸۵ : شاخ گل تر بر سر عنبر میزن
رباعی شمارهٔ ۱۴۸۶ : شب رفت و نرفت ای بت سیمین برمن
رباعی شمارهٔ ۱۴۸۷ : شد کودکی و رفت جوانی ز جوان
رباعی شمارهٔ ۱۴۸۸ : شمع ازلست عالم افروزی من
رباعی شمارهٔ ۱۴۸۹ : شوری دارم که برنتابد گردون
رباعی شمارهٔ ۱۴۹۰ : صورت همه مقبول هیولا میدان
رباعی شمارهٔ ۱۴۹۱ : طبع تو چو سنگست و دلت چون آهن
رباعی شمارهٔ ۱۴۹۲ : طبعی نه که با دوست در آمیزم من
رباعی شمارهٔ ۱۴۹۳ : عقلی که خلاف تو گزیدن نتوان
رباعی شمارهٔ ۱۴۹۴ : عید آمد و عیدانه جمال سلطان
رباعی شمارهٔ ۱۴۹۵ : فرخ باشد جمال سلطان دیدن
رباعی شمارهٔ ۱۴۹۶ : گر تیغ اجل مرا کند بیسر و جان
رباعی شمارهٔ ۱۴۹۷ : گر دست بشد ز کار پائی میزن
رباعی شمارهٔ ۱۴۹۸ : گر شادم و گر عراق و گر لورستان
رباعی شمارهٔ ۱۴۹۹ : گر کشته شوم به نزد و پیکار تو من
رباعی شمارهٔ ۱۵۰۰ : گر مشتاقی به پیش مشتاق نشین
رباعی شمارهٔ ۱۵۰۱ : کس نیست به غیر از او در این جمله جهان
رباعی شمارهٔ ۱۵۰۲ : گفتم که بر حریف غمگین منشین
رباعی شمارهٔ ۱۵۰۳ : گفتم مکن ایروت حسن خوت حسن
رباعی شمارهٔ ۱۵۰۴ : گلباغ نهانست و درختان پنهان
رباعی شمارهٔ ۱۵۰۵ : ما زیبائیم خویش را زیبا کن
رباعی شمارهٔ ۱۵۰۶ : ما کاهگلان عشق و پهلو به زمین
رباعی شمارهٔ ۱۵۰۷ : ما مرد سنانیم نه از بهر سه نان
رباعی شمارهٔ ۱۵۰۸ : مجموع جهان عاشق یک پارهٔ من
رباعی شمارهٔ ۱۵۰۹ : معشوق من از همه نهانست بدان
رباعی شمارهٔ ۱۵۱۰ : من بندهٔ مستی که بود دست زنان
رباعی شمارهٔ ۱۵۱۱ : من بیرخ تو باده ندانم خوردن
رباعی شمارهٔ ۱۵۱۲ : من بینم آنرا که نمیبینم من
رباعی شمارهٔ ۱۵۱۳ : من کاغذهای مصر و بغداد ای جان
رباعی شمارهٔ ۱۵۱۴ : من عاشق عشق و عشق هم عاشق من
رباعی شمارهٔ ۱۵۱۵ : من کی خندم تات نبینم خندان
رباعی شمارهٔ ۱۵۱۶ : مردان تو در دایرهٔ کن فیکون
رباعی شمارهٔ ۱۵۱۷ : نزدیک منی مرا مبین چون دوران
رباعی شمارهٔ ۱۵۱۸ : هر خانه که بیچراغ باشد ای جان
رباعی شمارهٔ ۱۵۱۹ : هر روز خوش است منزلی بسپردن
رباعی شمارهٔ ۱۵۲۰ : هر روز نو برآئی ای دلبر جان
رباعی شمارهٔ ۱۵۲۱ : هر مطرب کو نیست ز دل دفتر خوان
رباعی شمارهٔ ۱۵۲۲ : هشدار که میروند هر سو غولان
رباعی شمارهٔ ۱۵۲۳ : هم خانه از آن اوست و هم جامه و نان
رباعی شمارهٔ ۱۵۲۴ : هم نور دل منی و هم راحت جان
رباعی شمارهٔ ۱۵۲۵ : هنگام اجل چو جان بپردازد تن
رباعی شمارهٔ ۱۵۲۶ : یا دلبر من باید و یا دل بر من
رباعی شمارهٔ ۱۵۲۷ : یارب چه دلست این و چه خو دارد این
رباعی شمارهٔ ۱۵۲۸ : یا اوحد بالجمال یا جانمسن
رباعی شمارهٔ ۱۵۲۹ : آن رهزن دل که پای کوبانم از او
رباعی شمارهٔ ۱۵۳۰ : آن شاه که هست عقل دیوانهٔ او
رباعی شمارهٔ ۱۵۳۱ : آن شخص که رشک برد بر جامهٔ تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۳۲ : آن کس که همیشه دل پر از دردم از او
رباعی شمارهٔ ۱۵۳۳ : آن لاله رخی که با رخ زردم از او
رباعی شمارهٔ ۱۵۳۴ : از جان بشنیدهام نوای غم تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۳۵ : از گنج قدم شدیم ویرانهٔ او
رباعی شمارهٔ ۱۵۳۶ : ای آب از این دیدهٔ بیخواب برو
رباعی شمارهٔ ۱۵۳۷ : ای از دل و جان لطیفتر قالب تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۳۸ : ای پردهٔ پندار پسندیدهٔ تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۳۹ : ای بسته تو خواب من به چشم جادو
رباعی شمارهٔ ۱۵۴۰ : ای بلبل مست بوستانی برگو
رباعی شمارهٔ ۱۵۴۱ : ای جان جهان به حق احسانت مرو
رباعی شمارهٔ ۱۵۴۲ : ای جان جهان جان و جهان بندهٔ تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۴۳ : ای جان جهان جز تو کسی کیست بگو
رباعی شمارهٔ ۱۵۴۴ : ای چرخ فلک پایهٔ پیروزهٔ تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۴۵ : ای در دل من میل و تمنا همه تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۴۶ : ای دل اگرت طاقت غم نیست برو
رباعی شمارهٔ ۱۵۴۷ : ای دل تو بهر خیال مغرور مشو
رباعی شمارهٔ ۱۵۴۸ : ای دل گر ازین حدیث آگاهی تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۴۹ : ای زندگی تن و توانم همه تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۵۰ : ای ساقی جان برین خوش آواز برو
رباعی شمارهٔ ۱۵۵۱ : ای ظلمت شب مانع خورشید مشو
رباعی شمارهٔ ۱۵۵۲ : ای عارف گوینده نوائی برگو
رباعی شمارهٔ ۱۵۵۳ : ای عشرت نزدیک ز ما دور مشو
رباعی شمارهٔ ۱۵۵۴ : ای ماه چو ابر بس گرستم بیتو
رباعی شمارهٔ ۱۵۵۵ : ای مشفق فرزند دو بیتی میگو
رباعی شمارهٔ ۱۵۵۶ : با تست مراد از چه روی هر سو تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۵۷ : با نامحرم حدیث اسرار مگو
رباعی شمارهٔ ۱۵۵۸ : بر آتش چو دیک تو خود را میجو
رباعی شمارهٔ ۱۵۵۹ : بر تختهٔ دل که من نگهبانم و تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۶۰ : ترکی که دلم شاد کند خندهٔ او
رباعی شمارهٔ ۱۵۶۱ : چون پاک شد از رنگ خودی سینهٔ تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۶۲ : خواهی که مقیم و خوش شوی با ما تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۶۳ : داروی ملولی رخ و رخسارهٔ تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۶۴ : در اصل یکی بد است جان من و تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۶۵ : در چرخ نگنجد آنکه شد لاغر تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۶۶ : در کوی خیال خود چه میپوئی تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۶۷ : درها همه بستهاند الا در تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۶۸ : دل در تو گمان بد بر دور از تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۶۹ : رشک آیدم از شانه و سنگ ای دلجو
رباعی شمارهٔ ۱۵۷۰ : زاندم که شنیدهام نوای غم تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۷۱ : سر رشتهٔ شادیست خیال خوش تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۷۲ : سوگند بدان روی تو و هستی تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۷۳ : صد داد همی رسد ز بیدادی تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۷۴ : عشقست که کیمیای شرقست در او
رباعی شمارهٔ ۱۵۷۵ : عمرم به کنار زد کناری با تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۷۶ : فرزانهٔ عشق را تو دیوانه مگو
رباعی شمارهٔ ۱۵۷۷ : گر جمله برفتند نگارا تو مرو
رباعی شمارهٔ ۱۵۷۸ : گر عاشق عشق ما شدی، ای مهرو
رباعی شمارهٔ ۱۵۷۹ : گر عاقل و عالمی به عشق ابله شو
رباعی شمارهٔ ۱۵۸۰ : گر هیچ ترا میل سوی ماست بگو
رباعی شمارهٔ ۱۵۸۱ : گفتم روزی که من به جانم با تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۸۲ : گفتم که کجا بود مها خانهٔ تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۸۳ : گه در دل ما نشین چو اسرار و مرو
رباعی شمارهٔ ۱۵۸۴ : ما چارهٔ عالمیم و بیچارهٔ تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۸۵ : مردی یارا که بوی فقر آید از او
رباعی شمارهٔ ۱۵۸۶ : مستم ز دو لعل شکرت ای مهرو
رباعی شمارهٔ ۱۵۸۷ : من بندهٔ تو بندهٔ تو بندهٔ تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۸۸ : نی هرکه کند رقص و جهد بالا او
رباعی شمارهٔ ۱۵۸۹ : هان ای تن خاکی سخن از خاک مگو
رباعی شمارهٔ ۱۵۹۰ : هرچند در این هوس بسی باشی تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۹۱ : هرچند که قد بیبدل دارد سرو
رباعی شمارهٔ ۱۵۹۲ : آمد بر من خیال جانان ز پگه
رباعی شمارهٔ ۱۵۹۳ : آن دم که رسی به گوهر ناسفته
رباعی شمارهٔ ۱۵۹۴ : آنکس که ز دست شد بر او دست منه
رباعی شمارهٔ ۱۵۹۵ : آنی که وجود و عدمت اوست همه
رباعی شمارهٔ ۱۵۹۶ : از دیدهٔ کژ دلبر رعنا را چه
رباعی شمارهٔ ۱۵۹۷ : السکر صار کاسدا من شفتیه
رباعی شمارهٔ ۱۵۹۸ : ای کان العباد ما اهواه
رباعی شمارهٔ ۱۵۹۹ : آهوی قمرا سهامه عیناه
رباعی شمارهٔ ۱۶۰۰ : ای آنکه به جان این جهانی زنده
رباعی شمارهٔ ۱۶۰۱ : ای پارسی و تازی تو پوشیده
رباعی شمارهٔ ۱۶۰۲ : ای بر نمک تو خلق نانی بزده
رباعی شمارهٔ ۱۶۰۳ : ای بیادبانه من ز تو نالیده
رباعی شمارهٔ ۱۶۰۴ : ای جان تو بر مقصران آشفته
رباعی شمارهٔ ۱۶۰۵ : ای با تو جهان ظریف و شادی باره
رباعی شمارهٔ ۱۶۰۶ : ای خواب مرا بسته و مدفون کرده
رباعی شمارهٔ ۱۶۰۷ : ای در طلب گرهگشائی مرده
رباعی شمارهٔ ۱۶۰۸ : ای دوست مرا دمدمه بسیار مده
رباعی شمارهٔ ۱۶۰۹ : ای روز الست ملک و دولت رانده
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۰ : ای سرو ز قامت تو قد دزدیده
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۱ : ای کوران را به لطف ره بین کرده
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۲ : ای میر ملیحان و مهان شیی الله
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۳ : باز آمد یار با دلی چون خاره
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۴ : بازچیهٔ قدرت خدائیم همه
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۵ : بفروخت مرا یار به یک دسته تره
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۶ : بیگانه شوی ز صحبت بیگانه
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۷ : بیگاه شد و دل نرهید از ناله
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۸ : تا روی ترا بدیدم ای بت ناآگاه
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۹ : تو آبی و ما جمله گیاهیم همه
رباعی شمارهٔ ۱۶۲۰ : تو توبه مکن که من شکستم توبه
رباعی شمارهٔ ۱۶۲۱ : جانیست غذای او غم و اندیشه
رباعی شمارهٔ ۱۶۲۲ : دانی شب چیست بشنو ای فرزانه
رباعی شمارهٔ ۱۶۲۳ : در راه یگانگی چه طاعت چه گناه
رباعی شمارهٔ ۱۶۲۴ : در بندگیت حلقه بگوشم ای شاه
رباعی شمارهٔ ۱۶۲۵ : در عشق خلاصهٔ جنون از من خواه
رباعی شمارهٔ ۱۶۲۶ : دی از سر سودای تو من شوریده
رباعی شمارهٔ ۱۶۲۷ : روی تو نماز آمد و چشمت روزه
رباعی شمارهٔ ۱۶۲۸ : زلف تو که یکروزم از او روشن نه
رباعی شمارهٔ ۱۶۲۹ : سه چیز ز من ربودهای بگزیده
رباعی شمارهٔ ۱۶۳۰ : صاحبنظران راست تحیر پیشه
رباعی شمارهٔ ۱۶۳۱ : صحت که کشد به سقم و رنجوری به
رباعی شمارهٔ ۱۶۳۲ : صوفی نشوی به فوطه و پشمینه
رباعی شمارهٔ ۱۶۳۳ : عشق غلب القلب و قد صار به
رباعی شمارهٔ ۱۶۳۴ : فصلیست چو وصل دوست فرخنده شده
رباعی شمارهٔ ۱۶۳۵ : گفتم چکنم گفت که ای بیچاره
رباعی شمارهٔ ۱۶۳۶ : گفتم که توئی می و منم پیمانه
رباعی شمارهٔ ۱۶۳۷ : گفتم که ز عشقت شدهام دیوانه
رباعی شمارهٔ ۱۶۳۸ : گنجیست نهانه در زمین پوشیده
رباعی شمارهٔ ۱۶۳۹ : گیر ایدل من عنان آن شاهنشاه
رباعی شمارهٔ ۱۶۴۰ : ما را می کهنه باید و دیرینه
رباعی شمارهٔ ۱۶۴۱ : ما مردانیم شسته بر تنگ دره
رباعی شمارهٔ ۱۶۴۲ : مانندهٔ زنبیل بگیر این روزه
رباعی شمارهٔ ۱۶۴۳ : مستم ز می عشق خراب افتاده
رباعی شمارهٔ ۱۶۴۴ : من میگویم که گشت بیگاه ایماه
رباعی شمارهٔ ۱۶۴۵ : میخوردم باده بابت آشفته
رباعی شمارهٔ ۱۶۴۶ : میدان فراخ و مرد میدانی نه
رباعی شمارهٔ ۱۶۴۷ : وه وه که به دیدار تو چونم تشنه
رباعی شمارهٔ ۱۶۴۸ : هین نوبت صبر آمد و ماه روزه
رباعی شمارهٔ ۱۶۴۹ : هر چند در این پرده اسیرید همه
رباعی شمارهٔ ۱۶۵۰ : هم آینهایم و هم لقائیم همه
رباعی شمارهٔ ۱۶۵۱ : یارب تو مرا به نفس طناز مده
رباعی شمارهٔ ۱۶۵۲ : یارب تو یکی یار جفا کارش ده
رباعی شمارهٔ ۱۶۵۳ : آمد بر من دوش مه یغمائی
رباعی شمارهٔ ۱۶۵۴ : آن چیز که هست در سبد میدانی
رباعی شمارهٔ ۱۶۵۵ : آن خوش باشد که صاحب تمییزی
رباعی شمارهٔ ۱۶۵۶ : آن دل که به یاد خود صبورش کردی
رباعی شمارهٔ ۱۶۵۷ : آن را که نکرد ز هر سود ایساقی
رباعی شمارهٔ ۱۶۵۸ : آن رطل گران را اگر ارزان کنیی
رباعی شمارهٔ ۱۶۵۹ : آن روز که دیوانه سر و سودائی
رباعی شمارهٔ ۱۶۶۰ : آن روی ترش نگر چو قندستانی
رباعی شمارهٔ ۱۶۶۱ : آن ظلم رسیدهای که دادش دادی
رباعی شمارهٔ ۱۶۶۲ : آن میوه توئی که نادر ایامی
رباعی شمارهٔ ۱۶۶۳ : آنی تو که در صومعه مستم داری
رباعی شمارهٔ ۱۶۶۴ : آنی که بر دلشدگان دیر آئی
رباعی شمارهٔ ۱۶۶۵ : آنی که به صد شفاعت و صد زاری
رباعی شمارهٔ ۱۶۶۶ : احوال من زار حزین میپرسی
رباعی شمارهٔ ۱۶۶۷ : از آب و گلی نیست بنای چو توئی
رباعی شمارهٔ ۱۶۶۸ : از جان بگریزم ار ز جان بگریزی
رباعی شمارهٔ ۱۶۶۹ : از چهرهٔ آفتاب مهوش گردی
رباعی شمارهٔ ۱۶۷۰ : از خلق ز راه تیزهوشی نرهی
رباعی شمارهٔ ۱۶۷۱ : از رنج و ملال ما چه فریاد کنی
رباعی شمارهٔ ۱۶۷۲ : از سایهٔ عاشقان اگر دور شوی
رباعی شمارهٔ ۱۶۷۳ : از شادی تو پر است شهر و وادی
رباعی شمارهٔ ۱۶۷۴ : از عشق ازل ترانهگویان گشتی
رباعی شمارهٔ ۱۶۷۵ : از عشق تو هر طرف یکی شبخیزی
رباعی شمارهٔ ۱۶۷۶ : از گل قفس هدهد جانها تو کنی
رباعی شمارهٔ ۱۶۷۷ : از کم خوردن زیرک و هشیار شوی
رباعی شمارهٔ ۱۶۷۸ : استاد مرا بگفتم اندر مستی
رباعی شمارهٔ ۱۶۷۹ : اسرار شنو ز طوطی ربانی
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۰ : افتاد مرا با لب او گفتاری
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۱ : امروز مرا سخت پریشان کردی
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۲ : امشب برو ای خواب اگر بنشینی
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۳ : امشب که فتادهای به چنگال رهی
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۴ : امشب منم و یکی حریف چو منی
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۵ : اندر دل من مها دلافروز توئی
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۶ : اندر دو جهان دلبر و جانم تو بسی
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۷ : اندر ره حق چو چست و چالاک شوی
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۸ : اندر سرم ار عقل و تمیز است توئی
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۹ : ای آتش بخت سوی گردون رفتی
رباعی شمارهٔ ۱۶۹۰ : ای آنکه به کوی یار ما افتادی
رباعی شمارهٔ ۱۶۹۱ : ای آنکه تو از دوش بیادم دادی
رباعی شمارهٔ ۱۶۹۲ : ای آنکه تو خون عاشقان آشامی
رباعی شمارهٔ ۱۶۹۳ : ای آنکه ره گریز میاندیشی
رباعی شمارهٔ ۱۶۹۴ : ای آنکه ز حد برون جانافزایی
رباعی شمارهٔ ۱۶۹۵ : ای آنکه ز حال بندگان میدانی
رباعی شمارهٔ ۱۶۹۶ : ای آنکه ز خاک تیره نطعی سازی
رباعی شمارهٔ ۱۶۹۷ : ای آنکه صلیب دار و هم ترسائی
رباعی شمارهٔ ۱۶۹۸ : ای آنکه طبیب دردهای مائی
رباعی شمارهٔ ۱۶۹۹ : ای آنکه غلام خسرو شیرینی
رباعی شمارهٔ ۱۷۰۰ : ای آنکه مرا بستهٔ صد دام کنی
رباعی شمارهٔ ۱۷۰۱ : ای آنکه مرا دهر زبان میدانی
رباعی شمارهٔ ۱۷۰۲ : ای آنکه نظر به طعنه میاندازی
رباعی شمارهٔ ۱۷۰۳ : ای ابر که تو جهان خورشیدانی
رباعی شمارهٔ ۱۷۰۴ : ای از تو مرا گوش پرودیده بهی
رباعی شمارهٔ ۱۷۰۵ : ای باد سحر به کوی آن سلسله موی
رباعی شمارهٔ ۱۷۰۶ : ای باد سحر تو از سر نیکوئی
رباعی شمارهٔ ۱۷۰۷ : ای باده تو باشی که همه داد کنی
رباعی شمارهٔ ۱۷۰۸ : ای باطل اگر ز حق گریزی چکنی
رباعی شمارهٔ ۱۷۰۹ : ای باغ خدا که پر بت و پر حوری
رباعی شمارهٔ ۱۷۱۰ : ای بانگ رباب از کجا میآئی
رباعی شمارهٔ ۱۷۱۱ : ای پر ز جفا چند از این طراری
رباعی شمارهٔ ۱۷۱۲ : ای بر سر ره نشسته ره میطلبی
رباعی شمارهٔ ۱۷۱۳ : ای بنده اگر تو خواجه بشناختیی
رباعی شمارهٔ ۱۷۱۴ : ای پیر اگر تو روی با حق داری
رباعی شمارهٔ ۱۷۱۵ : ای ترک چرا به زلف چون هندوئی
رباعی شمارهٔ ۱۷۱۶ : ای چون علم بلند در صحرائی
رباعی شمارهٔ ۱۷۱۷ : ای چون علم سپید در صحرائی
رباعی شمارهٔ ۱۷۱۸ : ای خواجه چرا بیپر و بالم کردی
رباعی شمارهٔ ۱۷۱۹ : ای خواجه ز هر خیال پر باد شوی
رباعی شمارهٔ ۱۷۲۰ : ای خواجه گنه مکن که بدنام شوی
رباعی شمارهٔ ۱۷۲۱ : ای داده مرا به خواب در بیداری
رباعی شمارهٔ ۱۷۲۲ : ای داده مرا چو عشق خود بیداری
رباعی شمارهٔ ۱۷۲۳ : ای دام هزار فتنه و طراری
رباعی شمارهٔ ۱۷۲۴ : ای در دل من نشسته بگشاده دری
رباعی شمارهٔ ۱۷۲۵ : ای در دل هر کسی ز مهرت تابی
رباعی شمارهٔ ۱۷۲۶ : ای دشمن جان و جان شیرین که توئی
رباعی شمارهٔ ۱۷۲۷ : ای دل تو اگر هزار دلبر داری
رباعی شمارهٔ ۱۷۲۸ : ای دل تو بدین مفلسی و رسوائی
رباعی شمارهٔ ۱۷۲۹ : ای دل تو دمی مطیع سبحان نشدی
رباعی شمارهٔ ۱۷۳۰ : ای دل تو و درد او اگر خود مردی
رباعی شمارهٔ ۱۷۳۱ : ای دل چو به صدق از تو نیاید کاری
رباعی شمارهٔ ۱۷۳۲ : ای دل چو وصال یار دیدی حالی
رباعی شمارهٔ ۱۷۳۳ : ای دل چه حدیث ماجرا میجوئی
رباعی شمارهٔ ۱۷۳۴ : ای دوست به حق آنکه جان را جانی
رباعی شمارهٔ ۱۷۳۵ : ای دوست بهر سخن در جنگ زنی
رباعی شمارهٔ ۱۷۳۶ : ای دوست ترا رسد اگر ناز کنی
رباعی شمارهٔ ۱۷۳۷ : ای دوست ز من طمع مکن غمخواری
رباعی شمارهٔ ۱۷۳۸ : ای دیده تو از گریه زبون مینشوی
رباعی شمارهٔ ۱۷۳۹ : ای روی ترا پیشه جهانآرائی
رباعی شمارهٔ ۱۷۴۰ : ای ساقی از آن باده که اول دادی
رباعی شمارهٔ ۱۷۴۱ : ای ساقی جان که سرده ایامی
رباعی شمارهٔ ۱۷۴۲ : ای سر سبب اندر سبب اندر سببی
رباعی شمارهٔ ۱۷۴۳ : ای شاخ گلی که از صبا میرنجی
رباعی شمارهٔ ۱۷۴۴ : ای شادی راز تو هزاران شادی
رباعی شمارهٔ ۱۷۴۵ : ای شمع تو صوفی صفتی پنداری
رباعی شمارهٔ ۱۷۴۶ : ای صاف که می شور و چنین میگردی
رباعی شمارهٔ ۱۷۴۷ : ای طالب دنیا تو یکی مزدوری
رباعی شمارهٔ ۱۷۴۸ : ای عشق تو عین عالم حیرانی
رباعی شمارهٔ ۱۷۴۹ : ای قاصد جان من به جان میارزی
رباعی شمارهٔ ۱۷۵۰ : ای کاش که من بدانمی کیستمی
رباعی شمارهٔ ۱۷۵۱ : ای گل تو ز لطف گلستان میخندی
رباعی شمارهٔ ۱۷۵۲ : ای کمتر مهمانیت آب گرمی
رباعی شمارهٔ ۱۷۵۳ : ای گوی زنخ زلف چو چوگان داری
رباعی شمارهٔ ۱۷۵۴ : ای ماه اگرچه روشن و پرنوری
رباعی شمارهٔ ۱۷۵۵ : ای ماه برآمدی و تابان گشتی
رباعی شمارهٔ ۱۷۵۶ : ای موسی ما به طور سینا رفتی
رباعی شمارهٔ ۱۷۵۷ : این شاخ شکوفه بارگیرد روزی
رباعی شمارهٔ ۱۷۵۸ : ای نرگس بیچشم و دهن حیرانی
رباعی شمارهٔ ۱۷۵۹ : ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توئی
رباعی شمارهٔ ۱۷۶۰ : این عرصه که عرض آن ندارد طولی
رباعی شمارهٔ ۱۷۶۱ : ای نفس عجب که با دلم همنفسی
رباعی شمارهٔ ۱۷۶۲ : ای نور دل و دیده و جانم چونی
رباعی شمارهٔ ۱۷۶۳ : ای هیزم تو خشک نگردد روزی
رباعی شمارهٔ ۱۷۶۴ : ای یار گرفتهٔ شراب آمیزی
رباعی شمارهٔ ۱۷۶۵ : امروز بیا که سخت آراستهای
رباعی شمارهٔ ۱۷۶۶ : امروز ندانم بچه دست آمدهای
رباعی شمارهٔ ۱۷۶۷ : ای آنکه به جز شادی و جز نور نهای
رباعی شمارهٔ ۱۷۶۸ : ای آنکه به لطف دلستان همهای
رباعی شمارهٔ ۱۷۶۹ : ای آنکه تو بر فلک وطن داشتهای
رباعی شمارهٔ ۱۷۷۰ : ای آنکه تو جان بنده را جان شدهای
رباعی شمارهٔ ۱۷۷۱ : ای آنکه حریف بازی ما بدهای
رباعی شمارهٔ ۱۷۷۲ : ای آنکه رخت چو آتش افروختهای
رباعی شمارهٔ ۱۷۷۳ : ای آنکه مرا به لطف بنواختهای
رباعی شمارهٔ ۱۷۷۴ : ای خورشیدی که چهره افروختهای
رباعی شمارهٔ ۱۷۷۵ : ای دوست که دل ز دوست برداشتهای
رباعی شمارهٔ ۱۷۷۶ : ای عشرت نیست گشته هستک شدهای
رباعی شمارهٔ ۱۷۷۷ : این نیست ره وصل که پنداشتهای
رباعی شمارهٔ ۱۷۷۸ : با بیخبران اگر نشستی بردی
رباعی شمارهٔ ۱۷۷۹ : با خندهٔ بر بسته چرا خرسندی
رباعی شمارهٔ ۱۷۸۰ : با دل گفتم که ای دل از نادانی
رباعی شمارهٔ ۱۷۸۱ : بازآی که تا به خود نیازم بینی
رباعی شمارهٔ ۱۷۸۲ : با زهره و با ماه اگر انبازی
رباعی شمارهٔ ۱۷۸۳ : با صورت دین صورت زردشت کشی
رباعی شمارهٔ ۱۷۸۴ : با قلاشان چو رد نهادی پائی
رباعی شمارهٔ ۱۷۸۵ : بالا شجری لب شکر و دل حجری
رباعی شمارهٔ ۱۷۸۶ : تو میخندی بهانهای یافتهای
رباعی شمارهٔ ۱۷۸۷ : جانم ز طرب چون شکر انباشتهای
رباعی شمارهٔ ۱۷۸۸ : خوش خوش صنما تازه رخان آمدهای
رباعی شمارهٔ ۱۷۸۹ : در باغ درآب با گل اگر خار نهای
رباعی شمارهٔ ۱۷۹۰ : گر آب دهی نهال خود کاشتهای
رباعی شمارهٔ ۱۷۹۱ : گر با همهای چو بی منی بیهمهای
رباعی شمارهٔ ۱۷۹۲ : لطفی که مرا شبانه اندوختهای
رباعی شمارهٔ ۱۷۹۳ : با من ترش است روی یار قدری
رباعی شمارهٔ ۱۷۹۴ : با نااهلان اگر چو جانی باشی
رباعی شمارهٔ ۱۷۹۵ : با یار به گلزار شدم رهگذری
رباعی شمارهٔ ۱۷۹۶ : بد میکنی و نیک طمع میداری
رباعی شمارهٔ ۱۷۹۷ : پران باشی چو در صف یارانی
رباعی شمارهٔ ۱۷۹۸ : برخیز و به نزد آن نکونام درآی
رباعی شمارهٔ ۱۷۹۹ : بر ظلمت شب خیمهٔ مهتاب زدی
رباعی شمارهٔ ۱۸۰۰ : بر کار گذشته بین که حسرت نخوری
رباعی شمارهٔ ۱۸۰۱ : بر گلشن یارم گذرت بایستی
رباعی شمارهٔ ۱۸۰۲ : بنمای به من رخت بکن مردمی
رباعی شمارهٔ ۱۸۰۳ : بوئی ز تو و گل معطر نی نی
رباعی شمارهٔ ۱۸۰۴ : بیآتش عشق تو تو نخوردم آبی
رباعی شمارهٔ ۱۸۰۵ : بیچاره دلا که آینهٔ هر اثری
رباعی شمارهٔ ۱۸۰۶ : بیجهد به عالم معانی نرسی
رباعی شمارهٔ ۱۸۰۷ : بیخود باشی هزار رحمت بینی
رباعی شمارهٔ ۱۸۰۸ : بیرون نگری صورت انسان بینی
رباعی شمارهٔ ۱۸۰۹ : پیش آی خیال او که شوری داری
رباعی شمارهٔ ۱۸۱۰ : بینام و نشان چون دل و جانم کردی
رباعی شمارهٔ ۱۸۱۱ : پیوسته مها عزم سفر میداری
رباعی شمارهٔ ۱۸۱۲ : تا چند ز جان مستمند اندیشی
رباعی شمارهٔ ۱۸۱۳ : تا خاک قدوم هر مقدم نشوی
رباعی شمارهٔ ۱۸۱۴ : تا درد نیابی تو به درمان نرسی
رباعی شمارهٔ ۱۸۱۵ : تا در طلب گوهر کانی کانی
رباعی شمارهٔ ۱۸۱۶ : تا عشق آن روی پریزاد شوی
رباعی شمارهٔ ۱۸۱۷ : تا هشیاری به طعم مستی نرسی
رباعی شمارهٔ ۱۸۱۸ : تقصیر نکرد عشق در خماری
رباعی شمارهٔ ۱۸۱۹ : تو آب نی خاک نی تو دگری
رباعی شمارهٔ ۱۸۲۰ : توبه کردم ز شور و بیخویشتنی
رباعی شمارهٔ ۱۸۲۱ : تو دوش چه خواب دیدهای میدانی
رباعی شمارهٔ ۱۸۲۲ : تو سیر شدی من نشدم زین مستی
رباعی شمارهٔ ۱۸۲۳ : جانا ز تو بیزار شوم نی نی نی
رباعی شمارهٔ ۱۸۲۴ : جان بگریزد اگر ز جان بگریزی
رباعی شمارهٔ ۱۸۲۵ : جان در ره ما بباز اگر مرد دلی
رباعی شمارهٔ ۱۸۲۶ : جان دید ز جانان ازل دمسازی
رباعی شمارهٔ ۱۸۲۷ : جان روز چو مار است به شب چون ماهی
رباعی شمارهٔ ۱۸۲۸ : جانم دارد ز عشق جانافزائی
رباعی شمارهٔ ۱۸۲۹ : چشمان خمار و روی رخشان داری
رباعی شمارهٔ ۱۸۳۰ : چشم تو بهر غمزه بسوزد مستی
رباعی شمارهٔ ۱۸۳۱ : چشم مستت ز عادت خماری
رباعی شمارهٔ ۱۸۳۲ : چندان گفتی که از بیان بگذشتی
رباعی شمارهٔ ۱۸۳۳ : چون جمله خطا کنم صوابم تو بسی
رباعی شمارهٔ ۱۸۳۴ : چون خار بکاری رخ گل میخاری
رباعی شمارهٔ ۱۸۳۵ : چون ساز کند عدم حیات افزائی
رباعی شمارهٔ ۱۸۳۶ : چونست به درد دیگران درمانی
رباعی شمارهٔ ۱۸۳۷ : چون شب بر من زنان و گویان آئی
رباعی شمارهٔ ۱۸۳۸ : چون کار مسافران دینم کردی
رباعی شمارهٔ ۱۸۳۹ : چون مست شوی قرابه بر پای زنی
رباعی شمارهٔ ۱۸۴۰ : چون ممکن آن نیست اینکه از بر ما برهی
رباعی شمارهٔ ۱۸۴۱ : چونی ای آنکه از جمال فردی
رباعی شمارهٔ ۱۸۴۲ : چون نیشکر است این نیت ای نائی
رباعی شمارهٔ ۱۸۴۳ : حاشا که به ماه گویمت میمانی
رباعی شمارهٔ ۱۸۴۴ : حیف است که پیش کر زنی طنبوری
رباعی شمارهٔ ۱۸۴۵ : خواهی که حیات جاودانه بینی
رباعی شمارهٔ ۱۸۴۶ : خواهی که در این زمانه فردی گردی
رباعی شمارهٔ ۱۸۴۷ : خود را چو دمی ز یار محرم یابی
رباعی شمارهٔ ۱۸۴۸ : خود هیچ بسوی ما نگاهی نکنی
رباعی شمارهٔ ۱۸۴۹ : خوش باش که خوش نهاد باشد صوفی
رباعی شمارهٔ ۱۸۵۰ : خوش میسازی مرا و خوش میسوزی
رباعی شمارهٔ ۱۸۵۱ : خیری بنمودی و ولیکن شری
رباعی شمارهٔ ۱۸۵۲ : در بادیهٔ عشق تو کردم سفری
رباعی شمارهٔ ۱۸۵۳ : در بیخبری خبر نبودی چه بدی
رباعی شمارهٔ ۱۸۵۴ : در چشم منست این زمان ناز کسی
رباعی شمارهٔ ۱۸۵۵ : در چشم منی و گرنه بینا کیمی
رباعی شمارهٔ ۱۸۵۶ : در خاک اگر رفت تن بیجانی
رباعی شمارهٔ ۱۸۵۷ : در دست اجل چو درنهم من پائی
رباعی شمارهٔ ۱۸۵۸ : در دل نگذشت کز دلم بگذاری
رباعی شمارهٔ ۱۸۵۹ : در دل نگذارمت که افگار شوی
رباعی شمارهٔ ۱۸۶۰ : در روزه چو از طبع دمی پاک شوی
رباعی شمارهٔ ۱۸۶۱ : در زهد اگر موسی و هارون آئی
رباعی شمارهٔ ۱۸۶۲ : در زیر غزلها و نفیر و زاری
رباعی شمارهٔ ۱۸۶۳ : در عالم حسن اینت سلطان که توئی
رباعی شمارهٔ ۱۸۶۶ : در عشق موافقت بود چون جانی
رباعی شمارهٔ ۱۸۶۷ : در عشق هر آن که برگزیند چیزی
رباعی شمارهٔ ۱۸۶۸ : درویشان را عار بود محتشمی
رباعی شمارهٔ ۱۸۶۹ : در هر دو جهان دلبر و یارم تو بسی
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۰ : دستار نهادهای به مطرب ندهی
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۱ : دل از می عشق مست میپنداری
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۲ : دلدار به زیر لب بخواند چیزی
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۳ : دلدار مرا گفت ز هر دلداری
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۴ : دل گفت مرا بگو کرا میجوئی
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۵ : دل کیست همه کار و گیائیش توئی
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۶ : دوش آمد آن خیال تو رهگذری
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۷ : دوش از سر عاشقی و از مشتاقی
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۸ : دوشینه مرا گذاشتی خوش خفتی
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۹ : دی بلبلکی لطیفکی خوش گوئی
رباعی شمارهٔ ۱۸۸۰ : دی بود چنان دولت و جان افروزی
رباعی شمارهٔ ۱۸۸۱ : دیروز فسون سرد برخواند کسی
رباعی شمارهٔ ۱۸۸۲ : دی عاقل و هشیار شدم در کاری
رباعی شمارهٔ ۱۸۸۳ : دی مست بدی دلا و چست و سفری
رباعی شمارهٔ ۱۸۸۴ : رفتم بر یار از سر سر دستی
رباعی شمارهٔ ۱۸۸۵ : رفتم به طبیب گفتم ای بینائی
رباعی شمارهٔ ۱۸۸۶ : رقص آن نبود که هر زمان برخیزی
رباعی شمارهٔ ۱۸۸۷ : رو ای غم و اندیشه خطا میگوئی
رباعی شمارهٔ ۱۸۸۸ : روزی به خرابات گذر میکردی
رباعی شمارهٔ ۱۸۸۹ : زان ماه چهارده که بود اشراقی
رباعی شمارهٔ ۱۸۹۰ : زاهد بودم ترانه گویم کردی
رباعی شمارهٔ ۱۸۹۱ : زاهد که نبرد هیچ سود ای ساقی
رباعی شمارهٔ ۱۸۹۲ : سرسبزتر از تو من ندیدم شجری
رباعی شمارهٔ ۱۸۹۳ : سرسبزی باغ و گلشن و شمشادی
رباعی شمارهٔ ۱۸۹۴ : سرمستم و سرمستم و سرمست کسی
رباعی شمارهٔ ۱۸۹۵ : سوگند همی خورد پریر آن ساقی
رباعی شمارهٔ ۱۸۹۶ : شادی شادی و ای حریفان شادی
رباعی شمارهٔ ۱۸۹۷ : شب رفت و دلت نگشت سیر، ای ایچی
رباعی شمارهٔ ۱۸۹۸ : شمشیر اگر گردن جان ببریدی
رباعی شمارهٔ ۱۸۹۹ : شمعی است دل مراد افروختنی
رباعی شمارهٔ ۱۹۰۰ : صد روز دراز گر به هم پیوندی
رباعی شمارهٔ ۱۹۰۱ : عاشق شوی ای دل و ز جان اندیشی
رباعی شمارهٔ ۱۹۰۲ : عالم سبز است و هر طرف بستانی
رباعی شمارهٔ ۱۹۰۳ : عاینت حمامة تحاکی حالی
رباعی شمارهٔ ۱۹۰۴ : عشق آن نبود که هر زمان برخیزی
رباعی شمارهٔ ۱۹۰۵ : عشقت صنما چه دلبریها کردی
رباعی شمارهٔ ۱۹۰۶ : عید آمد و عید بس مبارک عیدی
رباعی شمارهٔ ۱۹۰۷ : عید آمد و هرکس قدری مقداری
رباعی شمارهٔ ۱۹۰۸ : غم را دیدم گرفته جام دردی
رباعی شمارهٔ ۱۹۰۹ : غمهای مرا همه بناغم داری
رباعی شمارهٔ ۱۹۱۰ : کافر نشدی حدیث ایمان چکنی
رباعی شمارهٔ ۱۹۱۱ : گاه از غم او دست ز جان میشوئی
رباعی شمارهٔ ۱۹۱۲ : گر آنکه امین و محرم این رازی
رباعی شمارهٔ ۱۹۱۳ : گر بگریزی چو آهوان بگریزی
رباعی شمارهٔ ۱۹۱۴ : گر تو نکنی سلام ما را در پی
رباعی شمارهٔ ۱۹۱۵ : گر خار بدین دیدهٔ چون جوی زنی
رباعی شمارهٔ ۱۹۱۶ : گر خوب نیم خوب پرستم باری
رباعی شمارهٔ ۱۹۱۷ : گر داد کنی درخور خود داد کنی
رباعی شمارهٔ ۱۹۱۸ : گر درد دلم به نقش پیدا بودی
رباعی شمارهٔ ۱۹۱۹ : گر سوزش سینه را به کس میداری
رباعی شمارهٔ ۱۹۲۰ : گر صید خدا شوی ز غم رسته شوی
رباعی شمارهٔ ۱۹۲۱ : گر عاشق روی قیصر روم شوی
رباعی شمارهٔ ۱۹۲۲ : گر عاشق زار روی تو نیستمی
رباعی شمارهٔ ۱۹۲۳ : گر عقل به کوی دوست رهبر نبدی
رباعی شمارهٔ ۱۹۲۴ : گر قدر کمال خویش بشناختمی
رباعی شمارهٔ ۱۹۲۵ : گر گفتن اسرار تو امکان بودی
رباعی شمارهٔ ۱۹۲۶ : گر مجلس انس را به کار آمدمی
رباعی شمارهٔ ۱۹۲۷ : گر من مستم ز روی بدکرداری
رباعی شمارهٔ ۱۹۲۸ : گر نقل و کباب و بادهٔ ناب خوری
رباعی شمارهٔ ۱۹۲۹ : گرنه حذر از غیرت مردان کنمی
رباعی شمارهٔ ۱۹۳۰ : گرنه کشش یار مرا یار بدی
رباعی شمارهٔ ۱۹۳۱ : گر هیچ نشانه نیست اندر وادی
رباعی شمارهٔ ۱۹۳۲ : گر یک نفسی واقف اسرار شوی
رباعی شمارهٔ ۱۹۳۳ : گر یک ورق از کتاب ما برخوانی
رباعی شمارهٔ ۱۹۳۴ : گفتم به طبیب داروئی فرمائی
رباعی شمارهٔ ۱۹۳۵ : گفتم صنما مگر که جانان منی
رباعی شمارهٔ ۱۹۳۶ : گفتم صنمی شدی که جان را وطنی
رباعی شمارهٔ ۱۹۳۷ : گفتم که چونی مها خوشی محزونی
رباعی شمارهٔ ۱۹۳۸ : گفتم که دلا تو در بلا افتادی
رباعی شمارهٔ ۱۹۳۹ : گفتم که کدامست طریق هستی
رباعی شمارهٔ ۱۹۴۰ : گفتند که هست یار را شور وشری
رباعی شمارهٔ ۱۹۴۱ : گفتی که تو دیوانه و مجنون خوئی
رباعی شمارهٔ ۱۹۴۲ : گوهر چه بود به بحر او جز سنگی
رباعی شمارهٔ ۱۹۴۳ : گوئی که مگر به باغ رز رشتهامی
رباعی شمارهٔ ۱۹۴۴ : کی پست شود آنکه بلندش تو کنی
رباعی شمارهٔ ۱۹۴۵ : کیوان گردی چو گرد مردان گردی
رباعی شمارهٔ ۱۹۴۶ : لب بر لب هر بوسه ربائی بنهی
رباعی شمارهٔ ۱۹۴۷ : مادام که در راه هوا و هوسی
رباعی شمارهٔ ۱۹۴۸ : ما را ز هوای خویش دف زن کردی
رباعی شمارهٔ ۱۹۴۹ : مانندهٔ گل ز اصل خندان زادی
رباعی شمارهٔ ۱۹۵۰ : ماه آمد پیش او که تو جان منی
رباعی شمارهٔ ۱۹۵۱ : مائیم در این زمان زمین پیمائی
رباعی شمارهٔ ۱۹۵۲ : مائیم و هوای روی شاهنشاهی
رباعی شمارهٔ ۱۹۵۳ : مردی که فلک رخنه کند از دردی
رباعی شمارهٔ ۱۹۵۴ : مرغان ز قفس قفس ز مرغان خالی
رباعی شمارهٔ ۱۹۵۵ : مست است خبر از تو و یا خود خبری
رباعی شمارهٔ ۱۹۵۶ : من با تو چنین سوخته خرمن تا کی
رباعی شمارهٔ ۱۹۵۷ : من بادم و تو برگ نلرزی چکنی
رباعی شمارهٔ ۱۹۵۸ : من بیدلم ای نگار و تو دلداری
رباعی شمارهٔ ۱۹۵۹ : من پیر فنا بدم جوانم کردی
رباعی شمارهٔ ۱۹۶۰ : من جان تو نیستم مگو جان غلطی
رباعی شمارهٔ ۱۹۶۱ : من جمله خطا کنم صوابم تو بسی
رباعی شمارهٔ ۱۹۶۲ : من خشک لب ار با تو دم تر زدمی
رباعی شمارهٔ ۱۹۶۳ : من دوش به خواب در بدیدم قمری
رباعی شمارهٔ ۱۹۶۴ : من دوش به کاسهٔ رباب سحری
رباعی شمارهٔ ۱۹۶۵ : من ذره بدم ز کوه بیشم کردی
رباعی شمارهٔ ۱۹۶۶ : من من نیم و اگر دمی من منمی
رباعی شمارهٔ ۱۹۶۷ : مه دوش به بالین تو آمد به سرای
رباعی شمارهٔ ۱۹۶۸ : مهمان دو دیده شد خیالت گذری
رباعی شمارهٔ ۱۹۶۹ : میدان و مگو تا نشود رسوائی
رباعی شمارهٔ ۱۹۷۰ : میفرماید خدا که ای هرجائی
رباعی شمارهٔ ۱۹۷۱ : ناخوانده به هرجا که روی غم باشی
رباعی شمارهٔ ۱۹۷۲ : نقاش رخت اگر نه یزدان بودی
رباعی شمارهٔ ۱۹۷۳ : نومید نیم گرچه ز من ببریدی
رباعی شمارهٔ ۱۹۷۴ : نی گفت که پای من به گل بود بسی
رباعی شمارهٔ ۱۹۷۵ : نی من منم و نی تو توئی نی تو منی
رباعی شمارهٔ ۱۹۷۶ : واپس مانی ز یار واپس باشی
رباعی شمارهٔ ۱۹۷۷ : وقف است مرا عمر در این مشتاقی
رباعی شمارهٔ ۱۹۷۸ : هر پارهٔ خاک را چو ماهی کردی
رباعی شمارهٔ ۱۹۷۹ : هر روز پگاه خیمه بر جوی زنی
رباعی شمارهٔ ۱۹۸۰ : هر روز ز عاشقی و شیرین رائی
رباعی شمارهٔ ۱۹۸۱ : هر روز یکی شور بر این جمع زنی
رباعی شمارهٔ ۱۹۸۲ : هر شب که ببنده همنشین میافتی
رباعی شمارهٔ ۱۹۸۳ : هرگز به مزاج خود یکی دم نزنی
رباعی شمارهٔ ۱۹۸۴ : هرگز نبود میل تو کافراشت کنی
رباعی شمارهٔ ۱۹۸۵ : هرکس کسکی دارد و هرکس یاری
رباعی شمارهٔ ۱۹۸۶ : هرکس کسکی دارد و هرکس یاری
رباعی شمارهٔ ۱۹۸۷ : هر لحظه مها پیش خودم میخوانی
رباعی شمارهٔ ۱۹۸۸ : همدست همه دست زنانم کردی
رباعی شمارهٔ ۱۹۸۹ : هم دل به دلستانت رساند روزی
رباعی شمارهٔ ۱۹۹۰ : همسایگی مست فزاید مستی
رباعی شمارهٔ ۱۹۹۱ : یاد تو کنم میان یادم باشی
رباعی شمارهٔ ۱۹۹۲ : یک بوسه ز تو خواستم و شش دادی
رباعی شمارهٔ ۱۹۹۳ : یکدم غم جان دار غم نان تا کی
رباعی شمارهٔ ۱۹۹۴ : یک شفتالو از آن لب عنابی