پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

رباعی شمارهٔ ۱ : آن دل که شد او قابل انوار خدا

رباعی شمارهٔ ۲ : آن شمع رخ تو لگنی نیست بیا

رباعی شمارهٔ ۳ : آن کس که ترا نقش کند او تنها

رباعی شمارهٔ ۴ : آن لعل سخن که جان دهد مرجان را

رباعی شمارهٔ ۵ : آن وقت که بحر کل شود ذات مرا

رباعی شمارهٔ ۶ : آواز ترا طبع دل ما بادا

رباعی شمارهٔ ۷ : از آتش عشق در جهان گرمیها

رباعی شمارهٔ ۸ : از بادهٔ لعل ناب شد گوهر ما

رباعی شمارهٔ ۹ : از حال ندیده تیره ایامان را

رباعی شمارهٔ ۱۰ : از ذکر بسی نور فزاید مه را

رباعی شمارهٔ ۱۱ : افسوس که بیگاه شد و ما تنها

رباعی شمارهٔ ۱۲ : انجیرفروش را چه بهتر جانا

رباعی شمارهٔ ۱۳ : اول به هزار لطف بنواخت مرا

رباعی شمارهٔ ۱۴ : ای آنکه چو آفتاب فرداست بیا

رباعی شمارهٔ ۱۵ : ای آنکه نیافت ماه شب گرد ترا

رباعی شمارهٔ ۱۶ : ای اشک روان بگو دل‌افزای مرا

رباعی شمارهٔ ۱۷ : ای باد سحر خبر بده مر ما را

رباعی شمارهٔ ۱۸ : ای چرخ فلک به مکر و بدسازیها

رباعی شمارهٔ ۱۹ : ای خواجه به خواب درنبینی ما را

رباعی شمارهٔ ۲۰ : ای داده بنان گوهر ایمانی را

رباعی شمارهٔ ۲۱ : ای در سر زلف تو پریشانیها

رباعی شمارهٔ ۲۲ : ای دریا دل تو گوهر و مرجان را

رباعی شمارهٔ ۲۳ : ای دل بچه زهره خواستی یاری را

رباعی شمارهٔ ۲۴ : ای دوست به دوستی قرینیم ترا

رباعی شمارهٔ ۲۵ : ای سبزی هر درخت و هر باغ و گیا

رباعی شمارهٔ ۲۶ : ای شب شادی همیشه بادی شادا

رباعی شمارهٔ ۲۷ : این آتش عشق می‌پزاند ما را

رباعی شمارهٔ ۲۸ : این روزه چو غربال به بیزد جان را

رباعی شمارهٔ ۲۹ : ای آنکه گرفت شربت از مشرب ما

رباعی شمارهٔ ۳۰ : با عشق روان شد از عدم مرکب ما

رباعی شمارهٔ ۳۱ : بر رهگذر بلا نهادم دل را

رباعی شمارهٔ ۳۲ : پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرا

رباعی شمارهٔ ۳۳ : بیگاه شده است لیک مر سیران را

رباعی شمارهٔ ۳۴ : تا از تو جدا شده است آغوش مرا

رباعی شمارهٔ ۳۵ : تا با تو بوم نخسبم از یاریها

رباعی شمارهٔ ۳۶ : تا چند از این غرور بسیار ترا

رباعی شمارهٔ ۳۷ : تا عشق ترا است این شکرخائیها

رباعی شمارهٔ ۳۸ : تا کی باشی ز دور نظارهٔ ما

رباعی شمارهٔ ۳۹ : تا نقش خیال دوست با ماست دلا

رباعی شمارهٔ ۴۰ : جانا به هلاک بنده مستیز و بیا

رباعی شمارهٔ ۴۱ : جز عشق نبود هیچ دمساز مرا

رباعی شمارهٔ ۴۲ : چو نزود نبشته بود حق فرقت ما

رباعی شمارهٔ ۴۳ : خود را به خیل درافکنم مست آنجا

رباعی شمارهٔ ۴۴ : در جای تو جا نیست به جز آن جان را

رباعی شمارهٔ ۴۵ : در چشم ببین دو چشم آن مفتون را

رباعی شمارهٔ ۴۶ : در سر دارم ز می پریشانیها

رباعی شمارهٔ ۴۷ : دستان کسی دست زنان کرد مرا

رباعی شمارهٔ ۴۸ : دل گفت به جان کای خلف هر دو سرا

رباعی شمارهٔ ۴۹ : دود دل ما نشان سوداست دلا

رباعی شمارهٔ ۵۰ : دیدم در خواب ساقی زیبا را

رباعی شمارهٔ ۵۱ : زنهار دلا به خود مده ره غم را

رباعی شمارهٔ ۵۲ : طنبور چو تن تن برآرد به نوا

رباعی شمارهٔ ۵۳ : عاشق شب خلوت از پی پی گم را

رباعی شمارهٔ ۵۴ : عاشق همه سال مست و رسوا بادا

رباعی شمارهٔ ۵۵ : عشق تو بکشت ترکی و تازی را

رباعی شمارهٔ ۵۶ : عشقست طریق و راه پیغمبر ما

رباعی شمارهٔ ۵۷ : عمریست ندیده‌ایم گلزار ترا

رباعی شمارهٔ ۵۸ : غم خود که بود که یاد آریم او را

رباعی شمارهٔ ۵۹ : گر بوی نمی‌بری در این کوی میا

رباعی شمارهٔ ۶۰ : گر جان داری بیا و جان باز آنجا

رباعی شمارهٔ ۶۱ : گر در طلب خودی ز خود بیرون‌آ

رباعی شمارهٔ ۶۲ : گر عمر بشد عمر دگر داد خدا

رباعی شمارهٔ ۶۳ : گر من میرم مرا بیارید شما

رباعی شمارهٔ ۶۴ : کوتاه کند زمانه این دمدمه را

رباعی شمارهٔ ۶۵ : گویم که کیست روح‌افزا مرا

رباعی شمارهٔ ۶۶ : گه می‌گفتم که من امیرم خود را

رباعی شمارهٔ ۶۷ : لاحول ولا دور کند آن غم را

رباعی شمارهٔ ۶۸ : ما اطیب ما الذما احلانا

رباعی شمارهٔ ۶۹ : من تجربه کردم صنم خوش‌خو را

رباعی شمارهٔ ۷۰ : من ذره و خورشید لقائی تو مرا

رباعی شمارهٔ ۷۱ : منصور بدآن خواجه که در راه خدا

رباعی شمارهٔ ۷۲ : مولای اناالتائب مما سلفا

رباعی شمارهٔ ۷۳ : می‌آمد یار مست و تنها تنها

رباعی شمارهٔ ۷۴ : نور فلکست این تن خاکی ما

رباعی شمارهٔ ۷۵ : هان ای سفری عزم کجایست کجا

رباعی شمارهٔ ۷۶ : یک چند به تقلید گزیدم خود را

رباعی شمارهٔ ۷۷ : یک طرفه عصاست موسی این رمه را

رباعی شمارهٔ ۷۸ : آن لقمه که در دهان نگنجد به طلب

رباعی شمارهٔ ۷۹ : آنی که فلک با تو درآید به طرب

رباعی شمارهٔ ۸۰ : از بانگ سرافیل دمیده است رباب

رباعی شمارهٔ ۸۱ : امروز چو هر روز خرابیم خراب

رباعی شمارهٔ ۸۲ : امشب ز برای دل اصحاب مخسب

رباعی شمارهٔ ۸۳ : اندیشه مکن بکن تو خود را در خواب

رباعی شمارهٔ ۸۴ : اندیشه و غم را نبود هستی و تاب

رباعی شمارهٔ ۸۵ : ای آنکه تو دیر آمده‌ای در کتاب

رباعی شمارهٔ ۸۶ : ای آنکه تو یوسف منی من یعقوب

رباعی شمارهٔ ۸۷ : ای دل دو سه شام تا سحرگاه مخسب

رباعی شمارهٔ ۸۸ : ای روی ترا غلام گلنار مخسپ

رباعی شمارهٔ ۸۹ : ای ماه چنین شبی تو مهوار مخسب

رباعی شمارهٔ ۹۰ : این باد سحر محرم رازست مخسب

رباعی شمارهٔ ۹۱ : ای یار که نیست همچو تو یار مخسب

رباعی شمارهٔ ۹۲ : بردار حجابها به یکبار امشب

رباعی شمارهٔ ۹۳ : بی‌جام در این دور شرابست شراب

رباعی شمارهٔ ۹۴ : بی‌طاعت دین بهشت رحمان مطلب

رباعی شمارهٔ ۹۵ : بیکار مشین درآ درآمیز شتاب

رباعی شمارهٔ ۹۶ : حاجت نبود مستی ما را به شراب

رباعی شمارهٔ ۹۷ : خواب آمد و در چشم نبد موضع خواب

رباعی شمارهٔ ۹۸ : دانیکه چه میگوید این بانگ رباب

رباعی شمارهٔ ۹۹ : در چشم آمد خیال آن در خوشاب

رباعی شمارهٔ ۱۰۰ : دل در هوس تو چون ربابست رباب

رباعی شمارهٔ ۱۰۱ : ساقی در ده برای دیدار صواب

رباعی شمارهٔ ۱۰۲ : سبحان‌الله من و تو ای در خوشاب

رباعی شمارهٔ ۱۰۳ : شب گردم گرد شهر چون باد و چو آب

رباعی شمارهٔ ۱۰۴ : شب گشت درین سینه چه سوز است عجب

رباعی شمارهٔ ۱۰۵ : علمی که ترا گره گشاید به طلب

رباعی شمارهٔ ۱۰۶ : گر آب حیات خوشگواری ای خواب

رباعی شمارهٔ ۱۰۷ : گرم آمد عاشقانه و چست شتاب

رباعی شمارهٔ ۱۰۸ : گر می‌خواهی بقا و پیروز مخسب

رباعی شمارهٔ ۱۰۹ : مستند مجردان اسرار امشب

رباعی شمارهٔ ۱۱۰ : هستم به وصال دوست دلشاد امشب

رباعی شمارهٔ ۱۱۱ : یارب یارب به حق تسبیح رباب

رباعی شمارهٔ ۱۱۲ : یاری کن و یار باش ای یار مخسب

رباعی شمارهٔ ۱۱۳ : آب حیوان در آب و گل پیدا نیست

رباعی شمارهٔ ۱۱۴ : آری صنما بهانه خود کم بودت

رباعی شمارهٔ ۱۱۵ : آسوده کسی که در کم و بیشی نیست

رباعی شمارهٔ ۱۱۶ : آمد بر من چو در کفم زر پنداشت

رباعی شمارهٔ ۱۱۷ : آن آتش ساده که ترا خورد و بکاست

رباعی شمارهٔ ۱۱۸ : آن بت که جمال و زینت مجلس ماست

رباعی شمارهٔ ۱۱۹ : آن پیش روی که جان او پیش صف است

رباعی شمارهٔ ۱۲۰ : آن تلخ سخنها که چنان دل شکن است

رباعی شمارهٔ ۱۲۱ : آنجا که توئی همه غم و جنگ و جفاست

رباعی شمارهٔ ۱۲۲ : آن جان که از او دلبر ما شادانست

رباعی شمارهٔ ۱۲۳ : آن جاه و جمالی که جهان‌افروز است

رباعی شمارهٔ ۱۲۴ : آن چشم فراز از پی تاب شده است

رباعی شمارهٔ ۱۲۵ : آن چشم که خون گشت غم او را جفت است

رباعی شمارهٔ ۱۲۶ : آن چیست کز او سماعها را شرف است

رباعی شمارهٔ ۱۲۷ : آن چیست که لذتست از او در صورت

رباعی شمارهٔ ۱۲۸ : آن خواجه که بار او همه قند تر است

رباعی شمارهٔ ۱۲۹ : آن دم که مرا بگرد تو دورانست

رباعی شمارهٔ ۱۳۰ : آن را که بود کار نه زین یارانست

رباعی شمارهٔ ۱۳۱ : آن را که خدای چون تو یاری داده است

رباعی شمارهٔ ۱۳۲ : آن را که غمی باشد و بتواند گفت

رباعی شمارهٔ ۱۳۳ : آن روح که بسته بود در نقش صفات

رباعی شمارهٔ ۱۳۴ : آن روی ترش نیست چنینش فعل است

رباعی شمارهٔ ۱۳۵ : آن سایهٔ تو جایگه و خانهٔ ما است

رباعی شمارهٔ ۱۳۶ : آن شاه که خاک پای او تاج سر است

رباعی شمارهٔ ۱۳۷ : آن شب که ترا به خواب بینم پیداست

رباعی شمارهٔ ۱۳۸ : آن شه که ز چاکران بدخو نگریخت

رباعی شمارهٔ ۱۳۹ : آن عشق مجرد سوی صحرا می‌تاخت

رباعی شمارهٔ ۱۴۰ : آن قاضی ما چو دیگران قاضی نیست

رباعی شمارهٔ ۱۴۱ : آنکس که امید یاری غم داده است

رباعی شمارهٔ ۱۴۲ : آنکس که بروی خواب او رشک پریست

رباعی شمارهٔ ۱۴۳ : آنکس که ترا به چشم ظاهر دیده است

رباعی شمارهٔ ۱۴۴ : آنکس که درون سینه را دل پنداشت

رباعی شمارهٔ ۱۴۵ : آنکس که ز سر عاشقی باخبر است

رباعی شمارهٔ ۱۴۶ : آنکس که سرت برید غمخوار تو اوست

رباعی شمارهٔ ۱۴۷ : آنکو ز نهال هوست شبخیزانست

رباعی شمارهٔ ۱۴۸ : آن نور مبین که در جبین ما هست

رباعی شمارهٔ ۱۴۹ : آواز تو ارمغان نفخ صور است

رباعی شمارهٔ ۱۵۰ : از بسکه دل تو دام حیلت افراخت

رباعی شمارهٔ ۱۵۱ : از بی‌یاری ظریفتر یاری نیست

رباعی شمارهٔ ۱۵۲ : از جمله طمع بریدنم آسانست

رباعی شمارهٔ ۱۵۳ : از حلقهٔ گوش از دلم باخبر است

رباعی شمارهٔ ۱۵۴ : از دوستی دوست نگنجم در پوست

رباعی شمارهٔ ۱۵۵ : از دیدن اغیار چو ما را مدد است

رباعی شمارهٔ ۱۵۶ : از عهد مگو که او نه بر پای منست

رباعی شمارهٔ ۱۵۷ : از کفر و ز اسلام برون صحرائیست

رباعی شمارهٔ ۱۵۸ : از نوح سفینه ایست میراث نجات

رباعی شمارهٔ ۱۵۹ : العین لفقدکم کثیرالعبرات

رباعی شمارهٔ ۱۶۰ : افغان کردم بر آن فغانم می‌سوخت

رباعی شمارهٔ ۱۶۱ : افکند مرا دلم به غوغا و گریخت

رباعی شمارهٔ ۱۶۲ : امروز چه روز است که خورشید دوتاست

رباعی شمارهٔ ۱۶۳ : امروز در این خانه کسی رقصانست

رباعی شمارهٔ ۱۶۴ : امروز من و جام صبوحی در دست

رباعی شمارهٔ ۱۶۵ : امروز مهم دست زنان آمده است

رباعی شمارهٔ ۱۶۶ : امشب آمد خیال آن دلبر چست

رباعی شمارهٔ ۱۶۷ : امشب شب آن دولت بی‌پایانست

رباعی شمارهٔ ۱۶۸ : امشب شب آنست که جان شبهاست

رباعی شمارهٔ ۱۶۹ : امشب شب من بسی ضعیف و زار است

رباعی شمارهٔ ۱۷۰ : امشب منم و طواف کاشانهٔ دوست

رباعی شمارهٔ ۱۷۱ : امشب هردل که همچو مه در طلب است

رباعی شمارهٔ ۱۷۲ : اندر دل من درون و بیرون همه او است

رباعی شمارهٔ ۱۷۳ : اندر سر ما همت کاری دگر است

رباعی شمارهٔ ۱۷۴ : انصاف بده که عشق نیکوکار است

رباعی شمارهٔ ۱۷۵ : او پاک شده است و خام ار در حرم است

رباعی شمارهٔ ۱۷۶ : ای آب حیات قطره از آب رخت

رباعی شمارهٔ ۱۷۷ : ای آمده بامداد شوریده و مست

رباعی شمارهٔ ۱۷۸ : ای آنکه درینجهان چو تو پاکی نیست

رباعی شمارهٔ ۱۷۹ : ای بنده بدانکه خواجهٔ شرق اینست

رباعی شمارهٔ ۱۸۰ : ای بی‌خبر از مغز شده غره بپوست

رباعی شمارهٔ ۱۸۱ : ای تن تو نمیری که چنان جان با تست

رباعی شمارهٔ ۱۸۲ : ای جان جهان جان و جهان باقی نیست

رباعی شمارهٔ ۱۸۳ : ای جان خبرت هست که جانان تو کیست

رباعی شمارهٔ ۱۸۴ : ای جان ز دل تو بر دل من راهست

رباعی شمارهٔ ۱۸۵ : ای حسرت خوبان جهان روی خوشت

رباعی شمارهٔ ۱۸۶ : ای خرمنت از سنبلهٔ آب حیات

رباعی شمارهٔ ۱۸۷ : ای خواجه ترا غم جمال و جاهست

رباعی شمارهٔ ۱۸۸ : ای در دل من نشسته شد وقت نشست

رباعی شمارهٔ ۱۸۹ : ای دل تا ریش و خسته میدارندت

رباعی شمارهٔ ۱۹۰ : ای دل تو و درد او که درمان اینست

رباعی شمارهٔ ۱۹۱ : ای دوست مکن که روزها را فرداست

رباعی شمارهٔ ۱۹۲ : ای ذکر تو مانع تماشای تو دوست

رباعی شمارهٔ ۱۹۳ : ای ساقی اگر سعادتی هست تراست

رباعی شمارهٔ ۱۹۴ : ای ساقی جان مطرب ما را چه شده است

رباعی شمارهٔ ۱۹۵ : ای شب چه شبی که روزها چاکر تست

رباعی شمارهٔ ۱۹۶ : ای شب ز می تو مر مرا مستی نیست

رباعی شمارهٔ ۱۹۷ : ای طالب اگر ترا سر این راهست

رباعی شمارهٔ ۱۹۸ : ای عقل برو که عاقل اینجا نیست

رباعی شمارهٔ ۱۹۹ : ای فکر تو بر بسته نه پایت باز است

رباعی شمارهٔ ۲۰۰ : ای کز تو دلم پر سمن و یاسمنست

رباعی شمارهٔ ۲۰۱ : ای لعل و عقیق و در و دریا و درست

رباعی شمارهٔ ۲۰۲ : این بانگ خوش از جانب کیوان منست

رباعی شمارهٔ ۲۰۳ : این چرخ غلام طبع خود رایهٔ ماست

رباعی شمارهٔ ۲۰۴ : این چرخ و فلکها که حد بینش ماست

رباعی شمارهٔ ۲۰۵ : این جمله شرابهای بی‌جام کراست

رباعی شمارهٔ ۲۰۶ : این جو که تراست هر کسی جویان نیست

رباعی شمارهٔ ۲۰۷ : این سینهٔ پرمشغله از مکتب اوست

رباعی شمارهٔ ۲۰۸ : این شکل سفالین تنم جام دلست

رباعی شمارهٔ ۲۰۹ : این عشق شهست و رایتش پیدا نیست

رباعی شمارهٔ ۲۱۰ : این غمزه که میرنی ز نوری دگر است

رباعی شمارهٔ ۲۱۱ : این فتنه که اندر دل تنگ است ز چیست

رباعی شمارهٔ ۲۱۲ : این فصل بهار نیست فصلی دگر است

رباعی شمارهٔ ۲۱۳ : این گرمابه که خانهٔ دیوانست

رباعی شمارهٔ ۲۱۴ : این مستی من ز بادهٔ حمرا نیست

رباعی شمارهٔ ۲۱۵ : این من نه منم آنکه منم گوئی کیست

رباعی شمارهٔ ۲۱۶ : این نعره عاشقان ز شمع طرب است

رباعی شمارهٔ ۲۱۷ : این همدم اندرون که دم میدهدت

رباعی شمارهٔ ۲۱۸ : ای هر بیدار با خبرهای تو خفت

رباعی شمارهٔ ۲۱۹ : ای هرچه صدف بستهٔ دریای لبت

رباعی شمارهٔ ۲۲۰ : ای همچو خر و گاو که و جو طلبت

رباعی شمارهٔ ۲۲۱ : با تو سخنان بیزبان خواهم گفت

رباعی شمارهٔ ۲۲۲ : با جان دو روزه تو چنان گشتی جفت

رباعی شمارهٔ ۲۲۳ : باد آمد و گل بر سر میخواران ریخت

رباعی شمارهٔ ۲۲۴ : با دشمن تو چو یار بسیار نشست

رباعی شمارهٔ ۲۲۵ : با دل گفتم که دل از او جیحونست

رباعی شمارهٔ ۲۲۶ : باران به سر گرم دلی بر میریخت

رباعی شمارهٔ ۲۲۷ : با روز بجنگیم که چون روز گذشت

رباعی شمارهٔ ۲۲۸ : بازآی که یار بر سر پیمانست

رباعی شمارهٔ ۲۲۹ : با شاه هر آنکسی که در خرگاهست

رباعی شمارهٔ ۲۳۰ : با شب گفتم گر بمهت ایمانست

رباعی شمارهٔ ۲۳۱ : تا شب میگو که روز ما را شب نیست

رباعی شمارهٔ ۲۳۲ : با عشق کلاه بر کمر دوز خوش است

رباعی شمارهٔ ۲۳۳ : با عشق نشین که گوهر کان تو است

رباعی شمارهٔ ۲۳۴ : با ما ز ازل رفته قراری دگر است

رباعی شمارهٔ ۲۳۵ : با نی گفتم که بر تو بیداد ز کیست

رباعی شمارهٔ ۲۳۶ : با هرکه نشستی و نشد جمع دلت

رباعی شمارهٔ ۲۳۷ : با هستی و نیستیم بیگانگی است

رباعی شمارهٔ ۲۳۸ : پای تو گرفته‌ام ندارم ز تو دست

رباعی شمارهٔ ۲۳۹ : پائی که همی رفت به شبستان سر مست

رباعی شمارهٔ ۲۴۰ : برجه که سماع روح برپای شده است

رباعی شمارهٔ ۲۴۱ : برخیز و طواف کن بر آن قطب نجات

رباعی شمارهٔ ۲۴۲ : برکان شکر چند مگس را غوغاست

رباعی شمارهٔ ۲۴۳ : بر ما رقم خطا پرستی همه هست

رباعی شمارهٔ ۲۴۴ : بر من در وصل بسته میدارد دوست

رباعی شمارهٔ ۲۴۵ : پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرا

رباعی شمارهٔ ۲۴۶ : بر هر جائیکه سرنهم مسجود او است

رباعی شمارهٔ ۲۴۷ : بر جزوم نشان معشوق منست

رباعی شمارهٔ ۲۴۸ : بستم سر خم باده و بوی برفت

رباعی شمارهٔ ۲۴۹ : بگذشت سوار غیب و گردی برخاست

رباعی شمارهٔ ۲۵۰ : بگرفت دلت زانکه ترا دل نگرفت

رباعی شمارهٔ ۲۵۱ : پس بر به جهانی که چو خون در رگ ماست

رباعی شمارهٔ ۲۵۲ : بیچاره‌تر از عاشق بیصبر کجاست

رباعی شمارهٔ ۲۵۳ : بی‌دیده اگر راه روی عین خطاست

رباعی شمارهٔ ۲۵۴ : بیرون ز تن و جان و روان درویش است

رباعی شمارهٔ ۲۵۵ : بیرون ز جهان کفر و ایمان جائیست

رباعی شمارهٔ ۲۵۶ : بیرون ز جهان و جان یکی دایهٔ ماست

رباعی شمارهٔ ۲۵۷ : بی‌یار نماند هرکه با یار بساخت

رباعی شمارهٔ ۲۵۸ : تا این فلک آینه‌گون بر کار است

رباعی شمارهٔ ۲۵۹ : تا با تو ز هستی تو هستی باقیست

رباعی شمارهٔ ۲۶۰ : تا چهرهٔ آفتاب جان رخشانست

رباعی شمارهٔ ۲۶۱ : تا حاصل دردم سبب درمان گشت

رباعی شمارهٔ ۲۶۲ : تا در دل من صورت آن رشک پریست

رباعی شمارهٔ ۲۶۳ : تا تن نبری دور زمانم کشته است

رباعی شمارهٔ ۲۶۴ : تا ظن نبری که این زمین بیهوشست

رباعی شمارهٔ ۲۶۵ : تا عرش ز سودای رخش ولوله‌هاست

رباعی شمارهٔ ۲۶۶ : تا من بزیم پیشه و کارم اینست

رباعی شمارهٔ ۲۶۷ : تا مهر نگار باوفایم بگرفت

رباعی شمارهٔ ۲۶۸ : تنها نه همین خنده و سیماش خوشست

رباعی شمارهٔ ۲۶۹ : توبه چکنم که توبه‌ام سایهٔ تست

رباعی شمارهٔ ۲۷۰ : توبه کردم که تا جانم برجاست

رباعی شمارهٔ ۲۷۱ : توبه که دل خویش چو آهن کرده است

رباعی شمارهٔ ۲۷۲ : تو سیر شدی من نشدم درمان چیست

رباعی شمارهٔ ۲۷۳ : تو کان جهانی و جهان نیم جو است

رباعی شمارهٔ ۲۷۴ : تهدید عدو چه بشنود عاشق راست

رباعی شمارهٔ ۲۷۵ : جانا غم تو ز هرچه گویی بتر است

رباعی شمارهٔ ۲۷۶ : جانم بر آن جان جهان رو کرده است

رباعی شمارهٔ ۲۷۷ : جان و سر آن یار که او پرده‌در است

رباعی شمارهٔ ۲۷۸ : جانی که به راه عشق تو در خطر است

رباعی شمارهٔ ۲۷۹ : جانی که حریف بود بیگانه شده است

رباعی شمارهٔ ۲۸۰ : جانی که شراب عشق ز آن سو خورده است

رباعی شمارهٔ ۲۸۱ : جانی و جهانی و جهان با تو خوش است

رباعی شمارهٔ ۲۸۲ : حسنت که همه جهان فسونش بگرفت

رباعی شمارهٔ ۲۸۳ : چشم تو ز روزگار خونریزتر است

رباعی شمارهٔ ۲۸۴ : چشمی دارم همه پر از صورت دوست

رباعی شمارهٔ ۲۸۵ : چنگی صنمی که ساز چنگش بنواست

رباعی شمارهٔ ۲۸۶ : چون دانستم که عشق پیوست منست

رباعی شمارهٔ ۲۸۷ : خون دلبر من میان دلداران نیست

رباعی شمارهٔ ۲۸۸ : چون دید مرا مست بهم برزد دست

رباعی شمارهٔ ۲۸۹ : چونی که ترش مگر شکربارت نیست

رباعی شمارهٔ ۲۹۰ : چیزیست که در تو بیتو جویان ویست

رباعی شمارهٔ ۲۹۱ : حاشا که به عالم از تو خوشتر یاریست

رباعی شمارهٔ ۲۹۲ : حاشا که دلم ز شب‌نشینی سیر است

رباعی شمارهٔ ۲۹۳ : خاک قدمت سعادت جان من است

رباعی شمارهٔ ۲۹۴ : خواهی که ترا کشف شود هستی دوست

رباعی شمارهٔ ۲۹۵ : خویی به جهان خوبتر از خوی تو نیست

رباعی شمارهٔ ۲۹۶ : خورشید رخت ز آسمان بیرونست

رباعی شمارهٔ ۲۹۷ : خورشید و ستارگان و بدرما اوست

رباعی شمارهٔ ۲۹۸ : خیزید که آن یار سعادت برخاست

رباعی شمارهٔ ۲۹۹ : دایم ز ولایت علی برخواهم گفت

رباعی شمارهٔ ۳۰۰ : در باغ من ار سرو و اگر گلزار است

رباعی شمارهٔ ۳۰۱ : در بتکده تا خیال معشوهٔ ما است

رباعی شمارهٔ ۳۰۲ : در خواب مهی دوش روانم دیده است

رباعی شمارهٔ ۳۰۳ : در دایرهٔ وجود موجود علیست

رباعی شمارهٔ ۳۰۴ : در دیدهٔ صورت ار ترا دامی هست

رباعی شمارهٔ ۳۰۵ : در راه طلب عاقل و دیوانه یکیست

رباعی شمارهٔ ۳۰۶ : در صورت تست آنچه معنا همه اوست

رباعی شمارهٔ ۳۰۷ : در ظاهر و باطن آنچه خیر است و شر است

رباعی شمارهٔ ۳۰۸ : در عشق اگرچه که قدم بر قدم است

رباعی شمارهٔ ۳۰۹ : در عشق تو هر حیله که کردم هیچست

رباعی شمارهٔ ۳۱۰ : در عشق که جز می بقا خوردن نیست

رباعی شمارهٔ ۳۱۱ : در عهد و وفا چنانکه دلدار منست

رباعی شمارهٔ ۳۱۲ : در کوی غم تو صبر بیفرمانست

رباعی شمارهٔ ۳۱۳ : در مجلس عشاق قراری دگر است

رباعی شمارهٔ ۳۱۴ : در مرگ حیات اهل داد و دین است

رباعی شمارهٔ ۳۱۵ : در من غم شبکور چرا پیچیده است

رباعی شمارهٔ ۳۱۶ : درنه قدم ار چه راه بی‌پایانست

رباعی شمارهٔ ۳۱۷ : درنه قدمی که چشمه حیوانست

رباعی شمارهٔ ۳۱۸ : در وصل جمالش گل خندان منست

رباعی شمارهٔ ۳۱۹ : درویشی و عاشقی به هم سلطانیست

رباعی شمارهٔ ۳۲۰ : دستت دو و پایت دو و چشمت دو رواست

رباعی شمارهٔ ۳۲۱ : دلتنگم و دیدار تو درمان منست

رباعی شمارهٔ ۳۲۲ : دلدار اگر مرا بدراند پوست

رباعی شمارهٔ ۳۲۳ : دلدار ز پرده‌ای کز آن سوسو نیست

رباعی شمارهٔ ۳۲۴ : دلدار ظریف است و گناهنش اینست

رباعی شمارهٔ ۳۲۵ : دلدارم گفت کان فلان زنده ز چیست

رباعی شمارهٔ ۳۲۶ : دل در بر من زنده برای غم تست

رباعی شمارهٔ ۳۲۷ : دل در بر هر که هست از دلبر ماست

رباعی شمارهٔ ۳۲۸ : دل رفت بر کسیکه بیماش خوش است

رباعی شمارهٔ ۳۲۹ : دل رفت و سر راه دل استان بگرفت

رباعی شمارهٔ ۳۳۰ : دل یاد تو کرد چون به عشرت بنشست

رباعی شمارهٔ ۳۳۱ : دل یاد تو کرد چون طرب می انگیخت

رباعی شمارهٔ ۳۳۲ : دور است ز تو نظر بهانه اینست

رباعی شمارهٔ ۳۳۳ : دوش از سر لطف یار در من نگریست

رباعی شمارهٔ ۳۳۴ : دی آنکه ز سوی بام بر ما نگریست

رباعی شمارهٔ ۳۳۵ : دیوانه شدم خواب ز دیوانه خطا است

رباعی شمارهٔ ۳۳۶ : راهی ز زبان ما بدل پیوسته است

رباعی شمارهٔ ۳۳۷ : روزی ترش است و دیدهٔ ابرتر است

رباعی شمارهٔ ۳۳۸ : روزی که ترا ببینم آدینهٔ ماست

رباعی شمارهٔ ۳۳۹ : روزیکه مرا به نزد تو دورانست

رباعی شمارهٔ ۳۴۰ : زانروز که چشم من برویت نگریست

رباعی شمارهٔ ۳۴۱ : زان روی که دل بستهٔ آنزنجیر است

رباعی شمارهٔ ۳۴۲ : زان رونق هر سماع آواز دف است

رباعی شمارهٔ ۳۴۳ : زان می خوردم که روح پیمانه اوست

رباعی شمارهٔ ۳۴۴ : زان می مستم که نقش جامش عشق است

رباعی شمارهٔ ۳۴۵ : سرسبز بود خاک که آتش یار است

رباعی شمارهٔ ۳۴۶ : سر سخن دوست نمیرم گفت

رباعی شمارهٔ ۳۴۷ : سرگشته چو آسیای گردان کنمت

رباعی شمارهٔ ۳۴۸ : سرگشته دلا به دوست از جان راهست

رباعی شمارهٔ ۳۴۹ : سرمایهٔ عقل سر دیوانگیست

رباعی شمارهٔ ۳۵۰ : سلطان ملاحت مه موزون منست

رباعی شمارهٔ ۳۵۱ : سنبل چو سر عقاب زلف تو نداشت

رباعی شمارهٔ ۳۵۲ : شاگرد توست دل که عشق آموز است

رباعی شمارهٔ ۳۵۳ : شاهی که شفیع هر گنه بود برفت

رباعی شمارهٔ ۳۵۴ : شب رو که شبت راهبر اسرار است

رباعی شمارهٔ ۳۵۵ : شمشیر ازل بدست مردان خداست

رباعی شمارهٔ ۳۵۶ : شمعی که در اینخانه بدی خانه کجاست

رباعی شمارهٔ ۳۵۷ : صدربار بگفتمت چه هشیار و چه مست

رباعی شمارهٔ ۳۵۸ : عاشق نبود آنکه سبک چون جان نیست

رباعی شمارهٔ ۳۵۹ : عشق آمد و توبه را چو شیشه بشکست

رباعی شمارهٔ ۳۶۰ : عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست

رباعی شمارهٔ ۳۶۱ : عشقت به دلم درآمد و شاد برفت

رباعی شمارهٔ ۳۶۲ : عشق تو چنین حکیم و استاد چراست

رباعی شمارهٔ ۳۶۳ : عشق تو در اطراف گیائی میتاخت

رباعی شمارهٔ ۳۶۴ : عشقی که از او وجود بی‌جان میزیست

رباعی شمارهٔ ۳۶۵ : عشقی نه به اندازهٔ ما در سر ماست

رباعی شمارهٔ ۳۶۶ : عقل آمد و پند عاشقان پیش گرفت

رباعی شمارهٔ ۳۶۷ : عمریست که جان بنده بیخویشتن است

رباعی شمارهٔ ۳۶۸ : قومی غمگین و خود مدان غم ز کجاست

رباعی شمارهٔ ۳۶۹ : گر آتش دل نیست پس این دود چراست

رباعی شمارهٔ ۳۷۰ : گر آه کنم آه بدین قانع نیست

رباعی شمارهٔ ۳۷۱ : گر باد بر آن زلف پریشان زندت

رباعی شمارهٔ ۳۷۲ : گر بر سر شهوت و هوا خواهی رفت

رباعی شمارهٔ ۳۷۳ : گر جملهٔ آفاق همه غم بگرفت

رباعی شمارهٔ ۳۷۴ : گر دامن وصل تو کشم جنگی نیست

رباعی شمارهٔ ۳۷۵ : گر در وصلی بهشت یا باغ اینست

رباعی شمارهٔ ۳۷۶ : گر دف نبود نیشکر او دف ماست

رباعی شمارهٔ ۳۷۷ : گر شرم همی از آن و این باید داشت

رباعی شمارهٔ ۳۷۸ : گرمای تموز از دل پردرد شماست

رباعی شمارهٔ ۳۷۹ : گر حلقهٔ آن زلف چو شستت نگرفت

رباعی شمارهٔ ۳۸۰ : کس دل ندهد بدو که خونخوار منست

رباعی شمارهٔ ۳۸۱ : کس نیست که اندر هوسی شیدا نیست

رباعی شمارهٔ ۳۸۲ : گفتار تو زر و فعلت ارزیزین است

رباعی شمارهٔ ۳۸۳ : گفتا که بیا سماع در کار شده‌است

رباعی شمارهٔ ۳۸۴ : گفتا که شکست توبه بازآمد مست

رباعی شمارهٔ ۳۸۵ : گفتا بجهم همچو کبوتر ز کفت

رباعی شمارهٔ ۳۸۶ : گفتم چشمم که هست خاک کویت

رباعی شمارهٔ ۳۸۷ : گفتم دلم از تو بوسه‌ای خواهانست

رباعی شمارهٔ ۳۸۸ : گفتم عشقت قرابت و خویش منست

رباعی شمارهٔ ۳۸۹ : گفتم که بیا بچشم من درنگریست

رباعی شمارهٔ ۳۹۰ : گفتند که دل دگر هوائی می‌پخت

رباعی شمارهٔ ۳۹۱ : گفتم که دلم آلت و انگاز مست

رباعی شمارهٔ ۳۹۲ : گفتند که شش جهت همه نور خداست

رباعی شمارهٔ ۳۹۳ : گفتی چونی بنده چنانست که هست

رباعی شمارهٔ ۳۹۴ : گفتی گشتم ملول و سودام گرفت

رباعی شمارهٔ ۳۹۵ : گم باد سریکه سروران را پا نیست

رباعی شمارهٔ ۳۹۶ : کوچک بودن بزرگ را کوچک نیست

رباعی شمارهٔ ۳۹۷ : گویند بیا به باغ کانجا لاغ است

رباعی شمارهٔ ۳۹۸ : گویند که صاحب فنون عقل کل است

رباعی شمارهٔ ۳۹۹ : گویند که عشق عاقبت تسکین است

رباعی شمارهٔ ۴۰۰ : گویند مرا که این همه درد چراست

رباعی شمارهٔ ۴۰۱ : لطف تو جهانی و قرانی افراشت

رباعی شمارهٔ ۴۰۲ : ما را به جز این زبان زبانی دگر است

رباعی شمارهٔ ۴۰۳ : ما را بدم پیر نگه نتوان داشت

رباعی شمارهٔ ۴۰۴ : ما عاشق عشقیم که عشق است نجات

رباعی شمارهٔ ۴۰۵ : ما عاشق عشقیم و مسلمان دگر است

رباعی شمارهٔ ۴۰۶ : ماه عید است و خلق زیر و زبر است

رباعی شمارهٔ ۴۰۷ : ماهی تو که فتنه‌ای نداری ز تو دست

رباعی شمارهٔ ۴۰۸ : ماهی که نه زیر و نی به بالاست کجاست

رباعی شمارهٔ ۴۰۹ : مرغ جان را میل سوی بالا نیست

رباعی شمارهٔ ۴۱۰ : مرغ دل من چو ترک این دانه گرفت

رباعی شمارهٔ ۴۱۱ : مر وصل ترا هزار صاحب هوس است

رباعی شمارهٔ ۴۱۲ : مست است دو چشم از دو چشم مستت

رباعی شمارهٔ ۴۱۳ : مستم ز خمار عبهر جادویت

رباعی شمارهٔ ۴۱۴ : مستی ز ره آمد و بما در پیوست

رباعی شمارهٔ ۴۱۵ : معشوق شراب‌خوار و بیسامانست

رباعی شمارهٔ ۴۱۶ : من آن توام کام منت باید جست

رباعی شمارهٔ ۴۱۷ : من بندهٔ آن کسم که بیماش خوش است

رباعی شمارهٔ ۴۱۸ : من زان جانم که جانها را جانست

رباعی شمارهٔ ۴۱۹ : منصور حلاجی که اناالحق میگفت

رباعی شمارهٔ ۴۲۰ : من کوهم و قال من صدای یار است

رباعی شمارهٔ ۴۲۱ : من محو خدایم و خدا آن منست

رباعی شمارهٔ ۴۲۲ : میدان که در درون تو مثال غاریست

رباعی شمارهٔ ۴۲۳ : می‌گرییم زار و یار گوید زرقست

رباعی شمارهٔ ۴۲۴ : می‌گفت یکی پری که او ناپیداست

رباعی شمارهٔ ۴۲۵ : مینال که آن ناله شنو همسایه است

رباعی شمارهٔ ۴۲۶ : ناگاه بروئید یکی شاخ نبات

رباعی شمارهٔ ۴۲۷ : ناگه ز درم درآمد آن دلبر مست

رباعی شمارهٔ ۴۲۸ : نه چرخ غلام طبع خود رایهٔ ماست

رباعی شمارهٔ ۴۲۹ : نی با تو دمی نشستنم سامانست

رباعی شمارهٔ ۴۳۰ : نی بی‌زر و زور شه سپه بتوان داشت

رباعی شمارهٔ ۴۳۱ : هان ای دل خسته روز مردانگیست

رباعی شمارهٔ ۴۳۲ : هجران خواهی طریق عشاقانست

رباعی شمارهٔ ۴۳۳ : هر جان عزیز کو شناسای رهست

رباعی شمارهٔ ۴۳۴ : هر جان که از او دلبر ما شادانست

رباعی شمارهٔ ۴۳۵ : هر چند به حلم یار ما جورکش است

رباعی شمارهٔ ۴۳۶ : هرچند شکر لذت جان و جگر است

رباعی شمارهٔ ۴۳۷ : هرچند فراق پشت امید شکست

رباعی شمارهٔ ۴۳۸ : هرچند که بار آن شترها شکر است

رباعی شمارهٔ ۴۳۹ : هر درویشی که در شکست خویش است

رباعی شمارهٔ ۴۴۰ : هر ذره که چون گرسنه بر خوان خداست

رباعی شمارهٔ ۴۴۱ : هر ذره که در هوا و در کیوانست

رباعی شمارهٔ ۴۴۲ : هر ذره که در هوا و در هامونست

رباعی شمارهٔ ۴۴۳ : هر ذره و هر خیال چون بیداریست

رباعی شمارهٔ ۴۴۴ : هر روز به نو برآید آن دلبر مست

رباعی شمارهٔ ۴۴۵ : هر روز حجاب بیقراران بیش است

رباعی شمارهٔ ۴۴۶ : هر روز دلم در غم تو زارتر است

رباعی شمارهٔ ۴۴۷ : هر روز دل مرا سماع و طربیست

رباعی شمارهٔ ۴۴۸ : هر صورت کاید به از او امکان هست

رباعی شمارهٔ ۴۴۹ : هر کز ز دماغ بنده بوی تو نرفت

رباعی شمارهٔ ۴۵۰ : هشیار اگر زر و گر زرین است

رباعی شمارهٔ ۴۵۱ : هم عابد و هم زاهد و هم خونریز است

رباعی شمارهٔ ۴۵۲ : یاری که به حسن از صفت افزونست

رباعی شمارهٔ ۴۵۳ : یاری که به نزد او گل و خار یکیست

رباعی شمارهٔ ۴۵۴ : یاری که غمش دوای هر بیمار است

رباعی شمارهٔ ۴۵۵ : یکبار به مردم و مرا کس نگریست

رباعی شمارهٔ ۴۵۶ : یک چشم من از روز جدائی بگریست

رباعی شمارهٔ ۴۵۷ : ای آنکه کنی کون و مکانرا محدث

رباعی شمارهٔ ۴۵۸ : ما را چو ز عشق میشود راست مزاج

رباعی شمارهٔ ۴۵۹ : اندر سر من نبود جز رای صلاح

رباعی شمارهٔ ۴۶۰ : آبی که از این دیده چو خون میریزد

رباعی شمارهٔ ۴۶۱ : آنان که محققان این درگاهند

رباعی شمارهٔ ۴۶۲ : آن تازه تنی که در بلای تو بود

رباعی شمارهٔ ۴۶۳ : آنجا بنشین که همنشین مردانند

رباعی شمارهٔ ۴۶۴ : آنجا که بهر سخن دل ما گردد

رباعی شمارهٔ ۴۶۵ : آن خوبانی که فتنهٔ بتکده‌اند

رباعی شمارهٔ ۴۶۶ : آن دشمن دوست روی دیدی که چه کرد

رباعی شمارهٔ ۴۶۷ : آن دل که به شاهد نهان درنگرد

رباعی شمارهٔ ۴۶۸ : آندم که ز افلاک گهر ریز کند

رباعی شمارهٔ ۴۶۹ : آن ذره که جز همدم خورشید نشد

رباعی شمارهٔ ۴۷۰ : آن راحت جان گرد دلم میگردد

رباعی شمارهٔ ۴۷۱ : آنرا که به ضاعت قناعت باشد

رباعی شمارهٔ ۴۷۲ : آن را که به علم و عقل افراشته‌اند

رباعی شمارهٔ ۴۷۳ : آن را که خدای ناف بر عشق برید

رباعی شمارهٔ ۴۷۴ : آنرا که ز عشق دوست بیداد رسد

رباعی شمارهٔ ۴۷۵ : آن را منگر که ذوفنون آید مرد

رباعی شمارهٔ ۴۷۶ : آن رفت که بودمی من از عشق تو شاد

رباعی شمارهٔ ۴۷۷ : آن روز که جان خرقهٔ قالب پوشید

رباعی شمارهٔ ۴۷۸ : آن روز که جانم ره کیوان گیرد

رباعی شمارهٔ ۴۷۹ : آن روز که چشم تو ز من برگردد

رباعی شمارهٔ ۴۸۰ : آن روز که روز ابر و باران باشد

رباعی شمارهٔ ۴۸۱ : آن روز که عشق با دلم بستیزد

رباعی شمارهٔ ۴۸۲ : آن روز که کار وصل را ساز آید

رباعی شمارهٔ ۴۸۳ : آن روز که مهرگان گردون زده‌اند

رباعی شمارهٔ ۴۸۴ : آن سر که بود بی‌خبر از وی خسبد

رباعی شمارهٔ ۴۸۵ : آن طرفه جماعتی که جانشان بکشد

رباعی شمارهٔ ۴۸۶ : آن عشق که برق و بوش تا فرق رسید

رباعی شمارهٔ ۴۸۷ : آن کان نبات و تنگ شکر نامد

رباعی شمارهٔ ۴۸۸ : آن کز تو خدای این گدا می‌خواهد

رباعی شمارهٔ ۴۸۹ : آن کس که بر آتش جهانم بنهاد

رباعی شمارهٔ ۴۹۰ : آن کس که ترا بیند و خندان نشود

رباعی شمارهٔ ۴۹۱ : آن کس که ترا شناخت جان را چه کند

رباعی شمارهٔ ۴۹۲ : آن کس که از آب و گل نگاری دارد

رباعی شمارهٔ ۴۹۳ : آن کس که ز چرخ نیم نانی دارد

رباعی شمارهٔ ۴۹۴ : آن کس که ز دل دم اناالحق میزد

رباعی شمارهٔ ۴۹۵ : آن کس که مرا به صدق اقرار کند

رباعی شمارهٔ ۴۹۶ : آن کیست که بیرون درون مینگرد

رباعی شمارهٔ ۴۹۷ : آن لحظه که آن سرو روانم برسید

رباعی شمارهٔ ۴۹۸ : آن لحظه که از پیرهنت بوی رسد

رباعی شمارهٔ ۴۹۹ : آن نزدیکی که دلستان را باشد

رباعی شمارهٔ ۵۰۰ : آن وسوسه‌ای که شرمها را ببرد

رباعی شمارهٔ ۵۰۱ : آنها که بتش خزان سوخته‌اند

رباعی شمارهٔ ۵۰۲ : آنها که به کوی عارفان افتادند

رباعی شمارهٔ ۵۰۳ : آنها که چو آب صافی و ساده روند

رباعی شمارهٔ ۵۰۴ : آنها که دل از الست مست آوردند

رباعی شمارهٔ ۵۰۵ : آنها که شب و روز ترا بر اثرند

رباعی شمارهٔ ۵۰۶ : آن یار که از طبیب دل برباید

رباعی شمارهٔ ۵۰۷ : آن یار که عقلها شکارش میشد

رباعی شمارهٔ ۵۰۸ : آهو بدود چو در پیش سگ بیند

رباعی شمارهٔ ۵۰۹ : اجری ده ارواحی و سلطان ابد

رباعی شمارهٔ ۵۱۰ : از آب حیات دوست بیمار نماند

رباعی شمارهٔ ۵۱۱ : از آتش سودای توام تابی بود

رباعی شمارهٔ ۵۱۲ : از آتش عشق تو جوانی خیزد

رباعی شمارهٔ ۵۱۳ : از آتش عشق دوست تفها بزنید

رباعی شمارهٔ ۵۱۴ : از آتش عشق سردها گرم شود

رباعی شمارهٔ ۵۱۵ : از آدمیی دمی بجائی ارزد

رباعی شمارهٔ ۵۱۶ : از تاب تو نی یار و عدو میماند

رباعی شمارهٔ ۵۱۷ : از خاک کف پات سران حیرانند

رباعی شمارهٔ ۵۱۸ : از درد چو جان تو به فریاد آید

رباعی شمارهٔ ۵۱۹ : از دیدن روئیکه ترا دیده بود

رباعی شمارهٔ ۵۲۰ : از شبنم عشق خاک آدم گل شد

رباعی شمارهٔ ۵۲۱ : از شربت سودای تو هر جان که مزید

رباعی شمارهٔ ۵۲۲ : از عشق تو دریا همه شور انگیزد

رباعی شمارهٔ ۵۲۳ : از عشق خدا نه بر زیان خواهی شد

رباعی شمارهٔ ۵۲۴ : از لشکر صبرم علمی بیش نماند

رباعی شمارهٔ ۵۲۵ : از لطف تو هیچ بنده نومید نشد

رباعی شمارهٔ ۵۲۶ : از ما بت عیار گریزان باشد

رباعی شمارهٔ ۵۲۷ : از نیکی تو طبع بداندیش نماند

رباعی شمارهٔ ۵۲۸ : از یاد خدای مرد مطلق خیزد

رباعی شمارهٔ ۵۲۹ : افسوس که طبع دلفروزیت نبود

رباعی شمارهٔ ۵۳۰ : اکنون که رخت جان جهانی بربود

رباعی شمارهٔ ۵۳۱ : امروز خوش است هر که او جان دارد

رباعی شمارهٔ ۵۳۲ : امروز ما یار جنون میخواهد

رباعی شمارهٔ ۵۳۳ : امشب چه لطیف و با نوا می‌گردد

رباعی شمارهٔ ۵۳۴ : امشب ساقی به مشک می گردان کرد

رباعی شمارهٔ ۵۳۵ : امشب شب آن نیست که از خانه روند

رباعی شمارهٔ ۵۳۶ : اندر دل بی‌وفا غم و ماتم باد

رباعی شمارهٔ ۵۳۷ : اندر رمضان خاک تو زر میگردد

رباعی شمارهٔ ۵۳۸ : اندر ره فقر دیده نادیده کنند

رباعی شمارهٔ ۵۳۹ : اندر طلب آن قوم که بشتافته‌اند

رباعی شمارهٔ ۵۴۰ : اندیشهٔ هشیار تو هشیار کشد

رباعی شمارهٔ ۵۴۱ : انوار صلاح دین برانگیخته باد

رباعی شمارهٔ ۵۴۲ : اول که رخم زرد و دلم پرخون بود

رباعی شمارهٔ ۵۴۳ : ای آنکه ز تو مشکلم آسان گردد

رباعی شمارهٔ ۵۴۴ : ای آنکه نخست بر سحر چشم تو زد

رباعی شمارهٔ ۵۴۵ : ای از قدمت خاک زمین خرم و شاد

رباعی شمارهٔ ۵۴۶ : ای اطلس دعوی ترا معنی برد

رباعی شمارهٔ ۵۴۷ : ایام وصال یار گوئی که نبود

رباعی شمارهٔ ۵۴۸ : ای اهل صفا که در جهان گردانید

رباعی شمارهٔ ۵۴۹ : ای اهل مناجات که در محرابید

رباعی شمارهٔ ۵۵۰ : ای دل اثر صبح گه شام که دید

رباعی شمارهٔ ۵۵۱ : ای دل اگرت رضای دلبر باید

رباعی شمارهٔ ۵۵۲ : ای دل این ره به قیل و قالت ندهند

رباعی شمارهٔ ۵۵۳ : ای دل سر آرزو به پای اندر بند

رباعی شمارهٔ ۵۵۴ : ای دوست مگو تو بنده‌ای یا آزاد

رباعی شمارهٔ ۵۵۵ : ای روز برآ که ذره‌ها رقص کنند

رباعی شمارهٔ ۵۵۶ : ای سر روان باد خزانت مرساد

رباعی شمارهٔ ۵۵۷ : ای عشق ترا پری و انسان دانند

رباعی شمارهٔ ۵۵۸ : ای عشق توم ان عذابی لشدید

رباعی شمارهٔ ۵۵۹ : ای عشق که جانها اثر جان تواند

رباعی شمارهٔ ۵۶۰ : ای قوم که برتر از مه و مهتابید

رباعی شمارهٔ ۵۶۱ : ای لشکر عشق اگرچه بس جبارید

رباعی شمارهٔ ۵۶۲ : ای مرغ عجب که صید تو شیرانند

رباعی شمارهٔ ۵۶۳ : این پردهٔ دل دگر مکن تا نرود

رباعی شمارهٔ ۵۶۴ : این تنهائی هزار جان بیش ارزد

رباعی شمارهٔ ۵۶۵ : ای نرم دلانیکه وفا میکارید

رباعی شمارهٔ ۵۶۶ : این سر که در این سینهٔ ما میگردد

رباعی شمارهٔ ۵۶۷ : این صورت آدمی که درهم بستند

رباعی شمارهٔ ۵۶۸ : این طرفه که یار در دامن گنجد

رباعی شمارهٔ ۵۶۹ : این عشق به جانب دلیران گردد

رباعی شمارهٔ ۵۷۰ : این مست به باده‌ای دگر می‌گردد

رباعی شمارهٔ ۵۷۱ : این واقعه را سخت بگیری شاید

رباعی شمارهٔ ۵۷۲ : بار دگر این خسته جگر باز آمد

رباعی شمارهٔ ۵۷۳ : با روی تو هیچکس ز باغ اندیشد

رباعی شمارهٔ ۵۷۴ : با سود وصال تو زیانت نرسد

رباعی شمارهٔ ۵۷۵ : با هرکه دمی عشق تو آمیخته شد

رباعی شمارهٔ ۵۷۶ : بخشای بر آن بنده که خوابش نبود

رباعی شمارهٔ ۵۷۷ : بر بنده بخند تا ثوابت باشد

رباعی شمارهٔ ۵۷۸ : بر خاک نظر کند چو بر ما گذرد

رباعی شمارهٔ ۵۷۹ : پرسیدم از آن کسی که برهان داند

رباعی شمارهٔ ۵۸۰ : پرسید مهم که چشم تو مه را دید

رباعی شمارهٔ ۵۸۱ : برقی که ز میغ آن جهان روی نمود

رباعی شمارهٔ ۵۸۲ : بر گور من آن کو گذرد مست شود

رباعی شمارهٔ ۵۸۳ : بر یار نظر کنم خجل میگردد

رباعی شمارهٔ ۵۸۴ : بس درمانها کان مدد درد شود

رباعی شمارهٔ ۵۸۵ : بسیار ترا خسته روان باید شد

رباعی شمارهٔ ۵۸۶ : بشنو اگرت تاب شنیدن باشد

رباعی شمارهٔ ۵۸۷ : بعضی به صفات حیدر کرارند

رباعی شمارهٔ ۵۸۸ : بویت آمد گریز را روی نماند

رباعی شمارهٔ ۵۸۹ : بوی دم مقبلان چو گل خوش باشد

رباعی شمارهٔ ۵۹۰ : بی‌بحر صفا گوهر ما سنگ آمد

رباعی شمارهٔ ۵۹۱ : بی‌تو جانا قرار نتوانم کرد

رباعی شمارهٔ ۵۹۲ : بیت و غزل و شعر مرا آب ببرد

رباعی شمارهٔ ۵۹۳ : بیدار شو ای دل که جهان می‌گذرد

رباعی شمارهٔ ۵۹۴ : پیران خرابات غمت بسیارند

رباعی شمارهٔ ۵۹۵ : بی‌زارم از آن آب که آتش نشود

رباعی شمارهٔ ۵۹۶ : بی‌زارم از آن لعل که پیروزه بود

رباعی شمارهٔ ۵۹۷ : بی‌عشق نشاط و طرب افزون نشود

رباعی شمارهٔ ۵۹۸ : بیمارم و غم در امتحانم دارد

رباعی شمارهٔ ۵۹۹ : بی‌من به زبان من سخن می‌آید

رباعی شمارهٔ ۶۰۰ : پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد

رباعی شمارهٔ ۶۰۱ : بی‌یاری تو دل بسوی یار نشد

رباعی شمارهٔ ۶۰۲ : تا با غم عشق تو مرا کار افتاد

رباعی شمارهٔ ۶۰۳ : تا بنده ز خود فانی مطلق نشود

رباعی شمارهٔ ۶۰۴ : تا تو بخودی ترا به خود ره ندهد

رباعی شمارهٔ ۶۰۵ : تا در دل من عشق تو اندوخته شد

رباعی شمارهٔ ۶۰۶ : تا در طلب مات همی کام بود

رباعی شمارهٔ ۶۰۷ : تا رهبر تو طبع بدآموز بود

رباعی شمارهٔ ۶۰۸ : تا سر نشود یقین که سرکش نشود

رباعی شمارهٔ ۶۰۹ : تا گوهر جان در این طبایع افتاد

رباعی شمارهٔ ۶۱۰ : تا مدرسه و مناره ویران نشود

رباعی شمارهٔ ۶۱۱ : نایی ببرید از نیستان استاد

رباعی شمارهٔ ۶۱۲ : بانگ مستی ز آسمان می‌آید

رباعی شمارهٔ ۶۱۳ : تنها بمرو که رهزنان بسیارند

رباعی شمارهٔ ۶۱۴ : تو جانی و هر زنده غم جان بکشد

رباعی شمارهٔ ۶۱۵ : تو هیچ نه‌ای و هیچ توبه ز وجود

رباعی شمارهٔ ۶۱۶ : تیری ز کمانچهٔ ربابی بجهید

رباعی شمارهٔ ۶۱۷ : جامی که بگیرم میش انوار بود

رباعی شمارهٔ ۶۱۸ : جانا تبش عشق به غایت برسید

رباعی شمارهٔ ۶۱۹ : جان باز که وصل او به دستان ندهند

رباعی شمارهٔ ۶۲۰ : جان چو سمندرم نگاری دارد

رباعی شمارهٔ ۶۲۱ : جان را جستم ببحر مرجان آمد

رباعی شمارهٔ ۶۲۲ : جان روی به عالم همایون آورد

رباعی شمارهٔ ۶۲۳ : جان کیست که او بدیده کار تو کند

رباعی شمارهٔ ۶۲۴ : جان محرم درگاه همی باید برد

رباعی شمارهٔ ۶۲۵ : جانم ز هواهای تو یادی دارد

رباعی شمارهٔ ۶۲۶ : جانیکه در او از تو خیالی باشد

رباعی شمارهٔ ۶۲۷ : جائیکه در او چون نگاری باشد

رباعی شمارهٔ ۶۲۸ : جز دمدمهٔ عشق تو در گوش نماند

رباعی شمارهٔ ۶۲۹ : جز صحبت عاشقان و مستان مپسند

رباعی شمارهٔ ۶۳۰ : چشمت صنما هزار دلدار کشد

رباعی شمارهٔ ۶۳۱ : چشم تو هزار سحر مطلق دارد

رباعی شمارهٔ ۶۳۲ : چشمی که نظر بدان گل و لاله کند

رباعی شمارهٔ ۶۳۳ : جودت همه آن کند که دریا نکند

رباعی شمارهٔ ۶۳۴ : جوزی که درونش مغز شیرین باشد

رباعی شمارهٔ ۶۳۵ : چون بدنامی بروزگاری افتد

رباعی شمارهٔ ۶۳۶ : چون خمر تو در ساغر ما در ریزند

رباعی شمارهٔ ۶۳۷ : چون دیده بر آن عارض چون سیم افتاد

رباعی شمارهٔ ۶۳۸ : چون دیده برفت توتیای تو چه سود

رباعی شمارهٔ ۶۳۹ : چون روز وصال یار ما نیست پدید

رباعی شمارهٔ ۶۴۰ : چون زیر افکند در عراق آمیزد

رباعی شمارهٔ ۶۴۱ : چون شاهد پوشیده خرامان گردد

رباعی شمارهٔ ۶۴۲ : چون صبح ولای حق دمیدن گیرد

رباعی شمارهٔ ۶۴۳ : چون صورت تو در دل ما بازآید

رباعی شمارهٔ ۶۴۴ : چون نیستی تو محض اقرار بود

رباعی شمارهٔ ۶۴۵ : حاشا که دل از عشق جهانرا نگرد

رباعی شمارهٔ ۶۴۶ : خاک توام و خدای حق میداند

رباعی شمارهٔ ۶۴۷ : خاموش مراز گفت و گفتار تو کرد

رباعی شمارهٔ ۶۴۸ : خوابم ز خیال روی تو پشت بداد

رباعی شمارهٔ ۶۴۹ : خواهم گردی که از هوای تو رسد

رباعی شمارهٔ ۶۵۰ : خواهم که دلم با غم هم‌خو باشد

رباعی شمارهٔ ۶۵۱ : خورشید که باشد که بروی تو رسد

رباعی شمارهٔ ۶۵۲ : خورشید که در خانه بقا می نکند

رباعی شمارهٔ ۶۵۳ : خورشید مگر بسته به پیشت میرد

رباعی شمارهٔ ۶۵۴ : خوش عادت خوش خو که محمد دارد

رباعی شمارهٔ ۶۵۵ : خون دل عاشقان چو جیحون گردد

رباعی شمارهٔ ۶۵۶ : دامان جلال تو ز دستم نشود

رباعی شمارهٔ ۶۵۷ : دانی صوفی بهر چه بسیار خورد

رباعی شمارهٔ ۶۵۸ : در باغ آیید و سبز پوشان نگرید

رباعی شمارهٔ ۶۵۹ : در باغ هزار شاهد مهرو بود

رباعی شمارهٔ ۶۶۰ : در بندم از آن دو زلف بند اندر بند

رباعی شمارهٔ ۶۶۱ : در حضرت حق ستوده درویشانند

رباعی شمارهٔ ۶۶۲ : در خدمتت ای جان چو بدن میافتد

رباعی شمارهٔ ۶۶۳ : درد و زخم ار زلف تو در چنگ آید

رباعی شمارهٔ ۶۶۴ : در راه طلب رسیده‌ای میباید

رباعی شمارهٔ ۶۶۵ : در سلسله‌ات هر آنکه پا بست شود

رباعی شمارهٔ ۶۶۶ : در سینهٔ هر که ذره‌ای دل باشد

رباعی شمارهٔ ۶۶۷ : در صحبت حق خموش میباید بود

رباعی شمارهٔ ۶۶۸ : در عشق اگرچه خرده بینم کردند

رباعی شمارهٔ ۶۶۹ : در عشق توام نصیحت و پند چه سود

رباعی شمارهٔ ۶۷۰ : در عشق توام وفا قرین میباید

رباعی شمارهٔ ۶۷۱ : در عشق تو عقل ذوفنون میخسبد

رباعی شمارهٔ ۶۷۲ : در عشق اگر دمی قرارت باشد

رباعی شمارهٔ ۶۷۳ : در عشق نه پستی نه بلندی باشد

رباعی شمارهٔ ۶۷۴ : در عشق هزار جان و دل بس نکند

رباعی شمارهٔ ۶۷۵ : در کام دل آنچه بود نفسم همه راند

رباعی شمارهٔ ۶۷۶ : در گریهٔ خون مرا شکر خند تو کرد

رباعی شمارهٔ ۶۷۷ : در کوی خرابات تکبر نخرند

رباعی شمارهٔ ۶۷۸ : در لشکر عشق چونکه خونریز کنند

رباعی شمارهٔ ۶۷۹ : در مدرسهٔ عشق اگر قال بود

رباعی شمارهٔ ۶۸۰ : در می‌طلبی ز چشمه در بر ناید

رباعی شمارهٔ ۶۸۱ : در معنی هست و در عیان نیست که دید

رباعی شمارهٔ ۶۸۲ : در مغز فلک چو عشق تو جا گیرد

رباعی شمارهٔ ۶۸۳ : ای دل، اثر صبح، گه شام که دید

رباعی شمارهٔ ۶۸۴ : در نفی تو عقل را امان نتوان دید

رباعی شمارهٔ ۶۸۵ : درویش که اسرار جهان میبخشد

رباعی شمارهٔ ۶۸۶ : در عشق توم وفا قرین می‌باید

رباعی شمارهٔ ۶۸۷ : دریا نکند سیر مرا جو چه کند

رباعی شمارهٔ ۶۸۸ : دردی داری که بحر را پر دارد

رباعی شمارهٔ ۶۸۹ : دست تو به جود طعنه بر میغ زند

رباعی شمارهٔ ۶۹۰ : دشنام که از لب تو مهوش باشد

رباعی شمارهٔ ۶۹۱ : دل با هوس تو زاد و بودی دارد

رباعی شمارهٔ ۶۹۲ : دلتنگ مشو که دلگشائی آمد

رباعی شمارهٔ ۶۹۳ : دل جمله حکایت از بهار تو کند

رباعی شمارهٔ ۶۹۴ : دل داد مرا که دلستان را بزدم

رباعی شمارهٔ ۶۹۵ : دلدار ابد گرد دلم میگردد

رباعی شمارهٔ ۶۹۶ : دل در پی دلدار بسی تاخت و نشد

رباعی شمارهٔ ۶۹۷ : دل دوش در این عشق حریف ما بود

رباعی شمارهٔ ۶۹۸ : دل را بدهم پند که عمدا نرود

رباعی شمارهٔ ۶۹۹ : دل‌ها به سماع بیقرار افتادند

رباعی شمارهٔ ۷۰۰ : دل هرچه در آشکار و پنهان گوید

رباعی شمارهٔ ۷۰۱ : دوش آن بت من همچو مه گردون بود

رباعی شمارهٔ ۷۰۲ : دوش از قمر تو آسمان مینوشید

رباعی شمارهٔ ۷۰۳ : دو کون خیال خانه‌ای بیش نبود

رباعی شمارهٔ ۷۰۴ : دی باغ ز وی شکر سلامت میکرد

رباعی شمارهٔ ۷۰۵ : دی بنده بر آن قمر جانی شد

رباعی شمارهٔ ۷۰۶ : دی چشم تو رای سحر مطلق میزد

رباعی شمارهٔ ۷۰۷ : دیدم رخت از غم سر موئیم نماند

رباعی شمارهٔ ۷۰۸ : دی می‌رفتی بر تو تو نظر می‌کردند

رباعی شمارهٔ ۷۰۹ : دیوانه میان خلق پیدا باشد

رباعی شمارهٔ ۷۱۰ : رفتم بدر خانهٔ آنخوش پیوند

رباعی شمارهٔ ۷۱۱ : رو دیده بدوز تا دلت دیده شود

رباعی شمارهٔ ۷۱۲ : روز آمد و غوغای تو در بردارد

رباعی شمارهٔ ۷۱۳ : روز شادیست غم چرا باید خورد

رباعی شمارهٔ ۷۱۴ : روز محک محتشم و دون آمد

رباعی شمارهٔ ۷۱۵ : روزیکه بود دلت ز جان پر از درد

رباعی شمارهٔ ۷۱۶ : روزی که جمال آن صنم دیده شود

رباعی شمارهٔ ۷۱۷ : روزی که خیال دلستان رقص کند

رباعی شمارهٔ ۷۱۸ : روزی که ز کار کمترک می‌آید

رباعی شمارهٔ ۷۱۹ : روزیکه مرا عشق تو دیوانه کند

رباعی شمارهٔ ۷۲۰ : روزیکه وجودها تولد گیرد

رباعی شمارهٔ ۷۲۱ : رو نیکی کن که دهر نیکی داند

رباعی شمارهٔ ۷۲۲ : زان آب که چرخ از آن بسر می‌گردد

رباعی شمارهٔ ۷۲۳ : زان مقصد صنع تو یکی نی ببرید

رباعی شمارهٔ ۷۲۴ : ز اول که مرا عشق نگارم بربود

رباعی شمارهٔ ۷۲۵ : زلفت چو بر آن لعل شکرخای زند

رباعی شمارهٔ ۷۲۶ : زلف تو به حسن ذوفنونها برزد

رباعی شمارهٔ ۷۲۷ : زندان تو از نجات خوشتر باشد

رباعی شمارهٔ ۷۲۸ : زنهار مگو که رهروان نیز نیند

رباعی شمارهٔ ۷۲۹ : سر دل عاشقان ز مطرب شنوید

رباعی شمارهٔ ۷۳۰ : سر مستان را ز محتسب ترسانند

رباعی شمارهٔ ۷۳۱ : سرویکه ز باغ پاکبازان باشد

رباعی شمارهٔ ۷۳۲ : سرهای درختان گل تر میچینند

رباعی شمارهٔ ۷۳۳ : سرهای درختان گل رعنا چیدند

رباعی شمارهٔ ۷۳۴ : سودای ترا بهانه‌ای بس باشد

رباعی شمارهٔ ۷۳۵ : سوز دل عاشقان شررها دارد

رباعی شمارهٔ ۷۳۶ : شاد آنکه جمال ماهتابش ببرد

رباعی شمارهٔ ۷۳۷ : شاد آنکه ز دور ما یار ما بنماید

رباعی شمارهٔ ۷۳۸ : شادی همه طالبان که مطلوب رسید

رباعی شمارهٔ ۷۳۹ : شادم که غم تو در دل من گنجد

رباعی شمارهٔ ۷۴۰ : شادی زمانه با غمم برنامد

رباعی شمارهٔ ۷۴۱ : شاهیست که تو هرچه بپوشی داند

رباعی شمارهٔ ۷۴۲ : شب چون دل عاشقان پر از سودا شد

رباعی شمارهٔ ۷۴۳ : شب رفت کجا رفت همانجای که بود

رباعی شمارهٔ ۷۴۴ : شب گشت که خلقان همه در خواب روند

رباعی شمارهٔ ۷۴۵ : شور آوردم که گاو گردون نکشد

رباعی شمارهٔ ۷۴۶ : شور عجبی در سر ما میگردد

رباعی شمارهٔ ۷۴۷ : شیرین سخنی در دل ما میخندد

رباعی شمارهٔ ۷۴۸ : صافی صفت و پاک نظر باید بود

رباعی شمارهٔ ۷۴۹ : صبح آمد و وقت روشنائی آمد

رباعی شمارهٔ ۷۵۰ : صبح است و صبا مشک فشان می‌گذرد

رباعی شمارهٔ ۷۵۱ : صد بار ز سر برفت عقلم و آمد

رباعی شمارهٔ ۷۵۲ : صد سال بقای آن بت مهوش باد

رباعی شمارهٔ ۷۵۳ : صد مرحله زانسوی خرد خواهم شد

رباعی شمارهٔ ۷۵۴ : طاوس نه‌ای که بر جمالت نگرند

رباعی شمارهٔ ۷۵۵ : عارف چو گل و جز گل خندان نبود

رباعی شمارهٔ ۷۵۶ : هر دل که درو مهر تو پنهان نبود

رباعی شمارهٔ ۷۵۷ : عاشق تو یقین دان که مسلمان نبود

رباعی شمارهٔ ۷۵۸ : عاشق که بناز و ناز کی فرد بود

رباعی شمارهٔ ۷۵۹ : عاشق که تواضع ننماید چکند

رباعی شمارهٔ ۷۶۰ : عشاق به یک دم دو جهان در بازند

رباعی شمارهٔ ۷۶۱ : عشق آن باشد که خلق را دارد شاد

رباعی شمارهٔ ۷۶۲ : عشق آن خوشتر کز او بلاها خیزد

رباعی شمارهٔ ۷۶۳ : عشق از ازلست و تا ابد خواهد بود

رباعی شمارهٔ ۷۶۴ : عشق تو بهر صومعه مستی دارد

رباعی شمارهٔ ۷۶۵ : عشق تو خوشی چو قصد خونریز کند

رباعی شمارهٔ ۷۶۶ : عشق تو سلامت ز جهان می‌ببرد

رباعی شمارهٔ ۷۶۷ : عشقی آمد که عشقها سودا شد

رباعی شمارهٔ ۷۶۸ : عقل و دل من چه عیشها میداند

رباعی شمارهٔ ۷۶۹ : علم فقها ز شرع و سنت باشد

رباعی شمارهٔ ۷۷۰ : عید آمده کز تو عید عیدانه برد

رباعی شمارهٔ ۷۷۱ : غم را بر او گزیده میباید کرد

رباعی شمارهٔ ۷۷۲ : غم کیست که گرد دل مردان گردد

رباعی شمارهٔ ۷۷۳ : فردا که به محشر اندر آید زن و مرد

رباعی شمارهٔ ۷۷۴ : قاصد پی اینکه بنده خندان نشود

رباعی شمارهٔ ۷۷۵ : قد الفم ز مشق چون جیم افتاد

رباعی شمارهٔ ۷۷۶ : قومی به خرابات تو اندر بندند

رباعی شمارهٔ ۷۷۷ : کاری ز درون جان میباید

رباعی شمارهٔ ۷۷۸ : کامل صفتی راه فنا می‌پیمود

رباعی شمارهٔ ۷۷۹ : گر با دل و دنده هیچ کارم افتد

رباعی شمارهٔ ۷۸۰ : گر چرخ ترا خدمت پیوست کند

رباعی شمارهٔ ۷۸۱ : گر خواب ترا خواجه گرفتار کند

رباعی شمارهٔ ۷۸۲ : گر در طلبی ز چشمه در بر ناید

رباعی شمارهٔ ۷۸۳ : گر دریا را همه نهنگان گیرند

رباعی شمارهٔ ۷۸۴ : گر صبر کنم جامعهٔ جان میسوزد

رباعی شمارهٔ ۷۸۵ : گر صبر کنم دل از غمت تنگ آید

رباعی شمارهٔ ۷۸۶ : اگر عاشق را فنا و مردن باشد

رباعی شمارهٔ ۷۸۷ : گر ما نه همه تنور سوزان باشد

رباعی شمارهٔ ۷۸۸ : گر مرده شود تن بر خود جاش کنند

رباعی شمارهٔ ۷۸۹ : گر نگریزی ز ما بنازی چه شود

رباعی شمارهٔ ۷۹۰ : گر هر دو جهان ز خار غم پر باشد

رباعی شمارهٔ ۷۹۱ : کس از خم چوگان تو گوئی نبرد

رباعی شمارهٔ ۷۹۲ : کس واقف آن حضرت شاهانه نشد

رباعی شمارهٔ ۷۹۳ : کشتی چو به دریای روان میگذرد

رباعی شمارهٔ ۷۹۴ : گفتم بیتی نگار از من رنجید

رباعی شمارهٔ ۷۹۵ : گفتم جانی به ترک جان نتوان کرد

رباعی شمارهٔ ۷۹۶ : گفتم که به من رسید دردت بمزید

رباعی شمارهٔ ۷۹۷ : گفتم که ز خردی دل من نیست پدید

رباعی شمارهٔ ۷۹۸ : گفتی که بگو زبان چه محرم باشد

رباعی شمارهٔ ۷۹۹ : کو پای که او باغ و چمن را شاید

رباعی شمارهٔ ۸۰۰ : گوید چونی خوشی و در خنده شود

رباعی شمارهٔ ۸۰۱ : گویند که فردوس برین خواهد بود

رباعی شمارهٔ ۸۰۲ : کی باشد کین نبش بنوش تو رسد

رباعی شمارهٔ ۸۰۳ : کی غم خورد آنکه با تو خرم باشد

رباعی شمارهٔ ۸۰۴ : کی غم خورد آنکه شاد مطلق باشد

رباعی شمارهٔ ۸۰۵ : کی گفت که آن زندهٔ جاوید بمرد

رباعی شمارهٔ ۸۰۶ : لبهای تو آنگه که با ستیز بود

رباعی شمارهٔ ۸۰۷ : لعلیست که او شکر فروشی داند

رباعی شمارهٔ ۸۰۸ : ما بسته بدیم بند دیگر آمد

رباعی شمارهٔ ۸۰۹ : هر لحظه میی به جان سرمست دهد

رباعی شمارهٔ ۸۱۰ : ما می‌خواهیم و دیگران میخواهند

رباعی شمارهٔ ۸۱۱ : ماهی که کمر گرد قمر می‌بندد

رباعی شمارهٔ ۸۱۲ : مائیم ز عشق یافته مرهم خود

رباعی شمارهٔ ۸۱۳ : مردان رهت که سر معنی دانند

رباعی شمارهٔ ۸۱۴ : مردان رهش زنده به جان دگرند

رباعی شمارهٔ ۸۱۵ : مردیکه بهست و نیست قانع گردد

رباعی شمارهٔ ۸۱۶ : مرغ دل من ز بسکه پرواز آورد

رباعی شمارهٔ ۸۱۷ : مرغی که ز باغ پاکبازان باشد

رباعی شمارهٔ ۸۱۸ : مرغی ملکی زانسوی گردون بپرد

رباعی شمارهٔ ۸۱۹ : مستان غمت بار دگر شوریدند

رباعی شمارهٔ ۸۲۰ : مشکین رسنت چو پردهٔ ماه شود

رباعی شمارهٔ ۸۲۱ : مطرب خواهم که عاشق مست بود

رباعی شمارهٔ ۸۲۲ : معشوقه چو آفتاب تابان گردد

رباعی شمارهٔ ۸۲۳ : معشوقه خانگی بکاری ناید

رباعی شمارهٔ ۸۲۴ : مگذار که غصه در میانت گیرد

رباعی شمارهٔ ۸۲۵ : مگذار که وسوسه زبونت گیرد

رباعی شمارهٔ ۸۲۶ : من بندهٔ آن قوم که خود را دانند

رباعی شمارهٔ ۸۲۷ : من بندهٔ یاری که ملالش نبود

رباعی شمارهٔ ۸۲۸ : من بی‌خبرم خدای خود میداند

رباعی شمارهٔ ۸۲۹ : من چوب گرفتم به کفم عود آمد

رباعی شمارهٔ ۸۳۰ : مه را طرفی بماه رو میماند

رباعی شمارهٔ ۸۳۱ : مه‌رویان را یکان یکان برشمرید

رباعی شمارهٔ ۸۳۲ : می‌آ ید یار و چون شکر میخندد

رباعی شمارهٔ ۸۳۳ : می‌جوشد دل که تا به جوش تو رسد

رباعی شمارهٔ ۸۳۴ : می‌گوید عشق هرکه جان پیش کشد

رباعی شمارهٔ ۸۳۵ : نی آب روان ز ماهیان سیر شود

رباعی شمارهٔ ۸۳۶ : گر راه روی راه برت بگشایند

رباعی شمارهٔ ۸۳۷ : و هو معکم از او خبر می‌آید

رباعی شمارهٔ ۸۳۸ : هان ای دل خسته وقت مرهم آمد

رباعی شمارهٔ ۸۳۹ : هر جا به جهان تخم وفا برکارند

رباعی شمارهٔ ۸۴۰ : هر چند دلم رضا او می‌جوید

رباعی شمارهٔ ۸۴۱ : هرچیز که بسیار شود خوار شود

رباعی شمارهٔ ۸۴۲ : هر دل که بسوی دلربائی نرود

رباعی شمارهٔ ۸۴۳ : هر روز دلم نو شکری نوش کند

رباعی شمارهٔ ۸۴۴ : هر شب که دل سپهر گلشن گردد

رباعی شمارهٔ ۸۴۵ : هر شب که ز سودای تو نوبت بزنند

رباعی شمارهٔ ۸۴۸ : هر قبض اثر علت اولی باشد

رباعی شمارهٔ ۸۴۹ : هرگز حق صحبت قدیمت نبود

رباعی شمارهٔ ۸۵۰ : هر کو بگشاده گرهی می‌بندد

رباعی شمارهٔ ۸۵۱ : هر لحظه همی خوانمش از راه بعید

رباعی شمارهٔ ۸۵۲ : هر لقمهٔ خوش که بر دهان میگردد

رباعی شمارهٔ ۸۵۳ : هر موی زلف او یکی جان دارد

رباعی شمارهٔ ۸۵۴ : هستی اثری ز نرگس مست تو بود

رباعی شمارهٔ ۸۵۵ : هشدار که فضل حق بناگاه آید

رباعی شمارهٔ ۸۵۶ : هل تا برود سرش به دیوار آید

رباعی شمارهٔ ۸۵۷ : هم کفرم و هم دینم و هم صافم و درد

رباعی شمارهٔ ۸۵۸ : همواره خوشی و دلکشی نامیزد

رباعی شمارهٔ ۸۵۹ : یاد تو کنم دلم تپیدن گیرد

رباعی شمارهٔ ۸۶۰ : یاران یاران ز هم جدائی مکنید

رباعی شمارهٔ ۸۶۱ : یار خواهم که فتنه‌انگیز بود

رباعی شمارهٔ ۸۶۲ : یاریکه مرا در غم خود می‌بندد

رباعی شمارهٔ ۸۶۳ : یک سو مشکوة امر پیغام نهاد

رباعی شمارهٔ ۸۶۴ : یک لحظه اگر نفس تو محکوم شود

رباعی شمارهٔ ۸۶۵ : آن جمع کن جان پراکنده بیار

رباعی شمارهٔ ۸۶۶ : آن زلف سیاه و قد رعناش نگر

رباعی شمارهٔ ۸۶۷ : آن ساقی روح دردهد جام آخر

رباعی شمارهٔ ۸۶۸ : آن کس که ترا دیده بود ای دلبر

رباعی شمارهٔ ۸۶۹ : از عاشق بدنام بیا ننگ مدار

رباعی شمارهٔ ۸۷۰ : امروز من از تشنه دهانی و خمار

رباعی شمارهٔ ۸۷۱ : اندیشهٔ دهرت ز چه بگداخت جگر

رباعی شمارهٔ ۸۷۲ : ای آمده ز آسمان درین عالم دیر

رباعی شمارهٔ ۸۷۳ : ای آنکه دلت باید در وی منگر

رباعی شمارهٔ ۸۷۴ : ای بوده سماع آسمانرا ره و در

رباعی شمارهٔ ۸۷۵ : ای خاک درت ز آب کوثر خوشتر

رباعی شمارهٔ ۸۷۶ : ای دلبر عیار دل نیکوفر

رباعی شمارهٔ ۸۷۷ : ای دل بگذر ز عشق و معشوق و دیار

رباعی شمارهٔ ۸۷۸ : ای زادهٔ ساقی هله از غم بگذر

رباعی شمارهٔ ۸۷۹ : ای ظل تو از سایهٔ طوبی خوشتر

رباعی شمارهٔ ۸۸۰ : ای عشق خوشی چه خوش که از خوش خوشتر

رباعی شمارهٔ ۸۸۱ : ای مرد سماع معده را خالی دار

رباعی شمارهٔ ۸۸۲ : این صورت باغست و در او نیست ثمر

رباعی شمارهٔ ۸۸۳ : بالا بنگر دو چشم را بالا دار

رباعی شمارهٔ ۸۸۴ : بالا منشین که هست پستی خوشتر

رباعی شمارهٔ ۸۸۵ : با همت باز باش و یا هیبت شیر

رباعی شمارهٔ ۸۸۶ : بسیار بخوانده‌ام دستان و سمر

رباعی شمارهٔ ۸۸۷ : تا بتوانی مدام می‌باش به ذکر

رباعی شمارهٔ ۸۸۸ : تا چند کشی سخرهٔ نفس بیکار

رباعی شمارهٔ ۸۸۹ : چون از رخ یار دور گشتم به بهار

رباعی شمارهٔ ۸۹۰ : چون بت رخ تست بت‌پرستی خوشتر

رباعی شمارهٔ ۸۹۱ : چون دید رخ زرد من آن شهره نگار

رباعی شمارهٔ ۸۹۲ : خواهی بستان حلقهٔ مستان بنگر

رباعی شمارهٔ ۸۹۳ : خورشید همی زرد شود بر دیوار

رباعی شمارهٔ ۸۹۴ : در باغ در نیامدم گرد آور

رباعی شمارهٔ ۸۹۵ : در خاک در وفای آن سیمین بر

رباعی شمارهٔ ۸۹۶ : در مصطبه‌ها گر دو خرابات نگر

رباعی شمارهٔ ۸۹۷ : در نوبت عشق چشم باشد در بار

رباعی شمارهٔ ۸۹۸ : دست و دل ما هرچه تهی‌تر خوشتر

رباعی شمارهٔ ۸۹۹ : دوری ز برادر منافق بهتر

رباعی شمارهٔ ۹۰۰ : رفتم به سر گور کریم دلدار

رباعی شمارهٔ ۹۰۱ : روی چو مهت پیش چراغ اولی‌تر

رباعی شمارهٔ ۹۰۲ : زان ابروی چون کمانت ای بدر منیر

رباعی شمارهٔ ۹۰۳ : ساقی گفتم ترا می ساده بیار

رباعی شمارهٔ ۹۰۴ : سیلاب گرفت گرد ویرانهٔ عمر

رباعی شمارهٔ ۹۰۵ : طبعم چو حیات یافت از جلوهٔ فکر

رباعی شمارهٔ ۹۰۶ : فرمود خدا به وحی کای پیغمبر

رباعی شمارهٔ ۹۰۷ : گر جان داری بیار جان باز آخر

رباعی شمارهٔ ۹۰۸ : گر در سر و چشم عقل داری و صبر

رباعی شمارهٔ ۹۰۹ : گر گل کارم بیتو نروید جز خار

رباعی شمارهٔ ۹۱۰ : گفتم بنما که چون کنم بمیر

رباعی شمارهٔ ۹۱۱ : گفتم چشمم گفت سحابی کم گیر

رباعی شمارهٔ ۹۱۲ : گر رنگ خزان دارم و گر رنگ بهار

رباعی شمارهٔ ۹۱۳ : گفتی که: بیا که باغ خندید و بهار

رباعی شمارهٔ ۹۱۴ : گوش ما را بی‌دم اسرار مدار

رباعی شمارهٔ ۹۱۵ : ای بسته حجاب، پردها را بردار

رباعی شمارهٔ ۹۱۶ : مائیم چو حال عاشقان زیر و زبر

رباعی شمارهٔ ۹۱۷ : مجموع تن و قالب خود را بنگر

رباعی شمارهٔ ۹۱۸ : مجنون و پریشان توام دستم گیر

رباعی شمارهٔ ۹۱۹ : من دم نزنم از این جهان دمگیر

رباعی شمارهٔ ۹۲۰ : من رنگ خزان دارم و تو رنگ بهار

رباعی شمارهٔ ۹۲۱ : من مسخرهٔ تو نیسستم ای فاجر

رباعی شمارهٔ ۹۲۲ : می‌آید گرگ نزد ما وقت سحر

رباعی شمارهٔ ۹۲۳ : هر دم دل جمع را برنجاند یار

رباعی شمارهٔ ۹۲۴ : هر دم دل خسته‌ام برنجاند یار

رباعی شمارهٔ ۹۲۵ : هین وقت صبوحست می ناب بیار

رباعی شمارهٔ ۹۲۶ : آمد آمد آنکه نرفت او هرگز

رباعی شمارهٔ ۹۲۷ : آمد بر من دوش نگاری سر تیز

رباعی شمارهٔ ۹۲۸ : آمد دی دیوانه و شبهای دراز

رباعی شمارهٔ ۹۲۹ : آن تاب که من دانم و تو ای دل سوز

رباعی شمارهٔ ۹۳۰ : آن یار نهان کشید باز دستم امروز

رباعی شمارهٔ ۹۳۱ : ای تنگ شکر از ترشان چشم بدوز

رباعی شمارهٔ ۹۳۲ : ای جان سماع و روزه و حج و نماز

رباعی شمارهٔ ۹۳۳ : ای جان لطیف بیغم عشق مساز

رباعی شمارهٔ ۹۳۴ : ای دل ز جفای دلستانان مگریز

رباعی شمارهٔ ۹۳۵ : ای دل همه رخت را در این کوی انداز

رباعی شمارهٔ ۹۳۶ : ای ذره ز خورشید توانی بگریز

رباعی شمارهٔ ۹۳۷ : ای صلح تو با بنده همه جنگ آمیز

رباعی شمارهٔ ۹۳۸ : ای عشق تو داده باز جان را پرواز

رباعی شمارهٔ ۹۳۹ : ای عشق نخسبی و نخفتی هرگز

رباعی شمارهٔ ۹۴۰ : ای کرده ز نقش آدمی چنگی ساز

رباعی شمارهٔ ۹۴۱ : ای لاله بیا و از رخم رنگ آموز

رباعی شمارهٔ ۹۴۲ : امروز خوشم به جان تو فردا نیز

رباعی شمارهٔ ۹۴۳ : امروز مرو از برم ای یار بساز

رباعی شمارهٔ ۹۴۴ : امشب که گشاده است صنم با ما راز

رباعی شمارهٔ ۹۴۵ : بازآمدم اینک که زنم آتش نیز

رباعی شمارهٔ ۹۴۶ : بازی بودم پریده از عالم راز

رباعی شمارهٔ ۹۴۷ : بنمای بمن رخ ای شمع طراز

رباعی شمارهٔ ۹۴۸ : جهدی بکن ار پند پذیری دو سه روز

رباعی شمارهٔ ۹۴۹ : زنها مشو غره به بیباکی باز

رباعی شمارهٔ ۹۵۰ : درد تو علاج کس پذیرد هرگز

رباعی شمارهٔ ۹۵۱ : در سر هوس عشق تو دارم همه روز

رباعی شمارهٔ ۹۵۲ : دل آمد و گفت هست سوداش دراز

رباعی شمارهٔ ۹۵۳ : دل بر سر تو بدل نجوید هرگز

رباعی شمارهٔ ۹۵۴ : زین سنگدلان نشد دلی نرم هنوز

رباعی شمارهٔ ۹۵۵ : شب گشت و خبر نیست مرا از شب و روز

رباعی شمارهٔ ۹۵۶ : صد بار بگفتمت ز مستان مگریز

رباعی شمارهٔ ۹۵۷ : صد بار بگفت یار هرجا مگریز

رباعی شمارهٔ ۹۵۸ : گر بکشندم نگردم از عشق توباز

رباعی شمارهٔ ۹۵۹ : گر در ره عشق او نباشی سرباز

رباعی شمارهٔ ۹۶۰ : گر گوهر طاعتی نسفتم هرگز

رباعی شمارهٔ ۹۶۱ : مائیم و توئی و خانه خالی برخیز

رباعی شمارهٔ ۹۶۲ : مائیم و دمی کوته و سودای دراز

رباعی شمارهٔ ۹۶۳ : مائیم و هوای یار مه رو شب و روز

رباعی شمارهٔ ۹۶۴ : مردانه بیا که نیست کار تو مجاز

رباعی شمارهٔ ۹۶۵ : معشوقهٔ ما کران نگیرد هرگز

رباعی شمارهٔ ۹۶۶ : من بودم و دوش آن بت بنده نواز

رباعی شمارهٔ ۹۶۷ : من سیر نگشته‌ام ز تو یار هنوز

رباعی شمارهٔ ۹۶۸ : من همتیم کجا بود چون من باز

رباعی شمارهٔ ۹۶۹ : میگوید مرمرا نگار دلسوز

رباعی شمارهٔ ۹۷۰ : نی چارهٔ آنکه با تو باشم همراز

رباعی شمارهٔ ۹۷۱ : هین وقت صبوحست میان شب و روز

رباعی شمارهٔ ۹۷۲ : یاری خواهی ز یار با یار بساز

رباعی شمارهٔ ۹۷۳ : یک شب چو ستاره گر نخسبی تا روز

رباعی شمارهٔ ۹۷۴ : آمد آمد ترش ترش یعنی بس

رباعی شمارهٔ ۹۷۵ : احوال دلم هر سحر از باد بپرس

رباعی شمارهٔ ۹۷۶ : از حادثهٔ جهان زاینده مترس

رباعی شمارهٔ ۹۷۷ : از روز قیامت جهان‌سوز بترس

رباعی شمارهٔ ۹۷۸ : ای یوسف جان ز حال یعقوب بپرس

رباعی شمارهٔ ۹۷۹ : جانا صفت قدم ز ابروت بپرس

رباعی شمارهٔ ۹۸۰ : چون روبه من شدی تو از شیر مترس

رباعی شمارهٔ ۹۸۱ : دارد به قدح می حرامی که مپرس

رباعی شمارهٔ ۹۸۲ : دلدار چنان مشوش آمد که مپرس

رباعی شمارهٔ ۹۸۳ : رو در صف بندگان ما باش و مترس

رباعی شمارهٔ ۹۸۴ : رو مرکب عشق را قوی ران و مترس

رباعی شمارهٔ ۹۸۵ : رویم چو زر زمانه می‌بین و مپرس

رباعی شمارهٔ ۹۸۶ : زین عشق پر از فعل جهانسوز بترس

رباعی شمارهٔ ۹۸۷ : عاشق چو نمیشوی برو پشم بریس

رباعی شمارهٔ ۹۸۸ : مر تشنهٔ عشق را شرابیست مترس

رباعی شمارهٔ ۹۸۹ : هستم ز غمش چنان پریشان که مپرس

رباعی شمارهٔ ۹۹۰ : آتش در زن بگیر پا در کویش

رباعی شمارهٔ ۹۹۱ : آن دل که من آن خویش پنداشتمش

رباعی شمارهٔ ۹۹۲ : آن دم که حق بنده‌گزاری همه خوش

رباعی شمارهٔ ۹۹۳ : آندیده که هست عاشق گلزارش

رباعی شمارهٔ ۹۹۴ : آنرا که رسول دوست پنداشتمش

رباعی شمارهٔ ۹۹۵ : آن رند و قلندر نهان آمد فاش

رباعی شمارهٔ ۹۹۶ : آنکس که نظر کند به چشم مستش

رباعی شمارهٔ ۹۹۷ : از آتش تو فتاده جانم در جوش

رباعی شمارهٔ ۹۹۸ : امروز حریف عشق بانگی زد فاش

رباعی شمارهٔ ۹۹۹ : اندر بر خویشم بفشاری همه خوش

رباعی شمارهٔ ۱۰۰۰ : ای باد صبا به کوی آن دلبر کش

رباعی شمارهٔ ۱۰۰۱ : ای جان جهان و روشنائی همه خوش

رباعی شمارهٔ ۱۰۰۲ : ای چشم بیا دامن خود در خون کش

رباعی شمارهٔ ۱۰۰۳ : گفتی چونی بیا که چون روزم خوش

رباعی شمارهٔ ۱۰۰۴ : گه باده لقب نهادم و گه جامش

رباعی شمارهٔ ۱۰۰۵ : مرغان رفتند بر سلیمان بخروش

رباعی شمارهٔ ۱۰۰۶ : من شیشه زنم بر آن دل سنگ خوشش

رباعی شمارهٔ ۱۰۰۷ : ناگه بزدم دست بسوی جیبش

رباعی شمارهٔ ۱۰۰۸ : نیمی دف من به موش دادی همه خوش

رباعی شمارهٔ ۱۰۰۹ : هان ای دل تشنه جوی را جویان باش

رباعی شمارهٔ ۱۰۱۰ : هرچند ملولی نفسی با ما باش

رباعی شمارهٔ ۱۰۱۱ : ای دل برو از عاقبت اندیشان باش

رباعی شمارهٔ ۱۰۱۲ : ای روز نشاط روشنی وقت تو خوش

رباعی شمارهٔ ۱۰۱۳ : ای روی چو آفتاب تو شادی کش

رباعی شمارهٔ ۱۰۱۴ : ای زلف پر از مشک تتاری همه خوش

رباعی شمارهٔ ۱۰۱۵ : ای سودائی برو پی سودا باش

رباعی شمارهٔ ۱۰۱۶ : ای عشق بیا به تلخ خویان خو بخش

رباعی شمارهٔ ۱۰۱۷ : ای کرده به پنج شمع روشن هر شش

رباعی شمارهٔ ۱۰۱۸ : ای گنج بیا زود به ویرانهٔ خویش

رباعی شمارهٔ ۱۰۱۹ : ای یار مرا موافقی وقتت خوش

رباعی شمارهٔ ۱۰۲۰ : با دل گفتم ز دیگران بیش مباش

رباعی شمارهٔ ۱۰۲۱ : با پیر خرد نهفته میگویم دوش

رباعی شمارهٔ ۱۰۲۲ : با ما چه نه‌ای مشو رفیق اوباش

رباعی شمارهٔ ۱۰۲۳ : بر جان و دل و دیده سواری همه خوش

رباعی شمارهٔ ۱۰۲۴ : بر دل چو شکفته گشت اسرار غمش

رباعی شمارهٔ ۱۰۲۵ : بر من بگریست نرگس خمارش

رباعی شمارهٔ ۱۰۲۶ : بیچاره دل سوختهٔ محنت کش

رباعی شمارهٔ ۱۰۲۷ : پیوسته مرید حق شو و باقی باش

رباعی شمارهٔ ۱۰۲۸ : تا بتوانی تو جامهٔ عشق مپوش

رباعی شمارهٔ ۱۰۲۹ : تا در نزنی بهر چه داری آتش

رباعی شمارهٔ ۱۰۳۰ : جان جانی بیا میان جان باش

رباعی شمارهٔ ۱۰۳۱ : چون رنگ بدزدید گل از رخسارش

رباعی شمارهٔ ۱۰۳۲ : خائیدن آن لب که چشیدی شکرش

رباعی شمارهٔ ۱۰۳۳ : دانم که برای ما نخفتی همه دوش

رباعی شمارهٔ ۱۰۳۴ : در انجمنی نشسته دیدم دوشش

رباعی شمارهٔ ۱۰۳۵ : در حلقهٔ مستان تو ای دلبر دوش

رباعی شمارهٔ ۱۰۳۶ : در مجلس سلطان بشکستم جامش

رباعی شمارهٔ ۱۰۳۷ : دلدار مرا وعده دهد نشنومش

رباعی شمارهٔ ۱۰۳۸ : دل یاد تو آرد برود هوش ز هوش

رباعی شمارهٔ ۱۰۳۹ : رفت آنکه نبود کس به خوبی یارش

رباعی شمارهٔ ۱۰۴۰ : سودای توام در جنون میزد دوش

رباعی شمارهٔ ۱۰۴۱ : سوگند بدان دل که شده است او پستش

رباعی شمارهٔ ۱۰۴۲ : شب چیست برای ما زمان نالش

رباعی شمارهٔ ۱۰۴۳ : کاری کردم نگاه نکردم پس و پیش

رباعی شمارهٔ ۱۰۴۴ : گر می‌کشدم غم تو هر دم مکش

رباعی شمارهٔ ۱۰۴۵ : گر ناله کنم گوید یعقوب مباش

رباعی شمارهٔ ۱۰۴۶ : گفتم چشمم گفت که جیحون کنمش

رباعی شمارهٔ ۱۰۴۷ : الجوهر فقر و سوی الفقر عرض

رباعی شمارهٔ ۱۰۴۸ : امروز سماعست و سماعست و سماع

رباعی شمارهٔ ۱۰۴۹ : عشقست زهر چه آن نشاید مانع

رباعی شمارهٔ ۱۰۵۰ : عاشق گردد بگرد اطلال و ربوع

رباعی شمارهٔ ۱۰۵۱ : مهمان توایم ما و مهمان سماع

رباعی شمارهٔ ۱۰۵۲ : هر روز بیاید آن سپهدار سماع

رباعی شمارهٔ ۱۰۵۳ : ای بندهٔ سردی به زمستان چون زاغ

رباعی شمارهٔ ۱۰۵۴ : بلبل آمد به باغ و رستیم ز زاغ

رباعی شمارهٔ ۱۰۵۵ : گر با دیگری مجلس میسازم و لاغ

رباعی شمارهٔ ۱۰۵۶ : گفتی مگری چو ابر در فرقت باغ

رباعی شمارهٔ ۱۰۵۷ : گویند که عشق بانگ و نامست دروغ

رباعی شمارهٔ ۱۰۵۸ : گویند که یار را وفا نیست دروغ

رباعی شمارهٔ ۱۰۵۹ : از دل سوی دلدار شکافست شکاف

رباعی شمارهٔ ۱۰۶۰ : امروز طوافست طوافست طواف

رباعی شمارهٔ ۱۰۶۱ : با زنگی امشب چو شدستی به مصاف

رباعی شمارهٔ ۱۰۶۲ : در فقر فقیر باش و در صفوت صاف

رباعی شمارهٔ ۱۰۶۳ : گویند مرا چند بخندی ز گزاف

رباعی شمارهٔ ۱۰۶۴ : مهمان تو نیست دو سه روز و گزاف

رباعی شمارهٔ ۱۰۶۵ : آن تاق که نیست جفتش اندر آفاق

رباعی شمارهٔ ۱۰۶۶ : آنکس که ترا بدید ای خوب اخلاق

رباعی شمارهٔ ۱۰۶۷ : ای داروی فربهی و جان عاشق

رباعی شمارهٔ ۱۰۶۸ : تمکین و قرار من که دارد در عشق

رباعی شمارهٔ ۱۰۶۹ : لو کان اقل هذه الاشواق

رباعی شمارهٔ ۱۰۷۰ : هر دل که طواف کرد گرد در عشق

رباعی شمارهٔ ۱۰۷۱ : هر روز بنو برآید آن دلبر عشق

رباعی شمارهٔ ۱۰۷۲ : چون گشت طلسم جسم آدم چالاک

رباعی شمارهٔ ۱۰۷۳ : حاشا که شود سینهٔ عاشق غمناک

رباعی شمارهٔ ۱۰۷۴ : خندید فرح تا بزنی انگشتک

رباعی شمارهٔ ۱۰۷۵ : در بحر صفا گداختم همچو نمک

رباعی شمارهٔ ۱۰۷۶ : آنجا که عنایتست چه صلح و چه جنگ

رباعی شمارهٔ ۱۰۷۷ : با همت بازباش و با کبر پلنگ

رباعی شمارهٔ ۱۰۷۸ : برزن به سبوی صحبت نادان سنگ

رباعی شمارهٔ ۱۰۷۹ : چون چنگ خودت بگیرم اندر بر تنگ

رباعی شمارهٔ ۱۰۸۰ : می‌گردد این روی جهان رنگ به رنگ

رباعی شمارهٔ ۱۰۸۱ : یک چند میان خلق کردیم درنگ

رباعی شمارهٔ ۱۰۸۲ : آنکس که ترا دید و نخندید چو گل

رباعی شمارهٔ ۱۰۸۳ : آن می که گشود مرغ جان را پر و بال

رباعی شمارهٔ ۱۰۸۴ : آواز گرفته است خروشان مینال

رباعی شمارهٔ ۱۰۸۵ : از عقل دلیل آید و از عشق خلیل

رباعی شمارهٔ ۱۰۸۶ : از من زر و دل خواستی ای مهر گسل

رباعی شمارهٔ ۱۰۸۷ : اسرار حقیقت نشود حل به سال

رباعی شمارهٔ ۱۰۸۸ : این عشق کمالست و کمالست و کمال

رباعی شمارهٔ ۱۰۸۹ : این نکته شنو ز بنده ای نقش چگل

رباعی شمارهٔ ۱۰۹۰ : پر از عیسی است این جهان مالامال

رباعی شمارهٔ ۱۰۹۱ : جانی دارم لجوج و سرمست و فضول

رباعی شمارهٔ ۱۰۹۲ : چون آمده‌ای در این بیابان حاصل

رباعی شمارهٔ ۱۰۹۳ : چون دم زدی از مهر رخ یار ای دل

رباعی شمارهٔ ۱۰۹۴ : حاشا که کند دل به دگر جا منزل

رباعی شمارهٔ ۱۰۹۵ : الخمر و من‌الزق ینادیک تعال

رباعی شمارهٔ ۱۰۹۶ : در خاموشی چرا شوی کند و ملول

رباعی شمارهٔ ۱۰۹۷ : در عشق نوا جزو زند آنگه کل

رباعی شمارهٔ ۱۰۹۸ : عشقی به کمال و دلربائی به جمال

رباعی شمارهٔ ۱۰۹۹ : عشقی دارم پاکتر از آب زلال

رباعی شمارهٔ ۱۱۰۰ : عمری به هوس در تک و تاز آمد دل

رباعی شمارهٔ ۱۱۰۱ : عندی جمل و من اشتیاق و فضول

رباعی شمارهٔ ۱۱۰۲ : مردا منشین جز که به پهلوی رجال

رباعی شمارهٔ ۱۱۰۳ : ممکن ز تو چون نیست که بردارم دل

رباعی شمارهٔ ۱۱۰۴ : نومید مشو امید می‌دار ای دل

رباعی شمارهٔ ۱۱۰۵ : هم شاهد دیده‌ای و هم شاهد دل

رباعی شمارهٔ ۱۱۰۶ : کاچی سازی که روز برفست و وحل

رباعی شمارهٔ ۱۱۰۷ : یا من هوب سیدی و اعلی و اجل

رباعی شمارهٔ ۱۱۰۸ : آمد بت خوش عربدهٔ می‌کشیم

رباعی شمارهٔ ۱۱۰۹ : آمد شد خود به کوی تو می‌بینم

رباعی شمارهٔ ۱۱۱۰ : آن باده که بر جسم حرامست حرام

رباعی شمارهٔ ۱۱۱۱ : آن خوش سخنان که ما بگفتیم به هم

رباعی شمارهٔ ۱۱۱۲ : آنکس که به آب دیده‌اش میجویم

رباعی شمارهٔ ۱۱۱۳ : آن کس که ببست خواب ما را بستم

رباعی شمارهٔ ۱۱۱۴ : آنم که چو غمخوار شوم من شادم

رباعی شمارهٔ ۱۱۱۵ : آن وقت آمد که ما به تو پردازیم

رباعی شمارهٔ ۱۱۱۶ : آنها که به پیش دلستان می‌کردم

رباعی شمارهٔ ۱۱۱۷ : آواز تو بشنوم خوش آوازه شوم

رباعی شمارهٔ ۱۱۱۸ : آواز سرافیل طرب میرسدم

رباعی شمارهٔ ۱۱۱۹ : از باد همه پیام او میشنوم

رباعی شمارهٔ ۱۱۲۰ : از بسکه به نزدیک توام من دورم

رباعی شمارهٔ ۱۱۲۱ : از بلبل سرمست نوائی شنوم

رباعی شمارهٔ ۱۱۲۲ : از بهر تو صد بار ملامت بکشم

رباعی شمارهٔ ۱۱۲۳ : از بهر تو گر جان بدهم خوش میرم

رباعی شمارهٔ ۱۱۲۴ : از ثور فلک شیر وفا میدوشم

رباعی شمارهٔ ۱۱۲۵ : از چشم تو سحر مطلق آموخته‌ام

رباعی شمارهٔ ۱۱۲۶ : از جوی خوشاب دوست آبی خوردم

رباعی شمارهٔ ۱۱۲۷ : از خاک در تو چون جدا می‌باشم

رباعی شمارهٔ ۱۱۲۸ : از خویشتن بجستن آرزو میکندم

رباعی شمارهٔ ۱۱۲۹ : از خویش خوشم نی نباشد خوشیم

رباعی شمارهٔ ۱۱۳۰ : از درد همیشه من دوا می‌بینم

رباعی شمارهٔ ۱۱۳۱ : از روی تو من همیشه گلشن بودم

رباعی شمارهٔ ۱۱۳۲ : از سوز غم تو آتش میطلبم

رباعی شمارهٔ ۱۱۳۳ : از شور و جنون رشک جنان را بزدم

رباعی شمارهٔ ۱۱۳۴ : از صنع برآیم بر صانع باشم

رباعی شمارهٔ ۱۱۳۵ : از طبع ملول دوست ما می‌دانیم

رباعی شمارهٔ ۱۱۳۶ : از عشق تو گشتم ارغنون عالم

رباعی شمارهٔ ۱۱۳۷ : از عشق تو من بلند قد می‌گردم

رباعی شمارهٔ ۱۱۳۸ : از مطبخ غمهاش بلا میرسدم

رباعی شمارهٔ ۱۱۳۹ : از هرچه که آن خوشست نهی است مدام

رباعی شمارهٔ ۱۱۴۰ : اسرار ز دست دادمی نتوانم

رباعی شمارهٔ ۱۱۴۱ : افتاده مرا عجب شکاری چکنم

رباعی شمارهٔ ۱۱۴۲ : المنةالله که به تو پیوستم

رباعی شمارهٔ ۱۱۴۳ : امروز چو حلقه مانده بیرون دریم

رباعی شمارهٔ ۱۱۴۴ : امروز همه روز به پیش نظرم

رباعی شمارهٔ ۱۱۴۵ : امروز یکی گردش مستانه کنم

رباعی شمارهٔ ۱۱۴۶ : امشب که حریف دلبر دلداریم

رباعی شمارهٔ ۱۱۴۷ : امشب که حریف مشتری و ماهم

رباعی شمارهٔ ۱۱۴۸ : امشب که شراب جان مدامست مدام

رباعی شمارهٔ ۱۱۴۹ : امشب که غم عشق مدامست مدام

رباعی شمارهٔ ۱۱۵۰ : امشب که مه عشق تمامست تمام

رباعی شمارهٔ ۱۱۵۱ : امشب که همی رسد ز دلدار سلام

رباعی شمارهٔ ۱۱۵۲ : امشب همه شب نشسته اندر حزنم

رباعی شمارهٔ ۱۱۵۳ : اندر طلب دوست همی بشتابم

رباعی شمارهٔ ۱۱۵۴ : انگورم و در زیر لگد می‌گردم

رباعی شمارهٔ ۱۱۵۵ : از دوستیت خون جگر را بخورم

رباعی شمارهٔ ۱۱۵۶ : ای از تو برون ز خانه‌ها جای دلم

رباعی شمارهٔ ۱۱۵۷ : ای بانگ رباب از تو تابی دارم

رباعی شمارهٔ ۱۱۵۸ : ای جان و جهان، جان و جهان گم کردم

رباعی شمارهٔ ۱۱۵۹ : ای دوست شکارم و شکاری دارم

رباعی شمارهٔ ۱۱۶۰ : ای دل چو بهر خسی نشینی چکنم

رباعی شمارهٔ ۱۱۶۱ : ای دل ز جهانپان چرا داری بیم

رباعی شمارهٔ ۱۱۶۲ : ای راحت و آرامگه پیوستم

رباعی شمارهٔ ۱۱۶۳ : ای عشق که هستی به یقین معشوقم

رباعی شمارهٔ ۱۱۶۴ : ای نرگس پر خواب ربودی خوابم

رباعی شمارهٔ ۱۱۶۵ : این گردش را ز جان خود دزدیدم

رباعی شمارهٔ ۱۱۶۶ : با تو قصص درد و فغان میگویم

رباعی شمارهٔ ۱۱۶۷ : با درد بساز چون دوای تو منم

رباعی شمارهٔ ۱۱۶۸ : باز آمدم و برابرت بنشستم

رباعی شمارهٔ ۱۱۶۹ : بازآمد و بازآمد ره بگشائیم

رباعی شمارهٔ ۱۱۷۰ : با سرکشی عشق اگر سرد آرم

رباعی شمارهٔ ۱۱۷۱ : باغی که من از بهار او بشکفتم

رباعی شمارهٔ ۱۱۷۲ : بالای سر ار دست زند دو دستم

رباعی شمارهٔ ۱۱۷۳ : با ملک غمت چرا تکبر نکنم

رباعی شمارهٔ ۱۱۷۴ : بخروشیدم گفت خموشت خواهم

رباعی شمارهٔ ۱۱۷۵ : بر بوی تو هر کجا گلی دیدستم

رباعی شمارهٔ ۱۱۷۶ : بر بوی وفا دست زنانت باشم

رباعی شمارهٔ ۱۱۷۷ : بر زلف تو گر دست درازی کردم

رباعی شمارهٔ ۱۱۷۸ : بر شاه حبش زنیم و بر قیصر روم

رباعی شمارهٔ ۱۱۷۹ : بر میکده وقف است دلم سرمستم

رباعی شمارهٔ ۱۱۸۰ : بر یاد لبت لعل نگین می‌بوسم

رباعی شمارهٔ ۱۱۸۱ : بوی دهن تو از چمن می‌شنوم

رباعی شمارهٔ ۱۱۸۲ : بهر تو زنم نوا چو نی برگیرم

رباعی شمارهٔ ۱۱۸۳ : بیدف بر ما میا که ما در سوریم

رباعی شمارهٔ ۱۱۸۴ : بیرون ز دو کون من مرادی دارم

رباعی شمارهٔ ۱۱۸۵ : بیکار شدم ای غم عشقت کارم

رباعی شمارهٔ ۱۱۸۶ : بیگانه مگیرید مرا زین کویم

رباعی شمارهٔ ۱۱۸۷ : بیگاه شد وز بیگهی من شادم

رباعی شمارهٔ ۱۱۸۸ : تا آتش و آب عشق بشناخته‌ام

رباعی شمارهٔ ۱۱۸۹ : تا ترک دل خویش نگیری ندهم

رباعی شمارهٔ ۱۱۹۰ : تا جان دارم بندهٔ مرجان توام

رباعی شمارهٔ ۱۱۹۱ : تا چند بهر زه چون غباری گردم

رباعی شمارهٔ ۱۱۹۲ : تا چند چو دف دست ستمهات خورم

رباعی شمارهٔ ۱۱۹۳ : تا خواسته‌ام از تو ترا خواسته‌ام

رباعی شمارهٔ ۱۱۹۴ : تا روی تو دیدم از جهان سیر شدم

رباعی شمارهٔ ۱۱۹۵ : تا زلف ترا به جان و دل بنده شدیم

رباعی شمارهٔ ۱۱۹۶ : تا شمع تو افروخت پروانه شدم

رباعی شمارهٔ ۱۱۹۷ : تا ظن نبری که از تو بگریخته‌ام

رباعی شمارهٔ ۱۱۹۸ : تا ظن نبری که از غمانت رستم

رباعی شمارهٔ ۱۱۹۹ : تا ظن نبری که من دوئی می‌بینم

رباعی شمارهٔ ۱۲۰۰ : تا ظن نبری که من کمت می‌بینم

رباعی شمارهٔ ۱۲۰۱ : تا کاسهٔ دوغ خویش باشد پیشم

رباعی شمارهٔ ۱۲۰۲ : تا پردهٔ عاشقانه بشناخته‌ایم

رباعی شمارهٔ ۱۲۰۳ : تا میرود آن نگار ما میرانیم

رباعی شمارهٔ ۱۲۰۴ : تو بحر لطافتی و ما همچو کفیم

رباعی شمارهٔ ۱۲۰۵ : جانرا که در این خانه وثاقش دادم

رباعی شمارهٔ ۱۲۰۶ : جانی که در او دو صد جهان میدانم

رباعی شمارهٔ ۱۲۰۷ : چندانکه به کار خود فرو می‌بینم

رباعی شمارهٔ ۱۲۰۸ : چون تاج منی ز فرق خود افکندیم

رباعی شمارهٔ ۱۲۰۹ : چون مار ز افسون کسی می‌پیچم

رباعی شمارهٔ ۱۲۱۰ : چون می‌دانی که از نکوئی دورم

رباعی شمارهٔ ۱۲۱۱ : حاشا که ز زخم تیر و خنجر ترسیم

رباعی شمارهٔ ۱۲۱۲ : خواهم که به عشق تو ز جان برخیزم

رباعی شمارهٔ ۱۲۱۳ : خود راز چنین لطف چه مانع باشیم

رباعی شمارهٔ ۱۲۱۴ : خیزید که تا بر شب مهتاب زنیم

رباعی شمارهٔ ۱۲۱۵ : در آتش خویش چون دمی جوش کنم

رباعی شمارهٔ ۱۲۱۶ : در باغ شدم صبوح و گل می‌چیدم

رباعی شمارهٔ ۱۲۱۷ : در بحر خیال غرقهٔ گردابم

رباعی شمارهٔ ۱۲۱۸ : در چنگ توام بتا در آن چنگ خوشم

رباعی شمارهٔ ۱۲۱۹ : در دور سپهر و مهر ساقی مائیم

رباعی شمارهٔ ۱۲۲۰ : در چشمهٔ دل مهی بدیدیم به چشم

رباعی شمارهٔ ۱۲۲۱ : در عالم گل گنج نهانی مائیم

رباعی شمارهٔ ۱۲۲۲ : در عشق تو گر دل بدهم جان ببرم

رباعی شمارهٔ ۱۲۲۳ : در عشق تو معرفت خطا دانستیم

رباعی شمارهٔ ۱۲۲۴ : در کوی خرابات گذر میکردم

رباعی شمارهٔ ۱۲۲۵ : در کوی خرابات نگاری دیدم

رباعی شمارهٔ ۱۲۲۶ : در هر فلکی مردمکی می‌بینم

رباعی شمارهٔ ۱۲۲۷ : دستارم و جبه و سرم هر سه به هم

رباعی شمارهٔ ۱۲۲۸ : دشنامم ده که مست دشنام توام

رباعی شمارهٔ ۱۲۲۹ : دلدار چو دید خسته و غمگینم

رباعی شمارهٔ ۱۲۳۰ : دل زار وثاق سینه آواره کنم

رباعی شمارهٔ ۱۲۳۱ : دل میگوید که نقد این باغ دریم

رباعی شمارهٔ ۱۲۳۲ : دوش آمده بود از سر لطفی یارم

رباعی شمارهٔ ۱۲۳۳ : دوش از سر مستی بخراشید رخم

رباعی شمارهٔ ۱۲۳۴ : دوش از طربی بسوی اصحاب شدیم

رباعی شمارهٔ ۱۲۳۵ : دوش ارچه هزار نام بر ننگ زدم

رباعی شمارهٔ ۱۲۳۶ : دل داد مرا که دلستان را بزدم

رباعی شمارهٔ ۱۲۳۷ : دیوانه‌ام نیم ولیک همی خوانندم

رباعی شمارهٔ ۱۲۳۸ : ذات تو ز عیبها جدا دانستم

رباعی شمارهٔ ۱۲۳۹ : رازیکه بگفتی ای بت بدخویم

رباعی شمارهٔ ۱۲۴۰ : رفتی و ز رفتن تو من خون گریم

رباعی شمارهٔ ۱۲۴۱ : روزت بستودم و نمی‌دانستم

رباعی شمارهٔ ۱۲۴۲ : روزی به خرابات تو می میخوردم

رباعی شمارهٔ ۱۲۴۳ : رویت بینم بدر من آن را دانم

رباعی شمارهٔ ۱۲۴۴ : زان دم که ترا به عشق بشناخته‌ام

رباعی شمارهٔ ۱۲۴۵ : ز اول که حدیث عاشقی بشنودم

رباعی شمارهٔ ۱۲۴۶ : زاهد بودی ترانه گویت کردم

رباعی شمارهٔ ۱۲۴۷ : زنبور نیم که من بدودی بروم

رباعی شمارهٔ ۱۲۴۸ : زین پیش اگر دم از جنون میزده‌ام

رباعی شمارهٔ ۱۲۴۹ : زینگونه که من به نیستی خرسندم

رباعی شمارهٔ ۱۲۵۰ : ساقی امروز در خمارت بودم

رباعی شمارهٔ ۱۲۵۱ : ساقی چو دهد بادهٔ حمرا چکنم

رباعی شمارهٔ ۱۲۵۲ : سر در خاک آستان تو نهم

رباعی شمارهٔ ۱۲۵۳ : شادم که ز شادی جهان آزادم

رباعی شمارهٔ ۱۲۵۴ : شادی کردم چو آن گهر شد جفتم

رباعی شمارهٔ ۱۲۵۵ : شاعر نیم و ز شاعری نان نخورم

رباعی شمارهٔ ۱۲۵۶ : شب رفت و هنوز ما به خمار خودیم

رباعی شمارهٔ ۱۲۵۷ : شب گوید من انیس می‌خوارانم

رباعی شمارهٔ ۱۲۵۸ : شد گلشن روی تو تماشای دلم

رباعی شمارهٔ ۱۲۵۹ : صد نام زیاد دوست بر ننگ زدیم

رباعی شمارهٔ ۱۲۶۰ : عالم جسم است و نور جانی مائیم

رباعی شمارهٔ ۱۲۶۱ : عشق آمد و گفت تا بر او باشم

رباعی شمارهٔ ۱۲۶۲ : عشق از بنه بی‌بنست و بحریست عظیم

رباعی شمارهٔ ۱۲۶۳ : عشق است صبوح و من بدو بیدارم

رباعی شمارهٔ ۱۲۶۴ : عشق است قدح وز قدحش خوشحالم

رباعی شمارهٔ ۱۲۶۵ : عشق تو گرفته آستین می‌کشدم

رباعی شمارهٔ ۱۲۶۶ : عمری رخ یکدگر بدیدم به چشم

رباعی شمارهٔ ۱۲۶۷ : فانی شدم و برید اجزای تنم

رباعی شمارهٔ ۱۲۶۸ : فرمود که دست و پا بکاری بزنیم

رباعی شمارهٔ ۱۲۶۹ : قد صبحنا اللله به عیش و مدام

رباعی شمارهٔ ۱۲۷۰ : قاشانیم و لاابالی حالیم

رباعی شمارهٔ ۱۲۷۱ : قومیکه چو آفتاب دارند قدوم

رباعی شمارهٔ ۱۲۷۲ : گاه از غم دلبران بر آتش باشم

رباعی شمارهٔ ۱۲۷۳ : گاهی ز هوس دست زنان میباشم

رباعی شمارهٔ ۱۲۷۴ : گر باده نهان کنیم بو را چه کنیم

رباعی شمارهٔ ۱۲۷۵ : گر چرخ پر از ناله کنم معذورم

رباعی شمارهٔ ۱۲۷۶ : گر چرخ زنم گرد تو خورشید زنم

رباعی شمارهٔ ۱۲۷۷ : گر جنگ کند به جای چنگش گیرم

رباعی شمارهٔ ۱۲۷۸ : گر خوب کنی روی مرا خوب توام

رباعی شمارهٔ ۱۲۷۹ : گردان به هوای یار چون گردونیم

رباعی شمارهٔ ۱۲۸۰ : گر دریائی ماهی دریای توام

رباعی شمارهٔ ۱۲۸۱ : گر دل دهم و از سر جان برخیزم

رباعی شمارهٔ ۱۲۸۲ : گر دل طلبم در خم مویت بینم

رباعی شمارهٔ ۱۲۸۳ : کردیم قبول و من زرد میترسم

رباعی شمارهٔ ۱۲۸۴ : گر رنج دهد بجای بختش گیرم

رباعی شمارهٔ ۱۲۸۵ : گر شاد ببینمت بر این دیده نهم

رباعی شمارهٔ ۱۲۸۶ : گر صبر کنی پردهٔ صبرت بدریم

رباعی شمارهٔ ۱۲۸۷ : گر کبر بخورده‌ام که سرمست توام

رباعی شمارهٔ ۱۲۸۸ : گر ماه شوی بر آسمان کم نگرم

رباعی شمارهٔ ۱۲۸۹ : گر من بدر سرای تو کم گذری

رباعی شمارهٔ ۱۲۹۰ : گر یار کنی خصم تواش گردانیم

رباعی شمارهٔ ۱۲۹۱ : گفتم به فراق مدتی بگزارم

رباعی شمارهٔ ۱۲۹۲ : گویی تو که من ز هر هنر باخبرم

رباعی شمارهٔ ۱۲۹۳ : گفتم دل و دین بر سر کارت کردم

رباعی شمارهٔ ۱۲۹۴ : گفتم سگ نفس را مگر پیر کنم

رباعی شمارهٔ ۱۲۹۵ : گفتم که دل از تو برکنم نتوانم

رباعی شمارهٔ ۱۲۹۶ : گفتم که ز چشم خلق با دردسریم

رباعی شمارهٔ ۱۲۹۷ : گفتم که مگر غمت بود درمانم

رباعی شمارهٔ ۱۲۹۸ : گنجینهٔ اسرار الهی مائیم

رباعی شمارهٔ ۱۲۹۹ : گوئیکه به تن دور و به دل با یارم

رباعی شمارهٔ ۱۳۰۰ : گه در طلب وصل مشوش باشیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۰۱ : لا الفجر بقینة و لا شرب مدام

رباعی شمارهٔ ۱۳۰۲ : لب بستم و صد نکته خموشت گفتم

رباعی شمارهٔ ۱۳۰۳ : لیلم که نهاری نکند من چکنم

رباعی شمارهٔ ۱۳۰۴ : ما از دو صفت ز کار بیکار شویم

رباعی شمارهٔ ۱۳۰۵ : ما بادهٔ ز خون دل خود می‌نوشیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۰۶ : ما باده ز یار دلفروز آوردیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۰۷ : ما برزگران این کهن دشت نویم

رباعی شمارهٔ ۱۳۰۸ : ما جان لطیفیم و نظر در نائیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۰۹ : ما خاک ترا به آب زمزم ندهیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۱۰ : ما خواجهٔ ده نه‌ایم ما قلاشیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۱۱ : ما را بس و ما را بس و ما بس کردیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۱۲ : ما رخت وجود بر عدم بربندیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۱۳ : ما عاشق خود را به عدو بسپاریم

رباعی شمارهٔ ۱۳۱۴ : ما کار و دکان و پیشه را سوخته‌ایم

رباعی شمارهٔ ۱۳۱۵ : ما مذهب چشم شوخ مستش داریم

رباعی شمارهٔ ۱۳۱۶ : مانند قلم سپید کار سیهم

رباعی شمارهٔ ۱۳۱۷ : ماهی فارغ ز چارده می‌بینم

رباعی شمارهٔ ۱۳۱۸ : مائیم که از بادهٔ بی‌جام خوشیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۱۹ : مائیم که پوستین بگازر دادیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۲۰ : مائیم که بی‌قماش و بی‌سیم خوشیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۲۱ : مائیم که تا مهر تو آموخته‌ایم

رباعی شمارهٔ ۱۳۲۲ : مائیم که دل ز جسم و جوهر کندیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۲۳ : مائیم که دوست خویش دشمن داریم

رباعی شمارهٔ ۱۳۲۴ : مائیم که گه نهان و گه پیدائیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۲۵ : مردم رغم عشق دمی در من دم

رباعی شمارهٔ ۱۳۲۶ : مصنوع حقیم و صید صانع باشیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۲۷ : مگریز ز من که من خریدار توام

رباعی شمارهٔ ۱۳۲۸ : من بحر تمامم و یکی قطره نیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۲۹ : من بر سر کویت آستین گردانم

رباعی شمارهٔ ۱۳۳۰ : من بندهٔ قرآنم اگر جان دارم

رباعی شمارهٔ ۱۳۳۱ : من پیر شدم پیر نه ز ایام شدم

رباعی شمارهٔ ۱۳۳۲ : من چشم ترا بسته به کین می‌بینم

رباعی شمارهٔ ۱۳۳۳ : من خاک ترا به چرخ اعظم ندهم

رباعی شمارهٔ ۱۳۳۴ : من درد ترا ز دست آسان ندهم

رباعی شمارهٔ ۱۳۳۵ : من دوش فراق را جفا میگفتم

رباعی شمارهٔ ۱۳۳۶ : من زخم ترا به هیچ مرهم ندهم

رباعی شمارهٔ ۱۳۳۷ : من سر بنهم در رهت ای کان کرم

رباعی شمارهٔ ۱۳۳۸ : من سیر نیم سیر نیم سیر نیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۳۹ : من سیر نیم ولی ز سیران سیرم

رباعی شمارهٔ ۱۳۴۰ : من عادت و خوی آن صنم میدانم

رباعی شمارهٔ ۱۳۴۱ : من عاشق روی تو نگارم چکنم

رباعی شمارهٔ ۱۳۴۲ : من عاشقی از کمال تو آموزم

رباعی شمارهٔ ۱۳۴۳ : من عشق ترا به جای ایمان دارم

رباعی شمارهٔ ۱۳۴۴ : من عهد شکسته بر شکستی بزنم

رباعی شمارهٔ ۱۳۴۵ : من غیر ترا گزین ندارم چکنم

رباعی شمارهٔ ۱۳۴۶ : من قاعدهٔ درد و دوا می‌شکنم

رباعی شمارهٔ ۱۳۴۷ : من کاستهٔ وفای آن مه‌رویم

رباعی شمارهٔ ۱۳۴۸ : من گردانم مطرب گردان خواهم

رباعی شمارهٔ ۱۳۴۹ : من گرسنه‌ام نشاط سیری دارم

رباعی شمارهٔ ۱۳۵۰ : من مالک ملک لامکانی شده‌ام

رباعی شمارهٔ ۱۳۵۱ : من مهر تو بر تارک افلاک نهم

رباعی شمارهٔ ۱۳۵۲ : من نای توام از لب تو می‌نوشم

رباعی شمارهٔ ۱۳۵۳ : من نیز چو تو عاقل و هشیار بدم

رباعی شمارهٔ ۱۳۵۴ : من همچو کسی نشسته بر اسب خام

رباعی شمارهٔ ۱۳۵۵ : من یک جانم که صد هزار است تنم

رباعی شمارهٔ ۱۳۵۶ : مهتاب بلند گشت و ما پست شدیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۵۷ : می‌پنداری که از غمانت رستم

رباعی شمارهٔ ۱۳۵۸ : می‌پنداری که من به فرمان خودم

رباعی شمارهٔ ۱۳۵۹ : می‌گوید دف که هان بزن بر رویم

رباعی شمارهٔ ۱۳۶۰ : ناساز از آنیم که سازی داریم

رباعی شمارهٔ ۱۳۶۱ : نی از پی کسب سوی بازار شویم

رباعی شمارهٔ ۱۳۶۲ : نی دست که در مصاف خونریز کنم

رباعی شمارهٔ ۱۳۶۳ : نی سخرهٔ آسمان پیروزه شوم

رباعی شمارهٔ ۱۳۶۴ : هر گه که دل از خلق جدا می‌بینم

رباعی شمارهٔ ۱۳۶۵ : همچون سر زلف تو پریشان توایم

رباعی شمارهٔ ۱۳۶۶ : هم خوان توایم و نیز مهمان توایم

رباعی شمارهٔ ۱۳۶۷ : هم مستم و هم بادهٔ مستان توام

رباعی شمارهٔ ۱۳۶۸ : هم منزل عشق و هم رهت می‌بینم

رباعی شمارهٔ ۱۳۶۹ : هوش عاشق کجا بود سوی نسیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۷۰ : یار آمده یار آمده ره بگشائیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۷۱ : یا صورت خودنمای تا نقش کنیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۷۲ : یرغوش بک و قیر بک و سالارم

رباعی شمارهٔ ۱۳۷۳ : یک بار دگر قبول کن بندگیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۷۴ : یک جرعه ز جام تو تمامست تمام

رباعی شمارهٔ ۱۳۷۵ : یک چند به کودکی به استاد شدیم

رباعی شمارهٔ ۱۳۷۶ : یک دم که ز دیدار تو یک سو افتم

رباعی شمارهٔ ۱۳۷۷ : آشفته همی روی بکوئی ای جان

رباعی شمارهٔ ۱۳۷۸ : آمد دل من بهر نشانم گفتن

رباعی شمارهٔ ۱۳۷۹ : آمد شب و غمهای تو همچون عسسان

رباعی شمارهٔ ۱۳۸۰ : آن حلوائی که کم رسد زو به دهن

رباعی شمارهٔ ۱۳۸۱ : آن صورت غیبی که شندیش دشمن

رباعی شمارهٔ ۱۳۸۲ : آن کس که نساخت با لقای یاران

رباعی شمارهٔ ۱۳۸۳ : آنکو طمع وفا برد بر شکران

رباعی شمارهٔ ۱۳۸۴ : آن کیست کز این تیر نشد همچو کمان

رباعی شمارهٔ ۱۳۸۵ : احرام درش گیرد لافرمان کن

رباعی شمارهٔ ۱۳۸۶ : از بسکه برآورد غمت آه از من

رباعی شمارهٔ ۱۳۸۷ : از بسکه فساد و ابلهی زاد از من

رباعی شمارهٔ ۱۳۸۸ : از حاصل کار این جهانی کردن

رباعی شمارهٔ ۱۳۸۹ : از روز شریفتر شد از وی شب من

رباعی شمارهٔ ۱۳۹۰ : از عمر که پربار شود هردم من

رباعی شمارهٔ ۱۳۹۱ : اسرار مرا نهانی اندر جان کن

رباعی شمارهٔ ۱۳۹۲ : امروز مراست روز میدان منشین

رباعی شمارهٔ ۱۳۹۳ : امشب منم و هزار صوفی پنهان

رباعی شمارهٔ ۱۳۹۴ : ای آنکه گرفته‌ای به دستان دستان

رباعی شمارهٔ ۱۳۹۵ : ای بی‌تو حرام زندگانی ای جان

رباعی شمارهٔ ۱۳۹۶ : ای بی‌تو حرام زندگانی کردن

رباعی شمارهٔ ۱۳۹۷ : ای جانب عشاق به خیره نگران

رباعی شمارهٔ ۱۳۹۸ : ای جان منزه ز غم پالودن

رباعی شمارهٔ ۱۳۹۹ : ای جمله جهان بروی خوبت نگران

رباعی شمارهٔ ۱۴۰۰ : ای خورده مرا جگر برای دگران

رباعی شمارهٔ ۱۴۰۱ : ای خوی تو در جهان می و شیر ای جان

رباعی شمارهٔ ۱۴۰۲ : ای داد که هست جمله بیدار از من

رباعی شمارهٔ ۱۴۰۳ : ای در دو جهان یگانه تعجیل مکن

رباعی شمارهٔ ۱۴۰۴ : ای دف تو بخوان ز دفتر مشتاقان

رباعی شمارهٔ ۱۴۰۵ : ای دل تو در این واقعه دمسازی کن

رباعی شمارهٔ ۱۴۰۶ : ای دل چه شدی ز دست دستی میزن

رباعی شمارهٔ ۱۴۰۷ : ای دوست قبولم کن و جانم بستان

رباعی شمارهٔ ۱۴۰۸ : ای رفته ز یاران تو به یک گوشه کران

رباعی شمارهٔ ۱۴۰۹ : ای روی تو باغ و چمن هر دو جهان

رباعی شمارهٔ ۱۴۱۰ : ای روی تو کعبهٔ دل و قبلهٔ جان

رباعی شمارهٔ ۱۴۱۱ : ای زخم تو خوشتر از دوای دگران

رباعی شمارهٔ ۱۴۱۲ : ای زخم زننده بر رباب دل من

رباعی شمارهٔ ۱۴۱۳ : ای سنگ ز سودای لبت آبستان

رباعی شمارهٔ ۱۴۱۴ : ای شاه تو مات گشته را مات مکن

رباعی شمارهٔ ۱۴۱۵ : ای عادت تو خشم و جفا ورزیدن

رباعی شمارهٔ ۱۴۱۶ : ای عادت عشق عین ایمان خوردن

رباعی شمارهٔ ۱۴۱۷ : ای عاشق گفتار و تفاصیل سخن

رباعی شمارهٔ ۱۴۱۸ : ای عالم دل از تو شده قابل جان

رباعی شمارهٔ ۱۴۱۹ : ای عشق تو در جان کسی و آن کس من

رباعی شمارهٔ ۱۴۲۰ : ای کرده ز گل دستک من پایک من

رباعی شمارهٔ ۱۴۲۱ : ای گرسنهٔ وصل تو سیران جهان

رباعی شمارهٔ ۱۴۲۲ : ای لعل لبت معدن شکر چیدن

رباعی شمارهٔ ۱۴۲۳ : ای ماه لطیف جانفزا خرمن من

رباعی شمارهٔ ۱۴۲۴ : ای مجمع دل راه پراکنده مزن

رباعی شمارهٔ ۱۴۲۵ : ای مفخر و سلطان همه دلداران

رباعی شمارهٔ ۱۴۲۶ : ای مونس روزگار چونی بی من

رباعی شمارهٔ ۱۴۲۷ : ای نالهٔ عشق تو رباب دل من

رباعی شمارهٔ ۱۴۲۸ : این بنده مراعات نداند کردن

رباعی شمارهٔ ۱۴۲۹ : این دیدهٔ من کز نگرد دور از من

رباعی شمارهٔ ۱۴۳۰ : ای یار به انکار سوی ما نگران

رباعی شمارهٔ ۱۴۳۱ : ای یار بیا و بر دلم بر میزان

رباعی شمارهٔ ۱۴۳۲ : ای یک قدح از درد تو دریای جهان

رباعی شمارهٔ ۱۴۳۳ : با دل گفتم اگر بود جای سخن

رباعی شمارهٔ ۱۴۳۴ : با دل گفتم عشق تو آغاز مکن

رباعی شمارهٔ ۱۴۳۵ : باغست و بهار و سر و عالی ای جان

رباعی شمارهٔ ۱۴۳۶ : بیدل من و بیدل تو و بیدل تو و من

رباعی شمارهٔ ۱۴۳۷ : با هر دو جهان چو رنگ باید بودن

رباعی شمارهٔ ۱۴۳۸ : بر خسته دلان راه ملامت میزن

رباعی شمارهٔ ۱۴۳۹ : بر گرد جهان این دل آوارهٔ من

رباعی شمارهٔ ۱۴۴۰ : بر گردن ما بهانه‌ای خواهی بستن

رباعی شمارهٔ ۱۴۴۱ : بسیار علاقه‌ها بباید ای جان

رباعی شمارهٔ ۱۴۴۲ : پالوده شوی در طلب پالودن

رباعی شمارهٔ ۱۴۴۳ : پیموده شدم ز راه تو پیمودن

رباعی شمارهٔ ۱۴۴۴ : تا با خودی دوری ارچه هستی با من

رباعی شمارهٔ ۱۴۴۵ : تا روی تو قبله‌ام شد ای جان جهان

رباعی شمارهٔ ۱۴۴۶ : توبه کردم ز توبه کردن ای جان

رباعی شمارهٔ ۱۴۴۷ : تو شاه دل منی و شاهی میکن

رباعی شمارهٔ ۱۴۴۸ : جانم بر آن قوم که جانند ایشان

رباعی شمارهٔ ۱۴۴۹ : جانهاست همه جانوران را جز جان

رباعی شمارهٔ ۱۴۵۰ : جز بادهٔ لعل لامکان یاد مکن

رباعی شمارهٔ ۱۴۵۱ : جز جام جلالت اجل نوش مکن

رباعی شمارهٔ ۱۴۵۲ : چون شاه جهان نیست کسی در دو جهان

رباعی شمارهٔ ۱۴۵۳ : چندین به تو بر مهر و وفا بستهٔ من

رباعی شمارهٔ ۱۴۵۴ : چون آتش میشود عذارش به سخن

رباعی شمارهٔ ۱۴۵۵ : چون بنده نه‌ای ندای شاهی میزن

رباعی شمارهٔ ۱۴۵۶ : چون جوشش خنب عشق دیدم ز تو من

رباعی شمارهٔ ۱۴۵۷ : حرص و حسد و کینه ز دل بیرون کن

رباعی شمارهٔ ۱۴۵۸ : چون زرد و نزار دید او رو یک من

رباعی شمارهٔ ۱۴۵۹ : خود حال دلی بود پریشانتر از این

رباعی شمارهٔ ۱۴۶۰ : در باده‌کشی تو خویش را ریشه مکن

رباعی شمارهٔ ۱۴۶۱ : در بحر کرم حرص و حسد پیمودن

رباعی شمارهٔ ۱۴۶۲ : در پوش سلاح وقت جنگ است ای جان

رباعی شمارهٔ ۱۴۶۳ : در چشم منست ابروی همچو کمان

رباعی شمارهٔ ۱۴۶۴ : در حضرت توحید پس و پیش مدان

رباعی شمارهٔ ۱۴۶۵ : در دیدهٔ ما نگر جمال حق بین

رباعی شمارهٔ ۱۴۶۶ : در راه نیاز فرد باید بودن

رباعی شمارهٔ ۱۴۶۷ : در عشق تو شوخ و شنگ باید بودن

رباعی شمارهٔ ۱۴۶۸ : دل از طلب خوبی بی‌چون گشتن

رباعی شمارهٔ ۱۴۶۹ : دل باغ نهانست و درختان پنهان

رباعی شمارهٔ ۱۴۷۰ : دل برد ز من دوش به صد عشق و فسون

رباعی شمارهٔ ۱۴۷۱ : دل گرسنهٔ عید تو شد چون رمضان

رباعی شمارهٔ ۱۴۷۲ : دلها مثل رباب و عشق تو کمان

رباعی شمارهٔ ۱۴۷۳ : دوش آنچه برفت در میان تو و من

رباعی شمارهٔ ۱۴۷۴ : دوشست دیدم یار جدائی جویان

رباعی شمارهٔ ۱۴۷۵ : دی از تو چنان بدم که گل در بستان

رباعی شمارهٔ ۱۴۷۶ : دیدم رویت بتا تو روپوش مکن

رباعی شمارهٔ ۱۴۷۷ : رفتم به طبیب و گفتم ای زین‌الدین

رباعی شمارهٔ ۱۴۷۸ : رفتی و نرفت ای بت بگزیدهٔ من

رباعی شمارهٔ ۱۴۷۹ : رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین

رباعی شمارهٔ ۱۴۸۰ : رو درد گزین درد گزین درد گزین

رباعی شمارهٔ ۱۴۸۱ : روزیکه گذر کنی به خر پشتهٔ من

رباعی شمارهٔ ۱۴۸۲ : زان خسرو جان تو مهر شاهی بستان

رباعی شمارهٔ ۱۴۸۳ : سرمست توام نه از می و نز افیون

رباعی شمارهٔ ۱۴۸۴ : سرمست شدم در هوس سرمستان

رباعی شمارهٔ ۱۴۸۵ : شاخ گل تر بر سر عنبر میزن

رباعی شمارهٔ ۱۴۸۶ : شب رفت و نرفت ای بت سیمین برمن

رباعی شمارهٔ ۱۴۸۷ : شد کودکی و رفت جوانی ز جوان

رباعی شمارهٔ ۱۴۸۸ : شمع ازلست عالم افروزی من

رباعی شمارهٔ ۱۴۸۹ : شوری دارم که برنتابد گردون

رباعی شمارهٔ ۱۴۹۰ : صورت همه مقبول هیولا میدان

رباعی شمارهٔ ۱۴۹۱ : طبع تو چو سنگست و دلت چون آهن

رباعی شمارهٔ ۱۴۹۲ : طبعی نه که با دوست در آمیزم من

رباعی شمارهٔ ۱۴۹۳ : عقلی که خلاف تو گزیدن نتوان

رباعی شمارهٔ ۱۴۹۴ : عید آمد و عیدانه جمال سلطان

رباعی شمارهٔ ۱۴۹۵ : فرخ باشد جمال سلطان دیدن

رباعی شمارهٔ ۱۴۹۶ : گر تیغ اجل مرا کند بی‌سر و جان

رباعی شمارهٔ ۱۴۹۷ : گر دست بشد ز کار پائی می‌زن

رباعی شمارهٔ ۱۴۹۸ : گر شادم و گر عراق و گر لورستان

رباعی شمارهٔ ۱۴۹۹ : گر کشته شوم به نزد و پیکار تو من

رباعی شمارهٔ ۱۵۰۰ : گر مشتاقی به پیش مشتاق نشین

رباعی شمارهٔ ۱۵۰۱ : کس نیست به غیر از او در این جمله جهان

رباعی شمارهٔ ۱۵۰۲ : گفتم که بر حریف غمگین منشین

رباعی شمارهٔ ۱۵۰۳ : گفتم مکن ایروت حسن خوت حسن

رباعی شمارهٔ ۱۵۰۴ : گلباغ نهانست و درختان پنهان

رباعی شمارهٔ ۱۵۰۵ : ما زیبائیم خویش را زیبا کن

رباعی شمارهٔ ۱۵۰۶ : ما کاهگلان عشق و پهلو به زمین

رباعی شمارهٔ ۱۵۰۷ : ما مرد سنانیم نه از بهر سه نان

رباعی شمارهٔ ۱۵۰۸ : مجموع جهان عاشق یک پارهٔ من

رباعی شمارهٔ ۱۵۰۹ : معشوق من از همه نهانست بدان

رباعی شمارهٔ ۱۵۱۰ : من بندهٔ مستی که بود دست زنان

رباعی شمارهٔ ۱۵۱۱ : من بیرخ تو باده ندانم خوردن

رباعی شمارهٔ ۱۵۱۲ : من بینم آنرا که نمی‌بینم من

رباعی شمارهٔ ۱۵۱۳ : من کاغذهای مصر و بغداد ای جان

رباعی شمارهٔ ۱۵۱۴ : من عاشق عشق و عشق هم عاشق من

رباعی شمارهٔ ۱۵۱۵ : من کی خندم تات نبینم خندان

رباعی شمارهٔ ۱۵۱۶ : مردان تو در دایرهٔ کن فیکون

رباعی شمارهٔ ۱۵۱۷ : نزدیک منی مرا مبین چون دوران

رباعی شمارهٔ ۱۵۱۸ : هر خانه که بی‌چراغ باشد ای جان

رباعی شمارهٔ ۱۵۱۹ : هر روز خوش است منزلی بسپردن

رباعی شمارهٔ ۱۵۲۰ : هر روز نو برآئی ای دلبر جان

رباعی شمارهٔ ۱۵۲۱ : هر مطرب کو نیست ز دل دفتر خوان

رباعی شمارهٔ ۱۵۲۲ : هشدار که می‌روند هر سو غولان

رباعی شمارهٔ ۱۵۲۳ : هم خانه از آن اوست و هم جامه و نان

رباعی شمارهٔ ۱۵۲۴ : هم نور دل منی و هم راحت جان

رباعی شمارهٔ ۱۵۲۵ : هنگام اجل چو جان بپردازد تن

رباعی شمارهٔ ۱۵۲۶ : یا دلبر من باید و یا دل بر من

رباعی شمارهٔ ۱۵۲۷ : یارب چه دلست این و چه خو دارد این

رباعی شمارهٔ ۱۵۲۸ : یا اوحد بالجمال یا جانمسن

رباعی شمارهٔ ۱۵۲۹ : آن رهزن دل که پای کوبانم از او

رباعی شمارهٔ ۱۵۳۰ : آن شاه که هست عقل دیوانهٔ او

رباعی شمارهٔ ۱۵۳۱ : آن شخص که رشک برد بر جامهٔ تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۳۲ : آن کس که همیشه دل پر از دردم از او

رباعی شمارهٔ ۱۵۳۳ : آن لاله رخی که با رخ زردم از او

رباعی شمارهٔ ۱۵۳۴ : از جان بشنیده‌ام نوای غم تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۳۵ : از گنج قدم شدیم ویرانهٔ او

رباعی شمارهٔ ۱۵۳۶ : ای آب از این دیدهٔ بیخواب برو

رباعی شمارهٔ ۱۵۳۷ : ای از دل و جان لطیفتر قالب تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۳۸ : ای پردهٔ پندار پسندیدهٔ تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۳۹ : ای بسته تو خواب من به چشم جادو

رباعی شمارهٔ ۱۵۴۰ : ای بلبل مست بوستانی برگو

رباعی شمارهٔ ۱۵۴۱ : ای جان جهان به حق احسانت مرو

رباعی شمارهٔ ۱۵۴۲ : ای جان جهان جان و جهان بندهٔ تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۴۳ : ای جان جهان جز تو کسی کیست بگو

رباعی شمارهٔ ۱۵۴۴ : ای چرخ فلک پایهٔ پیروزهٔ تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۴۵ : ای در دل من میل و تمنا همه تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۴۶ : ای دل اگرت طاقت غم نیست برو

رباعی شمارهٔ ۱۵۴۷ : ای دل تو بهر خیال مغرور مشو

رباعی شمارهٔ ۱۵۴۸ : ای دل گر ازین حدیث آگاهی تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۴۹ : ای زندگی تن و توانم همه تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۵۰ : ای ساقی جان برین خوش آواز برو

رباعی شمارهٔ ۱۵۵۱ : ای ظلمت شب مانع خورشید مشو

رباعی شمارهٔ ۱۵۵۲ : ای عارف گوینده نوائی برگو

رباعی شمارهٔ ۱۵۵۳ : ای عشرت نزدیک ز ما دور مشو

رباعی شمارهٔ ۱۵۵۴ : ای ماه چو ابر بس گرستم بی‌تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۵۵ : ای مشفق فرزند دو بیتی می‌گو

رباعی شمارهٔ ۱۵۵۶ : با تست مراد از چه روی هر سو تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۵۷ : با نامحرم حدیث اسرار مگو

رباعی شمارهٔ ۱۵۵۸ : بر آتش چو دیک تو خود را میجو

رباعی شمارهٔ ۱۵۵۹ : بر تختهٔ دل که من نگهبانم و تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۶۰ : ترکی که دلم شاد کند خندهٔ او

رباعی شمارهٔ ۱۵۶۱ : چون پاک شد از رنگ خودی سینهٔ تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۶۲ : خواهی که مقیم و خوش شوی با ما تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۶۳ : داروی ملولی رخ و رخسارهٔ تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۶۴ : در اصل یکی بد است جان من و تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۶۵ : در چرخ نگنجد آنکه شد لاغر تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۶۶ : در کوی خیال خود چه میپوئی تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۶۷ : درها همه بسته‌اند الا در تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۶۸ : دل در تو گمان بد بر دور از تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۶۹ : رشک آیدم از شانه و سنگ ای دلجو

رباعی شمارهٔ ۱۵۷۰ : زاندم که شنیده‌ام نوای غم تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۷۱ : سر رشتهٔ شادیست خیال خوش تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۷۲ : سوگند بدان روی تو و هستی تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۷۳ : صد داد همی رسد ز بیدادی تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۷۴ : عشقست که کیمیای شرقست در او

رباعی شمارهٔ ۱۵۷۵ : عمرم به کنار زد کناری با تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۷۶ : فرزانهٔ عشق را تو دیوانه مگو

رباعی شمارهٔ ۱۵۷۷ : گر جمله برفتند نگارا تو مرو

رباعی شمارهٔ ۱۵۷۸ : گر عاشق عشق ما شدی، ای مه‌رو

رباعی شمارهٔ ۱۵۷۹ : گر عاقل و عالمی به عشق ابله شو

رباعی شمارهٔ ۱۵۸۰ : گر هیچ ترا میل سوی ماست بگو

رباعی شمارهٔ ۱۵۸۱ : گفتم روزی که من به جانم با تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۸۲ : گفتم که کجا بود مها خانهٔ تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۸۳ : گه در دل ما نشین چو اسرار و مرو

رباعی شمارهٔ ۱۵۸۴ : ما چارهٔ عالمیم و بیچارهٔ تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۸۵ : مردی یارا که بوی فقر آید از او

رباعی شمارهٔ ۱۵۸۶ : مستم ز دو لعل شکرت ای مه‌رو

رباعی شمارهٔ ۱۵۸۷ : من بندهٔ تو بندهٔ تو بندهٔ تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۸۸ : نی هرکه کند رقص و جهد بالا او

رباعی شمارهٔ ۱۵۸۹ : هان ای تن خاکی سخن از خاک مگو

رباعی شمارهٔ ۱۵۹۰ : هرچند در این هوس بسی باشی تو

رباعی شمارهٔ ۱۵۹۱ : هرچند که قد بی‌بدل دارد سرو

رباعی شمارهٔ ۱۵۹۲ : آمد بر من خیال جانان ز پگه

رباعی شمارهٔ ۱۵۹۳ : آن دم که رسی به گوهر ناسفته

رباعی شمارهٔ ۱۵۹۴ : آنکس که ز دست شد بر او دست منه

رباعی شمارهٔ ۱۵۹۵ : آنی که وجود و عدمت اوست همه

رباعی شمارهٔ ۱۵۹۶ : از دیدهٔ کژ دلبر رعنا را چه

رباعی شمارهٔ ۱۵۹۷ : السکر صار کاسدا من شفتیه

رباعی شمارهٔ ۱۵۹۸ : ای کان العباد ما اهواه

رباعی شمارهٔ ۱۵۹۹ : آهوی قمرا سهامه عیناه

رباعی شمارهٔ ۱۶۰۰ : ای آنکه به جان این جهانی زنده

رباعی شمارهٔ ۱۶۰۱ : ای پارسی و تازی تو پوشیده

رباعی شمارهٔ ۱۶۰۲ : ای بر نمک تو خلق نانی بزده

رباعی شمارهٔ ۱۶۰۳ : ای بی‌ادبانه من ز تو نالیده

رباعی شمارهٔ ۱۶۰۴ : ای جان تو بر مقصران آشفته

رباعی شمارهٔ ۱۶۰۵ : ای با تو جهان ظریف و شادی باره

رباعی شمارهٔ ۱۶۰۶ : ای خواب مرا بسته و مدفون کرده

رباعی شمارهٔ ۱۶۰۷ : ای در طلب گره‌گشائی مرده

رباعی شمارهٔ ۱۶۰۸ : ای دوست مرا دمدمه بسیار مده

رباعی شمارهٔ ۱۶۰۹ : ای روز الست ملک و دولت رانده

رباعی شمارهٔ ۱۶۱۰ : ای سرو ز قامت تو قد دزدیده

رباعی شمارهٔ ۱۶۱۱ : ای کوران را به لطف ره بین کرده

رباعی شمارهٔ ۱۶۱۲ : ای میر ملیحان و مهان شیی الله

رباعی شمارهٔ ۱۶۱۳ : باز آمد یار با دلی چون خاره

رباعی شمارهٔ ۱۶۱۴ : بازچیهٔ قدرت خدائیم همه

رباعی شمارهٔ ۱۶۱۵ : بفروخت مرا یار به یک دسته تره

رباعی شمارهٔ ۱۶۱۶ : بیگانه شوی ز صحبت بیگانه

رباعی شمارهٔ ۱۶۱۷ : بیگاه شد و دل نرهید از ناله

رباعی شمارهٔ ۱۶۱۸ : تا روی ترا بدیدم ای بت ناآگاه

رباعی شمارهٔ ۱۶۱۹ : تو آبی و ما جمله گیاهیم همه

رباعی شمارهٔ ۱۶۲۰ : تو توبه مکن که من شکستم توبه

رباعی شمارهٔ ۱۶۲۱ : جانیست غذای او غم و اندیشه

رباعی شمارهٔ ۱۶۲۲ : دانی شب چیست بشنو ای فرزانه

رباعی شمارهٔ ۱۶۲۳ : در راه یگانگی چه طاعت چه گناه

رباعی شمارهٔ ۱۶۲۴ : در بندگیت حلقه بگوشم ای شاه

رباعی شمارهٔ ۱۶۲۵ : در عشق خلاصهٔ جنون از من خواه

رباعی شمارهٔ ۱۶۲۶ : دی از سر سودای تو من شوریده

رباعی شمارهٔ ۱۶۲۷ : روی تو نماز آمد و چشمت روزه

رباعی شمارهٔ ۱۶۲۸ : زلف تو که یکروزم از او روشن نه

رباعی شمارهٔ ۱۶۲۹ : سه چیز ز من ربوده‌ای بگزیده

رباعی شمارهٔ ۱۶۳۰ : صاحب‌نظران راست تحیر پیشه

رباعی شمارهٔ ۱۶۳۱ : صحت که کشد به سقم و رنجوری به

رباعی شمارهٔ ۱۶۳۲ : صوفی نشوی به فوطه و پشمینه

رباعی شمارهٔ ۱۶۳۳ : عشق غلب القلب و قد صار به

رباعی شمارهٔ ۱۶۳۴ : فصلیست چو وصل دوست فرخنده شده

رباعی شمارهٔ ۱۶۳۵ : گفتم چکنم گفت که ای بیچاره

رباعی شمارهٔ ۱۶۳۶ : گفتم که توئی می و منم پیمانه

رباعی شمارهٔ ۱۶۳۷ : گفتم که ز عشقت شده‌ام دیوانه

رباعی شمارهٔ ۱۶۳۸ : گنجیست نهانه در زمین پوشیده

رباعی شمارهٔ ۱۶۳۹ : گیر ایدل من عنان آن شاهنشاه

رباعی شمارهٔ ۱۶۴۰ : ما را می کهنه باید و دیرینه

رباعی شمارهٔ ۱۶۴۱ : ما مردانیم شسته بر تنگ دره

رباعی شمارهٔ ۱۶۴۲ : مانندهٔ زنبیل بگیر این روزه

رباعی شمارهٔ ۱۶۴۳ : مستم ز می عشق خراب افتاده

رباعی شمارهٔ ۱۶۴۴ : من میگویم که گشت بیگاه ایماه

رباعی شمارهٔ ۱۶۴۵ : میخوردم باده بابت آشفته

رباعی شمارهٔ ۱۶۴۶ : میدان فراخ و مرد میدانی نه

رباعی شمارهٔ ۱۶۴۷ : وه وه که به دیدار تو چونم تشنه

رباعی شمارهٔ ۱۶۴۸ : هین نوبت صبر آمد و ماه روزه

رباعی شمارهٔ ۱۶۴۹ : هر چند در این پرده اسیرید همه

رباعی شمارهٔ ۱۶۵۰ : هم آینه‌ایم و هم لقائیم همه

رباعی شمارهٔ ۱۶۵۱ : یارب تو مرا به نفس طناز مده

رباعی شمارهٔ ۱۶۵۲ : یارب تو یکی یار جفا کارش ده

رباعی شمارهٔ ۱۶۵۳ : آمد بر من دوش مه یغمائی

رباعی شمارهٔ ۱۶۵۴ : آن چیز که هست در سبد میدانی

رباعی شمارهٔ ۱۶۵۵ : آن خوش باشد که صاحب تمییزی

رباعی شمارهٔ ۱۶۵۶ : آن دل که به یاد خود صبورش کردی

رباعی شمارهٔ ۱۶۵۷ : آن را که نکرد ز هر سود ایساقی

رباعی شمارهٔ ۱۶۵۸ : آن رطل گران را اگر ارزان کنیی

رباعی شمارهٔ ۱۶۵۹ : آن روز که دیوانه سر و سودائی

رباعی شمارهٔ ۱۶۶۰ : آن روی ترش نگر چو قندستانی

رباعی شمارهٔ ۱۶۶۱ : آن ظلم رسیده‌ای که دادش دادی

رباعی شمارهٔ ۱۶۶۲ : آن میوه توئی که نادر ایامی

رباعی شمارهٔ ۱۶۶۳ : آنی تو که در صومعه مستم داری

رباعی شمارهٔ ۱۶۶۴ : آنی که بر دلشدگان دیر آئی

رباعی شمارهٔ ۱۶۶۵ : آنی که به صد شفاعت و صد زاری

رباعی شمارهٔ ۱۶۶۶ : احوال من زار حزین می‌پرسی

رباعی شمارهٔ ۱۶۶۷ : از آب و گلی نیست بنای چو توئی

رباعی شمارهٔ ۱۶۶۸ : از جان بگریزم ار ز جان بگریزی

رباعی شمارهٔ ۱۶۶۹ : از چهرهٔ آفتاب مهوش گردی

رباعی شمارهٔ ۱۶۷۰ : از خلق ز راه تیزهوشی نرهی

رباعی شمارهٔ ۱۶۷۱ : از رنج و ملال ما چه فریاد کنی

رباعی شمارهٔ ۱۶۷۲ : از سایهٔ عاشقان اگر دور شوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۷۳ : از شادی تو پر است شهر و وادی

رباعی شمارهٔ ۱۶۷۴ : از عشق ازل ترانه‌گویان گشتی

رباعی شمارهٔ ۱۶۷۵ : از عشق تو هر طرف یکی شبخیزی

رباعی شمارهٔ ۱۶۷۶ : از گل قفس هدهد جانها تو کنی

رباعی شمارهٔ ۱۶۷۷ : از کم خوردن زیرک و هشیار شوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۷۸ : استاد مرا بگفتم اندر مستی

رباعی شمارهٔ ۱۶۷۹ : اسرار شنو ز طوطی ربانی

رباعی شمارهٔ ۱۶۸۰ : افتاد مرا با لب او گفتاری

رباعی شمارهٔ ۱۶۸۱ : امروز مرا سخت پریشان کردی

رباعی شمارهٔ ۱۶۸۲ : امشب برو ای خواب اگر بنشینی

رباعی شمارهٔ ۱۶۸۳ : امشب که فتاده‌ای به چنگال رهی

رباعی شمارهٔ ۱۶۸۴ : امشب منم و یکی حریف چو منی

رباعی شمارهٔ ۱۶۸۵ : اندر دل من مها دل‌افروز توئی

رباعی شمارهٔ ۱۶۸۶ : اندر دو جهان دلبر و جانم تو بسی

رباعی شمارهٔ ۱۶۸۷ : اندر ره حق چو چست و چالاک شوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۸۸ : اندر سرم ار عقل و تمیز است توئی

رباعی شمارهٔ ۱۶۸۹ : ای آتش بخت سوی گردون رفتی

رباعی شمارهٔ ۱۶۹۰ : ای آنکه به کوی یار ما افتادی

رباعی شمارهٔ ۱۶۹۱ : ای آنکه تو از دوش بیادم دادی

رباعی شمارهٔ ۱۶۹۲ : ای آنکه تو خون عاشقان آشامی

رباعی شمارهٔ ۱۶۹۳ : ای آنکه ره گریز می‌اندیشی

رباعی شمارهٔ ۱۶۹۴ : ای آنکه ز حد برون جان‌افزایی

رباعی شمارهٔ ۱۶۹۵ : ای آنکه ز حال بندگان میدانی

رباعی شمارهٔ ۱۶۹۶ : ای آنکه ز خاک تیره نطعی سازی

رباعی شمارهٔ ۱۶۹۷ : ای آنکه صلیب دار و هم ترسائی

رباعی شمارهٔ ۱۶۹۸ : ای آنکه طبیب دردهای مائی

رباعی شمارهٔ ۱۶۹۹ : ای آنکه غلام خسرو شیرینی

رباعی شمارهٔ ۱۷۰۰ : ای آنکه مرا بستهٔ صد دام کنی

رباعی شمارهٔ ۱۷۰۱ : ای آنکه مرا دهر زبان میدانی

رباعی شمارهٔ ۱۷۰۲ : ای آنکه نظر به طعنه میاندازی

رباعی شمارهٔ ۱۷۰۳ : ای ابر که تو جهان خورشیدانی

رباعی شمارهٔ ۱۷۰۴ : ای از تو مرا گوش پرودیده بهی

رباعی شمارهٔ ۱۷۰۵ : ای باد سحر به کوی آن سلسله موی

رباعی شمارهٔ ۱۷۰۶ : ای باد سحر تو از سر نیکوئی

رباعی شمارهٔ ۱۷۰۷ : ای باده تو باشی که همه داد کنی

رباعی شمارهٔ ۱۷۰۸ : ای باطل اگر ز حق گریزی چکنی

رباعی شمارهٔ ۱۷۰۹ : ای باغ خدا که پر بت و پر حوری

رباعی شمارهٔ ۱۷۱۰ : ای بانگ رباب از کجا می‌آئی

رباعی شمارهٔ ۱۷۱۱ : ای پر ز جفا چند از این طراری

رباعی شمارهٔ ۱۷۱۲ : ای بر سر ره نشسته ره می‌طلبی

رباعی شمارهٔ ۱۷۱۳ : ای بنده اگر تو خواجه بشناختیی

رباعی شمارهٔ ۱۷۱۴ : ای پیر اگر تو روی با حق داری

رباعی شمارهٔ ۱۷۱۵ : ای ترک چرا به زلف چون هندوئی

رباعی شمارهٔ ۱۷۱۶ : ای چون علم بلند در صحرائی

رباعی شمارهٔ ۱۷۱۷ : ای چون علم سپید در صحرائی

رباعی شمارهٔ ۱۷۱۸ : ای خواجه چرا بی‌پر و بالم کردی

رباعی شمارهٔ ۱۷۱۹ : ای خواجه ز هر خیال پر باد شوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۲۰ : ای خواجه گنه مکن که بدنام شوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۲۱ : ای داده مرا به خواب در بیداری

رباعی شمارهٔ ۱۷۲۲ : ای داده مرا چو عشق خود بیداری

رباعی شمارهٔ ۱۷۲۳ : ای دام هزار فتنه و طراری

رباعی شمارهٔ ۱۷۲۴ : ای در دل من نشسته بگشاده دری

رباعی شمارهٔ ۱۷۲۵ : ای در دل هر کسی ز مهرت تابی

رباعی شمارهٔ ۱۷۲۶ : ای دشمن جان و جان شیرین که توئی

رباعی شمارهٔ ۱۷۲۷ : ای دل تو اگر هزار دلبر داری

رباعی شمارهٔ ۱۷۲۸ : ای دل تو بدین مفلسی و رسوائی

رباعی شمارهٔ ۱۷۲۹ : ای دل تو دمی مطیع سبحان نشدی

رباعی شمارهٔ ۱۷۳۰ : ای دل تو و درد او اگر خود مردی

رباعی شمارهٔ ۱۷۳۱ : ای دل چو به صدق از تو نیاید کاری

رباعی شمارهٔ ۱۷۳۲ : ای دل چو وصال یار دیدی حالی

رباعی شمارهٔ ۱۷۳۳ : ای دل چه حدیث ماجرا می‌جوئی

رباعی شمارهٔ ۱۷۳۴ : ای دوست به حق آنکه جان را جانی

رباعی شمارهٔ ۱۷۳۵ : ای دوست بهر سخن در جنگ زنی

رباعی شمارهٔ ۱۷۳۶ : ای دوست ترا رسد اگر ناز کنی

رباعی شمارهٔ ۱۷۳۷ : ای دوست ز من طمع مکن غمخواری

رباعی شمارهٔ ۱۷۳۸ : ای دیده تو از گریه زبون می‌نشوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۳۹ : ای روی ترا پیشه جهان‌آرائی

رباعی شمارهٔ ۱۷۴۰ : ای ساقی از آن باده که اول دادی

رباعی شمارهٔ ۱۷۴۱ : ای ساقی جان که سرده ایامی

رباعی شمارهٔ ۱۷۴۲ : ای سر سبب اندر سبب اندر سببی

رباعی شمارهٔ ۱۷۴۳ : ای شاخ گلی که از صبا می‌رنجی

رباعی شمارهٔ ۱۷۴۴ : ای شادی راز تو هزاران شادی

رباعی شمارهٔ ۱۷۴۵ : ای شمع تو صوفی صفتی پنداری

رباعی شمارهٔ ۱۷۴۶ : ای صاف که می شور و چنین می‌گردی

رباعی شمارهٔ ۱۷۴۷ : ای طالب دنیا تو یکی مزدوری

رباعی شمارهٔ ۱۷۴۸ : ای عشق تو عین عالم حیرانی

رباعی شمارهٔ ۱۷۴۹ : ای قاصد جان من به جان میارزی

رباعی شمارهٔ ۱۷۵۰ : ای کاش که من بدانمی کیستمی

رباعی شمارهٔ ۱۷۵۱ : ای گل تو ز لطف گلستان می‌خندی

رباعی شمارهٔ ۱۷۵۲ : ای کمتر مهمانیت آب گرمی

رباعی شمارهٔ ۱۷۵۳ : ای گوی زنخ زلف چو چوگان داری

رباعی شمارهٔ ۱۷۵۴ : ای ماه اگرچه روشن و پرنوری

رباعی شمارهٔ ۱۷۵۵ : ای ماه برآمدی و تابان گشتی

رباعی شمارهٔ ۱۷۵۶ : ای موسی ما به طور سینا رفتی

رباعی شمارهٔ ۱۷۵۷ : این شاخ شکوفه بارگیرد روزی

رباعی شمارهٔ ۱۷۵۸ : ای نرگس بی‌چشم و دهن حیرانی

رباعی شمارهٔ ۱۷۵۹ : ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توئی

رباعی شمارهٔ ۱۷۶۰ : این عرصه که عرض آن ندارد طولی

رباعی شمارهٔ ۱۷۶۱ : ای نفس عجب که با دلم همنفسی

رباعی شمارهٔ ۱۷۶۲ : ای نور دل و دیده و جانم چونی

رباعی شمارهٔ ۱۷۶۳ : ای هیزم تو خشک نگردد روزی

رباعی شمارهٔ ۱۷۶۴ : ای یار گرفتهٔ شراب آمیزی

رباعی شمارهٔ ۱۷۶۵ : امروز بیا که سخت آراسته‌ای

رباعی شمارهٔ ۱۷۶۶ : امروز ندانم بچه دست آمده‌ای

رباعی شمارهٔ ۱۷۶۷ : ای آنکه به جز شادی و جز نور نه‌ای

رباعی شمارهٔ ۱۷۶۸ : ای آنکه به لطف دلستان همه‌ای

رباعی شمارهٔ ۱۷۶۹ : ای آنکه تو بر فلک وطن داشته‌ای

رباعی شمارهٔ ۱۷۷۰ : ای آنکه تو جان بنده را جان شده‌ای

رباعی شمارهٔ ۱۷۷۱ : ای آنکه حریف بازی ما بده‌ای

رباعی شمارهٔ ۱۷۷۲ : ای آنکه رخت چو آتش افروخته‌ای

رباعی شمارهٔ ۱۷۷۳ : ای آنکه مرا به لطف بنواخته‌ای

رباعی شمارهٔ ۱۷۷۴ : ای خورشیدی که چهره افروخته‌ای

رباعی شمارهٔ ۱۷۷۵ : ای دوست که دل ز دوست برداشته‌ای

رباعی شمارهٔ ۱۷۷۶ : ای عشرت نیست گشته هستک شده‌ای

رباعی شمارهٔ ۱۷۷۷ : این نیست ره وصل که پنداشته‌ای

رباعی شمارهٔ ۱۷۷۸ : با بی‌خبران اگر نشستی بردی

رباعی شمارهٔ ۱۷۷۹ : با خندهٔ بر بسته چرا خرسندی

رباعی شمارهٔ ۱۷۸۰ : با دل گفتم که ای دل از نادانی

رباعی شمارهٔ ۱۷۸۱ : بازآی که تا به خود نیازم بینی

رباعی شمارهٔ ۱۷۸۲ : با زهره و با ماه اگر انبازی

رباعی شمارهٔ ۱۷۸۳ : با صورت دین صورت زردشت کشی

رباعی شمارهٔ ۱۷۸۴ : با قلاشان چو رد نهادی پائی

رباعی شمارهٔ ۱۷۸۵ : بالا شجری لب شکر و دل حجری

رباعی شمارهٔ ۱۷۸۶ : تو می‌خندی بهانه‌ای یافته‌ای

رباعی شمارهٔ ۱۷۸۷ : جانم ز طرب چون شکر انباشته‌ای

رباعی شمارهٔ ۱۷۸۸ : خوش خوش صنما تازه رخان آمده‌ای

رباعی شمارهٔ ۱۷۸۹ : در باغ درآب با گل اگر خار نه‌ای

رباعی شمارهٔ ۱۷۹۰ : گر آب دهی نهال خود کاشته‌ای

رباعی شمارهٔ ۱۷۹۱ : گر با همه‌ای چو بی منی بی‌همه‌ای

رباعی شمارهٔ ۱۷۹۲ : لطفی که مرا شبانه اندوخته‌ای

رباعی شمارهٔ ۱۷۹۳ : با من ترش است روی یار قدری

رباعی شمارهٔ ۱۷۹۴ : با نااهلان اگر چو جانی باشی

رباعی شمارهٔ ۱۷۹۵ : با یار به گلزار شدم رهگذری

رباعی شمارهٔ ۱۷۹۶ : بد می‌کنی و نیک طمع می‌داری

رباعی شمارهٔ ۱۷۹۷ : پران باشی چو در صف یارانی

رباعی شمارهٔ ۱۷۹۸ : برخیز و به نزد آن نکونام درآی

رباعی شمارهٔ ۱۷۹۹ : بر ظلمت شب خیمهٔ مهتاب زدی

رباعی شمارهٔ ۱۸۰۰ : بر کار گذشته بین که حسرت نخوری

رباعی شمارهٔ ۱۸۰۱ : بر گلشن یارم گذرت بایستی

رباعی شمارهٔ ۱۸۰۲ : بنمای به من رخت بکن مردمی

رباعی شمارهٔ ۱۸۰۳ : بوئی ز تو و گل معطر نی نی

رباعی شمارهٔ ۱۸۰۴ : بی‌آتش عشق تو تو نخوردم آبی

رباعی شمارهٔ ۱۸۰۵ : بیچاره دلا که آینهٔ هر اثری

رباعی شمارهٔ ۱۸۰۶ : بی‌جهد به عالم معانی نرسی

رباعی شمارهٔ ۱۸۰۷ : بیخود باشی هزار رحمت بینی

رباعی شمارهٔ ۱۸۰۸ : بیرون نگری صورت انسان بینی

رباعی شمارهٔ ۱۸۰۹ : پیش آی خیال او که شوری داری

رباعی شمارهٔ ۱۸۱۰ : بی‌نام و نشان چون دل و جانم کردی

رباعی شمارهٔ ۱۸۱۱ : پیوسته مها عزم سفر می‌داری

رباعی شمارهٔ ۱۸۱۲ : تا چند ز جان مستمند اندیشی

رباعی شمارهٔ ۱۸۱۳ : تا خاک قدوم هر مقدم نشوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۱۴ : تا درد نیابی تو به درمان نرسی

رباعی شمارهٔ ۱۸۱۵ : تا در طلب گوهر کانی کانی

رباعی شمارهٔ ۱۸۱۶ : تا عشق آن روی پریزاد شوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۱۷ : تا هشیاری به طعم مستی نرسی

رباعی شمارهٔ ۱۸۱۸ : تقصیر نکرد عشق در خماری

رباعی شمارهٔ ۱۸۱۹ : تو آب نی خاک نی تو دگری

رباعی شمارهٔ ۱۸۲۰ : توبه کردم ز شور و بی‌خویشتنی

رباعی شمارهٔ ۱۸۲۱ : تو دوش چه خواب دیده‌ای می‌دانی

رباعی شمارهٔ ۱۸۲۲ : تو سیر شدی من نشدم زین مستی

رباعی شمارهٔ ۱۸۲۳ : جانا ز تو بیزار شوم نی نی نی

رباعی شمارهٔ ۱۸۲۴ : جان بگریزد اگر ز جان بگریزی

رباعی شمارهٔ ۱۸۲۵ : جان در ره ما بباز اگر مرد دلی

رباعی شمارهٔ ۱۸۲۶ : جان دید ز جانان ازل دمسازی

رباعی شمارهٔ ۱۸۲۷ : جان روز چو مار است به شب چون ماهی

رباعی شمارهٔ ۱۸۲۸ : جانم دارد ز عشق جان‌افزائی

رباعی شمارهٔ ۱۸۲۹ : چشمان خمار و روی رخشان داری

رباعی شمارهٔ ۱۸۳۰ : چشم تو بهر غمزه بسوزد مستی

رباعی شمارهٔ ۱۸۳۱ : چشم مستت ز عادت خماری

رباعی شمارهٔ ۱۸۳۲ : چندان گفتی که از بیان بگذشتی

رباعی شمارهٔ ۱۸۳۳ : چون جمله خطا کنم صوابم تو بسی

رباعی شمارهٔ ۱۸۳۴ : چون خار بکاری رخ گل می‌خاری

رباعی شمارهٔ ۱۸۳۵ : چون ساز کند عدم حیات افزائی

رباعی شمارهٔ ۱۸۳۶ : چونست به درد دیگران درمانی

رباعی شمارهٔ ۱۸۳۷ : چون شب بر من زنان و گویان آئی

رباعی شمارهٔ ۱۸۳۸ : چون کار مسافران دینم کردی

رباعی شمارهٔ ۱۸۳۹ : چون مست شوی قرابه بر پای زنی

رباعی شمارهٔ ۱۸۴۰ : چون ممکن آن نیست اینکه از بر ما برهی

رباعی شمارهٔ ۱۸۴۱ : چونی ای آنکه از جمال فردی

رباعی شمارهٔ ۱۸۴۲ : چون نیشکر است این نیت ای نائی

رباعی شمارهٔ ۱۸۴۳ : حاشا که به ماه گویمت میمانی

رباعی شمارهٔ ۱۸۴۴ : حیف است که پیش کر زنی طنبوری

رباعی شمارهٔ ۱۸۴۵ : خواهی که حیات جاودانه بینی

رباعی شمارهٔ ۱۸۴۶ : خواهی که در این زمانه فردی گردی

رباعی شمارهٔ ۱۸۴۷ : خود را چو دمی ز یار محرم یابی

رباعی شمارهٔ ۱۸۴۸ : خود هیچ بسوی ما نگاهی نکنی

رباعی شمارهٔ ۱۸۴۹ : خوش باش که خوش نهاد باشد صوفی

رباعی شمارهٔ ۱۸۵۰ : خوش می‌سازی مرا و خوش می‌سوزی

رباعی شمارهٔ ۱۸۵۱ : خیری بنمودی و ولیکن شری

رباعی شمارهٔ ۱۸۵۲ : در بادیهٔ عشق تو کردم سفری

رباعی شمارهٔ ۱۸۵۳ : در بی‌خبری خبر نبودی چه بدی

رباعی شمارهٔ ۱۸۵۴ : در چشم منست این زمان ناز کسی

رباعی شمارهٔ ۱۸۵۵ : در چشم منی و گرنه بینا کیمی

رباعی شمارهٔ ۱۸۵۶ : در خاک اگر رفت تن بیجانی

رباعی شمارهٔ ۱۸۵۷ : در دست اجل چو درنهم من پائی

رباعی شمارهٔ ۱۸۵۸ : در دل نگذشت کز دلم بگذاری

رباعی شمارهٔ ۱۸۵۹ : در دل نگذارمت که افگار شوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۶۰ : در روزه چو از طبع دمی پاک شوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۶۱ : در زهد اگر موسی و هارون آئی

رباعی شمارهٔ ۱۸۶۲ : در زیر غزل‌ها و نفیر و زاری

رباعی شمارهٔ ۱۸۶۳ : در عالم حسن اینت سلطان که توئی

رباعی شمارهٔ ۱۸۶۶ : در عشق موافقت بود چون جانی

رباعی شمارهٔ ۱۸۶۷ : در عشق هر آن که برگزیند چیزی

رباعی شمارهٔ ۱۸۶۸ : درویشان را عار بود محتشمی

رباعی شمارهٔ ۱۸۶۹ : در هر دو جهان دلبر و یارم تو بسی

رباعی شمارهٔ ۱۸۷۰ : دستار نهاده‌ای به مطرب ندهی

رباعی شمارهٔ ۱۸۷۱ : دل از می عشق مست می‌پنداری

رباعی شمارهٔ ۱۸۷۲ : دلدار به زیر لب بخواند چیزی

رباعی شمارهٔ ۱۸۷۳ : دلدار مرا گفت ز هر دلداری

رباعی شمارهٔ ۱۸۷۴ : دل گفت مرا بگو کرا می‌جوئی

رباعی شمارهٔ ۱۸۷۵ : دل کیست همه کار و گیائیش توئی

رباعی شمارهٔ ۱۸۷۶ : دوش آمد آن خیال تو رهگذری

رباعی شمارهٔ ۱۸۷۷ : دوش از سر عاشقی و از مشتاقی

رباعی شمارهٔ ۱۸۷۸ : دوشینه مرا گذاشتی خوش خفتی

رباعی شمارهٔ ۱۸۷۹ : دی بلبلکی لطیفکی خوش گوئی

رباعی شمارهٔ ۱۸۸۰ : دی بود چنان دولت و جان افروزی

رباعی شمارهٔ ۱۸۸۱ : دیروز فسون سرد برخواند کسی

رباعی شمارهٔ ۱۸۸۲ : دی عاقل و هشیار شدم در کاری

رباعی شمارهٔ ۱۸۸۳ : دی مست بدی دلا و چست و سفری

رباعی شمارهٔ ۱۸۸۴ : رفتم بر یار از سر سر دستی

رباعی شمارهٔ ۱۸۸۵ : رفتم به طبیب گفتم ای بینائی

رباعی شمارهٔ ۱۸۸۶ : رقص آن نبود که هر زمان برخیزی

رباعی شمارهٔ ۱۸۸۷ : رو ای غم و اندیشه خطا می‌گوئی

رباعی شمارهٔ ۱۸۸۸ : روزی به خرابات گذر می‌کردی

رباعی شمارهٔ ۱۸۸۹ : زان ماه چهارده که بود اشراقی

رباعی شمارهٔ ۱۸۹۰ : زاهد بودم ترانه گویم کردی

رباعی شمارهٔ ۱۸۹۱ : زاهد که نبرد هیچ سود ای ساقی

رباعی شمارهٔ ۱۸۹۲ : سرسبزتر از تو من ندیدم شجری

رباعی شمارهٔ ۱۸۹۳ : سرسبزی باغ و گلشن و شمشادی

رباعی شمارهٔ ۱۸۹۴ : سرمستم و سرمستم و سرمست کسی

رباعی شمارهٔ ۱۸۹۵ : سوگند همی خورد پریر آن ساقی

رباعی شمارهٔ ۱۸۹۶ : شادی شادی و ای حریفان شادی

رباعی شمارهٔ ۱۸۹۷ : شب رفت و دلت نگشت سیر، ای ایچی

رباعی شمارهٔ ۱۸۹۸ : شمشیر اگر گردن جان ببریدی

رباعی شمارهٔ ۱۸۹۹ : شمعی است دل مراد افروختنی

رباعی شمارهٔ ۱۹۰۰ : صد روز دراز گر به هم پیوندی

رباعی شمارهٔ ۱۹۰۱ : عاشق شوی ای دل و ز جان اندیشی

رباعی شمارهٔ ۱۹۰۲ : عالم سبز است و هر طرف بستانی

رباعی شمارهٔ ۱۹۰۳ : عاینت حمامة تحاکی حالی

رباعی شمارهٔ ۱۹۰۴ : عشق آن نبود که هر زمان برخیزی

رباعی شمارهٔ ۱۹۰۵ : عشقت صنما چه دلبریها کردی

رباعی شمارهٔ ۱۹۰۶ : عید آمد و عید بس مبارک عیدی

رباعی شمارهٔ ۱۹۰۷ : عید آمد و هرکس قدری مقداری

رباعی شمارهٔ ۱۹۰۸ : غم را دیدم گرفته جام دردی

رباعی شمارهٔ ۱۹۰۹ : غمهای مرا همه بناغم داری

رباعی شمارهٔ ۱۹۱۰ : کافر نشدی حدیث ایمان چکنی

رباعی شمارهٔ ۱۹۱۱ : گاه از غم او دست ز جان می‌شوئی

رباعی شمارهٔ ۱۹۱۲ : گر آنکه امین و محرم این رازی

رباعی شمارهٔ ۱۹۱۳ : گر بگریزی چو آهوان بگریزی

رباعی شمارهٔ ۱۹۱۴ : گر تو نکنی سلام ما را در پی

رباعی شمارهٔ ۱۹۱۵ : گر خار بدین دیدهٔ چون جوی زنی

رباعی شمارهٔ ۱۹۱۶ : گر خوب نیم خوب پرستم باری

رباعی شمارهٔ ۱۹۱۷ : گر داد کنی درخور خود داد کنی

رباعی شمارهٔ ۱۹۱۸ : گر درد دلم به نقش پیدا بودی

رباعی شمارهٔ ۱۹۱۹ : گر سوزش سینه را به کس می‌داری

رباعی شمارهٔ ۱۹۲۰ : گر صید خدا شوی ز غم رسته شوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۲۱ : گر عاشق روی قیصر روم شوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۲۲ : گر عاشق زار روی تو نیستمی

رباعی شمارهٔ ۱۹۲۳ : گر عقل به کوی دوست رهبر نبدی

رباعی شمارهٔ ۱۹۲۴ : گر قدر کمال خویش بشناختمی

رباعی شمارهٔ ۱۹۲۵ : گر گفتن اسرار تو امکان بودی

رباعی شمارهٔ ۱۹۲۶ : گر مجلس انس را به کار آمدمی

رباعی شمارهٔ ۱۹۲۷ : گر من مستم ز روی بدکرداری

رباعی شمارهٔ ۱۹۲۸ : گر نقل و کباب و بادهٔ ناب خوری

رباعی شمارهٔ ۱۹۲۹ : گرنه حذر از غیرت مردان کنمی

رباعی شمارهٔ ۱۹۳۰ : گرنه کشش یار مرا یار بدی

رباعی شمارهٔ ۱۹۳۱ : گر هیچ نشانه نیست اندر وادی

رباعی شمارهٔ ۱۹۳۲ : گر یک نفسی واقف اسرار شوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۳۳ : گر یک ورق از کتاب ما برخوانی

رباعی شمارهٔ ۱۹۳۴ : گفتم به طبیب داروئی فرمائی

رباعی شمارهٔ ۱۹۳۵ : گفتم صنما مگر که جانان منی

رباعی شمارهٔ ۱۹۳۶ : گفتم صنمی شدی که جان را وطنی

رباعی شمارهٔ ۱۹۳۷ : گفتم که چونی مها خوشی محزونی

رباعی شمارهٔ ۱۹۳۸ : گفتم که دلا تو در بلا افتادی

رباعی شمارهٔ ۱۹۳۹ : گفتم که کدامست طریق هستی

رباعی شمارهٔ ۱۹۴۰ : گفتند که هست یار را شور وشری

رباعی شمارهٔ ۱۹۴۱ : گفتی که تو دیوانه و مجنون خوئی

رباعی شمارهٔ ۱۹۴۲ : گوهر چه بود به بحر او جز سنگی

رباعی شمارهٔ ۱۹۴۳ : گوئی که مگر به باغ رز رشته‌امی

رباعی شمارهٔ ۱۹۴۴ : کی پست شود آنکه بلندش تو کنی

رباعی شمارهٔ ۱۹۴۵ : کیوان گردی چو گرد مردان گردی

رباعی شمارهٔ ۱۹۴۶ : لب بر لب هر بوسه ربائی بنهی

رباعی شمارهٔ ۱۹۴۷ : مادام که در راه هوا و هوسی

رباعی شمارهٔ ۱۹۴۸ : ما را ز هوای خویش دف زن کردی

رباعی شمارهٔ ۱۹۴۹ : مانندهٔ گل ز اصل خندان زادی

رباعی شمارهٔ ۱۹۵۰ : ماه آمد پیش او که تو جان منی

رباعی شمارهٔ ۱۹۵۱ : مائیم در این زمان زمین پیمائی

رباعی شمارهٔ ۱۹۵۲ : مائیم و هوای روی شاهنشاهی

رباعی شمارهٔ ۱۹۵۳ : مردی که فلک رخنه کند از دردی

رباعی شمارهٔ ۱۹۵۴ : مرغان ز قفس قفس ز مرغان خالی

رباعی شمارهٔ ۱۹۵۵ : مست است خبر از تو و یا خود خبری

رباعی شمارهٔ ۱۹۵۶ : من با تو چنین سوخته خرمن تا کی

رباعی شمارهٔ ۱۹۵۷ : من بادم و تو برگ نلرزی چکنی

رباعی شمارهٔ ۱۹۵۸ : من بی‌دلم ای نگار و تو دلداری

رباعی شمارهٔ ۱۹۵۹ : من پیر فنا بدم جوانم کردی

رباعی شمارهٔ ۱۹۶۰ : من جان تو نیستم مگو جان غلطی

رباعی شمارهٔ ۱۹۶۱ : من جمله خطا کنم صوابم تو بسی

رباعی شمارهٔ ۱۹۶۲ : من خشک لب ار با تو دم تر زدمی

رباعی شمارهٔ ۱۹۶۳ : من دوش به خواب در بدیدم قمری

رباعی شمارهٔ ۱۹۶۴ : من دوش به کاسهٔ رباب سحری

رباعی شمارهٔ ۱۹۶۵ : من ذره بدم ز کوه بیشم کردی

رباعی شمارهٔ ۱۹۶۶ : من من نیم و اگر دمی من منمی

رباعی شمارهٔ ۱۹۶۷ : مه دوش به بالین تو آمد به سرای

رباعی شمارهٔ ۱۹۶۸ : مهمان دو دیده شد خیالت گذری

رباعی شمارهٔ ۱۹۶۹ : میدان و مگو تا نشود رسوائی

رباعی شمارهٔ ۱۹۷۰ : می‌فرماید خدا که ای هرجائی

رباعی شمارهٔ ۱۹۷۱ : ناخوانده به هرجا که روی غم باشی

رباعی شمارهٔ ۱۹۷۲ : نقاش رخت اگر نه یزدان بودی

رباعی شمارهٔ ۱۹۷۳ : نومید نیم گرچه ز من ببریدی

رباعی شمارهٔ ۱۹۷۴ : نی گفت که پای من به گل بود بسی

رباعی شمارهٔ ۱۹۷۵ : نی من منم و نی تو توئی نی تو منی

رباعی شمارهٔ ۱۹۷۶ : واپس مانی ز یار واپس باشی

رباعی شمارهٔ ۱۹۷۷ : وقف است مرا عمر در این مشتاقی

رباعی شمارهٔ ۱۹۷۸ : هر پارهٔ خاک را چو ماهی کردی

رباعی شمارهٔ ۱۹۷۹ : هر روز پگاه خیمه بر جوی زنی

رباعی شمارهٔ ۱۹۸۰ : هر روز ز عاشقی و شیرین رائی

رباعی شمارهٔ ۱۹۸۱ : هر روز یکی شور بر این جمع زنی

رباعی شمارهٔ ۱۹۸۲ : هر شب که ببنده همنشین میافتی

رباعی شمارهٔ ۱۹۸۳ : هرگز به مزاج خود یکی دم نزنی

رباعی شمارهٔ ۱۹۸۴ : هرگز نبود میل تو کافراشت کنی

رباعی شمارهٔ ۱۹۸۵ : هرکس کسکی دارد و هرکس یاری

رباعی شمارهٔ ۱۹۸۶ : هرکس کسکی دارد و هرکس یاری

رباعی شمارهٔ ۱۹۸۷ : هر لحظه مها پیش خودم می‌خوانی

رباعی شمارهٔ ۱۹۸۸ : هم‌دست همه دست زنانم کردی

رباعی شمارهٔ ۱۹۸۹ : هم دل به دلستانت رساند روزی

رباعی شمارهٔ ۱۹۹۰ : همسایگی مست فزاید مستی

رباعی شمارهٔ ۱۹۹۱ : یاد تو کنم میان یادم باشی

رباعی شمارهٔ ۱۹۹۲ : یک بوسه ز تو خواستم و شش دادی

رباعی شمارهٔ ۱۹۹۳ : یکدم غم جان دار غم نان تا کی

رباعی شمارهٔ ۱۹۹۴ : یک شفتالو از آن لب عنابی

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.